پنج شنبه ۴ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۴:۲۳:۴۴ قبل از ظهر

بحران آب و آبرو در استان یزد

کد خبر: 16131
تعداد بازدیدکننده: 244
تاریخ: ۰۷ اسفند ۱۳۹۱

porfala

توسعه نامتوازن و ناهماهنگ شهرها و استان های کشور و ناتوانی برخی مسئولان در رفع بحران های مدیریتی و پاسخگویی آنان، کار را به آنجا کشیده که می شنویم و می بینیم هرازگاهی، مردم ناحیه ایی؛ خود علم حق گویی و حق خواهی برداشته و پس از اتمام حجت، دست به اقدام ایذایی می زنند و در اولین قدم، به مراکزی _ که فکر می کنند با توسل به آن می توانند مسئولان را به تحرکی وادار کنند _ یورش می برند.

هجوم برخی از مردم و کشاورزان اصفهانی به خط لوله انتقال آب یزد و تخریب بخشی از آن و قطع آب استان یزد، آخرین نمونه از اینگونه رفتارها است. در اینکه این غائله به زودی رفع خواهد شد، شکی نیست. اما چند نکته ظریف در این میان باقی می ماند، که اگر برای آن فکر چاره سازی نشود، هرآیینه بیم آن دارم که در آینده به یک سنت ناصحیح بدل شود و گره هایی که با دست می توان گشود، به هیچ دندانی باز نگردد.

اولین و مهمترین مسئله این است که متاسفانه مدتی است در کشور، شاهد یک رشد و توسعه نامتوازن و ناهمگون در بین شهرها و مراکز هستیم. به نحوی که این فکر به ذهن می رسد که انگار برخی؛ نورچشمی و عزیزدردانه هستند. مثلاً تهران، علاوه بر آنکه دردانه و ملیجک است، صنارش نیز سه شاهی با بقیه ملک ایران توفیر می کند. برای مثال تا بحث آلودگی می شود؛ همه می گویند تهران. غافل از اینکه تقریباً تمام کشور با این پدیده شوم، دست به گریبان است. جالب است بدانید استدلال نمایندگانی هم که به طرح کاهش آلودگی هوا، رای مثبت ندادند، همین بود.

اما بدتر از آن اینکه، این توسعه و رشد؛ محصول لیاقت و شایستگی آن شهر و محل هم نیست. اصولاً اگر کسی یا کسانی از آن شهر و محل دستشان به قدرت باشد، از این هنرنمائی ها کرده اند. در حال حاضر چند استان کشور، عملاً استانهای برخوردار هستند و بقیه نادار. همین فاصله زیاد؛ موجب ایجاد نارضایتی در بین فرادستان و فرودستان شده است. از چند سال پیش، هشدارهایی در این زمینه داده شد که به دلایلی نادیده انگاشته شده. حالا آن بی عدالتی در توسعه، برخی مناطق را به خشم آورده و آتشی برپا کرده است. این مشکل در استان یزد ما هم هست. و حالا عملاً استان به شمال دارا و جنوب نادار تقسیم شده و هرآن احتمال بروز حادثه ای از آن دست که در بهاباد افتاد، دور از انتظار نیست.

دومین نکته این است که برخی از مسئولانی که در مسند مسئولیت نشسته اند، از آن درجه از تدبیر برخوردار نیستند که بتوانند با انگشتی، جلو شکستن سدی را بگیرند. نمونه اش همین نگرانی کشاورزان هجوم برنده به مخازن و لوله های آب یزد است که چند ماهی است از کمبود آب در مناطق خویش، گله ها داشته اند و گره از کارشان گشوده نشده است.

اما در این میان؛ مهمترین نکته از نظر من در بحران آب اخیر؛ روشن شدن ضعف شدید استان یزد در تامین حیاتی ترین ماده زندگی برای خود است. یک بی آبرویی برای مردمانی که چند هزار سال بی مدد و بی منت دیگران، زیسته بودند. و با همان آب خود، آبروداری کرده بودند.

