پنج شنبه ۳ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۵:۲۰:۵۹ قبل از ظهر

پاسخی به درخواست دفتر ارتباطات مردمی زارع زاده

کد خبر: 16369
تعداد بازدیدکننده: 185
تاریخ: ۱۰ اسفند ۱۳۹۱

در پی صحبتهای اخیر نمایندگان مردم یزد و بافق در مجلس شورای اسلامی پیرامون بحران آب در استان یزد و مهم شدن سنگ آهن بافق برای مقابله به مثل در مختل کردن کار فولاد اصفهان سید محمد میرسلیمانی بافقی پاسخی به درخواست دفتر ارتباطات مردمی زارع زاده در بافق در نظرات  یکی از خبرهای بافق فردا فرستاده که برای خوانندگان عزیز درج می شود.

با سلام خدمت برادر محترم میر سلیمانی بافقی : اگر امکان پذیر است در دفتر ارتباط مردمی جهت بررسی و روشن شدن موارد ی که بیان نموده اید خدمت برسیم. با تشکر

برادر عزیزم
مسئول محترم دفتر ارتباط مردمی
سلام علیکم
۱- سایت بافق نیوز مطلب زیر را از قول اقای زارعزاده در تاریخ ۷/۱۲/۹۱ اورده که عینا ذکر میشود:
” زارع زاده افزود: تا آنجا که من خبر دارم هیچگونه اقدام نظامی علیه شورشگران از طرف مسئولین صورت نگرفته، نه کسی دستگیر شده و نه کسی متهم شده است. اگر این اقدام در استان یزد اتفاق افتاده بود به طور جد مسئولین اقدام می کردند همانظور که در شهرستان های بافق و بهاباد و خاتم برخوردهای شدیدی با مردم صورت گرفت.
دخیل عباس با اشاره به اینکه اگر مردم اصفهان آب را به روی مردمان دارالعباده باز نکنند گفت: مردم یزد علی رغم میل باطنی خود تنها واکنشی که می توانند انجام دهند انسداد حلقوم معادن یزد بر روی گروه اندکی است که سرمایه ملی را تنها حق خود می دانند، که در این صورت گلوگاه حیاتی اصفهان که همان سنگ آهن بافق است بسته می شود.”

۲- مطالب اقای جوکار نیز در تاریخ ۶/۱۲/۹۱ در همان سایت درج شده که عینا می اورم:
” نماینده مردم یزد و صدوق در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد : آب یک مسئله ملی است و ربطی به یک فرد و اشخاص و مسئولین یک استان ندارد مثل مسئله نفت که یک مسئله ملی است و یک استان نمی تواند در رابطه با آن تصمیم گیری کند و یا اینکه سنگ آهنی که ما در استان داریم الان بالای ۴۰ تا ۵۰ سال است که صنایع اصفهان از این منابع تغذیه می شوند و هیچ وقت به دنبال این نبودیم که گرو کشی کنیم به هر صورت معادن سرمایه ملی است و ما نخواستیم از این اهرم استفاده کنیم.”
اقای پاکنژاد نماینده اسبق هم چندین سال قبل در مورد مشابهی چنین مطالبی را ایراد کردند حال سئوال من این است که چرا وقتی پای حق خواهی بحق سایر شهرها پیش می اید معادن بافق را وجه الضمان قرار می دهند وهزینه می کنند ولی برای خود بافقیان و حق کشی آنها از همین گلوگاه کمک نمی گیرند تا به همت مردم بافق گلوگاه مغرضین را محکمتر بتوانند بکشند؟اقایان البته بجز جناب زارعزاده در زمان حق کشیهای بافق دارای سمتهای دیگری بودند ولی هیچ عکس العملی از انان مشاهده نگردید .چرا؟
برادر عزیزم باز هم تکرار می کنم مردم بافق دارای بالاترین فرهنگ وفرهیختگی وشعور سیاسی به دارازای مهاجرت ” گروه بافقیه ” از مدینه النبی تا حضور در دربار کریم خان زند از بعد علمی وسیاسی وبه قدمت دالانهای بی انتهای معادن سرب و روی کوشک(کوشک به معنای قصراست) وآثار دوران میترایسم از نقطه نظراقتصادی وفرهنگی است در حالی که نامی از روستاها ودهات مدعی امروزی برروی نقشه استان یزد در ان دوران نبود.ادعای لزوم فرهنگسازی نیز نوعی فرافکنی محض برای توجیه مشکلات می باشد ومردم فرهیخته بافق کاملا با بصیرت و تیزهوشی مسایل را درک ودر خاطره خود ضبط خواهند کرد.ضمنا سعادتی است که خدمتتان برسم انشالله.

