سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۰۸:۵۵:۰۷ بعد از ظهر

دسته گل محمدی به شهر ما خوش اومدی

کد خبر: 27952
تعداد بازدیدکننده: 131
تاریخ: ۰۲ مهر ۱۳۹۲

دسته گل محمدی  به شهر ما خوش اومدی

صدای  جیغ و شادی مردم فضا را پر کرده.مردم از سر و کول هم بالا میرن.یکی داد میزنه:اصغری .اصغری. حمایتت میکنیم..

گرد و دولق فضا را گرفته.انگار نخل برداری روز عاشوراست.هر چی خودمو بالا میکشم تا اصغری را ببینم نمیشه.از کول یکی بالا میرم که ناگهان با دست چنان پرتم میکنه اونور که نزدیکه استخونام بشکنه.چند تا فحش نثارش میکنم و بر می گردم عقب.

از توی بلندگو صدای اصغری میاد:من بعنوان مسئول امور محوله و اینا قول میدم تا سال آینده براتون گاز بکشم،کوچه هاتون رو سنگفرش طلا میکنم.هر چند سنگفرش طلا هم برای شماها مردم زحمتکش این شهرکمه.اگه بشه از فلز تیتانیوم استفاده میکنیم که عمر سابیدگیش هم بیشتره.

ورزشگاه میخاین؟اونم به چشم.چجوری باشه؟سر پوشده کنترل داربا چمن رنگی خوبه؟تصویب شد:چمن با رنگ یشمی مایل به بادمجونی تیره براتون میکاریم.محل ساختش هم قرار شده کنار ریل آهن نزدیک جاده قاضی میر جعفر تگ تگ شهرباشه.

هر بار که اصغری وعده و وعید میده ملت به افتخارش هورا میکشند.

:دستور دادم تمام روستاها و دهات به سیستم اینترنت پر سرعت ۱۰۰۰۰۰گیگ مجهز بشه.براچی؟معلومه خوب.برا این که چوپانان زحمتکش روستاهاتون به تمامی گوسفنداشون یک جی پی اس وصل کنند تا هر وقت گم شدند از طریق اینترنت و ماهواره بشه رد یابیشون کرد.

من همین جا قول میدم تمام بچه های شهرتون رو ببرم سنگاهن سر کار.اصلن هر ماه قرار شده برای هر خانوار یک کیلو سنگ آهن خالص با عیار شونصد درصد بفرستیم در خونه هاتون.برا چی؟خوب معلومه . هر بار یه تیکه سنگ رو میندازین پای آبگوشتتون تا بچه هاتون بیماری فقر آهن نگیرن.(در اینجا نیش اصغری تا بنا گوش باز شده…)

:برای پزشک متخصص سوال کردند.قرار شده یک اکیپ کامل دکتر از هلند بفرستیم اینجا.البته برای اسکان و امکانات رفاهیشون هم فکری برداشتیم تا مثل دفعه های قبل فرار نکنند.البته عذر خواهی میکنم و جمله مو تصحیح میکنم :اینجا نوشته دکتر از هند نه هلند.ببخشید اشتباه چاپی بود.

برای پزشک چشم هم فکری براتون برداشتیم.دستور دادیم تو زمینای کشاورزی تون هویج بکارند تا مرتب آب هویج بوخورید چش و چارتون ضعیف نشه.دیگه اینهمه پول هم لازم نیست بدیم تا دکتر چشم سالی یکباراونم  با هزار منت بخاد بیاد اینجا.

یکی از مسئولین از دور اشاره میکنه در مورد جاده هم بگم.به روی تخم چشام .در مورد جاده شهرتون هم قرار شده جاده یزد رو ۸ بانده دو طبقه بکنیم.طبقه اول مسیر رفت به یزد باشه.طبقه دوم مسیر برگشت از یزد.البته اگه بودجه زیاد اومد براتون مترو میکشیم.دیگه چی میخاین بهتر از این؟

 صدای سوت جمعیت فضارا پر کرده:

از راه آهن سوال شده.اینجا نوشتن با این که راه آهن چندین سال تو این شهر هستش ولی سهمیه مسافر این شهر به ۱۰ نفر در هفته هم نمیرسه.خوب الان دستور میدم سهمیه مسافر این شهرستان از راه آهن به ۱۰۰۰نفر در روز برسه.مبادا غصته بوخوریدا؟؟برای اخذ عوارض راه آهن هم طرحی جدید دادیم اونم اینه که:روزایی که قطار مسافربری از اینجا حرکت میکنه به مسافرا دستور دادیم پشت شیشه قطار براتون دست تکون بدن تا خوشحال بشید.همه چیز که پول نیست!!

تو همین حال و هوا هستم و دارم به سخنان دلنشین دکتر اصغری گوش میدم که ناگهان سوزش وحشتناکی پشت گردنم احساس میکنم وصدای شترقی تو گوشم صدا میکنه.ناخواسته پس کله مو میگیرم و فرار میکنم.در حین فرار یک لحظه پشت سرمو نگاه میکنم ،پدرم را میبینم که با یه تیرکی خرما افتاده دنبالم و داد میزنه:پدر سوخته تو رفته بودی نون بگیری اینجا سر در آوردی؟؟

ع.ا. حسین آباد

۹ نظر

  1. منصور می‌گه:

    زیبا بود

  2. mohammad می‌گه:

    D:
    It was so good
    Write again about it .
    Very good mr saftland .good luck know ….

  3. اکبر درب زندی می‌گه:

    متتون گرم …. باعلی

  4. شهرام می‌گه:

    باید بروید نانتان را بگیردید …

  5. mohammad_kordy28@yahoo.com می‌گه:

    خوب بود . دستتون درد نکنه .

  6. بیکار می‌گه:

    حرف دل مردم بودمرسی

  7. بافقی می‌گه:

    خوب بید

  8. رضايي می‌گه:

    این شعارباید عوض بشه تا از همون اول نیت مسئولین مشخص بشه(دسته گل محمدی.چرا از اینور آمدی؟چراتوزودترآمدی؟

  9. علی می‌گه:

    یادم میاد یکی تو کلنگ زنی گاز سال ۹۰ تو شعارهاش پا را فراتر گذاشته بود و شعار میداد” مالک اشتر علی” به شهرما خوش آمدی.
    نمی گم که اون طرف بعدن با گازاشک آور جبران محبت کرد.