دوشنبه ۸ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۲۷:۵۰ بعد از ظهر

تیم آهن، چاهی که نجوشید

کد خبر: 24502
تعداد بازدیدکننده: 129
تاریخ: ۱۱ مرداد ۱۳۹۲

IMG_10000000009211

خبری دیدم به نقل از مدیر عامل محترم شرکت سنگ آهن، که این شرکت عطای تیم داری و فوتبالیست پروری را به لقای بداخلاقی های این ورزش بخشیده و قصد کرده از دسته اول فوتبال ایران کنار بکشد و زمین را به حریفان وانهد. کاری که قابل پیش بینی بود.

در مطلبی که در تاریخ ۴ تیرماه ۹۱ در همین سایت بافق فردا نوشتم به بعضی از نکات منفی تیم داری سنگ آهن در عرصه ورزش اشاره هایی کرده بودم که عیناً نقل می کنم. ” از آنجا که در حال حاضر فضای کلی ورزش کشور و مخصوصاً فوتبال بسیار آلوده و حتی به نوعی می توان گفت مسموم و کثیف است، ورود به این عرصه برای شرکت، کمی نگران کننده است.تجربه حضور تیم شهید قندی در لیگ برتر فوتبال و شکست های خفت بار آن تیم و سقوطش به رده های پائین تر، یک نکته اساسی را برملا کرد و آن اینکه تیمی که به مدد پول و مبالغ هنگفت شکل گرفته باشد و اعضای تیم حمیت و غیرت وطنی نداشته باشند، راه به جایی نمی برد. همانطور که وقتی شرکت کابل های شهید قندی نتوانست از پس هزینه های تیم داری برآید، بازیکنان نیز، اداهای بسیار درآورده و ساز مخالف کوک کردند. می ترسم این سرنوشت شوم در انتظار تیم جدید شرکت نیز باشد. تجربه های قبلی تیم داری شرکت سنگ آهن نشان داده است غالب بازیکنان به ضرب پول خریداری و برای دوره ای در خدمت تیم قرار می گیرند و بعد هم با یا بی خداحافظی می روند.” در همان مطلب آرزوهایی هم برای آن تیم کرده بودم. ” اگر تیم تازه خریداری شده تربیت و واگذاری آن به شرگت سنگ آهن، بتواند علاوه بر پرورش و رشد ورزش پرطرفدار فوتبال در شهر، نام بافق را در ایران مطرح و در جایگاه شایسته خود بنشاند، کار مسئولان شرکت سنگ آهن چغارت و هزینه هایی که برای تیم داری کرده و می کنند، ارزشمند و قابل دفاع خواهد بود. و نکته آخر اینکه، از این پس باید آماده نبردی نابرابر با غول های بی مروت و دست های ناپاک و بازی های پنهان و پلید مستطیل سبز بود.

امیدوارم تربیت چغارت، فدای بی تربیتی های امروز فوتبال ایران نشود. ” حالا معلوم شد که تیم آهن هم فدای بی تربیتی های فوتبال امروز ایران شده است. اما چرا اینطور است؟ چرا در هرفصلی چند تیم بی نام و نشان از نقاط کمتر توسعه یافته کشور، قدی علم می کنند و چند صبایی در میادین ورزشی تلاشی می کنند و بعد ستاره اقبالشان رو به افول می نهد؟ از نظر من، عمده دلیل این امر این است که چاهی که شرکت های دارای درآمد بالا برای فوتبالشان می کنند، آبی از خود ندارد. یعنی می کوشند به ضرب دگنک و پول، عده ای فوتبالیست دور خودشان جمع کنند که هیچ عرقی به آن شرکت و شهر ندارند. به نوعی عاشق بند طلایی کیف های آن شرکتند. اگر قرار باشد هر روز شما با سطل به چاهی که از خودش آبی ندارد، آب برسانید حتم داشته باشید که خشکی و خستگی برای شما خواهد ماند. بلایی که بر سر چاه سنگ آهن آوردند و حالا مسئولان ورزشی این شرکت، خسته از تیم داری در عرصه ناپاک فوتبال ایران، از آن خداحافظی می کنند. تیم فوتبال سنگ آهن، چاهی بود که از خود آبی نداشت و در برهوت ورزش ایران، خیلی زود خشکید.                                                                                     محمدعلی پورفلاح

۳ نظر

  1. فتاحی می‌گه:

    با سلام
    جناب آقای پورفلاح اینکه شما در مطلبتان به چاه اشاره کردید درست است اما بدانید که این چاه را خود شرکتهای پول دار نمی کنند تا از آن آبی بجوشد بلکه چاه کن های قهاری که از کنده شدن این چاهها به نان و نوایی می رسند همیشه در انتظار چراغ سبز کوچکی می نشینند تا با شعارهای عوامانه ای مثل پیشرفت ورزش و استفاده های جنبی ورزش شهر از حضور تیمها در لیگهای برتر کشوری و ارتقاء سطح ورزش شهرستان و….. سفره ای دیگر بگسترانند و از آن بهره ای ببرند .پارسال هرچقدر فریاد زدیم که تیمداری با هزینه های میلیاردی هیچ دردی را دوا نمیکند آقایانم ارا متهم به مخالفت با پیشرفت فوتبال کردند و هزینه های گزافی بر روی دست شهر گذاشتند که خودتان می دانید .امسال نیز با وعده های دروغین استفاده از جوانان علاقه مند رشته هندبال وارتقائ سطح هندبال و….اقدام به شرکت در لیگ برتر هندبال کرده اند و چیزی در حدود ۱۴ بازیکن غیر بومی با هزینه های گزاف جهت شرکت در لیگی فراخوانده شده اند که فدراسیون برای تکمیل تیمهای آن به هر دری زده است و حتی باشگاه سپاهان اصفها ن (قهرمان چندین دوره لیگ برتر)نیز حاضر به شرکت در آن نشده است و از تیمداری در هندبال انصراف داده است. آقایانی هم که خود را همه کاره هندبال و صاحب آن می دانندو چندین سال بود که هیچ قدمی در جهت پیشرفت هندبال برنمی داشتند و بدنبال کارهای شخصی خود بودند حالا خود را عاشق سینه چاک هندبال و بچه های آن معرفی میکنندو زحمتکشان واقعی هندالاین شهر را که در این چندسال خدمات فراوانی به ورزش هندبال کرده اند را مانعی بر سر راه خود قلمداد کرده و با حذف آنها تیشه به ریشه هندبال شهر زده اند . شما هستید و ماهم انشاا… باشیم وببینیم سال آینده که از تیمداری انصراف دادند آقایان باز هم در هندبال خواند ماند یا دوباره بدنبال سفره جدیدی خواهند بود.

