یکشنبه ۳ام بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۲۲:۳۳ بعد از ظهر

در حسرت کرسی قدرت

کد خبر: 24491
تعداد بازدیدکننده: 98
تاریخ: ۱۱ مرداد ۱۳۹۲

چند روزی بیشتر به شروع کار دولت یازدهم باقی نمانده، حسن روحانی که با شعار تدبیرو امید و گفتمان اعتدال پابه عرصه رقابت با صفوف اصولگرایانی گذاشت که در صحنه رقابت انتخاباتی دارای تنوع کافی بودند از رفاقت با اصلاح طلبان و توده های اجتماعی چپ که در روزهای آخر به حمایت از او برخواستند توانست به پاستور راه یابد و در این روزها در حال تعیین کابینه و دولتمردان و افرادی هست که بتوانند همگرا  با او در تحقق هر چه بیشتر شعار دولت و وعده های انتخاباتی به او کمک کنند.

مسئولانی که هم به گفتمان دولت اعتدالگرا پایبند باشند و هم به آنها که رأی و حمایتشان حسن روحانی را پیروز انتخابات کرد.

در این میان تغییر رئیس جمهور باعث پیدایش اعتدال گرایان جدیدی هم شده است، گروهی که با متفاوت معنی کردن واژه اعتدال سعی دارند تفسیری از این گفتمان ارائه دهند که در جهت سهم خواهی آنها از دولت یازدهم باشد.

 این عده در این توهمند که اعتدالگری به معنای جمع کردن مخالفان دور یکدیگر است به این شکل که  تنی چند از چپ و افرادی هم از راست تعیین می شوند تا کار دولت را در دست گیرند و همین چیدمان در تمام دستگاهها تعمیم پیدا می کند غافل از اینکه این شیوه بیشتر به معدل گیری نزدیک است تا اعتدال و با گفتمان رئیس جمهور مدعی دولت تدبیر فاصله ها دارد.

چرا که آنچه بین دولت چپ با دولت راست متفاوت است تنها در چیدمان افراد و صفوف مسئولین نیست.

بلکه در تصمیمات اساسی در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگ و اقتصاد است که به دلیل نگرشهای متنوعی هست که هر مکتب فکری و گروه حزبی در این حوزه ها دارند که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست.

گروه دوم اما بهتر را در آن می بینند که خود را به شکل اعتدالگراها در آورند و بی آنکه در عمل مصمم به تغییری باشند تنها شعار « ما هم بودیم» سر می دهند. همانهایی که با تمام همت فردی را رئیس جمهور و سپس پشتیبانی کردند که در این ۸  ساله اخیر تمام گروهها و جناح های مخالف و منتقد خود را کنار گذاشته بود و با انها از سر عناد برخورد می کرد و نه تنها به اصولگرایان معتدل هم میدانی نمیداد بلکه از میان سرسپردگان تندرو منتخبش هم هر کدام حتی ذره ای با او زاویه می گرفتند را خیلی سریع و گاهی عجولانه و بدون در نظر گرفتن شئونات سیاسی و مصالح نظام تعویض و حتی حذف می کرد.

اکنون اما انها که از پوشیدن کاپشن احمدی نژادی مسرور و مشعوف بودند و در حمایت تمام قد از افراطی گری های او سنگ تمام گذاشتند، دیگرآن لباس را مناسب این فصل  نمی بینند و در حال تعویض فرمهای خود هستند. آنها که تندروی هایشان همه را از نفس انداخته بود امروز شعار اعتدالگری را چه خوب از همه بلندتر سر می دهند، چرا که به سر دادن شعارهای بدون پشتوانه و تو خالی به  مردم عادت دارند. اما یادشان باشد که همین مردم آنها را انتخاب نکردند و گفتمان واقعی را برگزیدند تا هیچ کدام از آنها در دولت یازدهم سهمی نداشته باشند.

لازم به ذکر است؛ همانطور که شعار تدبیر و امید حسن روحانی در مقابل دولت اصولگرایی بود که درایت مدیریت را نداشت و کشور را با بی تدبیری به این مرحله از بحران رسانده است، شعاراعتدالگرایی روحانی در انتخابات در مقابل و مبارزه با تعدد اصولگرایان داده شد و نه طیف دیگر.