قطع آب انتقالی از استان اصفهان به یزد، زنگ خطری است که اگر شنیده نشود، عواقب وحشتناکی برای مردم خشک ترین استان ایران به همراه خواهد داشت. اگرچه معتقدم در آینده؛ استان یزد و سایر مناطق کویری ایران از تشنگی رو به ویرانی خواهند نهاد اما عجالتاً باید مسئولان برای چند مشکل راهی بجویند.

اول توسعه متوازن و رشد همگون همه مناطق و رفع بی عدالتی که از این نظر بر برخی شهرها روا داشته شده است. این مهم دست نخواهد داد مگر هرچه زودتر، جمعی از نخبگان همه ی مناطق گرد هم آیند و فارغ از حب و بغض های حقیر محلی، طرح های بزرگ و کوچک را به تناسب راه رفته بعضی شهرها و راه نرفته بعضی دیگر از شهرها، به تصویب رسانده و به دست اجرا بسپارند.

دوم، استان یزد باید تکلیف خود را با صنعت مشخص کند. آنچه الان در استان به نام صنعت رواج یافته یکی از پایه های اساسیش آب است. چگونه می شود در استانی با مشخصه بی آبی مفرط، صنعتی را تعریف کرد که وابستگی شدید به آب دارد. در بخش کشاورزی نیز سوق دادن بی محابای کشاورزان به کشت پسته که قاتل آب منطقه خود است؛ خطر عظیمی را گوشزد می کند.

من نیز از قطع آب استان به وسیله اصفهانی ها خوشحالم. نه بخاطر اینکه کودکی و یا یک هم استانیم، از این قطعی دچار رنج و تعب شود و نیز خوشحالیم مثل برخی دوستان نیست که می گویند بگذار بعضی از مابهتران هم بفهمند در این چند سال با ما و منابع آبی ما چه کرده اند. خوشحالی من از این است که هجوم برندگان و تخریب کنندگان خط لوله انتقال آب گوهرنگ به استان یزد، سبب ساز خیر شده اند _ اگر خدا بخواهد _ این واقعه تاسف بار نشان داد که ما در محاسباتمان برای توسعه استان اشتباه کرده بودیم. اعتماد بی اندازه به همسایه ای که همواره برای هم شاخ و شانه کشیده ایم، درست نبوده و نیست. استان یزد، می باید با توجه به شرایط خاص اقلیمی خویش، بخش های صنعت و کشاورزی و خدمات خود را بازتعریف کند.

الان برای یزدی ها؛ علاوه بر آب، آبرو هم مطرح است. و اگرچه می شود آبروی همسایه را هم برد و تلافی ها کرد، اما آبروداری؛ شیوه هزاران ساله ماست.

 محمد علی پورفلاح

۵ نظر

  1. جواد می‌گه:

    احسنت به توای پورفلاح با این قلم شیوایت

  2. سلام به شما دوست عزیز
    دقیقا به ریشه های موضوع اشاره دقیق کرده اید:
    ۱- ضعف شدید در مدیریت اجرایی کشور
    ۲-توسعه نا متوازن در مناطق مختلف
    ۳- خطای مدیریتی در تصمیم گیری های جاری
    ۴- عدم تکیه بر صنایع و منابع بومی
    و…
    هزار نکته باریکتر زمو اینجاست

  3. رضا می‌گه:

    چقدر زیبا نوشتی درد دل بینوایان را اما کو گوش شنوا

  4. علی می‌گه:

    آقای پورفلاح خیلی زیبا و متین
    یک سوال دانشگاه آزاد این همه نویسنده قهار را از کجا جمع کرده یا اینکه دانشگاه نویسنده پرور است

  5. خان می‌گه:

    سلام به نکته بسیار مهمی اشاره کردید فقط امیدوارم گوش شنوایی هم باشد.