چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۳۸:۲۴ قبل از ظهر

نگاهی به ایام عید از زاویه ای دیگر

کد خبر: 16823
تعداد بازدیدکننده: 96
تاریخ: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱

بسم الله الرحمن الرحیم

روز های پایانی سال و نزدیک ایام عید  در هر کوی و برزن که گذر کنیم شادی و شعف را در چهره زن و مرد و کوچک و بزرگ خواهیم دید که هر کدام از روز ها قبل در فکر تهیه لباس و شیرینی و آجیل هستند تا عید خود را با شادی بگذرانند.

اما شده تا کنون از زاویه دیگری به این مساله بنگریم و به اطرافیان خود عمیق تر نگاه کنیم؟

آیا در ایام عید خصوصا عید نوروز که در آستانه آن هستیم همه مردم خوشحالند و شادی می کنند؟

خیلی از خانواده ها را می شناسیم که شاید از آمدن عید خوشحال باشند اما در درون خود از چیزی ناراحت و محزونند.

افرادی که شاید در این اوضاع تورم جامعه نتوانند برای خانواده خود لباس و پوشاک نو بخرند و می دانیم که آمارشان هم کم نیست. خانواده هایی که یا به خاطر نداشتن کار و یا به علت کمبود درآمد و یا به دلیل تعداد زیاد خانواده، توانایی خریدن لوازم عید خود را ندارند و با همان لباس های کهنه خود سال نو را در کنار هم آغاز می کنند و به تعبیری صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند تا عزت نفس آنان در جامعه حفظ شود.

عروس و دامادهایی را می شناسیم که مدت ها از ازدواج آنها گذشته است اما فقط و فقط به خاطر نداشتن تعدادی لوازم ضروری منزل و به تعبیر بهتر، به دلیل عدم قدرت تهیه جهیزیه ، نتوانسته اند به سر و سامانی برسند و آن پسر و این دختر در آرزوی روزی به سر می برند که بتوانند با تهیه مایحتاج خود با هم در زیر یک سقف زندگی کنند.

افرادی را می شناسیم که این روز ها در بیمارستان بستری شده اند و شب عید را باید در بیمارستان سپری کنند. دور از چشم خانواده و جدای از فرزندان و دوستان. همان هایی که در اعیاد گذشته در کنار خانواده  به شادی می پرداخته و بزم آنها را گرم نگه می داشتند امروز در زیر تیغ جراحی قرار گرفته و با زور سرم و تزریق آمپول، با مریضی دست و پنجه نرم کرده و دنبال سلامتی خود می گردند و یا شاید به علت نداشتن پول کافی نتواند به معالجه خود بپردازد و با درد و رنج و سختی سال جدید را آغاز می کنند.

و یا دوستانی را که در این ایام به مصیبت فقدان پدری، مادری و یا عزیز دیگری دچار شدند  که به طور کلی شادی عیدشان به عزا تبدیل شد و روز عید را که همه لباس های زیبا بر تن می کنند آنها اما  لباس عزای از دست دادن آن عزیز را خلعت خود کرده و در سوگ جدایی او، روز عید خود را در کنار قبر آن عزیز سفر کرده آغاز می کنند و به یاد نوروزهای گذشته که با آن عزیز بودند اشک می ریزند.

و چندین نمونه از این گونه افراد که در واپسین روزهای امسال و آغازین روز های سال جدید نتوانیم شادی را در چهره آنان ببینیم.

پس بیایید شادی هایمان را دو برابر کنید.

بیایید اگر هر کدام از ما وضع مالی خوبی داریم به کمک نیازمندان بشتابیم و خانواده های بی بضاعت یا کم بضاعت را آبرومندانه و بی منت و محض رضای خدا حمایت کنیم و شادی آنها و فرزندانشان را در کنار شادی فرزندانمان تماشا کنیم.

بیایید دست عروس و داماد ها را گرفته و با همیاری و همکاری همدیگر مایحتاج زندگی آنها را تهیه کرده و دل دو جوان را شاد کنیم تا خداوند متعال هم دل ما را شاد کند.

بیایید این روزها و خصوصا روزهای اول سال جدید با رفتن به بیمارستان و عیادت کردن از دوستان و آشنایان و عزیزانی که آنجا بستری هستند فضای بیمارستان را هم به مثابه فضای خانه خود شاد و شادمان کنیم و آن عزیزان را از تنهایی به در آوریم که قطعا در بهبود درمان آنان نیز تاثیر بسزایی خواهد داشت.

