پنج شنبه ۱۰ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۷:۲۰:۴۵ قبل از ظهر

درخت خرما، در فرهنگ و باور مردم بافق(۲) (افسانه درخت خرما)

کد خبر: 23040
تعداد بازدیدکننده: 54
تاریخ: ۱۸ تیر ۱۳۹۲

افسانه درخت خرما :

این که چرا و چگونه چنین باورهایی در زندگی مردم وارد شده ، مشخص نیست . هر کسی به یکی از این باورها اعتقاد دارد . کودک که بودم، افسانه ای از دایی خود ، مرحوم رضا حسین پور ؛ معروف به رضا پهلوان (پهلوان نامدار بافق) شنیدم که در اینجا بازگو  می کنم :

« در گذشته های دور، دو دوست یکرنگ و صمیمی بودند که با هم، قرار سفر گذاشتند . آنها؛ راه بسیار طولانی را طی کردند . آب و غذایشان تمام شد ولی به هیچ آبادی نرسیدند . هر دو خسته و گرسنه، به زور گام بر می داشتند . نزدیک بود امید به زندگی را از دست بدهند، که  به درخت خرمای سرسبز و بزرگی رسیدند . جویباری کوچک، کنار درخت در جریان بود . با خرما و آب، رفع گرسنگی و تشنگی کردند و بعد از استراحتی کوتاه، تصمیم به ادامه سفر گرفتند . هنوز مسافتی از درخت دور نشده بودند که یوزی بزرگ و گرسنه و لنگ، جلو راهشان قرار گرفت . هر دو وحشت زده، به سمت درخت فرار کردند . آنکه زرنگ تر بود، به سرعت از درخت بالا رفت و کمکی برای نجات دوستش نکرد . دوست مرد، می ترسید و توان بالا رفتن از درخت نداشت . یوزپلنگ، روبروی مرد قرار گرفته بود و هر لحظه، فاصله اش کمتر می شد . مرد دست به آسمان برد و از خدا کمک خواست . ناگهان درخت شکافته شد ، مرد را به درون کشید و باز به شکل اول خود در آمد . یوزپلنگ نتوانست از درخت بالا برود . پایش لنگ بود و درد می کشید . از شکار پشیمان شد، راهش را گرفت و رفت .

Photo-0002

دوست مرد که بالای درخت از ترس به خود می لرزید؛ پایین آمد و دوستش را صدا کرد، ولی پاسخی نشنید . از اینکه به او کمک نکرده بود، عذاب وجدان گرفت . با مشت، بر درخت کوبید و گریه کرد . ناگهان تعداد زیادی کلپی، بر سرو رویش ریخت و او را از آنجا فراری داد . مرد، گریان به شهرش بازگت و داستانش را تعریف کرد . همه از دستش ناراحت شدند و او را از خود راندند . از آن روز ، مردم به پاس یاری درخت خرما به یک انسان، قوانین و احکام خود را در موردش به کار بردند و احترامش گذاشتند . کسی حق نداشت بی جهت، به درخت خرما آسیب برساند . درخت نیز در عوض مهربانی مردم، همه وجودش را در اختیار آنها گذاشت تا علاوه بر خوردن میوه هایش، بتوانند وسایل راحتی خود را فراهم کنند . »

 شاید وجود همین باورها و افسانه ها، موجب شده امروزه واحد شمارش درخت خرما ، نفر باشد . یا هنگامی که درخت خرما را قطع می کنند، بیان دارند که درخت را کشته اند .

 ادامه دارد…

عالیه نقیب الذاکرین بافقی

۱ نظر

  1. محمد می‌گه:

    آموزنده وزیباست