چهارشنبه ۲۹ام دی ۱۳۹۵ ۱۰:۰۰:۵۶ بعد از ظهر

وحشی بافقی؛ چهره جهانی که در یزد غریب است/ تندیس تنها سهم شاعر نامی از آرامگاه ابدی

کد خبر: 24801
تعداد بازدیدکننده: 65
تاریخ: ۱۴ مرداد ۱۳۹۲

یزد – خبرگزاری مهر: وحشی بافقی که همه او را با “دوستان شرح پریشانی من گوش کنید” به یاد می‌آورند، گرچه در یزد غریب است اما چهره ای جهانی دارد و شاید در باور کمتر کسی بگنجد که وحشی بافقی حتی از داشتن سنگ قبری ساده نیز بی‌بهره است.

به گزارش خبرنگار مهر، به طور قطع باور اینکه نشان دقیقی از قبر وحشی بافقی در یزد نیست و تنها محدوده خاکسپاری او مشخص است، اندکی برای دوستداران وحشی مشکل است اما واقعیت این است که اکنون ۴۰ سالی است بر روی سنگ قبر شکسته و قدیمی وحشی بافقی را آسفالت پوشانده است.

اهالی یزد فقط می دانند که قبر وحشی بافقی در خیابان مهدی است و شاید در پارکی که در این خیابان، به تندیس رنگ و رو رفته ای از این شاعر نامی مزین شده است.

از آنجا که پارک در مجاورت خیابان اصلی قرار دارد و هم پارک و هم خیابان ۴۰ سال پیش با هم روکش آسفالت شدند، قبر وحشی بافقی زیر آسفالت مدفون شد.

در دو سه سال اخیر، برخی مسئولان فرهنگی استان یزد تلاش‌هایی برای یافتن قبر این شاعر نامی انجام دادند تا شاید بتوانند مقبره ای کوچک و ساده برای او احداث کنند اما شهرداری یزد در آن زمان اعتراف تکان دهنده ای کرد.

شهردار وقت یزد اعلام کرد که مشخص نیست قبر وحشی بافقی در وسط خیابان مهدی قرار گرفته یا در داخل پارک و این امر در واقع تلاش نیم بند مسئولان فرهنگی استان یزد را نیز نیمه کاره گذاشت.

ردیابی قبر وحشی بافقی نیازمند اقدامات فنی و عمرانی است

اکنون با این نظر شهرداری، یافتن مقبره وحشی بافقی دیگر کار ساده ای نیست و از نظر فنی و عمرانی نیاز به بررسی دارد.

و از این روست که وحشی بافقی را در یزد غریب می دانیم زیرا سهم او از همه اشعار زیبایش پس از مرگ، بی‌نشانی و تنها تندیسی رنگ و رو رفته از چهره وحشی بافقی است.

شاعری که می توانست به نماد شعر و ادب فارسی در استان یزد تبدیل شود اکنون در بی نشانی به سر می برد.

تندیسی که در پارک وحشی بافقی در خیابان مهدی یزد نصب شده است

البته این بی توجهی به شعرا، نویسندگان و ادب دوستان در استان یزد تنها به گذشته ها مربوط نمی شود بلکه مهدی آذریزدی نیز اکنون به دلیل دفن در مکانی خاص، فاقد مقبره است و علاقمندان به او شاید در روزهای خاصی از هفته و سال بتوانند بر کنار تربت او حاضر شوند.

صحبت هایی در مورد قبر وحشی بافقی در خانه اش در بافق

عده ای حتی گمان می کنند قبر وحشی بافقی در خانه او در کنار مسجد جامع بافق قرار دارد و در برخی موارد، ساکنان بومی منطقه، از خانه وحشی بافقی به عنوان مقبره او نیز یاد می کنند.

گرچه این موضوع معمای قبر وحشی را پیچیده تر می کند اما نظریه قاطع بر این است که وحشی در یزد و در مکانی که اکنون به خیابان مهدی معروف است، مدفون شده است.

خانه وحشی بافقی در بافق

یکی از شاعران یزدی در مورد وحشی بافقی به خبرنگار مهر گفت: این بی نشانی وحشی بافقی در خور شان شاعری که شهرت جهانی دارد نیست اما به نظر می رسد مسئولان نمی توانند کار خاصی برای ردیابی قبر او انجام دهند.
غلامرضا محمدی عنوان کرد: اگر استان دیگری از وجود شاعری نظیر وحشی بافقی بهره برده بود، به طور قطع اکنون او مقبره و جایگاهی بسیار فراتر از آنچه که امروز نصیب وحشی شده، می‌داشت.