بیایید با رفتن به خانه دوستانی که داغدار از دست دادن عزیزی هستند آنها را تسلی داده و با تفقد و دلجویی از آنان اندکی از داغ آن مصیبت بکاهیم و بگوییم آمده ایم تا به شما بگوییم ما نیز در غم فقدان آن عزیز، بسان شما ناراحت و غمگینیم.

و مطمئن باشید با همین کار ساده، هرچند شادی های خود را تقسیم کرده اید اما در واقع شادی هایتان چند برابر می شود زیرا اولا شادی عید را  دارید و ثانیا شادی دیگران را می بینید که خود مسرت بخش است و مرضی رضای خداوند متعال.

و چه زیباست این فرمایش امام باقر علیه السلام که” مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ‏ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ” یعنی محبوب ترین عبادت ها نزد خداوند متعال شاد کردن دل مومنان است.(کافی/۳/۴۸۲)

پس بیایید با شاد کردن دل دیگران، خداوند را از خود خشنود و او را به بهترین وجه بندگی کنیم.

بیایید شادی هایمان را تقسیم کنیم.

سید عباس حسینی باقرآبادی

۶ نظر

  1. عمونوروز می‌گه:

    باتشکر از اقای حسینی.من فکرمی کنم که در این دوران عسرت و سختی مردم باید بیشتر به فکر همدیگر باشند.معلوم نیست که چه بر سرمردم امده است که متاسفانه هرکسی فقط به فکر خودش است.مانمی توانیم تمام تقصیرها را گردن حکومت واین وان بیاندازیم.انسانیت که دیگر دارای زمان ومکان نیست .انسان فطرتا موجودی است نوعدوست .اگر ماتمام اموزه های دینی را هم کنار بگذاریم باز فطرت انسانی ما حکم می کند که به دیگران کمک کنیم و سعی خودرا برای رفع مشکلات ان ها به کاربریم.بایدمعنویت را باورکنیم و حلاوت و شیرینی ان را با تمام وجود بچشیم.نه این که برای گرفتن دوتا مرغ و برنج در صف با هم دعواکنیم وان را از چنگ یکدیگردراوریم.

  2. شمع بي زبان می‌گه:

    اگر اقایان طرح فولاد بافق را به هر دلیلی به اتش نمی کشیدند خیلی از مشکلات مالی شهر حل می شد

    دست شما درد نکند زیبا نوشتید
    سید بزرگوار

  3. رنجبر بافقي می‌گه:

    گر چراغت را نبخشیدست گردون روشنی
    زاسمان می تابد هر شب ماهتاب ای رنجبر

  4. رنجبر بافقي می‌گه:

    جمله انان را که چون زالو مکندت خون بریز
    و اندر ان خون دست وپایی کن خضاب ای رنجبر

  5. یک شهروند می‌گه:

    سلام واقعا عیدهمان عیدهای قدیم .الان این قدر چیزها گران شده که کسی دل ودماغ خریدعیدندارد.فکرنکنم در طول تاریخ این همه مردم در فشارومضیقه بودند.دقیقا مانند این است که مادر جنگ به سرمی بریم.مسئولان کمی هم به فکرمردم باشند وسری به بازار بزنند تاببینند مردم چه می کشند.درحالی که حقوق کارگران وکارمندان را اضافه نکردند.مردمی که روی گنج خوابیدند ولی به قول شما پول لباس شب عیدندارند.هرچندکه گفتن این حرف هادردی رادوانمی کند .خدااخروعاقبتمان را به خیرگرداند.

  6. زبان دراز می‌گه:

    اقای رنجبر بافقی شعری قشنگی سروده بودیدولی ریختن خون زالو صفتان دل شیرمی خواهدکه متاسفانه مانداریم.ما همگی به گوشه ای خزیدیم و نظاره گر بدبختی هایی هستیم که دارد سرمان می اید.تمام معادن مارابردند وکسی حرفی نزدبه جز چندتا وبلاگ نویس که ان هم دردی رادوانمی کند.چون کسی این ها رانمی خواندکه بخواهند ترتیب اثربدهند.این ها کار خودشان رامی کنندوبه حرف احدی هم گوش نمی دهند .من وشماهم فقط خودمان را خسته می کنیم.فقط چون می گوییم کاچی بعض هیچی است.
    ی ا ح ق