پنج شنبه ۳ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۳:۴۴:۳۷ قبل از ظهر

رغائب شب آرزوهای زنده ها یا روز اسراف به نیت مرده ها؟!!!

کد خبر: 19966
تعداد بازدیدکننده: 452
تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

IMG_1491

 صبح نشده  زنگ در خانه به صدا در می آید پشت در می آیی و یکی از آشناهایت را می بینی که در حالی که هنوز لباس مشکی عزای پدر ، مادر یا یکی از نزدیکانش را از تن جدا نکرده سینی برزگی در دست گرفته و بسته هایی از پشمک که چند عددی شیرینی روی آن گذاشته را روبرویت گرفته بعد از سلام و احوالپرسی به شما تعارف می کند بسته ای پشمک از داخل سینی بر می داری کاغذی کوچک را می بینی که بر رویش عکس متوفی درج شده و رویش نوشته شده برای شادی روح …. فاتحه مع الصلوات. و این ماجرا در روز پنجشنبه اول ماه رجب تا شب چندین بار تکرار می شود.

آری روز رغائب دارد از راه می رسد و در فرهنگ ما مردم بافق رسم بر این است در این روز برای شادی روح امواتمان خیرات کنیم . هرچند خیرات به خودی خود نیکوست و پسندیده اما کار آنجا مشکل می شود که خیرات ما هم دچار آفت خرافه و چشم هم چشمی شود.

به این جملات دقت کنید:اگر بخواهی خیراتت به روح مرده ات برسد باید سیرو(نوعی نان فتیر)بپزی آن هم با روغن گوسفند یا کنجد که بویش خوب در خانه و کوچه بپیچد تا ارواح مردگانت که به انتظار دریافت خیرات آزاد شده و به خانه آمده اند متوجه شوند خوب به یادشان بودی و برایشان اقدام کرده ای،اگر اولین سالی است که یکی از نزدیکانت را از دست داده ای حتما باید پشمک بخری و علاوه بر اینکه بر سر مزار وی می بری به تک تک خانه های همسایه و دوست و آشنا و فامیل رفته به آنها شیرینی از نوع پشمک هدیه بدهی،اگر می خواهی برای مرده ات خیرات کنی ببین هنگامی که زنده بود چه غذا ،شیرینی و یا میوه ای دوست داشته همان را برای خیرات تهیه و بر سر مزارش ببر،برای خیرات هیچ چیز مثل آرد بریزو (یا همان حلوای خرما) نیست،کیک یزدی برای فاتحه دادن واجب است.

براستی این تفکرات غلط از کی و توسط چه کسانی و با چه استنادی وارد فضای فکری مردم شهر ما شده و کار نیکی مانند خیرات برای اموات را تحت الشعاع خود قرار داده است؟ چه کسانی بر گسترش اینگونه خرافات که وقتی برای دیگران تعریف می کنی خنده شان می گیرد دامن می زنند و چرا همه ما به نوعی در گیر آن هستیم؟

چرا رغائب که در اصل لیله الرغائب است  و در کتبی چون مفاتیح الجنان دارای اعمالی است برای بهره بردن آنهایی که زنده هستند و حتی بر روزه و نماز و اعمالی که بیشتر روح انسانها را آسمانی تر می کند در شهر ما به روز رغائب تبدیل شده و بدتر آنکه در خوردنی ها خلاصه شده است؟هر چند به قول ظریفی که می گفت با تورمی که در جامعه است بعید می دانم کسی امسال توانایی پختن حلوا و سیرو با روغن گوسفند که چه عرض کنم حتی روغن نباتی هم داشته باشد اما براستی جوابی برای اسرافی که در این یک روز آن هم در گورستانها می کنیم داریم؟

شاید بد نباشد بدانید رغائب در شهری مثل خلخال آن هم در روستای کلور به ثبت ملی رسیده و مردمانش در این روز بر سر مزار امواتشان جمع می شوند در حالی که زن و مرد لباسهای محلی می پوشند،بازی محلی می کنند و شاد هستند،بله شاد هستند یعنی حتی فاتحه دادن برای امواتشان را زمانی مفید می دانند که شاد باشند.

