چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۰۹:۴۴:۳۱ بعد از ظهر

در سوگش به سووشون باید نشست

کد خبر: 1781
تعداد بازدیدکننده: 117
تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۹۰

دیشب (۱۸/۱۲/۹۰)درحالیکه به طور اتفاقی مشغول خواندن چندباره نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد هستم، خبر آمد که سیمین دانشور، بانوی داستان ایران، درگذشته است.

سیمین دانشور را ممکن است همه ی ما با همسری جلال آل احمد بشناسیم. اما واقعیت آن است که سیمین این توفیق را یافت که علاوه بر آنکه خود را از زیر سایه نام و شهرت جلال_ مخصوصاً بعد از انقلاب _ رها کند، با نوشتن و نوشتن، به عنوان اولین بانوی داستان نویس ایران، شناخته شود. عنوانی بزرگ و مقامی شامخ و ستودنی.

سیمین دانشور در سال ۱۳۰۰ در شیراز به دنیا آمد. در سال ۱۳۱۷ با احراز رتبه اول کشور در دوره متوسطه وارد دانشگاه تهران شد. در ۱۳۲۷ در سفری که از شیراز به تهران می رفت در اتوبوس با جلال آل احمد آشنا شد. آشنایی که برای خودش، یک دنیا حرف و حدیث داشت و دارد و خواهد داشت. چون نه جلال و نه سیمین، کسانی نیستند که تاریخ ادبیات ایران بتواند بی ذکرنام آنها از کنارشان بگذرد.در سال  ۱۳۲۸ به عنوان یکی از اولین زنان ایران، موفق به اخذ درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی شد. در سال ۲۹ با جلال آل احمد ازدواج کرد. بقول خودش ” در این دنیا کمتر زنی اقبال مرا داشته که جفت مناسب خودش را پیدا بکند. مثل دو مرغ مهاجر که همدیگر را یافته باشند و در یک قفس با همدیگر همنوا شده باشند و این قفس را برای هم تحمل پذیر کرده باشند.” در سال ۳۱ با بورس آمریکا به این کشور سفر کرد و در دانشگاه استنفرد به مدت ۹ ماه تحصیل کرد. ( سه جلد کتاب نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد مال همین دوره دوری است).

دانشور در طی سال های بعد در کنار آل احمد می نویسد و ترجمه و تدریس می کند و مهمتر از آن ” با چرکنویس زندگی جلال آل احمد سر و کار دارد”. هرچه جلال جوشی و تندخو و مبارز و بی آرام و قرار و در مواقعی سطحی نگراست، سیمین اهل مدارا و طمانیینه و عمیق اندیشیدن است. تا اینکه در غروب ۱۸ شهریور ۴۸ جلال آل احمد ۴۶ ساله در اسالم گیلان از جهان می رود. سالها بعد سیمین دانشور در کتاب کوچک غروب جلال داستان مرگ او را بازمی گوید. به نظر من یکی از بهترین و تاثیرگذارترین و ماندگارترین توصیف هایی است که زنی می توانست از آخرین لحظات زندگی شوهرش کند. بسیار موجز و مختصر اما دلنشین.

همان سال سیمین دانشور رمان سترگ سووشون خود را چاپ می کند. یوسفی که بی شک جلال اوست و در سوگش به سوو شون می نشیند. این کتاب تا حالا به ۱۷ زبان دنیا ترجمه شده و یکی از بهترین رمان های زبان فارسی است.

پس از آن سیمین همچنان پرکار و پر تلاش است. در سال ۷۲ جریزه سرگردانی را منتشر کرد. در سال ۸۰ ساربان سرگردان را . و هر دو با نگاهی به سرگردانی نسلی که عمرش را به مبارزه برای ایده آل هایش گذراند.

و بالاخره پس از یک دوره طولانی بیماری دیشب در ۹۰ سالگی از ” راز همه چیز سردرآورد” و درگذشت و به جلالش پیوست. روانش قرین آرامش باد.

محمد علی پورفلاح