سه شنبه ۲ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۴۳:۲۴ بعد از ظهر

آینده از منظر ثقلین (۳)-ایمان۲

کد خبر: 25687
تعداد بازدیدکننده: 99
تاریخ: ۰۲ شهریور ۱۳۹۲

01

برخی از مصادیقی که خداوند متعال در قرآن از ما خواسته است که به آن ایمان بیاوریم؛ عبارت است از:

۱- ایمان به الله ۲- ایمان به رب (ایمان به الله و رب دو چیز متفاوت است اگر این دو مفهوم نزد خدا یک چیز بود مطمئناً خداوند باید یک واژه مطرح می کرد) ۳- ایمان به یوم الاخر ۴- ایمان به لقاء‌الله ۵- ایمان به آیات ۶- ایمان به ملائکه ۷- ایمان به کتب ۸- ایمان به قرآن(ایمان به قرآن با ایمان به آیات و ایمان به کتب تفاوت دارد) ۹- ایمان به رسول الله(ص) ۱۰- ایمان به نبوت او ۱۱- ایمان به غیب  ۱۲- ایمان به رسولان(ع) ۱۳- ایمان به انبیاء ۱۴- ایمان به آنچه که بر انبیاء‌ نازل شده است ۱۵- ایمان به آنچه که به رسولان و انبیاء(ع) ایتاء شده است.

ایمان به یوم الاخر

اگر انسان حقیقتاً‌ به یوم الاخر ایمان داشته باشد واقعاً به حرکت کشیده می شود. انسان دیگر گناه نمی کند و از غفلت بیرون می آید و کل زندگیش به جمع آوری توشه می پردازد ، چون می داند که روز دیگری هست که باید به آن ورود پیدا کند. ایمان به یوم الآخر باعث می شود که بعضی از رفتارها را انجام بدهیم و از بعضی رفتارها دوری کنیم و حدودالله را رعایت کنیم. ایمان به یوم الآخر انسان را وادار به توبه و انابه می کند.

ایمان به ملائک

اگر از مؤمنین بپرسیم که آیا می دانید باید به ملائک ایمان بیاورید؟ می گویند که ایمان به الله، کتاب خدا را شنیده بودیم ولی ایمان به ملائک دیگر چیست؟ انسان اشرف مخلوقات است و اگر ایمانی باشد، باید ملائک به انسان ها ایمان بیاورند ، پس چرا خداوند در قران می فرماید که به ملائک ایمان بیاورید؟ منظور از ایمان، اعتقاد نیست که ما قبول داشته باشیم. همانطور که وقتی ایمان به خدا را بیان می کنیم به این معنا نیست که صرفاً خدا را قبول داشته باشیم. ایمان به ملائک چه فایده ای دارد؟ منظور خدا از ایمان به ملائک چیست؟ ما باید به ملائک ایمان بیاوریم. اگر در قرآن آیه ای در مورد ایمان به ملائک نداشتیم و احادیث ایمان به ملائک را می خواندیم،حتماً می گفتیم که این احادیث جعلی است.

اگر دقت کرده باشید ما قصد داریم ابواب بیشتری از ایمان را به روی خود باز کنیم تا بهانه ای شود برای بیشتر پرداختن به آن و در این فرصت محدود بسط و شرح آن امکان ندارد.

 

ایمان به کتب، انبیاء و رسولان(ع)

مگر قرآن کتاب جامع نیست چرا نباید فقط به قرآن ایمان بیاوریم؟ خداوند فرموده است که : به کتب ایمان بیاورید، بلکه به تک تک آیات کتب باید ایمان بیاوریم. چرا؟ ایمان به انبیاء الهی (ع) چیست و چه باید باشد که برای ما فایده داشته باشد؟ چرا ما باید علاوه بر رسل (ع) به انبیاء (ع) هم ایمان بیاوریم؟ آیا برای ما که مسلمان هستیم؛ تنها ایمان به رسول خاتم (ص)کافی نیست؟ چرا خداوند می گوید به همه انبیاء (ع) ایمان بیاورید؟

