چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۰۸:۱۰:۴۹ قبل از ظهر

حسن غصه خور؛منتقد خاموش

کد خبر: 15202
تعداد بازدیدکننده: 124
تاریخ: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱

اختلاف در دیدگاه و نوع نگرش به مسائل پیرامونی، امری طبیعی وغیرقابل انکار است وجامعه متشکل از عقاید وسلایق مختلف است و این اختلاف سلیقه هاست که جانی تازه در کالبد بی روح جامعه می دمد وﺁن را پویا وبانشاط می سازد.
مخالف درهرجامعه ای وجوددارد ومانبایداز ایده های مخالف بهراسیم بلکه باید باروی باز, از دیدگاه های مختلف استقبال کنیم و راه رسیدن به این مهم ،درگرو بالا بردن سطح تحمل جامعه در انتقادپذیری است وباید بپذیریم که انتقاد مانند شمشیری دولبه است بدین صورت که اگر فکرواندیشه ای را به نقد کشیدی باید منتظر به نقدکشیده شدن فکر واندیشه خود هم باشی.
شعار« زنده باد مخالف من»، شاید از مترقی ترین فلسفه های سیاسی باشد که کمتر جامه ی عمل برﺁن پوشیده شده است وبیش تر در حد شعار باقی مانده است چون مهم ترین رمز بقای قدرت، سرکوب مخالف است البته این نکته را هم باید مدنظر داشت که مخالفت, باید در حصار تعریف شده ای قرار گیرد که توسط اکثریت به عنوان قانون درﺁمده  است و مانع از هرگونه ﺁشوب و هرج ومرج طلبی گردد.
مخالفت خاموش یکی از انواع مخالفت است که بنا به دلایلی، افراد بدان  تن می دهندکه بی شک مهم ترین دلیل ﺁن، ترس از قدرت یا توهم ترس ﺁلود ازقدرتمندان است که برروح وجان مردم سایه افکنده است وبه همین علت است که افراد سعی دارند حرف خود را در لفافه و با کنایه و اشاره بیان کنند یااین که در قالب لطیفه های مختلف به بیان مخالفت خود  بپردازندویا این که از عناوین و اسامی مبهم و غیر صریح در فرایند مخالفت استفاده کنند.
اگر ما خواهان جامعه ای پویا وفعال هستیم باید به تمام افراد با سلایق مختلف، اجازه حرف زدن ونقدکردن بدهیم واگر تفکرومرام خود را حق می دانیم دیگر ترس از اندیشه ی مخالف چندان معنایی نخواهد داشت وبایدبپذیریم که خاموش کردن اندیشه ی مخالف با روش های غیر متعارف، همانند ﺁتشی درزیر خاکستر است که اگر زمانی زبانه های ﺁن شعله ور شود سلامت وامنیت جامعه را چنان به خطر می اندازد که کنترل ﺁن بسیار مشکل خواهد بود.
حسن غصه خور؛ کدواژه ی یکی از منتقدان بودکه امضای وی, درزیر بیشتر مقاله های منتشرشده در بافق فردا قرارمی گرفت و انصافا بعضی از نقدهای  وی ودیگرخوانندگان ،راهگشای -حداقل نگارنده- در نوع نگرش به مسائل پیرامونی بوده است چون منتقد به یک مشکل از زاویه ی تفکر وباور خود می نگرد و احتمال دارد که اندیشه  ها وراهکارهای دیگر از دیدش مغفول بماندوامثال حسن غصه خورها هستندکه مارا در رسیدن به هدفمان یاری می دهند ،حال هر مرام و مسلکی که می خواهند داشته باشند ودرزیرهر نقابی که می خواهند خود را پنهان کنندویا این  که بانقدهای خاموش ،مارا به تندی بنوازند.
پس به امیدروزی که تمام منتقدان خاموش از پس پرده بیرون بیایند و ﺁشکارا,به بیان دیدگاه ها ونظرات خود بپردازندو این نکته رابایداذعان داشت که اگر در جامعه فعلی, فردی با استدلال و منطق پا به عرصه نقدبگذارد  هیچ خطری اوراتهدید نخواهدکرد چون تنها حرفی که جواب ندارد حرف حساب است ولی گاهی اوقات برای به کرسی نشاندن حرف حساب ,باید با تمام قوا جنگید .
دکتر حسین ارجمند

۱ نظر

  1. محمد می‌گه:

    مطلب بجا و جالبی بود
    ولی جای تعجبدارد که چرا هیچ کامنتی درذیل این مطلب نیست؟