پنج شنبه ۳ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۸:۱۱:۲۹ بعد از ظهر

لهجه شناسی بافق (۲)

کد خبر: 23740
تعداد بازدیدکننده: 756
تاریخ: ۳۰ تیر ۱۳۹۲

فرهنگ به عنوان ماندگارترین شناسنامه هویتی هر مردمی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. شاید مهمترین و رسا ترین متغیر تشکیل دهنده فرهنگ ؛زبان و لهجه گفتاری مردم هر سرزمینی است. لهجه مردم بافق یا به قول فرهنگستان گویش بافقی شبیه هیچیک از گویشهای مرسوم در استان یزد وحتی کرمان وخراسان نیست وحتی برخی اصطلاحات زیبا و بکر همانند” تن خود سر دادن” اختصاص به این قلمرو دارد وبس!! اگرچه به برخی گویشهای کرمان نزدیکتر است.آنچه در پی می آید گویش بافقی است که نگارنده سالیانی است یاداشت کرده ام.از شما عزیزان هم کمک می طلبم تا چنانچه کلمه ای را نیاورده ام یا اشتباه نگاشته ام به اینجانب یادآوری فرما یید. امید آنکه لهجه باستانی و ماندگار بافقی همچنان جاودانه تاریخ باقی ماند.
ردیف گویش بافقی معنا تلفظ
۱ اباک خمیازه abaak
۲ ابرکی از حفظ خواندن یا گفتن Abaraki
۳ اتل ماشین
۴ آرباره آرواره – لثه
۵ ارجین راه پله Orchin
۶ اسبس یونجه asbes
۷ اسندلو اضافی-زیادی osondolu
۸ اساق گوسفندی که زایمان نکرده esag
۹ اوسال افسار
۱۰ اشکس شکست
۱۱ اشمرد شمرد
۱۲ اکفت وکول افتیدن خسته شدن
۱۳ اگال نخی که شتر را ببندند agal
۱۴ الین دولین النگ دولنگ-الا کلنگ
۱۵ امبار انبار
۱۶ امبه رف ساختمان رویش خراب شد
۱۷ امشو امشب
۱۸ انگش انگشت
۱۹ انگشت پس کلیچو انگشت چهارم دست
۲۰ اله بله عجیب وغریب
۲۱ چشش اله بله شد چشمش تارمار شد
۲۲ او آب مثل go
۲۳ او بیقو فشردن انار برای خوردن آبش
۲۴ اوداری آبیاری
۲۵ اوآر آبیار
۲۶ او خودپا آب جاری
۲۷ اودون ناودان
۲۸ اواشقار آبخور ooashgar
۲۹ اوبار خاکی که کف طویله ریزند
۳۰ ا جا در رفت ازکوره در رفت
۳۱ اوچین چهار شاخ چوبی برای الک کردن گندم از کاه
۳۲ اورا آن ور-آنطرف
۳۳ اووسا آنوقت
۳۴ الادکی عمدا- الکی aladaki
۳۵ اوگرمو آب و روغن
۳۶ اوگزو کسی که آب دهانش میریزد
۳۷ اوگوش آبگوشت
۳۸ اومال آب کشی لبای
۳۹ اووهد آنطرف Uu had
۴۰ اوه تر آن ورتر uuhadtar
۴۱ اوگوفتن آب کشی پارچه
۴۲ اوهورد آورد
۴۳ ایرا اینطرف eyra
۴۴ ایید اینطرف
۴۵ ایقدو خیلی کم از هر چیزی
۴۶ اینگه خیلی بزرگ
۴۷ ایهن صوتی برای هی گوسفند
۴۸ الو گرفتن شعله ور شدن
۴۹ ایسیر ته مانده آب جوی
۵۰ بالا دادن دیکته گفتن
۵۲ باچک نداد فرصت نداد bachak
۵۳ بار کود حیوانی-دفعه
۵۴ بازد به درد نخور_اضافی bazad
۵۵ باد داره غرور داره _مغرور
۵۶ باد خوار پرنده ای کوچک
۵۷ باخورده جنس از کار افتاده
۵۸ بادیه کاسه
۵۹ باشدگاه میدان وفراخ
۶۰ باداشت نگه داشت
۶۱ باش دار بازش دار_ممانعت

نقل مطلب با ذکر منبع بلامانع است.

سید محمد میرسلیمانی

۵ نظر

  1. ناشناس می‌گه:

    این کلمات راآقای محمدعلی طالعی درکتابشان آورده اند.مطلب جدیدی نیست .تکراری میباشد.

