پنج شنبه ۳ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۵:۳۸:۰۴ بعد از ظهر

درد دل یک پارک

کد خبر: 18921
تعداد بازدیدکننده: 93
تاریخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

پارک پیر مراد هستم با عمر طولانی فی مابین خیابان شیخ محمد تقی و مسجد جامع بافق قرا گرفتم و محلات قلعه و مظفریه و مسجد جامع و امام جعفر صادق را پوشش می دهم درختانی سر سبز دارم و حوض آبی که چندین سال است که با وجود موتور چاه کنارم خالی از آب است و تشنه یک قطره آب . مدت زمان طولانی است که شهرداری و سنگ آهن از چاه آب کنارم آب بر میدارند ودریغ از اینکه به دادم برسند .
وسایل بازی چندانی ندارم و شرمنده کودکانی می شوم که می ایند و نمی توانم از آنها استقبال کنم .چهارشنبه ها به خاطر پیر مرادی که در زمین من خاک است جمعیت زیادی از داخل و خارج از شهر به پارک می آیند وبه عبادت مشغول می شوند. باز هم  شرمنده مردم می شوم که مکان مناسبی حتی برای نشستن ندارم

از روشنایی ام  چه بگویم یک شب هم که شده شما را دعوت می کنم که بیایید و ببینید به علت نداشتن نور کافی در بعضی از جاها مکان مناسبی شده برای بعضی از افراد معتاد .
درد دل زیاد دارم.از شورا و شهرداری محترم در خواست می کنم که از بودجه ای که در اختیار شان می باشد کمی هم برای سر و سامان دادن به  من خرج کنند. به امید آن روز.

سلطانی

۲ نظر

  1. امیر می‌گه:

    پیرمرد سلام
    چه عجب از خواب کهنه بیدار شدی
    صدای کلنگ بنایان و یا جیغ سنگ فرز سنگ کاران که یکی دو ماه است بدنه و در دیوار تو را مرمت میکنند خیلی ها را بیدار کرده و الان شنگول و منگول شده اند و تو هنوز حالا از خواب بیدار شده ای .
    مشکلی نیست همین حالا هم چشمت را خوب باز کن و زحمت کارگران و کارفرمایانی را که در حال اصلاح سرو صورت جنابعالی هستند را ببین . میترسم فردا فکر کنی که خواب دیده ای
    بماند راستی خودمان هستیم خودت را به خواب نزده بودی؟!

  2. روح الله می‌گه:

    کجای شهرمون خوب است که بیان به اینجا رسیده گی کنند!!!!!!!!!!!
    وضع خیابونهای نداشته امون را ببینید مخصوصا موقعی که بارون میاد!
    وضع پارک ها را ببین !!!!!!!!!
    کانالهایی که برای گاز کندند !!!!!!!!