مظلومیت وحشی به مقبره او ختم نمی شود بلکه او در برگزاری کنگره ای به نامش نیز اقبال چندانی نداشت و کنگره ای که قرار بود اواخر فروردین ماه سال جاری برگزار شود، به تعویق افتاد و اکنون نیز کسی یادی از برگزاری این کنگره نمی کند.

تا چندی پیش دعوا بر سر برگزاری کنگره در بافق یا یزد بود اما اکنون همین دعواها نیز فروکش کرده و خبری از برگزاری کنگره نیست.

وحشی بافقی نخستین کسب فضایل را از محضر سخنوران توانای بافق همچون شرف الدین علی، همتی، نجاتی و مرادی بافقی اندوخت و در جوانی به یزد آمد و سپس راهی کاشان شد اما به واسطه حسادت شعرای آنجا، کاشان را ترک کرد و برخی گویند به هند هم رفته است، ولی سندی در دست نیست.

وحشی سرانجام به خاک پاک یزد رهسپار شد و مورد نوازش فرمانروایان محلی یزد قرار گرفت اما همیشه زندگی وی به سختی می گذشت و خود بارها در اشعارش به این تنگدستی اشاره کرده است.

وحشی سرانجام در سال ۹۹۱هجری قمری بر اثر تب شدیدی از دنیا رفت.

آنچه باعث اشتهار وحشی بافقی در ادبیات فارسی شده، غزلیات سوزناک و مثنوی های اوست.

—————
گزارش: نیره شفیعی پور

۵ نظر

  1. م می‌گه:

    افتخار داشتن چنین شخصی لیاقت میخواهد که مردم بافق و یزد ندارند
    خود وحشی هم میدونسته.این شعر وحشی نشون میده ما مردم بافق هنوزم همون مردم چند صدسال پیشیم. قدرناشناس
    .
    .
    .
    در اظهار انعام حکام بافق سخن بر لب و گریه ام در گلوست
    در آن ده مجاور شدم هفت ماه نپرسید حالم نه دشمن نه دوست
    جواب سلامم ندادند باز از آن رو که اطلاق دادن پراوست

  2. شاعر می‌گه:

    خدا بیامرزه شهریار رو. یاد این شعرش افتادم

    تهرانن غیرتی یخ شهریاری ساخلاماغا
    گلمیشم تبریزه قوی یاخچی یامان بلنسین

    تهران غیرت نداشت شهریار رو نگه داره
    اومدم تبریز تا خوب و بد مشخص بشه

  3. شمع بي زبان می‌گه:

    ایا آفتاب معلا جناب که از سایه‌ات آسمان پایه جوست
    در اظهار انعام حکام بافق سخن بر لب و گریه‌ام در گلوست
    در آن ده مجاور شدم هفت ماه نپرسید حالم ،نه دشمن نه دوست
    جواب سلامم ندادند باز از آن رو که اطلاق دادن پراوست

  4. اميدوار می‌گه:

    هنگامی که وحشی در خود بافق غریب است دیگر تعجب ندارد که در یزد و شهرهای دیگر غریب باشد.اگر وحشی برای خود بافقیها شناخته شده بود کافی بود.مع الاسف وحشی برای خود بافقیها هم شناخته شده نیست.چه کس و کسانی وظیفه شناساندن وحشی و دیگر مشاهیر بافق را به عهده داشته اند؟یادم هست که سالهای متمادی در مدارس بافق درس خواندم با سعدی،حافظ،سنایی،خواجه عبدالله انصاری،غزالی و… آشنا شدم.از تنها کسی که مربیان و معلمان صحبتی نمی کردند همین وحشی بود.شاید خیلی از آنها هم او را نمی شناختند.انسان یاد ضرب المثل “آب در خانه تلخ است” می افتد.اصلا ظاهرا کسی متولی حفظ و شناساندن و بها دادن به میراث ادبی این شهر نیست.تا میراث ادبی شناسانده نشود چطور می توان انتظار داشت ادبای دیگری از این شهر سر برآورند؟

  5. بیکار!!! می‌گه:

    بایدخجالت بکشیم حیف بافق بااین ادم های بزرگ واین همه معدن برای ما!!!!!!!