سه شنبه ۸ام فروردین ۱۳۹۶ ۱۰:۴۱:۰۱ بعد از ظهر

چند سؤال از بزرگان اصول گرایی

کد خبر: 22868
تعداد بازدیدکننده: 96
تاریخ: ۱۴ تیر ۱۳۹۲

از روز اعلام نتایج انتخابات و حتی مدت ها قبل از انتخابات سؤالات زیادی برای بنده پیش آمده بود که در ادامه این یادداشت به آن ها اشاره خواهم کرد. اما با پایان یافتن کارزار انتخابات و مشخص شدن نتیجه ای غیر قابل باور (حداقل طبق نظر سنجی های مختلف و بعضاً معتبر) ، موضع گیری های مختلفی از طرف چهره های شاخص در هر دو طرف آغاز گردید که هرکدام جای نقد و بررسی دارد.
شاید بتوان گفت اولین موضع گیری آخرین پیام انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی بود که در کمال تعجب و حیرت این انتخابات را اوج شور و شعور ملّی و اسلامی نامید در حالیکه در سال ۸۸ با همین سیستم موجود بر طبل تقلب کوبید و تا آخر هم بر این ادعای باطل و سخیف به همراه یارانش باقی ماند.
موضع گیری های دیگری هم از جانب اصولگرایان و اصلاح طلبان صورت پذیرفت که به عقیده نگارنده برخی از آن ها واقعاً در کمال بی انصافی و بی توجهی به صدر و ذیل کلام صاحبانشان انجام شد.
به طور نمونه جناب آقای جواد فاضل لنکرانی فرزند مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی فاضل در دیدار مسئولان ستاد دکتر حسن روحانی در قم طی سخنانی حماسه ۲۴ خرداد را از همه نظر لطف الهی دانست و گفت: همه کسانی که به انتخاب آقای روحانی نظر داشتند، افرادی هستند که در درجه اول دلسوز دین و کشور و نظام بودند.
همین جا در پاسخ به این قسمت از سخن ایشان باید گفت قدری انصاف در حرف زدن و توجه به آنچه می گوئید را لحاظ می کردید بهتر نبود؟ آیا واقعاً این گونه است که همه افرادی که به آقای روحانی رأی دادند در درجه اول دلسوز دین و کشور و نظام بودند؟
اما سخن بنده در مورد قسمت دیگری از سخنان ایشان است که موضوع اصلی این یادداشت هم به این قسمت مربوط است:
من خبر دارم بسیاری از بزرگان حوزه به ایشان نظر داشتند، برخی آقایان حتی ریاست جمهوری را متعین می‌کردند به انتخاب آقای روحانی.
از این جاست که پروژه تخریب عمار رهبر یعنی جناب علامه مصباح یزدی که مدت ها قبل از انتخابات و حتی بعد از اعلام نتایج تاکنون ادامه داشته و خواهد داشت خود را آشکار می کند و نشان می دهد راز برخی موضع گیری ها از جانب برخی بزرگان حوزه در قبل از انتخابات فقط و فقط کنار گذاشتن علامه مصباح از صحنه هدایت و مدیریت جامعه بود.
در قسمتی دیگر از آخرین پیام آقای هاشمی رفسنجانی که جمله ای از آن در ابتدای این یادداشت ذکر گردید آمده است:
این انتخابات و نتایج معنادار آن درس‌های فراوانی در ابعاد سیاست داخلی و خارجی داشت که واکاوی و یادآوری آن از ضرورت‌های تحلیل‌های منطبق بر واقعیت‌هاست…. به بزرگان اندیشه‌ساز در داخل کشور، درس داد که تحجّر، دگم‌اندیشی، بداخلاقی‌ها، حذف‌ها، طردها و انحصارطلبی‌ها، متاعی بی‌بها و مقطعی است و جایی در طاقچه‌ ذهن و زبان مردم این سرزمین ندارد و مهربانی، تعامل و اعتدال، بهترین زبان برای گفت‌وگو با مردم است و به‌ ویژه جوان ایرانی خوب می‌داند که چگونه در برگه‌های آرای خویش به سفیران عطوفت سلام دهد.
با قدری تأمل در مواضع آقای هاشمی خصوصاً در بیانیه های انتخاباتی ایشان در طی این مدت به خوبی پیداست که سیبل اصلی تیرهای زهرآگین جناب ایشان شخص علامه مصباح و تفکر ناب انقلابی این عالم بصیر است.
خوب به قول آقایان دعوا تقریباً از همین بیانیه شروع می شود که البته با موضع گیری به موقع عمار انقلاب حضرت علامه مصباح پاسخ قاطعی به اظهارات آقای هاشمی داده شد:
حضرت ایشان در اولین سخنرانی بعد از انتخابات در جمع اعضای کانون طلوع با اشاره به فرمایشات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری فرمودند: این عافیت طلبان و راحت طلبان هستند که نسبت افراط گری را به عده‌ای می‌دهند، اما با دادن این نسبت‌ها تکلیف ساقط نمی‌شود.
اما ظاهرا این پروژه تخریب قرار نیست به اتمام برسد تا جایی که آیت الله محمد یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفتگو با مهر به قول خودشان پشت پرده هایی را برملا می کنند که به عقیده نگارنده در نهایت به محکومیت علامه مصباح و دوستانشان از جانب آیت الله یزدی و برخی اعضای جامعه مدرسین منجر می شود و نتیجه این دادگاه اثبات خطاکاری علامه مصباح و دوستانشان و تبرئه سایر بزرگان در این موضوع یعنی انتخابات است.
حرف برای گفتن زیاد است اما از این جا ضمن طرح برخی از سؤالات خود در پیشگاه اهل انصاف به برخی از موضع گیری های بزرگان و از جمله حضرت آقای یزدی پاسخ خواهم داد.
۱-  از همه بزرگان و صاحب نظران اصولگرایی خصوصاً بزرگان حوزوی این سؤال را دارم که در مقوله انتخابات جایگاه رهبر نظام به عنوان سکان دار و هدایت گر تا چه اندازه است؟
آیا جایگاه رهبر نظام در تمامی بخش انتخابات یک جایگاه بسیار مهم و قابل دقت است یا خدای ناکرده در حد یک سری نصیحت ها و هشدارهای معمولی است؟
به طور شفاف سؤال بنده این است که نظر شما درباره بیان ملاک های انتخاب اصلح که همیشه توسط رهبر فرزانه انقلاب صورت پذیرفته است و برخی از آن ملاک ها بسیار حیاتی و تعیین کننده برای سرنوشت کشور بوده و هست چیست؟
