پنج شنبه ۳۰ام دی ۱۳۹۵ ۰۴:۱۳:۲۵ قبل از ظهر

نورز جشن باستانی مردم ایران

کد خبر: 2039
تعداد بازدیدکننده: 71
تاریخ: ۲۹ اسفند ۱۳۹۰

نوروز ، کهنسالترین آیین ملی جهان که جاودانه مانده و خواهد ماند، هزاران سال است که در سرزمین پهناور ایران زمین میهمان آریائیان نجیب و خردمند می باشد. بیش از سه هزار سال پیش در چنین روزی، جمشید از کاخ خود درجنوب دریاچه ارومیه (منطقه باستانی حسنلو) بیرون آمد و از آفتاب درخشان، خرمی و طراوت محیط خشنود گشت و آن روز را «نوروز»، روز پاکی زمین از بدیها و روز سپاسگزاری از خداوند بزرگ نامید و خواست که از آن پس، همیشه و هر سال دراین روز آیین ویژه ای برگزار شود- آیینی که هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سیاسی اجتماعی و اقتصادی به دور مانده است.

نوروز یادگاری است ارزنده و نیکو که هنوز تازی پرستان و یاغیان روزگار نتوانسته اند از دل و قلب مردم این مرزو بوم بیرون کنند. نوروز روز نو سال است وکهنه سده ها. پیری کهنسال و استوار که سالی یک بار لباس جوانی می پوشد. از راهی دراز می آید راهی که تلخیها و رنجهای بسیار در درازای آن کشیده با این حال شاد و امیدوار است.. ایرانیان در درازنای تاریخ پرفراز و نشیب خود بارها رنگ عوض کرده اند خود را به فراموشی سپرده اند نیرنگ زمانه خورده اند ، راه را کج رفته اند و ارزشهای بسیاری از دست داده اند. نوروز که می شود به یاد می آورند که بوده اند چه دستاوردهایی داشته اند و نیاکانشان برای نگهداری این مرز و بوم چه جانفشانیها کرده اند این را فرزندان بی رگ امروز حس می کنند آن گروه که نیاکانشان را به دست فراموشی سپرده اند.

 در این روز فریادها یکی می شود هر چند به نامش سال پیش رویش را نامی بیگانه می نهند ولی باز نوروز نوروز است و می تواند روز نو باشد برای ایرانیان. چشمها را باید گشود تا توان خود را باور کرد تا سرآغاز زیستن را دید زندگی به نفس کشیدن و آب و غذا خوردن نیست به انسان بودن است با بازگشت ارزشهایی که روزگاری خدایی بود و رنگ داد داشت و امروز عدلش می نامند. نوروز آن سالها ایران سراسر نور می شد چون دروغ و دغل و ریاکاری را در آن راهی نبود مردمش بافرو شکوه بودند زیرا در برابر خدا که می ایستادند کارشان برای خدا بود و به دلخواه خودشان نه برای رنگ و ریا و دروغ. آن نوروزها ایرانیان حتی در برابر شاهانشان سر خم نمی کردند.

آموزش های اشو زرتشت پیامبر بزرگ ایران زمین به نوروز جنبه معنوی بخشید، زیرا زرتشت بر کردار، گفتار و اندیشه نیک پافشاری داشت و هر کار به دور از عدل و داد را نفی می کرد و تحولات تاریخ را نتیجه کشمکش بدی و خوبی می دانست و می گفت که سرانجام با شکست بدی؛ آرامش، صفا، شادی، صمیمیت و عدالت جهانیان تأمین خواهد شد. نوروز فرصت خوبی برای زدودن افکار بد از روان، پایان دادن به دشمنی ها از راه تجدید دیدارها و نیز شادکردن دوستان و بستگان و سالخوردگان با دستبوسی آنان و مبادله هدیه بوده است.

 کوروش بزرگ نخستین امپراتور ایران، نوروز را عید رسمی اعلام داشت و در سال ۵۳۴ پیش از میلاد دستوری برای اجرای مراسم دولتی آن گردآوری کرد که شامل ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، بخشش گناهکاران پشیمان، ایجاد فضای سبز و پاکسازی محیط زیست ـ از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی ـ بود. چهارسال پیش از آن، کوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به این سبب برخی از مورخان، زمان اعلام رسمی و عمومی شدن نوروز به عنوان عید ملّی را سال ۵۳۸ قبل از میلاد نوشته اند. بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد به تصرف ایران درآمده بود.

شاه در نخستین روز سال نو روحانیون، بزرگان، مقامات دولتی و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نمایندگان سرزمینهای دیگر را می پذیرفت و ضمن سپاسگزاری از عنایات خداوند، گزارش کارهای سال کهنه و برنامه های دولت برای سال نو و نظر خویش را بیان می کرد. این آیین تا همین اواخر با جزیی تفاوت رعایت می شد که دوباره دارد بتدریج ازسرگرفته می شود. شاه سپس پیشکش ها را دریافت می کرد که نمونه آن در کنده کاریهای تخت جمشید دیده می شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار می شد و افسرانی که قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش می گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفی می شدند.

