سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۱۲:۵۴:۵۷ بعد از ظهر

آب نایاب

کد خبر: 15634
تعداد بازدیدکننده: 113
تاریخ: ۲۸ بهمن ۱۳۹۱

چند روزی از راه اندازی جایگاه تصفیه آب در خیابان وحشی بافقی می گذرد.قبل از نوشتن این مطلب جا دارد از تمام کسانی که برای ایجاد این مکان تلاش کردند تشکر کنم مخصوصا مدیریت محترم عامل شرکت سنگ آهن مرکزی .هرچند توقع وانتظار از ایشان بسیار بالاتر است.(پرداختن به این موضوع باشد برای مجالی دیگر)
واما مسئله آب ودستگاه تصفیه آن.
در روزهای نخستی که آب زاینده رود وارد شبکه آب مصرفی شهر شده بود،یادم می آید که دیگر نیازی به دستگاه آبشیرین کن ویا تهیه آب تصفیه شده از آهن شهر نبود(هر چند برای جدا سازی بخشی از املاح نیاز به تصفیه جزئی بود)،یعنی کیفیت آب نسبتا مطلوب شده بودواین مسئله برای منطقه کویری بافق بسیار باارزش جلوه میکرد.
اجازه بدهید از این فرصت استفاده کنم واز تمام عزیزانی که مسبب این کار ارزشمند بودند تشکر کنم،مخصوصا آقای مرحوم مهندس دهستانی که خدمات ارزنده ایشان بر کسی پوشیده نیست.(روحش شاد ویادش گرامی باد)
واما بعد:
مدتی است دوباره مشتری تصفه خانه آهن شهر زیاد شده ودر این چند روز جایگاه بافق را هم نسبتا  شلوغ دیدم با خود گفتم کیفیت آب که مناسب است پس چرا مردم باز هم از این جاها آب می برند،تا اینکه یک روز لیوانی آب از آب لوله کشی شهرخورده ومتوجه شدم که آب موجود دیگر کیفیت قبلی را ندارد.به فکر فرورفتم که چه شده است؟وچه اتفاقی افتاده که ما در حال برگشت به عقب هستیم؟فکرم به جایی قد نداد تا اینکه این موضوع را با کارشناسان خبره سرویس تلخند ولبخند سایت در میان گذاشتم.بعد از یک بحث کارشناسی طولانی نتایج زیر اخذ گردید که با شما سروران خودم در میان می گذارم.
سئوال:چه شده است که آب ورودی به لوله کشی شهری بافق(آب زاینده رود) کیفیت گذشته را ندارد؟
۱-آب از سرچشمه های کوهرنگ خراب شده است وکسی مقصر نیست.
۲-دست های پشت پرده در طول مسیر آب با کیفیت را میگیرند وچنین آبی را به لوله ها تزریق می کنند.
۳-در یک تحقیق مشخص شده است ،آب از هر منطقه ای که عبورکند مولکولهایش نسبت به فضای حاکم بر آن منطقه تغییر شکل می یابد.(شهادت آب)پس نتیجه میگیریم گذر آب زاینده رود از جوار تعدادی از مسئولین با نمک استان (که خیلی هم بافق رادوست می دارند)باعث شده تا آب واکنش نشان داده وشکل ظاهری ،طعم ومزه اش را از دست
بدهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هر چند این مسئله می تواند دلایل دیگری هم داشته باشد اما از حوصله شما ونویسنده خارج است.
ضمنا قابل توجه مسئولین محترم:
اکنون که در فصل سرما هستیم ومیزان مصرف آب بسیار پایین است وضع ما این است،در تابستان که مصرف آب چند برابر می شود چه خواهد شد؟حتما بعد ازصفوف مرغ وبرنج شاهد حضور پر رنگ مردم برای برداشت آب تصفیه خواهیم بود که آن هم معضلی است.پیشنهاد می کنیم چند نفر را مامور کنید تا هم صف هارا منظم کرده واز درگیریهای احتمالی جلوگیری شود وهم اشتغال زایی شده باشد.باتشکر از مسئولین.
سرویس تلخند ولبخند منتظر نظرات ،پیشنهادات وانتقادات زیبا و سازنده شماست.با ما باشید درتوسعه وپیشرفت بافق
التماس دعا.
حاج محمود ملا حیدری

۹ نظر

  1. مبارز می‌گه:

    آقای ملا حیدری دقیقا همین جور که گفتید می باشد.
    مهندس دهستانی سردار سازندگی بافق بود.مردم بافق نعمت بزرگی را از دست دادند.
    برای شادی روح مهندس دهستانی ( صلوات )

  2. محمد رضا می‌گه:

    اب زاینده رود مال دیگر شهرستان های سوگلی استان است و اب چاه ملکی مال…

  3. علی می‌گه:

    بعد از ۳۴ سال از انقلاب گذشته مردم باید با ظرف آب شرب به منزل ببرند کجاست پیشرفت وترقی بافق

  4. شهروند می‌گه:

    با تشکر از مسئولین شرکت سنگ آهن ظاهرا شیرها استاندار نصب نشده اند و هنگام برداشت آب هدر می رود لطفا فاصله شیر های آب با دیوار اصلاح شود با تشکر

  5. مجتبی می‌گه:

    بازم خوبه شرکت سنگ آهن را داریم وگرنه با ید از آب انبارهای قدیمی آب برداشت می کردیم .

  6. قاسم می‌گه:

    درست برگشتیم به عهد بوق. پیشنهاد میکنم یک اداره بنام اداره بوق تاسیس شود برای نگهداری دستگاه اب شیرین کن و تنظیم صف

  7. جواد می‌گه:

    دست مسئولین درد نکنه مشکلات دیگر کم نبود این هم اضافه شد
    ولی این چه فکری بود؟
    این مایه آبروریزی شهره،ما به همان آب لوله کشی بافق راضی بودیم فکرش را بکنید ،مسافران در حال عبور از شهرند و مردم با ۲۰لیتری در صف آب !!!!با خود چه فکری میکنند!!!!!
    حق ما این نیست

  8. شهروند بهابادی می‌گه:

    همشهریان بافقی حالا که قدرآب را دانستید فهمیدید که بیش از ۲۰ سال است که دارند حیات ما را می برند چادرملوبجاش یگان ویژه میارن .شما تازه ۲۰ لیتری دست گرفتید ما که آب شیرین داشتیم ۷ ساله که با ۲۰ لیتری آب شیرین از تصفیه کن برداشت می کنیم.

  9. معلم می‌گه:

    اسفند ۹۱ از جلوی استانداری یزد رد می شدم دیدم اهالی گاریز اونجا کمپ زدند و کلی زن و مرد و بچه با آذوقه وچادر و رختخواب انگار اومده بودن پیک نیک ویه جمع صمیمی برای بدست آوردن خواسته هاشون تشکیل داده بودن یه دفعه یاد همشهری های خودم افتادم که سالهاست درخواست آب شیرین ،گاز و…دارن ولی یقه همدیگرو چسبیدن.