آیا قبول دارید که وقتی امام امت ملاک های اصلح را بیان می کنند اجتهاد در برابر نص جایز نیست یا خیر؟
اگر پاسخ مثبت است پس به چه دلیل و مجوزی تعبیر صالح مقبول را در سطح جامعه نشر می دهید و ناخواسته اصلحیت را زیر سؤال می برید؟
جناب آقای یزدی در قسمتی از مصاحبه با خبرگزاری مهر می گویند:
به همراه چند تن از دوستان جلسه ای کاملا خصوصی تشکیل دادیم و از تعدادی از اعضای مجلس خبرگان دعوت کردیم. هدف اصلی این بود که انعطاف بیشتری بین روحانیون باشد تا شکاف جدیدی بوجود نیاید و به این امید که روحانیت مبارز و جامعه مدرسین در خصوص مسائل سیاسی کشور همراهی و همدلی داشته باشند که این وحدت و همدلی امر بسیار مفیدی است.
در آن جلسه که بیش از یک ساعت به طول انجامید، بنده خطاب به جناب آقای مصباح عرض کردم جناب آقای مصباح اگر جامعه مدرسین و روحانیت مبارز در مسائل انتخاباتی آینده که در پیش داریم به یک نقطه واحدی رسیدند شما که در جامعه اثر گذار هستید آمادگی آن را دارید که همراهی و کمک کنید تا اختلاف کمتر شود تا با همراهی شما این دو نهاد که اثر گذار هستند یکی شوند و اختلافات بین آنها کمتر شود؟ ایشان فرمودند که در آن زمان هر تکلیفی شرعی که داشته باشم عمل خواهم کرد.آیت الله مهدوی فرمودند که همه ما موظفیم که تکلیف شرعی را عمل کنیم. بنده مجددا عبارات خود را تغییر دادم و عرض کردم جناب آقای مصباح این مشخص است که همه ما تکلیف شرعی را عمل خواهیم کرد. هیچ کس قصد ندارد تکلیف غیر شرعی عمل کند بحث این است که از نظر سیاسی فرمایشات شما در جامعه تأثیر دارد و مردم به این مسائل توجه دارند هرچه شکاف کمتر باشد و اگر به یک نقطه رسیدیم شما حاضر هستید همراهی و کمک کنید تا هرسه به یک نقطه مشترک برسیم ؟ ایشان فرمودند صحبت های شما درست و عاقلانه است به هر حال شرایط زمان باید بررسی شود باید در زمان خودش بررسی کنم . دفعه سوم که بنده اصرار کردم و جوابی درستی نگرفتم یکی از آقایان گفتند که این موضوع را ادامه ندهید به نتیجه ای نخواهیم رسید. جلسه به خوبی به اتمام رسید.
سؤال بنده از حضرت آقای یزدی این است که ملاک شما برای رسیدن به نقطه واحد که سعی داشتید علامه مصباح را هم به آن نقطه واحد ملزم کنید آیا همان بیان ملاک اصلح در فرمایش امام امت است یا چیز دیگر؟
اگر ملاک اصلح را در نظر نداشتید که پس توقع شما برای همراهی علامه مصباح با شما و همفکرانتان قدری به دور از انصاف و عقلانیت است.
و اگر ملاک اصلح را در نظر داشتید که پس باید به شما عرض کنیم در تشخیص اصلح باید به همه ملاک های آن توجه کرد نه این که برخی را دید و برخی را ندید.
۲-  به جناب آقای یزدی و سایر بزرگان و صاحبان تحلیل و نظر عرض می کنم آیا موضع گیری شخصیت های برجسته در اعلام فرد اصلح کار خوبی است یا کار ناپسند و بدی است؟
اگر کار خوبی است پس چگونه است که همه حق اظهار نظر دارند به جز علامه مصباح؟ به این سخن آٔقای جواد فاضل دوباره توجه کنید: من خبر دارم بسیاری از بزرگان حوزه به ایشان نظر داشتند، برخی آقایان حتی ریاست جمهوری را متعین می‌کردند به انتخاب آقای روحانی.
آیا این سخن آقای فاضل جز همان اعلام موضع برخی بزرگان است؟
و چرا یک جریان خاص نسبت به موضع گیرهای حضرت علامه مصباح انتقاد جدی دارند و تلاش می کنند همه شکست ها را به گردن موضع گیری های این عالم بصیر بیاندازند؟
اما اگر موضع گیری کار بدی است پس چگونه است که جامعه مدرسین درسه دوره انتخابات ریاست جمهوری و در برخی از دوره های انتخابات مجلس (از جمله دوره اخیر)  رسما اعلام حمایت می کند هرچند هیچکدام از نامزدهای مورد حمایت جامعه مدرسین در انتخابات های ریاست جمهوری رأی نمی آورد و این خود جای علامت سؤالی بزرگ دارد که چرا اظهار نظر جامعه با اقبال آحاد کشور مواجه نمی گردد؟
ناگفته نماند که در جلسه اول جامعه مدرسین بنا بر عدم حمایت از فرد خاص بود و این که چرا در جلسه دوم آن هم با تعداد اندکی از اعضاء آقای ولایتی به عنوان نامزد مورد حمایت جامعه مدرسین اعلام می شود.
به هر حال این حرف ها مدتی است در سینه مانده و یکی از انگیزه های انتقال از سینه به صفحه کاغذ این سخن عضو جامعه مدرسین و امام جمعه موقت تهران بود که من را در نوشتن این جملات ترغیب کرد:
آیت‌الله خاتمی بر عبرت گرفتن از گذشته‌ها تاکید کرد و اظهار داشت: به سهم خودم، آیت‌الله محمد یزدی و آیت‌الله مصباح یزدی را از عالمان برجسته و انقلابی می‌دانم که هر دو سوابقی درخشان در انقلاب اسلامی و در حمایت از ولایت فقیه داشته‌اند؛ لذا اختلاف سلیقه در هر تشکلی طبیعی به نظر می‌رسد چرا که لازمه آزادی و اختیار انسان، اختلاف سلایق است.
وی افزود: به عنوان یک عضو کوچک جامعه مدرسین، انتظار دارم بزرگان با سعه صدر بیشتری از گذشته‌ها عبور کنند.
سخن پایانی ام با  آیت الله سید احمد خاتمی است که: آیا موضوع اصلی تخریب علامه مصباح هست یا چیز دیگر و این که این دعوا را چه کسانی مدت ها قبل تر از انتخابات شروع کرده اند و ظاهرا قرار دارند با ادامه دادن دعوا بر طبل محکومیت علامه مصباح یزدی بکوبند و به همه ثابت کنند که مسؤلیت تمامی مشکلات در هشت سال گذشته و آینده باز هم بر گردن این عالم بصیر است.
 محمد هادی سمتی