ایمان حقیقی به انبیاء (ع) در انسان تحول ایجاد می کند. وقتی انسان به نبی ایمان می آورد به تمام رفتارها و سکنات و اعتقادات آن نبی هم ایمان می آورد. چه فایده ای برای ما دارد؟ خداوند در قرآن به موضوعی دعوت نمی کند که فایده نداشته باشد. اگر انسان به انبیاء و رسل ایمان بیاورد یقیناً می تواند از آن ها الگو برداری کند. انسان وقتی به چیزی که ایمان دارد از آن الگو می گیرد. بعد از ایمان به انبیاء(ع) ، ایمان به رسولان (ع)است. عهد و میثاقی که آن ها در عالم ذر با خداوند بستند به یاد آوریم . انسان وقتی به رسولی ایمان آورد به عهد و میثاق آن ها هم ایمان می آورد . انسان نمی تواند بگوید که من به رسولی ایمان آوردم ولی عهد و میثاق او و رفتار او در قبال آن میثاق، توجه مرا جلب نمی کند. این ایمان نیست و فقط اعتقاد صرف است. اگر ایمان، ایمان واقعی باشد یقیناً باید به رفتار کشیده شود.

 

آثار ایمان به انبیاء و ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ(ع)

 ایمان به موسی (ع)یعنی چه؟ ایمان به عیسی(ع) یعنی چه؟ آیا خداوند در مورد این موضوعات از ما بازخواست نمی کند؟ ایمان به رسولان(ع) ؛ یعنی این که ما بدانیم و اشراف پیدا کنیم که رسولان(ع) چه عهد و میثاقی بستند و چه رفتاری نشان دادند و چگونه بر آن میثاق متعهد بودند، الگوبرداری کنیم و در این مسیر حرکت کنیم. به طور مثال ایمان به موسی(ع) یعنی نگاه کن که موسی (ع) چه رفتاری انجام داد. خداوند چه ابزارهایی به او داد و چه صادره های و چه دغدغه هایی داشت .  تو به او ایمان بیاور و همان روش عمل کن. هر طور دیگری که معنا کنید آن معنا درست نیست و صرفاً اعتقاد داشتن است. آن ها همگی زمینه ساز ظهور بودند و وقتی بین قوم خودشان آمدند ، یکی از اصلی ترین دغدغه ها و مأموریت آن ها این بود که اقوام خودشان را به امام مهدی(عج)، پیامبر آخرالزمان(ص)و ظهور بشارت بدهند و خودشان در آن مسیر حرکت کنند .

وقتی نگاه می کنیم تمام ابزارهای که خداوند متعال به رسولان(ع) داده است در این راستا است . مثل عصای حضرت موسی(ع) است اگر صرفاً برای خود حضرت بود تا اژدها بشود و برای همان زمان و هدایت آن اقوام بود و دیگر به کار نمی آمد ،الان ضرورتی به بودنش نبود. زمانی در حضور امام باقر(ع) در مورد عصای حضرت موسی(ع) سوال شد . امام باقر فرمودند که : چند روز پیش به عصا سر زدم و تازه و سبز بود مثل اینکه همین الان از درخت کنده شده است. یعنی چه؟ عصای حضرت موسی(ع) دست به دست انبیاء (ع) گشته و به دست امام محمد باقر(ع) رسیده است ! پس یک ارتباطی وجود دارد. اگر قرار بود یک زمانی استفاده بشود و از بین برود ، دیگر دست به دست انبیاء(ع) نمی گشت تا به دست امام مهدی(عج) برسد. امام مهدی (عج) از این عصا چه استفاده ای خواهد کرد؟ مطمئناً یک کاربردی دارد. [۱]  قرار نیست که تمام معجزات انبیاء(ع)”ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ ” به صورت تشریفاتی و صرفاً برای نشانه در اختیار حضرت مهدی(عج) قرار بگیرد. وقتی خداوند می فرماید که به عصای حضرت موسی(ع) هم ایمان بیاورید؛ یک منظوری دارد.

 “لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ “[۲] تمام انبیاء (ع)این عهد و میثاق را امضاء کردند و در دنیا یک سیر را  برای ظهور انتخاب کردند و نمی توانیم بگوییم که موسی(ع) به دین خود، عیسی(ع) به دین خود ، بلکه آنها یک هدف ، یک مسیر داشته اند و تمام این ابزارها برای این مسیر و هدف بوده است و ما باید به آن ایمان بیاوریم تا این که در همان مسیر قرار بگیریم و به سوی همان هدف پیش برویم.