     در نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و از کارافتادگان می رفتند و ادای احترام می کردند سپس عید ـ دیدنی آغاز می شد. پیش از دید و بازدیدها، در لحظه تحویل سال، هر فرد از خدا می خواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگهدارد. این مراسم پس از ۲۵ قرن به همین صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل دیگر شده است. داریوش دوم به مناسبت نوروز، در سال ۴۱۶ پیش از میلاد سکه زرین ویژه ای ضرب کرد که یک طرف آن شکل سربازی را در حال تیراندازی با کمان نشان می دهد

مِهستان پارلمان ایران در عهد اشکانیان نخستین جلسه خودرا در نوروز سال ۱۷۳ پیش از میلاد با حضور مِهرداد یکم ـ شاه وقت ـ برگزار کرد و اولین مصوبه آن انتخابی کردن مقام ریاست کشور (شاه) بود. عزل شاه نیز در اختیار همین مجلس قرار گرفت. اردشیر پاپکان – که در سال ۲۲۶ میلادی سلسله ساسانیان را تأسیس کرده بود چهار سال بعد، از دولت روم که در جنگ از وی شکست خورده بود خواست که نوروز ایرانی را به رسمیت بشناسد و سنای روم نیز آن را پذیرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به Lupercal معروف شد. در دوران اشکانیان ایام نوروز به پنج روز کاهش یافته بود اما اردشیر به تقاضای «تنسر/ Tansar» موبدِ موبدان (روحانی ارشد زرتشتیان) روز ششم فروردین ـ زادروز زرتشت ـ را بر آن اضافه کرد و چون ایرانیان روز هفتم فروردین را خوش یمن می دانستند و بیشتر ازدواجها را به این روز موکول می کردند، از آن زمان ایام نوروز که روزهای روح ابدی، شادیها و پاکی ها بشمار می آمدند، به هفت روز افزایش یافت و ایرانیان در این هفت روز دست از کار می کشیدند در این عهد، تشریفات نوروزی مفصل شد، از جمله روشن کردن آتش روی بامها در شب نوروز به منظور سوزاندن پلیدیها که اینک این رسم به روشن کردن شمع سر سفره هفت سین تبدیل شده است. ساسانیان معتقد بودند که هدف کوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان یک روز ملّی؛ برقراری عدالت، نظم، برادری، انساندوستی و پاکدامنی بوده و باید تحقق یابد.

در مراسم نوروز سال ۳۹۹ میلادی، چند مسیحی ایرانی که موفق به ورود به کاخ یزدگرد ـ شاه وقت (ساسانی) شده بودند، فی البداهه از او تقاضای آزادی مذهبی برای خود کردند. این آزادی که مورد درخواست دولت روم هم بود به همه مسیحیان قلمرو ایران داده شد. در نوروز سال ۵۰۱ میلادی (۱۳۴۹ سال پیش از انتشار مانیفیست کمونیست به قلم کارل مارکس) مزدک بامداد ـ روحانی زرتشتی ـ جنبش سوسیالیستی خود را برپایه مالکیّت عمومی دارایی ها، استفاده از تولیدات و ثروت بر حسب نیاز فرد و برابری اجتماعی ـ اقتصادی همه مردم علنی ساخت که مورد توجه توده ها که گرفتار جامعه ای طبقاتی و وجود شکاف عظیم میان فقیر و غنی بودند، قرار گرفت و حتی شاه وقت ایران ـ قباد ـ متمایل به افکار او شد. پیمان «صلح پایدار» ایران و روم که به امضای خسرو انوشیروان ساسانی و «ژوستی نی اَن» امپراتور روم رسیده بود، در سال ۵۳۲ میلادی در مراسم نوروزی که در تالار کاخ تیسفون (ایوان مدائن – طاق کسری، ۳۶ کیلومتری جنوب بغداد) با حضور شاه ایران برپا شده بود، مبادله شد. در زمان حکومت طولانی خسروانوشروان (انوشیروان ساسانی ـ دادگر)، تماس مستقیم مردم با شاه افزایش یافته بود و شاه شخصاً به برخی شکایات رسیدگی  می کرد و در مراسم نوروزی کاخ سلطنتی عده بیشتری از مردم عادی شرکت می شدند

    مردآویز زیاری (مازندرانی) از قهرمانان ملی که بر قسمت بزرگی از ایرانزمین حکومت می کرد و اصفهان را پایتخت خود قرار داده بود، کمر به برگزاری آیین های ملی ایران از جمله تیرگان، مهرگان، سده، چهارشنبه سوری و مهمتر از همه نوروز بسته بود و تاکید داشت که مراسم عینا و مطابق عهد ساسانیان برگزار شود و در این راه سختگیری زیاد و افراط بیش از حد ازخود نشان می داد

نادرشاه به نوروز و آیین های آن علاقه مندی فراوان داشت. وی سکه خود موسوم به سکه نادری را در سال ۱۷۳۵ میلادی، در مراسم سلام نوروز رایج ساخت و تعدادی از آن را به رسم عیدی به منشی ها و افسران خود داد که در یک طرف سکه نقش شده بود: «الخیر فی ماوقع» و در طرف دیگر سکه این عبارت دیده میشود: «نادرِ ایران زمین».

عالیه نقیب الذاکرین