پنج شنبه ۳ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۸:۰۴:۱۸ بعد از ظهر

عملکرد شورا و درس هایش

کد خبر: 18491
تعداد بازدیدکننده: 113
تاریخ: ۲۶ فروردین ۱۳۹۲

porfala

در بخش اول این نوشته به درس های گرفته ام از انتخابات شورای شهر بافق پرداختم و می کوشم در این مقال با نگاهی به کلیت کارهای شورائیان بافق، آموخته هایم از عملکرد شورای بافق را بیان کنم. به تحقیق آنچه گفته می آید، نظر و برداشت من است و می تواند مورد نقد  همگان قرار گیرد یا از طرف شورائیان بافق، به کل رد و مردود شمرده شود.

شورای اول بافق درحالی شکل گرفت که فضای سیاسی ایران تحت تاثیر حضور خاتمی و گفتمان اصلاح طلبانه او، بشدت پرتحرک و آرمانگرایانه شده و وعده برآورده شدن آرزوهایی را می داد که امکان طرح و برآورده شدنش دور از دسترس می نمود. درچنین فضایی؛ طبیعی بود که شورای بافق نیز در بستری از خوش بینی ها و خوش باوری ها شکل گیرد. شورای اول شعارها و آرزوهای بزرگی را مطرح کرد و مردم هم امیدهای فراوانی به آن بستند که وقتی در مقام عمل آمد، امکان اجرای یکی از صدهای آن ممکن نشد.

شورای اول بافق که از اردیبهشت ۷۸ کار خود را شروع کرد، با غلبه نامزدان محله بن شهر، برخی تصمیم ها برای آبادی محله خویش گرفتند که با حرف و حدیث هایی همراه بود. آنها با برداشتن حکیم زاده نامی از اهالی نور مازندران از مقام شهرداری بافق؛عملاً طومار شهردار غیربومی برای بافق را برای همیشه پیچیدند.

وقتی در تابستان ۷۹ اولین مدیرعامل بومی شرکت سنگ آهن با تلاش های تقریباً همه ی مردم بافق و ازآن جمله شورائیان آن زمان، سرکار آمد، امیدها به بهبود شرایط بیشتر و بیشتر شد.

حالا برای نخستین بار همه ی مدیران و مسئولان شهر بومی و بافقی بودند. آنچه تا آن زمان به عنوان عامل عدم پیشرفت شهر مطرح می شد، از بین رفت.

تاکید شورای اول، بر بهسازی خیابانها و فضای عمومی شهر قرار گرفت و کارهایی هم شد. البته من معتقدم، کارشناسی شده نبود. طرح تعریض خیابان وحشی از همان زمان در دستور کار بود.

همکاری خوب شورا و شرکت سنگ آهن، حکایت از روزهای خوش آن دوران داشت.

از کارهای قابل تقدیر شورائیان آن زمان، برگزاری جلسات مداوم پرسش و پاسخ با مردم بود. در بعد فرهنگی، من اعتقاد دارم شورای اول توفیق چندانی نداشت. اگرچه برخی از میادین را سامانی داد و تندیس هایی نصب کرد و خانه ای برای وحشی دست و پا کردو …

شورای دوم بافق از اردیبهشت ۸۲ کارش را آغاز کرد و این بار نوبت نامزدان سرشهر بود که بخت خویش را برای آبادی شهر بیازمایند. آنها هم تا حدودی گرفتار تفکرات محله ای شدند. کارهایی هم برای جبران ناآبادی محله خویش کردند. من آنها را حساب نشده می دانم.

اما مهمترین رویکرد شورای دوم که در فضای ناامیدی از انجام اصلاح توسط اصلاح طلبان، شکل گرفته بود، رویارویی با تفکرات و خواسته های مدیریت شرکت سنگ آهن بود. این بازی به مراحل خطرناکی؛ چون فدا شدن منافع کلی شهر هم رسید. کار به جایی رسیده بود که تقریباً هر روز شاهد بازی خنده داری از دو طرف بودیم. مطبوعات دو طرف به هم حمله می کردند. طرح هایی که به نوعی به سود یک طرف بود، با مشکل مواجه می شد. و از این کارهای بی فرجام.

