یکشنبه ۳ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۳۳:۴۸ قبل از ظهر

بارها “شرح پریشانی ” خود وصله زدم

کد خبر: 28594
تعداد بازدیدکننده: 172
تاریخ: ۱۲ مهر ۱۳۹۲

“مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست”
شربت تلخ به لب نوشم و تقدیری نیست

خواب دیدم ته ییلاق نگاهت بودم
از ازل چشم به راه هستم وتعبیری نیست!

“خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر”
گر درشتی کند آزرده که تقصیری نیست؟

فاتح قله البرز نگاهت که شوم
چرخ در مشت من و حاجت زنجیری نیست

تا به کی بر سر آن چشمه شوم خاطره بند؟
جوهر چشم من افسرده وتکثیری نیست

بارها “شرح پریشانی ” خود وصله زدم
غنچه شدوصله غم،ِشکوه ز تحقیری نیست

“در نمازم خم ابروی تو بر یاد آمد”
از اذانت شده ام مست که تکبیری نیست

“شد ز یوسف سخن عشق زلیخا مشهور”
رقص “بارانی” نیلم همه تحریری نیست!

مشهد – سید محمد میرسلیمانی بافقی
(داخل گیومه ها از وحشی بافقی و حافظ)

s

۵ نظر

  1. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    سلام
    به مناسبت همایش بزرگداشت وحشی بافقی سروده شده و مصرع دوم چنین است:
    شربت تلخ به لب نوشم و تقدیری نیست…

  2. حسین ارجمند می‌گه:

    سلام جناب آقای میرسلیمانی.
    قطعه زیبا و دلنشینی بود.
    «این کلام جان فزایت روح مارازنده کرد
    همچواعجازی که آن عیسای عذرا می کند.
    شعرتان در دلربایی یوسف کنعانی است.
    جان ما را عاشق خودچون زلیخامی کند»

  3. ميرسليماني بافقي می‌گه:

    استاد عزیز جناب آقای دکتر ارجمند
    محبتهای جنابعالی و شرمندگی های اینجانب همچنان پابر جاست. این بداهه ناقابل تقدیم مرام دلجویتان:
    ارجمندی هایتان دل را پریشان می کند
    صورت زیبای معنا را چراغان می کند
    خامه شیوایتان در پای شعر ابتسام
    کرنش جاری عشقم را نمایان می کند
    دست بوس گلستان پایداری مرام
    همچو گلهای بهاری گلنثاران می کند
    بیت بیت شعرتان در کلبه دلدادگی
    خوب جنس کهنه را با عشق جبران می کند

  4. ناشناس می‌گه:

    سلام آقای میرسلیمانی دستتان مریزاد عمرتان به بلندای الوند

  5. ميرسليماني می‌گه:

    درودها بر شما
    حضور پربرکتتان به گستره بلند البرز دوستی ها گرامیم.