جمعه ۵ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۶:۲۲:۴۳ قبل از ظهر

این تنگ نظری ها . . . تا کی ؟

کد خبر: 19283
تعداد بازدیدکننده: 116
تاریخ: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

راستش هرگز دوست نداشته و ندارم که راجع به این قبیل موضوعات ، مطلبی بنویسم ولی چه کنم که بعضی وقت ها ، شرایط ، تعیین کننده ویا بهتر است بگویم ، تحمیل کننده اند و مجموعه ی اتفاقات به گونه ای رقم می خورند که آدم مجبور می شود کاری بر خلافِ میلش انجام دهد . عزیزان ، بیایید یک بار هم که شده با خودمان صادق و روراست باشیم . به نظر شما ، بزرگترین خصلت ِ ناپسندِ ما به عنوانِ آدم هایی که همه در یک شهر و به اسمِ همشهری در کنارِ یکدیگر زندگی می کنیم ، چیست ؟ البته منظورم از « ما » به طور اخص ، ما بافقی هاست . شاید در جواب به این سوال بشود گفت آن طور که تجربیات گذشته و حال نشان می دهند ، بزرگترین اِشکال فرهنگی و یا شخصیتی ما یا حداقل برخی از ما ، تنگ نظری و حسادت است . تنگ نظری هایی که ریشه در کوته بینیِ ما دارند و کوته بینی ی که دلیلش کوچک بودنِ دامنه ی افکار و اندیشه هایمان است . چرا که انسان های بزرگ ، هرگز گرفتارِ این مقولات نمی شوند و علتش هم این است که اصولاً دیدِ این افراد نسبت به جهان و محیط پیرامونشان بسیار وسیع و عمیق است . متاسفانه این تنگ نظری ها و حسادت ها که روزگاری دامان امثالِ مهندس دهستانی ها را گرفت و مانع از پیشرفتِ سریعترِ بافق شد و از آن طرف ، این بار به دلیلِ افراطِ ما ، پس از مرگش او را بیش از اندازه بزرگ نمود ، امروز نیز دست از سر بافق و جماعتِ بافقی بر نمی دارد . البته منظورم شخص خاصی نیست و غرض ، پیشرفتِ بافق است . و یا روزی که هنوز فرماندار شهرمان تعیین نشده بود ، خیلی ها ناراحتِ این قضیه بودند که نکند خدای نکرده ، فلانی یا فلان دیگری که بافقی هستند به عنوان فرماندار معرفی شوند و در فردای آن روز ، همین آقایان نفس راحتی کشیدند که خدا را شکر این اتفاق نیفتاد . البته لازم است به این آقایان گفته شود که به هزار دلیل ، فرماندار باید بافقی می بود . البته به هیچ وجه ، قصد بی احترامی به فرماندار فعلی را ندارم ولی مگر افراد تحصیل کرده و آگاه در شهر ما وجود نداشته یا ندارند که برای این پُست انتخابشان نکردند و یا کِی دیده اید که مثلاً فرماندار اردکان یا میبد ، اردکانی یا میبدی نباشد . به هر حال ، این گونه افکار و اعمال ، ریشه در هر چیزی که داشته باشند ، مذموم بوده ، موجب تمسخر می شوند.
و یا نمونه ای دیگر از این نوع : چند وقتِ پیش ، همه ی ما شاهد موفقیتِ یکی از پرستاران زحمتکش بافقی در سطحِ کشور بودیم که ایشان به عنوان پرستار نمونه ، از دستِ وزیر بهداشت و درمان ، لوح تقدیر و سپاس گرفت ، ولی متاسفانه تا این لحظه ، موفقیت نامبرده از سوی هیچ ارگان و یا سازمانی در شهر ، مورد تقدیر و تشکر قرار نگرفته است . حتی دو نشریه ی شهرمان هم ، یک پیام تبریک در صفحاتِ خود چاپ نکردند ، چه رسد به گفتگو و مصاحبه با ایشان . البته این کار یک وظیفه نیست اما می شد که حداقل با درج پیام تبریکی ، تا حدودی از زحمات ایشان و دیگر عوامل و پرسنل بیمارستان تشکر نمود ، اگر که ما ادعای پیشرفت و ترقی داریم و خودمان را قدردان می دانیم . و صد البته بسیار واضح و مشخص است که ادای دین به یک شخص و یا یک ارگان زحمتکش و موفق ، می تواند به او یا آن ارگان ، انگیزه ی مضاعف برای خدمت رسانی بخشیده ، شور و شوق عمومی را نیز در راستای پیشرفتِ شهر ، برانگیزاند .
در پایان باید گفت : تا ما بافقی ها ، دست از تنگ نظری های خود برنداشته ، همدیگر را حمایت نکرده و بالا نبریم ، هرگز پیشرفت نکرده ، به شرایطِ بهتر نخواهیم رسید . با امید به این که همه این گونه باشیم ،( بزرگ با اندیشه هایی بزرگ ) . والسلام .
جلیل زعیمیان