شورای دوم تا حدی به کار کارشناسی اعتقاد داشت. جلسات گفتگو با مردم هم فراوان داشت. مخصوصاً صراحت لهجه یکی از اعضا شورا، مثال زدنی بود. آنها هم بر بهسازی خیابانهای شهر تاکید بسیار کردند. و با وجود آنکه کارهای خوبی هم انجام دادند اما پرداختن به حواشی، کارنامه کلی شورای دوم را مخدوش کرد و حتی در مواقعی شهرداری را با کمبود نقدینگی روبرو ساخت.

طرح بزرگ آب رسانی به بافق در همین زمانها اجرایی شد که باز هم حرف و حدیث هایی میان شورا و شرکت سنگ آهن داشت.

شورای سوم شهر بافق درحالی در بهار ۸۶ کار خود را آغاز کرد، که فضای سیاسی کشور تحت تاثیر گفتمان عدالت خواهانه و اصول گرایانه قرار داشت. اگرچه برای بافق تفکر محله گرایانه کار خود را کرد و باز شاهد غلبه نامزدان محله خاصی بودیم. اما انصاف باید داد که در این دوره؛ شورا کمتر به مسائل محله گی پرداخته است.

در این دوره روابط شورا و شرکت سنگ آهن در یک محمل قانونی پیش رفت. با اندکی کم و زیاد، عوارض شرکت سنگ آهن به بافق رسید و گشایش های خوبی در احوال شورا ایجاد کرد. طرح تعریض خیابان وحشی بافق پس از سال ها در همین زمان، به بار نشست. کارهایی هم برای زیباسازی شهر شد. هم در این دوره شهرداری با تخصص مورد نیاز برای شهر برگزیده شد.

اما شورای سوم از پاسخ به مردم طرفه رفتند و تقریباً جلسات پرسش و پاسخ را منسوخ نمودند. شورای سوم در نوعی حالت انفعال بود. مردم از آنها توقع جسارت بیشتری داشتند. حضور کمرنگ و بی سرو صدای شورا در مسائل مهمی چون جدایی معادن مورد مناقشه با بهاباد و اردکان از نقاط ضعف آنهاست.سوالی که می توان از این شورا پرسید این است که با وجود داشتن بودجه نسبتاً مناسب، مدیریت توانمندی از خود برای هزینه آن بروز ندادید؟

حال با گذشت ۱۴ سال از حضور شورای شهر در تصمیم های شهری و بیش از ۶۰ سال از استقرار شهرداری در بافق، وضع شهر بافق به گونه ای است که هیچکس از آن راضی نیست. همه می پرسند با داشتن معدنی چون چغارت و سرمایه هایی چون جوانان دیروز و امروز بافق، چرا فضای این شهر هنوز درخور و شایسته این مردم نیست؟ چرا بافق آنچنان که باید و شاید، راه توسعه را نپیموده است؟ آیا می توان کاری کرد؟ آیا شورای شهر می تواند در توسعه بافق نقشی داشته باشد؟ آیا نوع انتخاب ما در انتخابات چهارم شورای شهر، می تواند در روند توسعه بافق اثرگذار باشد؟ در این مورد با شما سخن خواهم گفت.

محمد علی پورفلاح

۴ نظر

  1. ميرسليماني می‌گه:

    آقای پور فلاح لطفا شوراییان پاسخ دهند چرا عوارض حمل سنگ آهن بافق به شهرداری بندرعباس واریز می شود؟؟؟چطور از هر مسافر معمولی عوارضی برای شهرداری بافق منظور می شود ولی حمل سنگ که بالاترین آمار رادر راه آهن کشور به خود اختصاص می دهد عوارضی لحاظ نمی شود؟شوراییان چکار کرده اند؟

  2. محمد حسین می‌گه:

    این شورا فعلاسال در خواب خرگوشی بود

  3. نقی می‌گه:

    به نظر اعضای فعلی ۶ سال داشته های خود را رو کرده اند و مردم باید نیروهایی خوش فکر و امروزی را برای شورا انتخاب کنند همه آنانی که دل در گرو آبادانی شهرتان دارید برای حضور آماده شوید و خدمتگزار باشید که مردم قدر شناسند.

  4. اکبر می‌گه:

    بخدا دیگه بسه ۶ سال شهرداربودن و همچنین شورای شهر .بگذارید تفکر نو روی کار بیاید.مردم خسته شدند