  2. کاظم عسکری می‌گه:

    شهرمن جاودانه است اگر..
    در پس تواضع و ارادت نسبت به مکتوبات قلمی و مکنونات قلبی جناب آقای ابراهیمی (نویسنده مقاله آمریکا می میرد ) که قابل ستایش است نکاتی را معروض می دارم .
    بایستی بین وظایف شهروندی ،اجتماعی و شغلی افراد یک جامعه تفکیک قائل شد چه بسا بعضی وظایف شخصی که در محدوده عرف و فرهنگ تعریف می شود و بعضی دیگر تکالیف اجتماعی و کاری است که در محدوده قانون مکلف به انجام آنها می باشیم. که در این راستا باید مرزبندی بین تکلیف مردم نسبت به حکومت و درعوض حق مردم نسبت به حکومت نیز مشخص گردد.کما اینکه در کلیت تمام آنها تا رسیدن به تکامل بایستی وجدان چاشنی کار باشد تا جامعه آرمانی داشته باشیم آما آیا واقعیات نیز همین است و با انجام تکالیف هرشهروند در قبال جامعه اش مدنیت کامل شده وهمه چیز گلستان می شود و آمریکا می میرد؟ خیر چنانچه با کمی تأمل در عملکرد سیستم های بوروکراسی و روابط حاکمیتی نسبت به مردم و شهرهای محروم و کمتر مورد مهر و محبت قرار گرفته این تناقضات به عینه خودنمایی می کند.
    آنجا که مسئولینی دم از ارزشها و جمهوریت می زنند چگونه عملکرد متناقضشان باعث دلسردی مردم شهر ویا استانی میشود وآنها که بایک عقبه سوابق مثبت(آنطورکه شنیده شده)اما در عملکرد فعلیشان جز القاء مذهب زدایی وتولید محرومیت برای بعضی شهرها والبته فرصتهای بسیار برای بعضی دیگر هیچ دستاوردی نداشته اند اینکه ورق زدن وشکافتن مسائل اجتماعی فقط از دریچه یک نسل خاص صورت پذیرد وتمام نسلها رادرنظر نگرفت مجبور به جمع زدن نقیضین میشویم که امری محال می نماید وبرای نسلهای جوان جامعه قابل هضم نمی باشد ونسلهای سوم وچهارم این انقلاب که الان از فعالین اجتماعی ودانشگاهی ومخاطبین مقالات وب سایتها شده اند هنوز نمیتوانند بپذیرند که چگونه جمع نقیضین محال است وچطور است که ما درقبال جامعه خوب عمل میکنیم اما نتیجه عکس میگیریم و استان با یک بام ،دو هوا دارد وشاهد قضایا نیز اشارات وذکر نارسائیها درمقاله مذکور درباب آمریکا وعریان ساختن بسیاری از این تناقضات با عملکرد مسئولین است چگونه با اینکه مردم ما در تمام مقاطع حاضر بوده اند و به وظیفه شان عمل کرده اند مرز های جغرافیایی شهرشان همراه با سرمایه خدادی آن شبانه جابجا میشوند و طرحهای مصوب شده وگاه کلنگ خورده آنها با شاخه ای زیتون به بلدیه ای دیگرواگذارمی شود.
    پس همه این نقص ها بدلیل کوتاهی ما نیست بلکه اساسا بسیاری از آنها نتیجه افکار وعملکرد دوگانه ، تبعیض گونه و غرض ورزانه مسئولین در بین شهرها می باشد که عمل آنها مانع پیشرفت و توسعه بعضی شهرها شده هرچند منابع بیشماری نیز نیز بابت آن هدیه داده اند .اما بیایید با همه این بی مهری ها در این ایام ماه مبارک ومظلومیت قدس فریاد برآوریم مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل
    (کاظم عسکری)

  3. یک بافقی می‌گه:

    متاسفانه همین بلا را بر سر هندبال آوردند. البته فرقش این است که ما حداقل در رشته هندبال در استان حرف های زیادی برای گفتن داریم که با امدن تیم هندبال سنگ آهن خدارا شکر !!!!!! یکی یکی تیمهای پایه شهرستا از هم پاشید و انشاالله بعداز یکسال نه تیم لیگ داریم و نه تیم های پایه دیگر برای کار دل ودماغی برایشان خواهد ماند چون انگیزه آنها با دیدن ناکامیهای تیم سنگ آهن ازبین خواهد رفت و این چند نفر هم برای خودشان محفلی درست خ.اهند کرد و میروند سراغ ….
    خدا به خیر کند