ولله الحمد

۱۱ نظر

  1. كورش بافقي می‌گه:

    بسیار زیبا بود

  2. soheil می‌گه:

    احسنت و امروز از بافق برای شهرهای اردکان میبد و یزد هزینه می شود.

  3. تفکری می‌گه:

    باسلام: ایا دفتر اقای زارع زاده گنجایش همه رادارد؟بهترنیست جوابتان را در همین سایت اعلام نموده تا همه بفهمند؟

  4. شمع بي زبان می‌گه:

    از شما تشکر می کنم

  5. رنجبر می‌گه:

    اقای میر سلیمانی عزیز
    ای کاش مقاله ای هم در مورد ضیغم الدوله حاکم یزد در زمان فرخی یزدی می نوشتید و ما را با ضیغم الدوله اشنا می کردید
    با تشکر

  6. مير سليماني بافقي می‌گه:

    جناب آقای رنجبر
    نمی دانم به چه مناسبتی باید اورا معرفی کنم ولی مطلبی یادم آمد که بدان بسنده می کنم اگر چه باید دست نوشته هایم را پیدا کنم تا داستان را دقیقابازگو نمایم:
    فرخی یزدی در خانواده ای فقیر بدنیا آمد وبرای امرار معاش در یک نانوایی کار می کرد.روزی نایب اکبر بافقی متوجه استعداد وذوق وهنر او میشود واز او می خواهد به درس خواندن بپردازد وحقوق نانوایی اورا بعهده می گیرد وهزینه اش را تا اتمام درسش دریزدتامین می کند یعنی نایب اکبر بافقی فرخی را ، فرخی یزدی کرد واین دوستی ومردانگی تا انجا ادامه یافت که در چاپ روزنامه طوفان هم با هم بودندو وقتی ضیغم الدوله حاکم مستبد یزد فرخی را به زندان انداخت بافقی را هم زندانی کرد وهردو را محکوم به شلاق کردند وحتی با نفوذ مرحوم بافقی مامور اجرای احکام ،شلاقها را بر طرفین تخت فرخی وبافقی زد تا آسیبی به آنها نرسد!!!!
    در زندگی نامه ها ورورزنامه های آن دوران هم کاریکاتوری از فرخی و دوستش به نام بافقی موجود است که همان نایب اکبر بافقی است اگر چه با سرسختی که فرخی نشان داد ضیغم الدوله دستور داد دهان فرخی را دوختند و او به عنوان شاعر آزادیخواه ومردمی در قلب مردم ایران عمر جاودانه یافت.خالی از لطف نیست بگویم فرزند نایب اکبر به نام محمود بافقی سالها بعد(حدود۱۳۲۲ )در سمتهایی چون بخشدار بافق ،بخشدار کلیه توابع یزد (شامل تمامی شهرستانهای امروزی استان)،معاون فرماندارکل یزد،معاون استاندار وفرمانداربوشهر ومیناب منصوب گردید و همو بود که برای اولین بار تلفن ،شهرداری،برق، اولین خیابان و اولین درمانگاه شیروخوشید را در بافق اجرایی ویا مساعدت نمود.آقای محمود بافقی ساکن شهر یزد می باشد.

  7. تفکری می‌گه:

    با سلام ای کاش محل یا مکانی رابه نام این بزرگوار نامگذاری میکردندهمچنان که یزدیها برای فرخی این کار کردند.
    ازاقای میر سلیمانی سپاسگذاریم واقعا جالب بود.

  8. رنجبر بافقی می‌گه:

    جناب میرسلیمانی
    به خاطر جمع آوری و اطلاع رسانی این مطالب تشکر می کنم
    خدا خیرتان دهد
    تا کنون این مطلب را نشنیده بودم
    بسیار زیبا و ارزشمند می باشد .

  9. رنجبر می‌گه:

    دست مریزاد سید بزرگوار
    یکی از شاعران یزدی از ضیغم الدوله به عنوان ضیغم لب دوز یاد کرده است

  10. شمع بي زبان می‌گه:

    اقای میرسلیمانی
    یک مقاله ای هم در مورد اساتید و بزرگان بافق که در جاهای مختلف دنیا به رتبه علمی رسیده اند بنویسید

  11. مير سليماني می‌گه:

    ای کاش اضافه کرده بودم که آقای محمودبافقی ۳ پسر دارد:
    مسعود بازنشسته شهرداری تهران، محمد دارای مدرک دکترای طراحی پالایشگاه از دانشگاه بوستون آمریکا ومنصور که به هنر نقاشی مشغولند.