چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۰:۰۵ بعد از ظهر

ریشه در بافق، بالندگی برای ایران

کد خبر: 25558
تعداد بازدیدکننده: 504
تاریخ: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲

ریشه در بافق، بالندگی برای ایران

هفته نامه افق کویر در دو شماره اخیر خود (۶۰۴ و ۶۰۵) اقدام به درج مصاحبه ای با دکتر سید جلال ترابزاده رئیس بخش مهندسی مکانیک و هوا و فضا دانشگاه ایالتی کالیفرنیا آمریکا نمود. آنچه را که می خوانید گفتگوی این هفته نامه با خانواده ترابزاده بافقی است که چند روزی برای عیادت و احوال پرسی اقوام به ایران سفر کرده است:

فراهم بودن شرایط مساعد برای زندگی از گذشته تاکنون باعث جذب جمعیت بوده است؛ چه بسا تمدن ها در جاهایی که شرایط خوبی برای زندگی داشته و می توانسته تأمین کننده نیاز افراد باشد، قویتر از جاذبه زمین در جذب  افراد عمل کرده است. منظور از شرایط مساعد، شرایط محیطی نیست چون می بینیم که جمعیت های فشرده در شهرهایی متمرکز شده اند که توانسته نیاز مالی و طبعاً نیاز های مختلف افراد را تأمین کند. شهرستان بافق با منابع غنی که دارد می توانست این چنین باشد و به عنوان یک شهر صنعتی پیشرفته نیاز های مختلف انسان را پاسخگو باشد اما متاسفانه با ضعف های شدیدی که مسئولین و حتی خود بومیان این شهر از خود نشان  داده اند باعث شده است که بیشتر حالت دافعه ایجاد شود تا جاذبه  و چه بسا نیروهای متخصص و کار آمد، مشاهیر و بزرگان در زمینه های مختلف ترجیح به ترک دیاری که سیلی خورده بی کفایتی برخی است، داده اند. خبرنگار هفته نامه افق کویر با دوتن از این بزرگان که ریشه در خاک بافق دارند اما در جای دیگر به بار نشسته اند، گفتگویی ترتیب داده است که می خوانیم.

2

افق کویر: لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

-ضمن تقدیر و تشکر از دعوتی که برای مصاحبه نموده اید. بنده، دکتر سیدجلال تراب زاده بافقی، متولد ۱۳۳۴ در بافق هستم. دوره ابتدایی را در مدرسه خلدبرین و دبیرستان را تا کلاس نهم در دبیرستان وحشی بافقی گذراندم. برای ادامه تحصیل به اصفهان رفته و رشته ریاضیات را در دبیرستان حکیم صناعی طی نموده و با اخذ دیپلم ریاضی در ۴ دانشگاه قبول شدم. بنده  جزء اولین نفراتی بودم که در ۴ یا ۵ رشته همزمان قبول شدم.( دانشگاه پلی کلینیک امیرکبیر رشته مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف رشته متالوژی، رشته برق دانشگاه شیراز و مهندسی شیمی دانشکده نفت آبادان).

برای تحصیلات دانشگاهی  به آبادان رفتم. دوره لیسانس را در آن جا گذراندم و در سال ۱۳۵۷ با استفاده از بورس تحصیلی که از طرف دانشگاه ایالت کالیفرنیای جنوبی در لس آنجلس دریافت کردم، برای ادامه تحصیل درمقطع  فوق لیسانس به آمریکا رفتم. از آنجا که رکورد خوبی داشتم، استادان از من خواستند تا بمانم که با ماندنم توانستم در مقطع دکترا، در رشته مهندسی نفت، دقیقاً در (سال ۱۹۸۴ میلادی)، مدرک بگیرم.

افق کویر: از سابقه های اجرایی خود بگویید:

برای تدریس به دانشگاه ایالتی کالیفرنیا دعوت شدم و از سمت استادیاری شروع به کار کردم و در حال حاضر استاد و رئیس بخش مهندسی مکانیک و هوا و فضا هستم. ریاست دانشکده از دوسال پیش به من محول شده است. توانسته ام در دانشگاه لانگ بیچ رشته مهندسی نفت را راه اندازی کنم.