براستی آیا بهتر نیست حالا که در آستانه لیله الرغائب هستیم به آنچه اصل است راغب شویم،شب آرزوها را قدر بدانیم و برای خود،خانواده و جامعه مان بهترین آرزوها را داشته باشیم و برایش برنامه ریزی کنیم؟

آیا بهتر نیست بجای خیرات اسراف گونه ،نذوراتمان را ساماندهی کرده خیراتمان را به افراد مستحق تقدیم کنیم و یا پول مد نظر برای خیرات را برای ارتقاء تجهیزات بهداشتی ، درمانی ،آموزشی، فرهنگی ،تفریحی و امور عام المنفعه شهر هزینه کنیم مانند کاری که خانواده مرحوم پور امینی در احداث ساختمان اورژانس در شهر کردند؟

به نظراتان روح امواتمان با پخش شیرینی و شربت شاد می شود یا با صفا و صمیمتی که بین خانواده ها حاکم است؟ اصلا اگر میلونها تومان پول برای شادی ارواح امواتمان خرج کنیم اما هنوز سر تقسیم ارث دعوا داشته باشیم روح متوفی شاد خواهد بود؟آیا بهتر نیست رغائب را روز اداء دیون خود و امواتمان بدانیم و واجباتی که از آنها فوت شده را بجا آوریم؟

هرچند رغائب در شهر ما به یک فرهنگ تبدیل شده و با یک نوشته یا سخنرانی قرار نیست تغییر قابل توجهی در آن صورت پذیرد اما به نظرم آمد بجای لعنت فرستان مدام به تاریکی جهل و خرافه با این نوشتار شمعی بیافروزم شاید با همت شما مشعلی گردد برای هدایتمان در مسیر صحیح.

محمد علی قاسم زاده

۴ نظر

  1. بیتا می‌گه:

    واقعا حرفتون متین بجای این همه اسراف هزینه آن را به یه نیازمند بدن ثوابش بیشتره و به امواتشون بیشتر میرسه تا این…

  2. شهروندبافقی می‌گه:

    سلام .اقای قاسم زاده شما قرار بود عملکرد یکساله هیئت امنائ امامزاده عبدالله رادراسرع وقت به اطلاع مردم برسونیداما خبر استفائ تمامی اعضائ را شنیدیم.موضوع چیه؟

  3. ناشناس می‌گه:

    مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ ایرانی گفت: در حالی که بیشتر مردم گمان می‌کنند که وجود یوز اهمیتی در زندگی آنها نخواهد داشت، حفاظت از یوزپلنگ ایرانی نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی آنها خواهد داشت.

    هومن جوکار در گفت‌وگو با ایسنا، افزود: وقتی به یوزپلنگ به عنوان گونه‌ای منفرد بدون در نظر گرفتن ارتباط آن با زیستگاه نگاه شود به نظر نمی‌آید ربطی به زندگی مردم داشته باشد اما باید توجه داشت که به واسطه حفاظت از یوز ایرانی،‌شش میلیون هکتار از سطح کشور شامل ۳۹ درصد از مناطق تحت حفاظت مراقبت و حفاظت می‌شوند.

    وی ادامه داد: به عنوان مثال شهر بافق که در دل کویر قرار گرفته و حتی نمی‌توانیم باور کنیم در آن زراعت و کشاورزی وجود داشته باشد بر اثر تلاش‌های سازمان حفاظت محیط زیست در جهت حفاظت از یوزپلنگ ایرانی از آب سالم بهره مند شده است. در حال حاضر غیر از کشاورزی، ماهی هم پرورش می‌دهند.

    در صورتی که در چند کیلومتر آن طرف تر از آن که منطقه حفاظت شده ندارد چنین امکاناتی نیست.

    مدیر پروژه‌های حفاظت از یوزپلنگ ایرانی اضافه کرد: همچنین در این مناطق به دلیل حفظ پوشش گیاهی برای حفاظت از این گونه در حال انقراض، روستاهای حاشیه‌ای، فشار کم تری از جانب ریزگردها متحمل می‌شوند.

    جوکار افزود: آب و هوای سالم، حفاظت از تنوع زیستی با تمام اشکال آن شامل گونه و ژن از دیگر فواید اجرای این پروژه برای مردم است.

    وی با بیان اینکه فاز بعدی پروژه‌های حفاظت از یوز ایرانی با مشارکت مردم محلی صورت می‌گیرد افزود: فاز بعدی این پروژه در سه منطقه به صورت پایلوت آغاز می‌شود که حداقل چهار استان کشور را پوشش می‌دهد.

    به گفته وی، کنترل چرای دام با حضور مردم، مدیریت مراتع و بهره برداری از اکوتوریسم منطقه از اقداماتی است که در این فاز با مشارکت مردم صورت می‌گیرد.

