سه شنبه ۹ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۴:۱۳:۱۷ بعد از ظهر

مترسک

کد خبر: 27104
تعداد بازدیدکننده: 82
تاریخ: ۲۰ شهریور ۱۳۹۲

 

مترسک می خواست با پرنده حرف بزند
اما نتوانست .
مترسک می خواست حرف های دلِ پرنده را بشنود
اما نتوانست .
مترسک می خواست پرنده را ببیند
اما نتوانست .
مترسک می خواست پَرهای پرنده را بو کند
اما نتوانست .
مترسک می خواست طعمِ نوکِ پرنده را بچشد
اما نتوانست .
مترسک می خواست پرنده را لمس کند
اما نتوانست .
مترسک می خواست با پرنده پرواز کند
اما نتوانست .
مترسک می خواست با پرنده دوست شود
اما نتوانست .
مترسک می خواست به پرنده عشق بورزد
اما نتوانست .
مترسک می خواست اما نتوانست .
آری نتوانست
چرا که مترسک
نه دهانی داشت برای حرف زدن  ،
نه گوشی داشت برای شنیدن ،
 نه چشمی داشت برای دیدن ،
 نه بینی ی داشت برای بوییدن ،
 نه زبانی داشت برای چشیدن ،
 نه پوستی داشت برای لمس کردن ،
 نه بالی داشت برای پرواز کردن ،
 نه دلی داشت برای دوست داشتن
و نه قلبی داشت برای عشق ورزیدن .
مترسک فقط یک مترسک بود .
بیچاره مترسک .

جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )

۵ نظر

  1. مجید می‌گه:

    احسنت بر آقای زعیمیان، خیلی جالب بود. واقعا دستتون درد نکنه.

  2. علی می‌گه:

    آقای زعیمیان میشه بگین متنتون چه معنایی داره؟

  3. با تشکر از اظهار لطف شما عزیزان .
    مترسک ، اشاره به آدم هایی دارد که نمی توانند کسی را دوست داشته باشند و یا به کسی عشق بورزند . مثل مترسک که قادر نیست هیچ کدام از رفتارهای انسانی را انجام دهد . او فقط شبیه یک آدم ساخته شده است . این چنین موجوداتی ، آدم نما هستند نه یک آدم . ( آدم نما یا شبه آدم : کسی که فقط شکل ظاهری اش مثل آدم است و نه رفتارهایش )

  4. ستاره دريايي می‌گه:

    باسلام آقای زعیمیان مطالب مفیدی ارایه می دهید کاش مطالب علمی در زمینه زمین شناسی هم ارایه می دادید.با تشکر