شنبه ۲ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۲:۰۱:۲۹ قبل از ظهر

لهجه شناسی بافق (۲)(اصلاحیه)

کد خبر: 23958
تعداد بازدیدکننده: 182
تاریخ: ۰۲ مرداد ۱۳۹۲

فرهنگ به عنوان ماندگارترین شناسنامه هویتی هر مردمی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. شاید مهمترین و رسا ترین متغیر تشکیل دهنده فرهنگ ؛زبان و لهجه گفتاری مردم هر سرزمینی است. لهجه مردم بافق یا به قول فرهنگستان گویش بافقی شبیه هیچیک از گویشهای مرسوم در استان یزد وحتی کرمان وخراسان نیست وحتی برخی اصطلاحات زیبا و بکر همانند” تن خود سر دادن” اختصاص به این قلمرو دارد وبس!! اگرچه به برخی گویشهای کرمان نزدیکتر است.آنچه در پی می آید گویش بافقی است که نگارنده سالیانی است یاداشت کرده ام.از شما عزیزان هم کمک می طلبم تا چنانچه کلمه ای را نیاورده ام یا اشتباه نگاشته ام به اینجانب یادآوری فرما یید. امید آنکه لهجه باستانی و ماندگار بافقی همچنان جاودانه تاریخ باقی ماند.

سید محمد میرسلیمانی بافقی

ردیف

گویش بافقی

معنای کلمه

تلفظ

۱

اباک

خمیازه

abaak

۲

ابرکی

از حفظ خواندن یا گفتن

Abaraki

۳

اتل

ماشین

 

۴

آرباره ، آرواره

لثه

 

۵

ارجین

راه پله

Orchin

۶

اسبس

یونجه

asbes

۷

اسندلو

اضافی-زیادی

osondolu

۸

اساق

گوسفندی که زایمان نکرده

esag

۹

اوسال

افسار

 

۱۰

اشکس

شکست

 

۱۱

اشمرد

شمرد

 

۱۲

اکفت وکول افتیدن

خسته شدن

 

۱۳

اگال

نخی که شتر را ببندند

agal

۱۴

الین دولین

النگ دولنگ-الا کلنگ

 

۱۵

امبار

انبار

 

۱۶

امبه رف

ساختمان رویش خراب شد

 

۱۷

امشو

امشب

 

۱۸

انگش

انگشت

 

۱۹

انگشت پس کلیچو

انگشت چهارم دست

 

۲۰

اله بله

عجیب وغریب

 

۲۱

چشش اله بله شد

چشمش تارمار شد

 

۲۲

او

آب مثل go

 

۲۳

او بیقو

فشردن انار برای خوردن آبش

 

۲۴

اوداری

آبیاری

 

۲۵

اوآر

آبیار

 

۲۶

او خودپا

آب جاری

 

۲۷

اودون

ناودان

 

۲۸

اواشقار

آبخور

ooashgar

۲۹

اوبار

خاکی که کف طویله ریزند

 

۳۰

ا جا در رفت

ازکوره در رفت

 

۳۱

اوچین

چهار شاخ چوبی برای الک کردن گندم از کاه

 

۳۲

اورا

آن ور-آنطرف

 

۳۳

اووسا

آنوقت

 

۳۴

الادکی

عمدا- الکی

aladaki

۳۵

اوگرمو

آب و روغن

 

۳۶

اوگزو

کسی که آب دهانش میریزد

 

۳۷

اوگوش

آبگوشت

 

۳۸

اومال

آب کشی لباس

 

۳۹

اووهد

آنطرف

Uu had

۴۰

اوه تر

آن ورتر

uuhadtar

۴۱

اوگوفتن

آب کشی پارچه

 

۴۲

اوهورد

آورد

 

۴۳

ایرا

اینطرف

eyra

۴۴

ایید

اینطرف

 

۴۵

ایقدو

خیلی کم از هر چیزی

 

۴۶

اینگه

خیلی بزرگ

 

۴۷

ایهن

صوتی برای هی گوسفند

 

۴۸

الو گرفتن

شعله ور شدن

 

۴۹

ایسیر

ته مانده آب جوی

 

۵۰

بالا دادن

دیکته گفتن

 

۵۱

باچک نداد

فرصت نداد

bachak

۵۲

بار

کود حیوانی-دفعه

 

۵۳

بازد

به درد نخور_اضافی

bazad

۵۴

باد داره

غرور داره _مغرور

 

۵۵

باد خوار

پرنده ای کوچک

 

۵۶

باخورده

جنس از کار افتاده

 

۵۷

بادیه

کاسه

 

۵۸

باشدگاه

میدان وفراخ

 

۵۹

باداشت

نگه داشت

 

۶۰

باش دار

بازش دار_ممانعت

 

 

 

۱ نظر

  1. محمد می‌گه:

    با تشکر از اقای میرسلیمانی به خاطر مطالب ارزنده شان.