جمعه ۱ام بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۴۴:۲۲ بعد از ظهر

بافق فردا در ﺁینه ی ایران فردا

کد خبر: 13809
تعداد بازدیدکننده: 90
تاریخ: ۲۶ دی ۱۳۹۱

بافق؛ شهری در قلب کویر است با مردمانی نجیب و قانع که سالیان سال با محیط پیرامون خود جنگیده اند وخودرا با محیط خشک وخشن سازگارکردندوبه رنگ جهان پیرامون خوددرﺁمدندو هویت جمعی ﺁن ها برﺁیندی از توارث ومحیط است که در طول تاریخ شکل گرفته است  وشاید بتوان گفت که اراده وخواست مردمان این دیار ،نقش چندان مهمی درشکل پذیری شخصیت اجتماعی ﺁن ها بازی نکرده است ودقیقا بدین علت است که بسیار قانع و بردبار هستند وخود را باهرشرایطی تطبیق می دهند وناملایمات روزگار را تحمل  می کنند و اعتقاد راسخ به تقدیر و سرنوشت محتوم در وجود ﺁن ها رسوخ کرده است وجبرتاریخ است که ﺁینده را برای ﺁن ها رقم می زند.
بنابراین ما باید به این مسئله باور داشته باشیم که قسمتی از مشکلات ما به شرایط زمان و مکان برمی گردد واگراراده  وخرد جمعی امروزه به این نتیجه  رسیده است که پیله های تنیده به دور خود را برای رهایی از واپس گرایی پاره کند، باید به این امرنیز واقف باشد که مانمی توانیم دور خود حصار بکشیم و خود را در دل کویر محبوس ومحصور کنیم وبی اعتنا به اتفاقات وحوادث پیرامون، به  حل وفصل  مشکلات خود بپردازیم بلکه باید بدانیم ،تغییراتی که در کشور رخ می دهد هم برسرنوشت تک تک ما تاثیر خواهد گذاشت.
اگر دردوره ای، اصلاح طلبان بر مسند قدرت تکیه زدند ،تمام منصوبان و گماشتگان ﺁن ها هم در شهر مامروّج تفکر ﺁن ها بودند و امروزه هم گماشتگان دولت فعلی ،حاکمان ما هستند واین رسمی دیرینه در تاریخ ایران است که تحمل مخالف رابرنمی تابیم و هر تفکری که زمام امور را به دست می گیرد سعی دارد از بالاترین مقام تا دون پایه ترین فرد را از میان هم فکران وهم مسلکان خود انتخاب کند و دوباره با رفتن یکی و ﺁمدن دیگری، خزان تغییرات اتفاق می افتد و این دور باطل همین طور ادامه خواهد داشت تا ما روز به روز،بیش تر در مرداب بلاتکلیفی وانحطاط فرو رویم.
 باید بپذیریم که در درجه ی اول همدیگر راتحمل کنیم نه این که به یکدیگر فحاشی کنیم وانگشت اتهام را به سمت هم نشانه برویم و هریک ،تفکر واندیشه و حزب ومرام خود را برحق بداند ودیگران را باطل بپندارد.
اگر بپذیریم که جدایی چادرملو ومستقل شدن حوزه انتخاباتی اردکان دردولت اصلاحات رخ داد ؛باید بپذیریم  اتفاقاتی هم که در این چند سال اخیر برسرماﺁمده است مانندمالکیت معدن چاه گز وسرنوشت مبهم کارخانه فولاد وحوادث اردیبهشت  سال گذشته و…. از سوی کارگزاران ومنصوبان دولت فعلی است .
 باید به خود بقبولانیم که هرکسی فقط به فکر خویش است وساده لوحی است اگربپذیریم  که افراد براساس اعتقاد وباور، به طرفداری از این حزب وﺁن حزب می پردازند که اگر فردی برای حزب ومرامی، سینه می درد و گلو پاره می کند  بدانیدکه حتما منافعی دارد و چشم طمع به چیزی بسته است و یا این که ساده اندیشی است که بازیچه دست این وﺁن شده است.
امروزه هیچ مرامی، حقیقت مطلق نیست و هر حزب و جناحی فقط بهره ای از حقیقت برده است وگماشتگانﺁن ها هم فقط در فکر منافع شخصی و حزبی خودهستند و منتظر روزی هستند که با هم تسویه حساب کنند وعقده های خود را برسریکدیگر خالی کنند؛هرچندکه بایدپذیرفت در هر حزب و جناحی افرادی دلسوز ومنصف هم وجوددارند اما بسیارکم شمارند.
ما نباید به این بازی های سیاسی دل ببندیم اما باید برای ﺁبادانی شهرمان، سیاست بازی کنیم بدین معنا که اگر گرگ نباشی ،گرگ ها تورا می خورند وبایدبدانیم  که تنها حلقه مفقوده عا لم سیاست، اخلاق است.
بنابراین تنها درد مشترکی را که بایدفریادبزنیم ﺁبادانی شهرو احقاق حقوق ازدست رفته است وبرای تحقق این مهم باید از هردو جناح ،افرادی قوی ونیرومند تربیت کنیم که به وقت نیاز از ﺁن ها بهره بگیریم که سیاست نه قداست است که مبتنی بردروغ وتزویر وفریب است وانکار این واقعیت بیانگر جهل وتجاهل است.
دکترحسین ارجمند

۲ نظر

  1. یزدانی می‌گه:

    جناب آقای دکتر ارجمند
    این مطلب زیبا و بجای شما جای تقدیر و تشکر دارد امیدواریم کسانی که برای این شهر تصمیم می گیرند این مطلب را بخوبی بفهمند

  2. بافقی می‌گه:

    با سلام
    درسته ماهی را هر وقت از اب بگیرند تازه است ولی بافقیها دیر از خواب بیدار شدند جالبتر انکه زود هم دوباره به خواب میروند
    البته تا که از جانب استان نباشد کششی کوشش بافقی بیچاره به جایی نرسد