۱۰ نظر

  1. علیرضا می‌گه:

    جناب شیخ خود را معطل چه کرده ای ؟ چرا به حافظه تاریخ نگاه نمی کنی؟ این جناب …و تفکراتش بیانگر انجمن حجتیه ای است که مورد لعن امام راحل بود و ایشان حتی در موضوع انتخاب رهبر امت اسلامی موافق ایشان نبود و اگر روزی رهبری به ایشان لقب… دادند فقط به این خاطر بود که منش رسول الله را داشته باشند که جواب بدی را با بدی ندادند . خود را زیاد خسته نکن مردم از احمدی نژاد و تفکرات و حامیانش به ستوه آمده بودند که چنین انتخاب کردند و رئیس جمهور منتخب هم بداند اگر به فکر مردم نباشد با او هم چنین خواهد شد. و اما در مورد جناب هاشمی به این نکته بسنده کنم هاشمی زنده است تا انقلاب زنده است و یا بهتر بگویم به واسطه تحلیل و تفکرات هاشمی است که اسلام و ایران هنوز در منطقه سربلند است.
    و اما عمار یاسر یار مولایمان علی ابن ابیطالب نیز به نظر اینجانب مولایمان را نشناخته بود! می دانی چرا؟ چون همین عمار بود که درخواست عقیل را به مولایمان مبنی بر حق بیشتر از بیت المال بیان کرد!!! اگر عمار مولایمان را شناخته بود به عقیل می گفت علی هیچ حق بیشتری به تو نخواهد داد و خود مشکل را حل کرده بود نه اینکه موجب دلخوری عقیل از مولایمان می شد!!! جناب شیخ عناوین دنیایی شما عقوبت اخروی دارد پس در اعطایش مواظبت فرمایید!!!
    بافق فردایی ها همانطور که این مقاله را منتشر کردید مرد باشید و جواب آن را هم منتشر کنید!!!