    مدیر پروژه حفاظت از یوز ایرانی اظهار کرد: علاوه بر آن در فاز بعدی پروژه منطقه‌ای برای شکار پایدار در نظر گرفته شده است که رویکرد جدیدی در دنیا برای حفظ گونه‌های در حال انقراض است.

    وی ادامه داد: مناطقی که در آن چنین کاری انجام می‌شود باید به درجه‌ای از حفاظت برسند که تعداد گونه به حد مازاد برسد.

    به گفته این کارشناس محیط زیست زمان اجرای این طرح پنج سال در نظر گرفته شده است که پس از پایان آن جوامع محلی وارد چرخه‌ی بهره برداری از جمعیت مازاد حیات وحش با حفظ ضوابط مشخص می‌شوند.

    جوکار افزود: گونه‌هایی که در این طرح مدنظر قرار گرفته‌اند شامل قوچ، میش و کل و بز است که این نوع شکار با شکارهای دیگری که با کسب پروانه انجام می‌شود فرق دارد.

    مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ ایرانی با اشاره به اجرای موفق این طرح در کشورهای همسایه اظهار کرد: این طرح در کشور پاکستان به خوبی به اجرا درآمد و اکنون گونه‌ای مانند کل مار خور که در حال انقراض بود به خوبی احیا شده و جمعیت مازاد نیز پیدا کرده است. علاوه بر آن کشور تاجیکستان و افغانستان نیز این طرح را به اجرا درآورده‌اند.

    انقراض یوزپلنگ‌ها در پی نبرد با انسان‌ها
    جوکار با اشاره به اقدامات بسیار برای حفاظت فیزیکی از یوزپلنگ ایرانی اظهار کرد:‌ با وجود تهدیدات بسیاری که در مقابل این گونه وجود دارد نمی‌توانیم کنترل وضعیت این حیوان را به خوبی در دست بگیریم.

    وی کاهش غذای یوزپلنگ را یکی از تهدیدهای مهم آن عنوان کرد و گفت:‌ این مساله که در نتیجه نبرد یوز و انسان به وجود آمده به دلیل تعداد بالای شکارچیان متخلف است که مشکلات بسیاری را به وجود آورده است.

    وی چرای بیش از حد دام در مناطق حفاظت شده را از دیگر عوامل نابودی این گونه دانست و گفت: سطح زیادی از برخی مناطق به وسیله دام‌ها اشغال شده است که سگ‌های همراه آنها یوزپلنگ‌ها را می‌کشند. همانگونه که طی یکسال گذشته مشاهده کردیم سگ‌های گله د ر یوزپلنگ را در منطقه توران از پا درآوردند.

    به گفته وی بحث توسعه نیز یکی دیگر از عوامل انقراض این گونه بوده و اکتشاف و معادن و استخراج نفت که اخیرا مطرح شده از مثال‌هایی هستند که نشان می‌دهد کنترل وضعیت مناطق حفاظت شده بسیار پیچیده شده است.

    جوکار تاکید کرد: جز با شکل‌گیری فرهنگ عمومی در جهت حفظ تنوع‌زیستی از جمله گونه‌هایی مانند یوزپلنگ نمی‌توان در مقابل تهدیدها مقاومت کرد.

    برای ادامه پروژه‌ها با کمبود بودجه مواجه‌ایم
    مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ ایرانی با بیان اینکه با توجه به وسعت زیستگاه‌ها با مشکل کمبود بودجه مواجهیم افزود: در فاز‌های قبلی پروژه بودجه مورد نظر از طریق صندوق جهانی حفاظت از محیط زیست تامین می‌شد و UNDP که کمک‌هایی با مقیاس بزرگ ارائه می‌دهد اما در فاز جدید از بودجه UNDP ایران تامین خواهد شد که بسیار بیسار کم تر از بودجه فازهای قبلی است.

    به نقل از بازتاب

    سید محمد میرسلیمانی بافقی
    آقای جوکار
    این حرفها چیست که در مورد دارالشجاعه بافق نوشته ای؟برو کمی مطالعه کن بعد مطلب بنویس.کشاورزی در بافق قدمت ۱۵ هزار ساله دارد .آب سالم بخاطر یوز آورده اند؟تو که از تاریخ وفرهنگ منطقه ای بلند آوازه از کشورمان نمی توانی حفاظت کنی مدیر حفظ یوز شده ای؟خودت بیشتر احتیاج به دسگیری عقلی داری .