افق کویر: چندسال است ساکن آمریکا هستید؟آیا از علم و تجربیاتتان در ایران هم استفاده می شود؟

 الان، دقیقاً ۳۵سال است که  در آمریکا زندگی می کنم. از سال ۱۳۷۲ به طور مرتب برای بازدید از خانواده و ارائه دوره های کوتاه مدت تدریس در دانشکده های مختلف به ایران می آیم و افتخار تدریس در دانشگاه صنعتی شریف، طرح تأسیس در مقطع فوق لیسانس مهندسی نفت را داشته باشم. با دانشگاه های امیرکبیر، مهندسی شیمی ، نفت و دانشکده نفت آبادان همکاری داشته و دارم.

3

 افق کویر: از خانواده خود بگویید:

-در خانواده ای بزرگ شده ام که ۵ نفر هستیم، یک خواهر و ۴ برادر. دو برادرم  بازنشسته شده اند و برادر دیگرم در آمریکا مسئولیت اداره راه و ترابری کالیفرنیا را بر عهده دارد و خواهرم به شغل شریف معلمی مشغول است.

متأسفانه دیر ازدواج کردم، در سن ۴۳ سالگی با خانم ایرانی که متولد تهران و پزشک می باشد،  ازدواج نمودم. هم اکنون دو  فرزند ۸ ساله و ۱۲ ساله دارم .

افق کویر: زندگی ایرانیان  در خارج از کشور چگونه است؟

ایرانیان خارج از کشور بخصوص در آمریکا بالاترین درجه تحصیلات در بین جوانان خارجی آن جا را دارند و در مقطع عالی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا  جایگاه خوبی دارند. تعدادی زیادی از ایرانیان در مراکز علمی و آموزشی کار می کنند و در اکثر دانشگاه ها و بیمارستان ها سمت های بالا دارند، بازرگانان و کسانی که سرمایه گذاری کرده اند خیلی خوب خودشان را نشان داده اند و نقش بسیار مهمی را در اقتصاد جنوب کالیفرنیا دارند که شهردار لس آنجلس و فرماندار کالیفرنیا هر سال از آنان تقدیر می نمایند.

 افق کویر: از خاطرات خود و از بافق بگویید:

تا ۱۵ سالگی دربافق بودم و از آن زمان خاطرات خیلی خوبی را به یاد دارم. در اوقات فراغت تابستان به گذراندن درس های حوزه، زیرنظر استاد حجت الاسلام حاج سیدجواد میرغنی زاده مشغول بودم. در درس های حوزه با حجت الاسلام آقایان سلیمانی و نقیب الذاکرین که از من بزرگتر بودند هم کلاس بودم . در دوران دبستان و دبیرستان با دکتر برخورداری و دکتر سریانی در دوران مدرسه رقابت داشتم.

افق کویر:  امروز بافق را چگونه می بینید؟

در مدتی که رفت و آمد می کنم، متأسفانه آن انتظاری که از نظر پیشرفت و برنامه ها را داشتم نبودکه به نظرم یکی از دلایل آن بدی آب و هوا باشد که نمی تواند جذب خوبی داشته باشد.

افق کویر: برای پیشرفت شهر چه توصیه ای به مسئولین دارید؟

داشتن برنامه ریزی طولانی نه مقطعی و لحظه ای. سنگ آهن از  بافق صادر شده و در جاهای دیگر تصفیه گردیده و حتی خارج از کشور می رود. خوب است امکانات بهره برداری را در همین جا تأسیس نمایند، درست است هزینه بر است و سرمایه می خواهد ولی احتمالاً با بخش خصوصی می توان برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرد. باید بین نیروهای دولتی و خصوصی هماهنگی صورت بگیرد.

افق کویر:فرزندان پسوند بافقی را دارند؟

بله، در شناسنامه ایرانی و گذرنامه هم پیشوند سید را دارند و هم پسوند بافقی.

افق کویر: چه توصیه ای به جوانان زادگاه خود دارید؟

ایجاد انگیزه برای افراد مهم است و باید با برنامه پیش رفت. انگیزه از خانواده شروع می شود، زمانی روی دکتر یا مهندس بودن تاکید فراوانی  بود اما الان آن دوران گذشته، برای این که جامعه به خوبی پیشرفت کند تمام تخصص ها باید مثل مهره های ماشین با هم کار کنند، صرفاً با مهندسی و غیره نمی توان جامعه را به پیشرفت رساند.