  2. محمد می‌گه:

    خدمت جناب میرسلیمانی سلام عرض میکنم.نکته اول اینکه کاش لغات را با علامت : ازمعنا جدا می کردند.نکته دیگر اینکه برخی واژه های معرفی شده اختصاص به گویش بافقی ندارد؛ بلکه واژه اصیل فارسی است که با اندک تغییر درمصوت یاصامت درگویش بافقی وسایر گویش های زبان فارسی وجود داردمثلاً اوسال که تلفظ دیگری از افسار است یا«انبار» که چون بعد از حرف(ن)حرف (ب)قرار گرفته است طبق قاعده زبانشناسی حرف(ن)به(م)تبدیل می شود ودرسایر واژه های فارسی نیز این قاعده صدق می کندمثل شنبه که شمبه تلفظ می گردد .همچنین است «اشکست» به جای «شکست» که درمتون کهن کاربرد فروان دارد.اما یک نکته حایز اهمیت است که گویش بافقی وکاربرد واژگانی آن درمواردی بسیار اصیل وکهنه ودست نخورده است واز نظر زبانشناسی فارسی پر اهمیت است.مثلاًکاربرد کلمه«تلف» که شکل اصیل وباستانی آن« ترف » است وامروزه کمتر به کار می رود وبه جای آن واژه ترکی«قره قروت »را به کار می برندونظایر از این دست فروان است.

  3. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    دوست جناب اقای طالعی

    ۱- بنده کتاب اقای طالعی را اصلا ندیده و نخوانده ام.تمامی از یاداشتهای اینجانب بوده ونیازی به انچه می گویید نداشته وندارم.ضمنا سایت بافق فردا جدولهای مربوطه را چاپ نکرده و کلمات را قاطی هم بدون فاصله چاپ کرده .چرا نمیدانم؟؟؟
    ۲- کتاب مزبور در خانه هاست وحوزه دنیای مجازی تمامی دنیاست.اطلاع رسانی در مورد گویشی که متاسفانه در حال تغییر است و بعض واژگانش در حال انقراض می باشد ضروری است به اطلاع همگان رسانده شود.
    ۳- فرهنگ عمومی وپژوهشهای اجتماعی و تاریخی ارثیه پدر ومادر کسی نیست که شما روی آن بخوابید تا کسی تحقیق نکند.درها برای همه باز است.
    ۴- ظاهرا حالیتان نیست که گویش بافقی را کسی نمی تواند از خودش بسازد که تکراری نباشد گرامی.

  4. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    محمد اقای ارجمند
    سلام
    ۱- نکات بسیارزیبا وارزنده ای را مطرح فرمودید.درست می فرمایید بعض لغات در سایر گویشهابویژه گویشهای شهرهای اطراف بافق در حوزه استان کرمان مانند زرند وکوهبنان ونوق وبهرمان وانار وجود داشته یا حداقل نزدیک به آن تلفظ میشود.اول نظر بنده نیز مقایسه چند وجهی کلمات در چند گویش مختلف بود که یک کار علمی دقیق وزیبده و ماندگار بود ولی حوصله اکثر خوانندگان مطلب چنین اقتضایی را نداشت.اگر چه همین مطلب هم به ان دوست ناگاهمان چنین تلقیق کرده که بنده از یک نوشته غیر علمی ومعمولی برداشته ام در حالی اصالت و دقت علمی حتی در واژه یابی و نوع تلفظ مهمترین اصل در نگارش مطالب است. قصد بنده بر این بوده که اگر فرد سومی خارج از بافق خواست از راه دور بداند مردم بافق چگونه کلمات را هجا می کنند در گستره دنیای سریع السیر مجازی بتواند و نیز کلمات رایج در بافق در خاطره پژوهشهای مجازی برای همیشه باقی بماند.
    ۲- کلیه واژه ها را با جدول کشی جدا جداو با فاصله و فونت مناسب ارسال کردم ولی آنچه نمایش داده شده زیبنده بنده وسایت وفرهنگ زیبای بافق نیست وای کاش میتوانستم حذفش نمایم؟؟؟؟؟؟؟.
    ۳- واقعا از نگاه موشکافانه و علمی شما دوست عزیز لذت برده وبینهایت سپاسگزارم و خوشحال میشوم نقدتان را کنارم داشته باشم.
    با احترام

  5. رها صالحی می‌گه:

    سلام.لطفا بیشتر توضیح دهید