  2. گول خور می‌گه:

    سلام استاد ضمن احترام به تمام عقایدتان خواستم بگویم شما سوزنتان هنوز گیر انتخابات است ؟ آیا فکر نمی کنید باید به شعور و خرد جمعی احترام گذاشت ؟ آیا فکر نمی کنید شاید عمارها هم اشتباه کنند همانطوریکه به قول خودتون در سال ۸۸ طلحه ها و زبیر ها اشتباه کردند ؟ پس پیشنهاد می کنم رها کنید نه من ونه شما منجی عالم بشریت نیستیم من هزار بار اشتباه کردم شاید حضرتعالی هم ……………………

  3. مهدی می‌گه:

    حجت السلام سمتس اولا از پوییایی حوزه علمیه قم بسیار خرسندم ثانیا امیدواریم این بحث و جدلها سیاسی بین افراد صاحب نظر باشد که بین مردم کشیده نشود ثالثا فرمایشات امام راحل(ره) و فرمایشات رهبری به عنوان محور کاری مد نظر گرفته شود که اگر غیر از این باشد به انقلاب صدمه خواهد خورد رابعااقای مصباح یزدی و افراد منتقد ایشان انساهای مطلق وکاملی نیست بالاخره اشتباهاتی دارد که باید خود را اصلاح کنند.

  4. ایما می‌گه:

    آقای سمتی انتخابات تمام شد دیگه ول کنید بریید ببینید مردم چه وضعیتی دارند

  5. دلسوز می‌گه:

    عزیزم دیر آمدی و خیلی زود می خواهی بروی مهلاً مهلاً کمی آهسته تر ما هم به گردت برسیم زیر سژال بردن بزرگان برکت را از زندگی علمی طلبه جوانی چون شما سلب می کند اشتباه مکن بعضی وقت ها ده سالی باید بگذرد تا بتوان تحلیل کرد چه اتفاق افتاده است یک زمانی ارزشی های حوزه سراغ ری شهری رفتند و جامعه مدرسین را تخطئه کردند در اتحاد آن ایجاد شبهه کردند الان معلوم می شود همه آنها نقشه بود برای به قدرت رسیدن خاتمی که آقایان حسینیان و پورنجاتی نفرات اول طرفداران ری شهری به خوبی طراحی و اجرا کردند که خود حسینیان می گوید که همه بعد از انتخابات به من تبریک می گفتند (سند نقش رهبری در مدیریت بحران ها در یکی از جلدهای۳۸-۳۹-۴۰ از انتشارات کیهان)مقصود این که خود را برای بازی های سیاسی هزینه مکن العیاذ بالله به ایت الله مصباح نسبت نمی دهم ممکن است با چندین واسطه جلیلی را به حضرت آیت الله قالب کرده باشند تا روحانی بالا بیاید و اصول گرایان شکست بخورند وگرنه چه نیازی بود جلیلی بیاید و تمام دست آوردهای هسته ای زیر سؤال رود پس باز هم نصیحتتان می کنم اعتراض به بزرگان عقوبت دنیوی هم که نداشته باشد اخروی دارد .

  6. بافق زاده می‌گه:

    اگر کاندیدای شما رای اورده بود باز هم حرفی میزدی.بابا انتخابات به سلامتی تمام شد ومردم انتخاب خودشون را کردند.

  7. دلسوز می‌گه:

    اقای سمتی بروید برای مردم بخصوصا بافق کاری کنید اقایانی که شما از انها دم میزنید معصوم نیستند و قطغا اشتباه میکنند و باید به رای مردم احترام گذاشت و …………

  8. رضا می‌گه:

    اولا در این کشور رهبر فکری ، دینی ، اعتقادی ، سیاسی و … فقط حضرت آقا ( الامام خامنه ای )است و شما نمیتوانید هیچکس را در مقابل ایشان قرار دهید و ثانیا در این انتخابات میزان مقبولیت خیلی ها در جامعه مشخص شد .