۷ نظر

  1. علیزاده می‌گه:

    بسیار متین و بجا

    هرچه زودتر برای تغییر این ایده قدم برداریم به موفقیت نزدیکتریم

  2. همون بنده خدا می‌گه:

    آقای زعیمیان
    لازم نیست از پرستار نمونه تشکر نمود. می توانید به بیمارستان بروید و از مشکلات عدیده پرستاران گزارش تهیه نمود. خواهید دید که پرستاران چه مشکلاتی دارند. اما با وجود تمام این مشکلات که در بافق وجود دارد، شنیده ایم که مهریز ۳۰ پرستار استخدام نموده است البته با وساطت نماینده محترم.
    اقای زعیمیان از بافق فردا بپرسید رسالت شما چیست؟ و چه کاری در مورد مشکلات بیمارستان کرده اید.
    در پایان تاکید می نمایم در بیمارستان بافق روز آزادسازی خرمشهر باشکوه تر از روز پرستار برگزار می شود. علت چیست؟

  3. علی رضا می‌گه:

    نکته اول؛ فرمودید برای نوشتن برخی مطالب علاقه ندارید این انتقاد را به شما که اهل قلم و فرهنگی هستید میکنم که اگر امثال شماها ننویسید و تذکر ندهید از چه کسی توقع دارید بنویسد؟!/اما در خصوص مطلبتان بهتر است برخی دوستان از محیط شهرستان خارج و سری به شهرهای میبد و اردکان و اصفهان بزنند و خوب نظاره کنند و کمی از مردمان آن دیار پرس و جو کنند/اما یک نقطه مثبت را یادآوری میکنم خوشبختانه نسل جوان تحصیل کرده کمتر گرفتار اینگونه مسایل است.

  4. جواد می‌گه:

    جناب زعیمیان عزیز
    همانطور که فرمودید روزگاری بدخواهان وتنگ نظرانی موجب شدند تا مرحوم مهندس دهستانی(رحمت ا… علیه)که اکنون هم در دل مردم قدر شناس شهرمون جای داره نگذاشتند در راس کار باقی بماند .در حالی که وجودشون برای شهر واستان بسیار مفید بود ولایق پستهای مدیریتی بسیار بزرگتری بودند چه رسد به سنگ آهن.
    ولی ابراز احساساتی که همگی پس از درگذشت ایشان دیدیم همون احساس درونی مردم بودکه در دل نگه داشته بودند وبه هیچ وجه اغراق وافراطی در کار نبود.
    اما افسوس که ایشان از بین ما رفته وگذشته ها گذشته ولی بهتره حال را دریابیم وبا انسجام خودمون از مسئولین همکاری بخواهیم وپیشرفت کنیم

  5. تفکری می‌گه:

    سلام اقای زعیمیان ما هم موفقیت ایشان را تبریک میگوییم،این چیزها توشهر ماعادی شده البته اگر از سوی بیمارستان یا یکی از روزنامه های محلی این خبر گزارش شده بود بی شک قدر دانی از سوی مردم صورت میگرفت همانطور که در نظرات مردم وتبریکاتشان گویای این حرف است.کم توجهی وبی توجهی مسولین را به پای تنگ نظری مردم نگذارید. موفق باشید

  6. ناشناس می‌گه:

    بی اطلاعی یا کم اطلاعی با تنگ نظری خیلی فرق دارد . دوست عزیز ، مردم چه می دانند یکی از شهروندان …. پرستار نمونه کشوری شده است . مبارک باشد و موفق باشند .

  7. جلیل زعیمیان می‌گه:

    با تشکر از اظهار نظر عزیزان
    در این که مردم ، همیشه قدردان هستند شکی نیست . مطلب ،اشاره به ارگان ها و سازمان های شهر دارد . در ضمن این تنگ نظری ها ، خوشبختانه در میان قشر جوان شهر ، کمتر وجود دارد و یا اصلاً دیده نمی شود .