پنج شنبه ۱۰ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۲:۰۷:۳۰ قبل از ظهر

“فواید اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی”

کد خبر: 2364
تعداد بازدیدکننده: 195
تاریخ: ۰۸ فروردین ۱۳۹۱

همیشه نیمه خالی لیوان را نبینیم “فواید اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی”
یکی از اتفاقات مهم سال ۱۳۹۰، اختلاس ۳۰۰۰میلیاردی بود! این اختلاس فواید بسیاری داشت که به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:
۱- این اختلاس نشان داد اقتصاد ما چقدر قوی است که این ۳۰۰۰میلیارد تومان کلا در آن گم است! خودتان که شاهد هستید، ۳۰۰۰میلیارد از اقتصادمان کم شد اما اقتصادمان حتی یک آخ هم نگفت و آخرش هم معلوم نشد این ۳۰۰۰میلیارد تومان از کجای اقتصادمان کم شده است که اصلا از هیچ جایش کم نیامد!
۲- بالا رفتن سواد هزینه هایی دارد که بایستی آنرا پرداخت کرد! این هزینه یا بصورت شهریه به حساب دانشگاه آزاد و غیرانتفاعی و … بایستی پرداخت شود و یا بصورت هایی دیگر به افرادی دیگر! با این اختلاس سوادِ ریاضیاتی یمان کلی بالا رفت و متوجه شدیم سه هزار میلیارد تومان ۱۲ عدد صفر دارد!
۳- این اختلاس باعث شد ما متوجه شویم هنوز هم می شود روی قول همدیگر حساب کنیم! به خاطر این اختلاس وزیر اقتصاد به مجلس رفت و در آنجا قول داد وزیر خوبی باشد و بهمین خاطر مجلس از دوباره به ایشان رای اعتماد داد و وی به وزارتخانه برگشت. خودتان هم شاهد هستید که از آن زمان به بعد هنوز اختلاسی شکل نگرفته است.
۴- این اختلاس نشان داد که چقدر مسئولین ما اعتماد به نفسشان بالاست و اصلا مثل مسئولین برخی کشورها سوسول و کم طاقت نیستند! بعد از این اختلاس نه رئیس بانک مرکزی و نه وزیر اقتصاد، هیچکدام استعفا ندادند؛ در صورتیکه اگر یک دهم این اختلاس در کشوری مثل ژاپن بود سریع مسئولین اقتصادی آنجا استعفا می دادند.
۵- این اختلاس به همگان ثابت کرد که نهادهای نظارتی مان چقدر زیاد و قوی می باشند! بعد از این اختلاس همه گفتند که ما بودیم این اختلاس رو کشف کردیم و آخرش هم نفهمیدیم کی این اختلاس رو کشف کرد و کدام نهاد مقصر بود!
۶- از دیگر فواید این طرح کم شدن روی «ش. جزایری عرب» بود و او متوجه شد آنقدرها هم که خیال می کرده اخلالگر اقتصادیِ بزرگی نیست! شنیده می شود بعد از این اختلاس به ایشان در زندان «آفتابه دزد» گفته می شد!
علی محمد رنجبر بافقی

 

۳ نظر

  1. فقر می‌گه:

    فقر چیست؟
    فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است،
    ولی،آن چیز پول نیست …..
    طلاو غذا نیست …
    فقر، گرسنگی نیست …..
    فقر، عریانی هم نیست…
    فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتۀ کتابفروشی می نشیند ……
    فقر، تیغه های برندۀ ماشین بازیافت است،که روزنامه های برگشتی را خرد می‌کند…
    فقر ، کتیبۀ سه هزار ساله‌ای است که روی آن یادگاری نوشته‌اند…
    فقر، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته می‌شود …..
    فقر ، همه جا سر می‌کشد …
    فقر، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست
    فقر، روز را ” بی اندیشه” به سر بردن است….. .
    پس اندیشه کنیم چه به سر بافق می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. منتقد می‌گه:

    با سلام
    اثرات اختلاس بر اقتصاد شهر بافق هم بوده است.
    ۱- اگر ۱۰ روز دیگر آقای احمدی رییس سازمان توسعه را به جرم اختلاس نمی گرفتند شرگت سنگ آهن مرکزی در مزایده واگذار شده بود.
    ۲- اگر آقای خدامراد احمدی را یک هفته زودتر گرفته بودند الان طرح گندله سازی بافق در شورای اقتصاد مطرح و کار شروع شده بود (در صورتی که نامبرده تلفنی آنرا از دستور کار خارج کرد)
    ۳- اگر وابستگان آقایان مثل کارتل های فولاد کشور را نیز تکانشان می دادند معلوم می شد چقدر وابسته اند و چقدر به نفع شهر ما می شد.

  3. ققنوس می‌گه:

    تا به حال از این دید به این قضیه نگاه نکرده بودم/