از طرفی تأثیر رفاقت و قرابت با اصلاح طلبان بر انتخابات غیر قابل انکار است و روحانی با حمایت صریح خاتمی و هاشمی و شکل گیری ائتلاف توانست راه را بر خود تسهیل کند.

اکنون امّا آنها  که اصلاح طلبان را بدون پشتوانه می خواندند و در غرور اداره دولت یازدهم به دست هر کدام از نامزدان خود آسوده خاطر، امروز از شکست و دوری از قدرت آنچنان متحیر شده اند که هنوز هم در اشتباهند و برای جبران آن خسارت و حفظ قدرت چه عجولانه خود را به اردوگاه روحانی شبیه سازی می کنند، آنسان که می ترسم در این وانفسا ندای «کجایند اصولگرایان؟» بی جواب بماند!

علی هذا اعتدال به معنای جمع کردن مخالفان در یک مسیر نیست.

اعتدال خود یک روش است یک راه است هر آنکس که بتواند در این راه قدم بردارد به مردم خدمت کند یک اعتدالگراست آنچه مسلم است گفتمان تغییر ناپذیر است آنچه باید تغییر کند مسئولانی  هستند که به سبک اعتدال عمل نمی کنند.

اعتدالگری یعنی حضور مسئولانی که به فکر عناد با گروههای مخالف خود نیستند و به حذف غیر خودی ها فکر نمی کنند کار را به کاردان می سپارند و شایسته سالاری را پیشه می کنند به اصلاح امور بها می دهند و درمقابل خواست ملت و نظر مردم کرنش می کنند. از قانون ابزاری برای سرکوب مردم نمی سازند بلکه اعتبار قانون را هم از رأی ملت می دانند.

آنها که عرصه را بر فعالین سیاسی تنگ نکنند و از حقوق شهروندی تک تک مردم ایران زمین حراست   می کنند. مردم را تنها مکلف نمی دانند و حقوق ملت بر دولت را نادیده نمی گیرند. معنای آزادی و ازادگی را می فهمند و به قانون اساسی تاآن زمان که میثاق ملی هست جزء به جزء ایمان دارند آنها که خود را رئیس نخوانند بلکه مسئولی بدانند که در مقابل مردم پاسخگو ست.

این خلاصه معیاری است برای آنها که شیفتگان قدرت نیستند و با عقلانیت برای پیشبرد اهداف دولت یازدهم در راه تعالی هر چه بیشتر سرزمین عزیز و ایران اسلامیان تلاش می کنند. انشاالله تعالی..               محمد مهدی عسکری

۴ نظر

  1. محمدهادی سمتی می‌گه:

    سلام
    خوب نوشته اید اما خیلی تند رفته اید.
    البته امیدوارم که رئیس دولت جدید اولاً اعتدال را معنا کند هرچند بعید هم به نظر می رسد و ثانیاً حذف غیر خودی ها و خیلی چیزهای دیگری که از معایب دولت خدمت گزار برشمردید در دولت جدید اتفاق نیافتد.
    فانتظروا انی معکم من المنتظرین.

  2. مهدی می‌گه:

    آقای محمد مهدی عسکری D19 یادت نره

  3. محمدرضا می‌گه:

    قلم خوبی داری.
    چرا نمی خواین قبول کنین که توی این مملکت، مردم رییس جمهور رو انتخاب می کنند؟
    یعنی چی یه نفر رو رییس جمهور کردن؟
    تعریف شما از بحران چیه؟
    اگه کاندیدای اصلاح طلب رأی داشت خودش چرا نموند؟

  4. رضا می‌گه:

    سلام به آقای عسکری
    پست شما چی شد؟
    به نظر نمی رسد این مطلب شما سنخیتی با صحبتهای جناب آقای روحانی داشته باشد!!!
    ضمناً این مطلب شما به صورت نامه ای به آقای روحانی ارسال تا پاسخگو آن باشند.