در انتهای آیه” وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ” یعنی این که ما تسلیم آنها هستیم. ایمان به انبیاء (ع)ما را به تسلیم انبیاء(ع) و رسولان(ع) می کشاند. تمام آن ها وقتی به دنیا آمدند؛ افکار، امیال، روحیات، صفات، اخلاقیات، رفتار و حتی کلامشان این بود که خودشان و اقوامشان به سمت ظهور حرکت کنند.  به واسطه همین مأموریت است  که آن ها از کسانی هستند که رجعت می کنند و در رکاب امیر المؤمنین(ع) ایشان را نصرت می کنند. [۳]

تا قبل از این نمی فهمیدیم که ایمان به موسی(ع) یعنی چه ؟ ولی وقتی رفتارهایش را قبل از حیات مادی خودش و بعد از رجعتش نگاه می کنیم، می فهمیم که ایمان به او یعنی چه؟ ایمان به رسولان و زمینه سازی ظهور در یک راستا است.

در صلوات شعبانیه می خوانیم که”شَجَرَهِ الْنُبُوِه وَ مَوْضِعِ الرِسالَهِ وَ مُخْتَلِفِ الْمَلائِکَهِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْی” صحبت از شجره نبوت می کند ، مثل” کَلِمَهً طَیِّبَهً “[۴]. نبوت، مثل درختی است که تنه آن، پیامبر اکرم(ص) است و شاخه های اصلی آن اولوالعزم من الرسل (ع)هستند و بقیه انبیاء (ع)از طریق پیامبران اولوالعزم (ع) به این شجره مرتبط هستند و این درخت بارور شده یک هدف و مسیر را دنبال می کند. ما باید به این شجره ایمان بیاوریم.

سوره بقره آیه۱۳۶ و سوره آل عمران آیه۸۴″ آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ اْلأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی‏ وَ عیسی‏ ” چرا خداوند همه پیامبران را نام برده است؟

چرا گفته به حق هر چه که بر آن نازل و أتی می شود؟ ما باید به تسع آیات موسی(ع) ایمان بیاوریم. ایمان به رسولان (ع) یکی از شروط ورود به بهشت است”سابِقُوا إِلی‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ”[۵]  آن بهشتی که در این آیه مد نظر خداست برای کسانی است که ایمان به خدا و پیامبرانش دارند. دو شرط آن یکی ایمان به الله و دیگری ایمان به تمام رسولان(ع) است.

به ازای هر نوع ایمانیاتی که در وجود ما شکل می گیرد؛ خداوند متعال رفتارهایی را از ما انتظار دارد.  ایمان رفتار می آورد. ایمان به الله در وجود ما یک سری رفتار را به وجود می آورد. خداوند متعال به واسطه همین رفتارها از ما می خواهد که به یک سری موضوعات ایمان بیاوریم.

 

ایمان به غیب

ما باید به غیب ایمان داشته باشیم. غیب چیست؟ مصادیق آن کدام است؟ ما چقدر به غیب ایمان داریم؟ در کتاب سیمای حضرت مهدی(عج) در قران ، صفحه ۴۱ آمده است:

“الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدًی لِلْمُتَّقینَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ”[۶]

امام صادق(ع) در تفسیر این آیه می فرماید:”الْمُتَّقُونَ شِیعَهُ عَلِیٍّ ع وَ أَمَّا الْغَیْبُ فَهُوَ الْحُجَّهُ الْغَائِبُ وَ شَاهِدُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِین”[۷] هدایت های خاصه این کتاب برای متقین است و طبق این حدیث متقین، شیعه علی ابن ابیطالب(ع) هستند و به غیب(امام غیب (امام زمان) ایمان دارند. پس مقوله دیگری که باید به آن ایمان بیاوریم حضرت مهدی(عج) است. ما باید به امام زمان (عج)ایمان داشته باشیم. ما مؤمن یا محب امام زمان (عج)هستیم؟ طبق این آیات و احادیث ما باید به امام زمان(عج) ایمان بیاوریم. هدایت های خاصه قران برای متقین است. متقین، مؤمن به امام زمان (عج)و شیعه امیرالمؤمنین(ع) هستند. در ادامه حدیث امام(ع) می فرمایند که: شاهد بحث من، فرمایش خداست. یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ کافرها می گویند: چرا خداوند آیه اش را نمی فرستد؟! خدا می گوید: غیب از آن خداست شما منتظر باشید ما هم منتظریم. در آیه قبل می فرماید که منظور از غیب، امام زمان(عج) است یعنی خداوند امام زمان را می فرستد. یا در روایت دیگر” الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ  قَالَ مَنْ أَقَرَّ بِقِیَامِ الْقَائِمِ أَنَّهُ حَقٌّ “[۸]

