جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۵:۰۳:۳۷ قبل از ظهر

کمی واقعی باشیم

کد خبر: 18
تعداد بازدیدکننده: 161
تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۹۰

هرچند شخصا بیشتر آرامانگرا هستم و معتقد به حقایق تا واقعیات، و می دانم همیشه انسانهای آرمانگرایِ آرمانخواه بوده اند که توانسته اند خود و جامعه شان را از مشکلات موجود نجات داده و با تغیرات درونی و بیرونی طرحی نو دراندازند، اما گف و گفت یک ساعته هفته جاری با یکی از مسولین شهر موجب شد برخی واقعیات موجود که تقریبا عادت ما شده را در ذهنم حلاجی کنم و شاید بتوانم این واژه را بکار ببرم که بسیار متعجب شدم از مسائل پیش پا افتاده ای که هنوز بین مردم شهر ما وجود دارد در حالی که شهرهای همجوار ما سالهاست از آن عبورکرده اند. مسایلی که نمی توان بصورت یک قانون نوشت یا رسما از مردم خواست که چنین کنید یا چنان،اما مردم باید با آگاهی از پس آن بر آیند نه اینکه کار به جایی برسد که فرصتی را ندانسته تبدیل به تهدید کنند. برای روشن تر شدن موضوع ،مصداقی چون طرح آمارگیری نفوس و مسکن را مثال می زنم که یک بخش آنقدر از این فرصت خوب استفاده می کند که می تواند تبدیل به شهر و شهرستان شود اما یک شهرستان به علت تبیین نبودن ماجرا آنرا تبدیل به یک تهدید و دغدغه برای مسولین می کند تا جایی که متولیان امر مجبور می شوند بارها پیامک بزنند شاید از چاله ای به چاه نیفتیم . در این خصوص می توان باز رگه هایی از عدم آگاهی از اهمیت آمارگیری ،عرق کاذب محلگی و منفعت طلبی ای چون استفاده از تسهیلات روستا نشینی را بخوبی مشاهده کرد. در اینکه در حل این مسایل چه باید کرد چاره ای ندیم جز اینکه دوباره سری به کتاب “جامعه شناسی خودمانی” یا همان کتاب” چرا درمانده ایم” از آقای “حسن نراقی “بزنم که بنده چاپ بیست و یکم آن را دارم و تاکنون بارها آنرا مطالعه کرده و با هر بار مطالعه مطلب بیشتری گیرم آمده و به قولی فراتر از نوشته های آن، مفاهیم نانوشته اش بیشتر برایم باز شده است. با خودم گفتم بد نیست اگر بتوان این کتاب را به عنوان یک مسابقه کتابخوانی در شهر توزیع کرد و از خواننده عزیز بخواهیم هرجا در کتاب واژه کشور و ملت و مملکت هست واژه خود و شهر و مردم شهر  خودمان را در ذهن تداعی کند شاید زمانی بیاید که حداقل دردها را متوجه شویم آنگاه برای درمانش حساب شده قدم برداریم.

محمد علی قاسم زاده