جمعه ۱ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۳:۴۱:۳۸ بعد از ظهر

تذکره شعرای بافق (۴)

کد خبر: 25288
تعداد بازدیدکننده: 71
تاریخ: ۲۵ مرداد ۱۳۹۲

ام هانی
ام‌هانی فرزند عبدالرحیم‌خان‌بافقی(م. ۱۲۳۷ق)، حاکم یزد و نوه محمّد تقی‌خان‌بافقی از شعرای زبر دست و خوش قریحه در قرن سیزدهم قمری است. وی در اواخر عمر با سید محترمی ازدواج نمود ولی صاحب فرزندی نشد. یکی از کنیزان در لحظات آخر عمر انگشتر گران قیمتش را به‌زحمت بیرون می آورد و ام‌هانی ناگهان چشم گشوده و می سراید :

کم فرصتند مردم دنیا به‌هوش باش
پرمی‌کنند بسمل در خون طپیده را
محمّد صادق‌خان رحیمی برادر زاده ام‌هانی می‌گوید :
حدود ۳۰ جلد کتاب بر زنان خوانین وقف نموده و پشت هر جلد به‌مناسبتی شعری از خود درج کرد. در پشت کتاب خبرهای بت شکنی پیغمبر (ص) به دستیاری پیشوای پرهیزگاران علی ابن ابیطالب علیه السلام دو بیت شعر زیر را نوشته است :
پای به دوش نبی دست خدا چون نـــهاد
مهر نـــبـوت زمهر بوسه بر آن پای داد
◇◇◇◇◇
غرض زبت شکنی غیراز این‌نـبود نـبی را
که دوش خود به کف پای مرتض برساند
◇◇◇◇◇
غزلی مشهور از وی چنین است:
خال به کـنج لـبی یکی،دره مشـــکفام دو
وای به حال مرغ دل، دانه یکی و دام دو
محتسب‌است وشیخ و‌می،صحبت‌عشق‌درمیان
ازچه کنم مجابشان، پخته یکی و خام دو
حامله خم ز دخت رز، باده‌کـشان به گرد او
طفــل‌حرامزاده بین، باب یکی و مام دو
گه به غلاف اندرون، گاه درون خـــم نهان
این دو روانه مـــاه را، تیغ یکی نیام دو
باده نهاده خم کنون، با دف و چنگ وارغنون
بـاده و داع و مام او، طفل یکی و نام دو
ساقی ماهروی من، از چه نشسته غافــــلی
باده بیار و می بده، صبح یکی و شام دو
وعده وصل می دهی، لیک وفـا نمی‌کـــنی
من به‌جهان نـدیده ام، مرد یکی کلام دو
هست دو چشم دلربا همچو قـرابــه پر زمی
درکف ترک‌مست بین،باده‌یکی وجام دو
گویمش‌ای نگار من، چیست دوزلف گردرخ
گویدم ار ندیده‌ای، خواجه یکی غلام دو
صید کند به غمزه گه، گاه به تیــــغ ابروان
جان زکجا برد برون، صید یکی حسام دو
هر که بگوید این غزل بخشمش ازسطبل خان
توسن‌خوش‌خرام یک،استرخوش لگام دو
کان کرم جواد‌خان، کـز دل و از کفـش‌بـرد
مــایه جود هر زمان، بحر یکی غمام دو
دربین خاندان ام‌هانی شعرای دیگری نیز بودند که اطلاعی از احوالشان در دست نمی‌باشد.
نشریه پرده نشینان سخنگوی از دوستعلی‌خان ابرقویی نام می‌برد که”از خاندان ام‌هانی بوده وطبعی عالی داشته و غزل اورا چنین استقبال کرده:
غیر دو زلف آن صنم بررخ دلفریب او
کس نشنیده در جهان صبح یکی وشام دو!
میرزا شرف الدین علی متخلص به”وفا” نیز شعری چنین دارد :
عارض چون مهش یکی، سنبل مشکفام دو
وای به تیره روزیم، صبح یکی وشام دو
سکینه دختر میرزا عبدالله نسابه(۱۲۵۰ق) نیز چنین گوید :
ساقی ماهرو یکی، ساغر لعل فام دو
از کف ولعل او ستان بوسه یکی وجام دو

تذکره شعرای یزد از برادر زاده ام‌هانی به نام جواد‌خان نام می‌برد که”دارای طبعی موزون بوده و” فلک” تخلص داشته است.
سید محمد میرسلیمانی بافقی