اگر به قیام امام زمان(عج) ایمان داشته باشیم ، باید بالطبع آن ایمانیات دیگر را اصلاح کنیم و زمینه ساز ظهور حضرت(عج) باشیم. ایمان ما باید طوری باشد که ما را به رفتار و عمل بکشاند. آقا رسول الله(ص) می فرمایند” طوبی لصابرین…” خوشا به حال صابرین در غیبت امام زمان(عج). [۹] خوشا به حال کسانی که اقامه کننده های روش های آنها هستند. آقا رسول الله (ص) می فرمایند: خوشا به حال آنها. چه کسانی؟

 امام باقر(ع) از آقا رسول الله(ص) نقل می کنند که روزی جماعتی از اصحاب ایشان نزد حضرت نشسته بودند. آقا رسول الله (ص) دوبار می فرمایند:‌ خدایا لقاء و دیدار برادرانمان را نصیبم گردان. یکی از اصحاب عرض کرد: آیا ما براداران شما نیستیم؟ آقا فرمودند: نه شما اصحاب من هستید برادران من قومی از آخرالزمان هستند که به من ایمان دارند در حالیکه مرا ندیده اند. ایمان به غیب دارند” الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ” به تحقیق که خداوند آنها را با اسامی خود و پدرانشان به من معرفی نموده است  قبل از اینکه از اصلاب پدرانشان و ارحام مادرانشان خارج شوند. تک تک آنها برادران من هستند. کدام یک برادران شما هستند؟ آنهایی که همه این صفات را دارند. شیعه علی ابن ابیطالب(ع) هستند. هر کدام از آن ها چنان هستند که دست کشیدن گیاه خاردار در تاریکی شب، یا کسی که سنگ آتشین در دست دارد، در نگهداری دینشان محکم هستند آن ها چراغ های راهنما هستند که خداوند آنها را از هر فتنه غبارآلود تاریک نجاتشان داد. آنها به من ایمان دارند. [۱۰] ایمان به رسول الله(ص) باعث می شود که از امیال، شخصیت، رفتارهای آن حضرت  چیزی در ما منتقل شود که باعث تغییر در رفتارهای ما شود و در ما دغدغه بوجود آید، که دیگر احساس آرامش نداشته باشیم. پس ایمان ایجاد دغدغه می کند. دغدغه آقا رسول الله (ص)نسبت به اهل بیت (ع)چه بود؟ دغدغه ایشان به ثقلین چه بود؟ ایمان به امام زمان(عج) باید در ما دغدغه ایجاد کند. مثلاً در یک مقطع از زندگی کنکور برای ما دغدغه می شود و تمام روز و شب به فکر کنکور هستیم ، چون نسبت به کنکور دغدغه پیداکردیم و به آن ایمان آوردیم. ایمان به امام زمان (عج) باید برای ما اینها را داشته باشد. ما باید طوری ارزشها را معنا کنیم که در ما دغدغه ایجاد شود تا الان فکر می کردیم که ایمان یعنی محبت اما طبق آیه قرآن”قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی‏”[۱۱]  مودت یعنی اینکه شما محبت دارید ولی ایمان بیاورید و ببینید آقا رسول الله (ص)از شما چه  چیز می خواهند؟ همان رفتار را انجام بدهید. مودت یعنی اینکه انسان دقیقاً بفهمد که محبّش چه چیز می خواهد همان رفتار را انجام بدهد نه اینکه محبانه هرجور نفسم بطلبد.  ایمان به امام زمان (عج) یعنی اینکه من در معارف، تفکرات ، روحیات، امیالم و صفاتم ، امام زمان (عج) را منظور کنم.

