شنبه ۹ام اردیبهشت ۱۳۹۶ ۰۴:۵۰:۲۷ قبل از ظهر

غربت «وحشی» را «جنتی» کامل می کند!؟

کد خبر: 28523
تعداد بازدیدکننده: 72
تاریخ: ۱۲ مهر ۱۳۹۲

 

 image_77528

غربت «وحشی» را «جنتی» کامل می کند!؟

کنگره وحشی بافقی، بدون حضور وزیر فرهنگ و ارشاد افتتاح می گردد!؟
سنگ آهن تمام می شود، و سوز و شعر وحشی بافقی می ماند

بافق، شهرستان دور افتاده نیمه محرومی است که برخلاف اردکان، گندله سازی و نماینده مستقلی در مجلس ندارد! و با معادن سنگ آهن شناخته می شود، سنگ آهنی که فرسنگها دورتر در درون کوره های بلند، به آهن و فولاد و پول تبدیل می گردند، و حال با بودجه ناقابل چند کامیون سنگ آهن، کنگره وحشی بافقی، شاعر دلسوخته آن که عمری را در غربت یزد زیسته، می خواهد در پائیز برگزار شود، کنگره ای با پنج کتاب! و اما عدم تغییر استاندار یزد که منجر به تغییر مدیران ادارات نشده، مانع بزرگی برای به یزد نیامدن وزیر ارشاد دولت یازدهم ایجاد کرده، چرا که اصل سیاست است، و متاسفانه این سیاست است که خطوط حرکتی فرهنگ را تعیین می نماید.
قبل از آنکه روحانی رئیس جمهور و جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کابینه اعتدال شود، وحشی بافقی، شاعر بلند آوازه خطه کویر بوده است، و بعد از آنکه جنتی نیز میز صدارت را همچون حسینی بدیگری بسپارد و برود، وحشی بافقی همچنان شاعر بلندآوازه خطه کویر خواهد بود و چه خوب است که وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، ازین فرصت فراهم شده، کمال استفاده را برده و نام خود را در کنگره وحشی بافقی در کنار نام وحشی بافقی بنشانند، و عکس های این کنگره را یادگاری ماندگار برای خود بداند.
بافق دورافتاده نیازمند توجه و رسیدگی بیشتر فرهنگی می باشد، و این دورماندگی باعث شده تا کمتر مدیر و مسئول و وزیری گذارش بدانجا بیفتد. و حال وزیر فرهنگ و ارشاد می تواند، شروع کننده یک حرکت مهم و بزرگ از یک جای دورافتاده و کوچک باشد.
یک حرکت نیمه فرهنگی که کلید آن از مدتها پیش در دولت دهم خورده بوده است اینک در جریان است، بدون حضور وزیر هم این کنگره پایان می پذیرد و اما حضور وزیر در این کنگره خود یک چیز دیگرست و باشد که به حرمت آن نوای جانسوز «الهی سینه ای ده آتش افروز» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بدیار آتش و عشق و سنگ بیاید، و از نزدیک زادگاه این شاعر کویری را ببیند، تا به عظمت و هنر وحشی بافقی پی ببرد.
وعده دیدار اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه دیار کویر با جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم، هفده مهرماه بافق- یزد
تبصره اول:  وصیت نامه کمال الدین (شمس الدین) وحشی بافقی

روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می و انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

تبصره دوم: وای اگر این شعر را کسی با دف برای وزیر ارشاد بخواند!
تبصره سوم: ابر است و اعتدال هوای خزانی است
ابــر اســت و اعــتــدال هــوای خــزانــی اســت     ســاقـی بــیـا کـه وقــت مـی ارغــوانـی اســت
در زیــر ابـــر ســاغــر خـــورشــیــد شــد نــهــان     روز قــدح کــشــیـدن و عــیـش نــهـانـی اســت
ســاقــی بــیــا و جــام مــی مــشــکــبــو بــیــار     این دم کـه بـاد صـبـح بـه عـنبـر فـشـانی اسـت
می هست و اعتدال هوا هست و سبزه هست     چـیزی کـه نـیسـت صـحـبـت یاران جـانی اسـت
یــاری بـــه دســـت آر مــوافــق تـــو وحـــشــیــا     کان یار باقی است و خود این جمله فانی است
تبصره چهارم:

محمد رضا شوق الشعرا

۴ نظر

  1. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    جناب اقای شوق الشعرا
    با سلام
    محتوای مطلبتان بسیار بجا و لازم ولی نوع ویرایش و ارائه آن کمی بی رونق و موهن بود.اتفاقا بر خلاف نوشته پراکنده شما بافق بلند آوازه و زیبا و بافق بلند مرتبه و سفره گستر؛ همیشه تاریخ بر بلندای تارک ایران زمین چونان دری درخشان تابندگی داده و فقرای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی اعم از کارگر و کارمند و وزیر وپادشاه و نخست وزیر و رئبیس جمهور و معاون اول و دوم و صدر اعظم و مدیر کل و معاون مدیرکل و نوکیسه های وطنی و گدایان خارجی را بدون دعوت به بازدید و قدم زدن بر خاک پاکش و کرنش وتعظیم ولو صوری وظاهری به بافق کشانده و خواهد کشاند.ذکر نام آنها موجب مطرح شدن آنهاست وگرنه جهت اطلاعتان نام می بردم تا بدانید بیشتر آنها که در راس وطن محبوبمان دارای سمت و پستی بودند تنها اگر یکبار پای بر استان یزد گذاشتند برای زیارت بافق پر آوازه و والا فرهنگ بود وبس!!بافقی که دارای خزائن کور نور خدادادی در گستره علم و ادب وفرهنگ و جغرافیای طبیعی و انسانی است هیچگاه دورافتاده نیست ونیازی به قلم تحقیرآمیز شما بدان شکل نازیبا نداردبلکه مسئولانی که از پشت زین عدالت و قانون وشرف بر خاک ذلت افتاده اند دورافتاده اند!!!ولو در نزدیکی خانه وکاشانه من وشما روز خود به شب سر آورند.آنها که مروج تبعیض؛ دروغگویی؛ ناسپاسی؛ رانت خواری؛قبیله و قوم گرایی؛بی عدالتی و کم کاری سازمانی بودند دورافتاده از انسانیت ودین مبین حقه اسلام و عدالت تابان علی (ع)آیینه تمام نمای عدالت خدایند.شما جای صفت وموصوف را جابجا ذکر کرده اید.همانطور که فرمودید وحشی بافقی همیشه شاعر بلند مرتبه ایران و گلستان ادب کویر خواهد ماند ولی آنها که چشمی کمی کنند کوچک و ناچیز بشمار می روند. شهر درخشنده و تابنده بافق هم همیشه در قلب توجه و عنایت مام وطن و کارگزارن آن بوده و خواهد بود وآنچه از ناعدالتی ها می بینید هزینه صدای غرا و فریاد ظلم ستیزی او بوده ویا از خیانت مدیران دورافتاده ای که چند صباحی میز را به خود بستند ولی لختی دیگر از گرده شان باز گرفتند و به زودی زود دوباره در کنج قبرستانهای بی نام نشان به خیکشان خواهند بست و گندله های مذاب را در حلقشان خواهند ریخت که” ان الله لبرمرصاد.

    سید محمد میرسلیمانی بافقی

  2. بابا برقی می‌گه:

    اقای شوق الشعرا هم داغ ما را تازه میکند.

  3. شهروند می‌گه:

    آقای میرسلیمانی اینایی که این بنده خدا نوشته حقیقته . حالا تو به مزاقت خوش نیومده نباید این مطالبو بنویسی برادر من . همه ما میدونیم بافق هم محرومه هم در سطح کشور شناخته شده نیست . حتی تو استان خودمون هم در مقابل شهرستان های دیگه استان تو خیلی از زمینه ها ( با وجود پتانسیل بالا ) حرفی برای گفتن نداره . حالا تو هر چی دلت میخواد بافق رو بزرگش کن .اگر بخواهیم بافق آباد بشه اول باید ضعف ها مون رو بشناسیم نه اینکه الکی برای دل خوشی خودمون اونها رو پنهان کنیم برادر من .

  4. پاییزان می‌گه:

    مرحبا بروطن پرستی جناب اقای میرسلیمانی .حقیقت چیزی است که ایشان مرقوم نمودند وبزرگان اگر حرکتی نموده ورنج سفر در کویر رامتحمل شدند جهت رویت رخسار فولادگون این قصبه طیبه بوده ولاغیر . چه سالهای قبل از انقلاب که روسها وآلمانیها وحتی شاه مملکت به این دیار آمدوشد داشتند وچه دوران پرشکوه بعاز انقلاب . اماچه سود !!! که ما را از ایالت خود دیار کریمان جدا کردند و…..