افق کویر: با توجه به این که شما یکی از افراد موفق و افتخارات شهر هستید، چه طرح و نظری دارید تا موفقیت در تمام زمینه ها در شهر ایجاد شود؟

اگر از زمانی که معدن  سنگ آهن کشف شد، برنامه ریزی برای تولید بود حداقل اگر یک درصد از آن صرف عمران و آبادانی شهر شده بود، وضعیت این چنین نبود، البته شنیده ام خوشبختانه الان درصدی برمی گردد که کافی نیست و با توجه به کشف معادن جدید روی، ذغال سنگ و سرب می توان شهر بافق را به مراحل بالاتر رساند. مسئولین باید بررسی نمایند و بتوانند از  نیروها و  سرمایه ها بهره بهتری ببرند و باید برنامه ریزی ادامه داری داشته باشند. فراموش نشود جامعه های که نتوانسته اند پیشرفت نمایند محتاج به بررسی های زیربنایی است.

***

1

بازدید از خانه پدری( رستوران وحشی بافقی) فرصتی فراهم آورده بود تا دو بردار در کنار هم باشند که خبرنگار هفته نامه افق کویر فرصت را غنیمت شمرد و با بزرگ مرد دیگری از خاندان تراب زاده مصاحبه نمود:

افق کویر: لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟

سیدجعفر(امیر)تراب زاده بافقی هستم که در سال ۱۳۳۹ در بافق به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه خلدبرین گذراندم. سال اول از مدرسه خیلی می ترسیدم و هرچند به زور به مدرسه فرستاده شدم اما دل خوشی من این بود که سیدجلال برادر بزرگم در آن جا بود او را که در کلاس پنجم بود بیرون می آوردم و باعث دلداریم می شد. دوران راهنمایی را در مدرسه کورش کبیر و دبیرستان را در مدرسه وحشی بافقی در رشته علوم تجربی گذراندم.در کنکور سراسری رشته زمین شناسی دانشگاه اصفهان پذیرفته شدم.

افق کویر: از گذشته و بافق چه چیزی به یاد دارید؟

 تا ۱۸ سالگی ام را در بافق و با خاطرات خوب گذراندم. در دوره راهنمایی و دبیرستان جزء بسیاری از تیم های ورزشی بودم. آن سال ها  برای اولین بار کلوپ ورزشی افتتاح شده بود که با وجود خاکی بودن خیلی خوب بود. یادم است در زمینه های پیروزی انقلاب نه تنها در دانشگاه بلکه  در بافق همراه با دکتر میرزایی، دکتر سیدعلی میرغنی زاده، دکتر برخورداری در  فعالیت پیروزی انقلاب اسلامی نقشی داشتیم.

 افق کویر: از علاقه تان به ورزش بگویید:

در سال ۵۸ در ضمن فعالیت و درس خواندن به ورزش علاقه داشتم و جزء یکی از نفرات تیم ژیمناستیک دانشگاه اصفهان بودم که در یکی از روزها حادثه ای برایم اتفاق افتاد و با زمین خوردن گردنم شکست و به نخاع ام آسیب رسید. در سال ۵۸ در سن ۱۹ سالی، می توانید تصور کنید چه شرایطی بود! خانواده ام به بیمارستان اصفهان آمدند در صورتی که در صد زنده بودن را خیلی کم می دانستند اما با کمک و لطف خدا، بعد از ۲۰ روز که بهبود یافتم  به بیمارستان تهران منتقل شدم، از آنجا که درمان و معاینات مؤثر نبود. با توجه به این که برادرم جلال ۸ ماه قبل برای تحصیل به آمریکا رفته بود خانواده ام مقدمات رفتنم را  فراهم کردند و مرا برای درمان به  آمریکا فرستادند  که ۴ ماه در مرکز توان بخشی ر به هر سختی بود گذراندم اما معلولیتم خوب نشد و ویلچر نشین شدم.در بیمارستان که بودم،دلم می خواست به  ایران و به خانه برگردم اما قسمت بود در آن جا ادامه تحصیل دهم.

افق کویر: از دوران تحصیل خود بگویید:

به خاطر داشتن نمره های خیلی خوب به من اجازه دادند در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مشغول به خواندن رشته مهندسی شوم.

با توجه به ناتوانی و قطع نخاع شدنم در هر لحظه به کمک نیاز داشتم و نمی توانستم مستقل باشم اما با اراده ای که باید باشد تا انسان از مشکلات بگذرد موفق شدم و از دانشگاه بورسیه گرفتم.

در زمان تحصیل به کار کردن مشغول شدم و از مراحل پایین در اداره راه و ترابری شروع کردم و بعد از گذشت ۲۵ سال هم اکنون مدیر بخشی از این اداره هستم و از کاری که دارم راضیم چون به من احتیاج دارند از این بابت نیز خدا را شاکرم که در خانواده ای متولد شدم که با توجه به این که پدرم تحصیلات بالایی نداشتند ولی خیلی مشوق بودند.