 

[۱] عن محمد بن الفیض عن محمد بن علی(ع) قال کان عصی موسی لآدم فصارت إلی شعیب ثم صارت إلی موسی بن عمران و إنها لعندنا و إن عهدی بها آنفا و هی خضراء کهیئتها حین انتزعت من شجرها و إنها لتنطق إذا استنطقت أعدت لقائمنا لیصنع کما کان موسی یصنع بها و إنها لتروع و تلقف قال إن رسول الله ص لما أراد الله أن یقبضه أورث علیا(ع) علمه و سلاحه و ما هناک ثم صار إلی الحسن و الحسین ثم حین قتل الحسین استودعه أم سلمه ثم قبض بعد ذلک منها قال فقلت ثم صار إلی علی بن الحسین ثم صار إلی أبیک ثم انتهی إلیک قال نعم

امام باقر(ع): عصای موسی از آن آدم بود و به دست شعیب افتاد و از آن پس به موسی بن عمران رسید و همان عصا نزد ما است و به همین تازگی من آن را بررسی کرده ام مانند روزی که از درختش برکنده اند سبز است و چون از او پرسیده شود به سخن آید، برای قائم ما آماده است و با آن همان کار کند که موسی(ع) می کرد و آن عصا هراس آور است و هر چه جادو کنند ببلعد و هر چه فرمانش دهند، انجام دهد. و چون یورش برد، هر چه جادو کرده‏اند، از بین ببرد. دو شعبه(چون دو کام) از او باز شود که یکی روی زمین باشد و دیگری بر سقف و میان آن دو ۴۰ ذراع(۲۰ گز) فاصله باشد و با زبان خود آنچه جادو کنند، به کام خود کشد. / بصائرالدرجات ص۱۸۳ ۴ـ باب ما عند الأئمه(ع) من سلاح رسول/ کمال‏الدین ج۲ ص۶۷۳ ۵۸ـ باب فی نوادر الکتاب

[۲] قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ اْلأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی‏ وَ عیسی‏ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ سوره بقره، آیه ۱۳۶

[۳] امام باقر (ع) فرمود که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: … و کلام خداوند عزوجل « وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَهٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ» (آل عمران۸۱) یعنی به محمد (ص) ایمان میآورید، و وصی او را یاری میکنید، و بعد از این، همه پیغمبران به او یاری خواهند کرد … و خدای تعالی ایشان را بسوی خود برده، و بعد از این، مرا نصرت و یاری خواهد کرد، و ما بین مشرق و مغرب برای من خواهد شد و هرآینه خدای تعالی همه پیغمبران را از آدم تا محمد (ص) زنده میگرداند. همه پیغمبران مرسل در پیش روی من شمشیر به سر مردگان و زندگان و کافران از انس و جن میزنند.پس این امر، امر عجیب است، و چگونه تعجب ننمـــائیم از مــــردگان که خدای تعـــالی ایشـان را زنده میگرداند. طایفه به طایفه، «لبیک لبیک، یا داعی الله!»گویان داخل کوچههای کوفه میشوند. در حالتی که شمشیرها را از غلاف کشیده به دوشهای خود میگیرند برای اینکه خدای تعالی به جا آورد وعدهای را که درباره ایشان نموده چنان که فرمود: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً» (نور ۵۵) بعد از آن امیرالمؤمنین (ع) فرمود: که معنی آخر آیه این است که تا اینکه با اطمینان و خاطر جمعی به من عبادت و بندگی بکنند و از احدی از بندگان من نترسید و تقیه ننمایند. / تأویل الآیات الظاهره ص۱۲۱ / بحارالأنوار ج۵۳ ص۴۶

[۴] أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ سوره ابراهیم، آیه ۲۴

[۵] سابِقُوا إِلی‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ سوره حدید، آیه ۲۱

[۶] سوره بقره، آیات ۱ تا ۳

 [۷]معجم احادیث الامام المهدی ج۵ ح ۱۴۴۲/ تأویل الآیات : ج۱ ص ۳۲ ح۲/ إثبات الهداه: ج۳ ص۴۵۸

[۸] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ ابْنِ عِیسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ  قَالَ مَنْ أَقَرَّ بِقِیَامِ الْقَائِمِ أَنَّهُ حَقٌّ بحارالنوار جلد ۵۲ و اکمال الدین

[۹] عن جابر بن عبد الله الأنصاری… قال ص طوبی للصابرین فی غیبته طوبی للمقیمین علی محجتهم أولئک وصفهم الله فی کتابه و قال الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ و قال أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ – رسول الله(ص) فرمودند: خوشا به حال صبر کنندگان در غیبت او، خوشا به حال (اقامه کنندگان روش های ایشان) ایشانند که خداوند در کتابش آنان را وصف کرده الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ و قال أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

کفایه الأثر ص ۵۶ باب ما جاء عن جابر / بحارالأنوار ج۳۶ ص ۳۰۴

 

[۱۰] – عن أبی الجارود عن أبی بصیر عن أبی جعفر ع قال قال رسول الله ص ذات یوم و عنده جماعه من أصحابه اللهم لقنی إخوانی مرتین فقال من حوله من أصحابه أ ما نحن إخوانک یا رسول الله ص فقال لا إنکم أصحابی و إخوانی قوم من آخر الزمان آمنوا بی و لم یرونی لقد عرفنیهم الله بأسمائهم و أسماء آبائهم من قبل أن یخرجهم من أصلاب آبائهم و أرحام أمهاتهم لأحدهم أشد بقیه علی دینه من خرط القتاد فی اللیله الظلماء أو کالقابض علی جمر الغضا أولئک مصابیح الدجی ینجیهم الله من کل فتنه غبراء مظلمه

امام باقر(ع) فرمودند که رسول الله فرمودند ـ روزی که جماعتی از اصحاب ایشان نزد حضرت بودند ـ خداوندا! لقاء و دیدار برادرانم را نصیبم گردان. دو بار فرمودند. پس یکی از اصحاب آن حضرت که در اطراف ایشان بود عرض کرد: یا رسول الله(ص) آیا ما برادران شما نیستیم؟ پس حضرت فرمودند: نه، همانا شما اصحاب من هستید. و برادران من، قومی از آخر الزمان هستند که به من ایمان می‎آورند در حالی که مرا ندیده اند. به تحقیق که خداوند آنها را به اسمهایشان و اسامی پدرانشان به من معرفی نموده پیش از آنکه از اصلاب (پشت‎های) پدرانشان و ارحام مادرانشان خارج شوند. هر کدام از آن ها آنچنان هستند که  دست کشیدن گیاه خار دار در ظلمت شب یا کسی که سنگی آتشین در دست بگیرد، در نگه داری دینشان محکم ترند. آنها چراغهای راهنما هستند که خداوند، از هر فتنه غبار آلود تاریک نجاتشان می‎دهد. بصائرالدرجات ص ۸۴ – بحارالأنوار ج ۵۲ ص۱۲۳

 

[۱۱] سوره شوری، آیه۲۳

 محمد حسین فیاض

۲ نظر

  1. ناشناس می‌گه:

    به نظر من همه اینها که فرموده شده مانند یک درخت می باشد که یکی مانند ریشه ودیگری ساقه و حتی برگ می باشد اقای قیاض ایا در قران ایمان به شجره طیبه خداود هم امده است به نظر من اگر اگر خداوند این مقولات را جداگانه مطرح کرده بخاطر این بوده که اینها از هم جدا نیستند و به هم ارتباط مستقیم دارد لذا یرای خدای غیور مهم است که ما هم به همه مقولات مطرح شده ایمان بیاریم البته این فقط نظر من بود اگه میشود راهنمایی کنید

  2. فياض می‌گه:

    سلام علیکم؛ ناشناس محترم!
    بله.نظر شما متین است.در کامل کردن این مطلب اینکه “کلمات طیبه” مثل “شجره طیبه” هستند.یکی جایگاه ریشه، دیگری تنه و بقیه ساقه ها و برگ و میوه هستند.ایمانیات نیز اینگونه اند و همه شجره وار به هم مرتبط هستند. لیکن من در رفتار به همان اندازه به ساقه بها میدهم که به تنه و به همان اندازه که به ریشه!
    من وارد مجلسی میشوم ،به همان اندازه چایی که برایم تعارف میکنند مهم است که قند کنار آن . و به همان اندازه که کسی که سینی را در دست دارد و به همان مقدار، سخنران و به همان مقدار صاحب مجلس و این اشتباه است . وجود ما ، تفکرات ما و در نتیجه رفتارهای ما شجره بندی نشده است .کلیات و جزئیات برایمان یک قیمت دارد و این در مواقع بحرانی ما را به مشکل می رساند . آنجا که باید همراهی با امام را انتخاب کنیم به طواف و حج می پردازم . آنگاه که باید قرآن ناطق را همراهی کنیم،تعلم و تبلیغ را بر می گزینم و آنگاه که باید…