افق کویر: آیا دلتنگی هم در دیار غربت دارید و چگونه با آن کنار آمدید؟

از سال ۱۳۵۸ از ایران رفتم و الان حدود ۳۴ سال می گذرد. اوایل دلتنگی زیاد بود، دوری از خانواده و می دانید که  هیچ جا وطن نمی شود ولی خوب شرایط من جوری بود که به خاطر مقتضیات زمان بهتر بود آن جا باشم. از زمانی که رفتم تاکنون ۴ بار به بافق آمدم که دفعه آخر برای فوت مادر در سال ۱۳۸۳ بود.به هرحال دیدن دوستانم و خانه قدیمی پدر مرا تحت تأثیر قرار می دهد.

افق کویر: چه چیز از بافق را همیشه به یاد دارید:

 در خانه پدری ام که هم اکنون رستوران سنتی وحشی بافقی نام گرفته است به صورت هفتگی قرآن خوانی داشتیم. سیدجعفر میرغنی زاده و سید اشرف فهیمی جزء افرادی بودند که در آن زمان ها برای خانواده ما روضه می خوانند.

افق کویر: آیا دوست دارید به زادگاه تان برگردید؟ خیلی دوست دارم ولی اطلاعات کافی ندارم که بدانم می توانم فرد مفیدی که در آن جا باشیم یا خیر؟ ای کاش شرایطی مهیا شود تا برای آبادانی و پیشرفت شهری که در آن دنیا آمدم  کاری انجام دهم.

افق کویر: چه توقعی از مسئولین شهرستان دارید؟

از مسئولین می خواهم تا شرایط بهتری برای نیروی جوان فراهم کنند. از نظر تحصیلات بهترین موقعیت فراهم شود تا جوان در همین مکان تحصیل کند و در همین شهر فعالیت کند. یکی از دلیل که بتوان افراد موفق را نگه داشت این است که شرایط فراهم گردد و مطمئنم فرد وطن را از هرجای دیگری بیشتر دوست خواهد داشت و اگر برایش موقعیت فراهم باشد که بتواند بماند و کار کند چرا به جای دیگری برود.

افق کویر: حرف پایانی: از این  که فرصتی در اختیارم گذاشتید خیلی ممنونم و امیدوارم که صحبت ها، حتی یک جمله آن بتواند باعث موفقیت حتی یک نفر شود و این از هرچیزی برای من بالاتر است. آرزوی خوبی برای بچه های بافق دارم و اگر سالها بیرون از زادگاهت باشی باز هم دلتنگ می شوی. امیدوارم روزی شهرم را در بهترین وضعیت ببینم.

 

 

۵ نظر

  1. س. امین رضوی می‌گه:

    برای خانواده آقای تراب زاده در هر کجای این کره خاکی که هستند آرزوی توفیق داریم. از بچگی یادمان است که می گفتند به ما حواستان به بازی و معلق زدنتان باشد که آقای ترابزاده قطع نخاع شده و رفته امریکا برای درمان. بعد از شاید ۳۰ سال از آن موضوع که به ما بچه ها گوشزد می کردند و همیشه می خواستیم بدانیم این موضوع راست بوده یا می ترسانندمان، از یکطرف خوشحال شدم که ایشان را دیدم و از طرفی متاسف شدم که راست بوده است. در هر صورت، به قول سارتر : “اگر فلج به دنیا آمدی و قهرمان دومیدانی المپیک نشدی، خود مقصری” این جمله نشان دهنده عزم و اراده انسان است که در برادران ترابزاده عزیز سراغ داریم. به امید روزی که از این افتخارافرینان، بیشتر داشته باشیم.

  2. حسین کارگران می‌گه:

    مایه افتخار و مباهات است که شهرستان بافق اینگونه نخبگان جهانی دارد خداوند این همشهریان گرامی را در پناه خود حفظ کند.

  3. محمد می‌گه:

    سلام، واقعاً از هفته نامه افق کویر متشکرم.خیلی عالی بود.بافق فردا از شماهم ممنون

  4. ع.ر.رنجبر بافقي می‌گه:

    برای روح ان پدر و مادری که با فکر و برنامه ریزی و با عشق به به اهل بیت پیامبر اسلام این چنین دانشمندان فرزانه ای را به جامعه بشری تحویل داده اند طلب شادی و رحمت می گنم

  5. آسمان می‌گه:

    باعث افتخار بافق و بافقی هستند