جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۵:۰۳:۰۶ قبل از ظهر

پس ما را از مرگ چه باک؟؟

کد خبر: 29578
تعداد بازدیدکننده: 42
تاریخ: ۰۵ آبان ۱۳۹۲

Karavan11-amirevojoodeshohadayekarbala-9zh9_AzmeZohoor

در ثعلبیه هستیم . جایتان خالی، از سحرگاهان که کاروانیان روز خویش را همراه با امام آغاز می کنند من با علی اکبر حسین هستم .حقیقتاً شبیه ترین است به رسول خدا(ص) در صورت و اشبه است به او در سیرت .

قاصدکی می گفت : اگر می خواهی بهترین رفتارها در قبال خداوند را ببینی و یاد بگیری ، نزد امام باش و اگر می خواهی بهترین رفتارها را در قبال امام زمان خویش ببینی ، همراه شیعه ترین باش و از او یاد بگیر و تشیع را در همنشینی با او واجد شو . این شد که امروز توفیق همراهی با او را دارم و از این تصمیمم بسیار شادم.

جوانی رشید و سرزنده ، زیبا و با حیا چون او ندیده ام . به او غبطه می خورم . مثلا من قاصدکم ! ولی در همین چند ساعت با او بودن؛ از دنیا کندن ، سبک شدن و اوج گرفتن را از او آموخته ام .

بنی هاشم عجب جوانان رشید و آماده ای دارد و خوشا به حال حسین که با وجود چنین همراهانی احساس تنهایی نمی کند .

آفتاب به نیمه آسمان رسیده است . علی اکبر (ع) بر نخلی تکیه داده و نگاهش را به امام دوخته است . امام  در سایه سیاه چادری استراحت می کنند. شانه علی اکبر مأوای خوبی است برای اینکه ببینم او چه می بیند و بشنوم  چه می گوید . علی اکبر در چه فکری است؟ نمی دانم . ناگهان مانند شراره ای از آتش بر می خیزد و به سمت امام می دود . با تمام سبک بالی ام ، عقب می افتم .

او به امام می رسد و من بعد از اندکی به او.

–           پدر جان! خواب بودید؟ خدا دیدگان تو را نگریاند!

–           فرزندم! این ساعتى است که خواب آن دروغ نیست. رویایی صادقانه بود.

–          سبب گریه تان چیست؟

–          خوابی سبک مرا فراگرفت، اسب سوارى را دیدم که رو به رویم ایستاد و گفت: اى حسین! شما شتابان مى روید و اجل ها با شتاب به بهشتتان مى برند. دانستم که ما را به شهادت مى خوانند.

على اکبر سرش را به زیر می اندازد . اندکی صبر و شاید تفکر همراه با حیایی که …

–          پدر جان! آیا ما به حق نیستیم؟

–          آری فرزندم؛ به آن خدایى که همه بندگان به سوی او باز آیند،ما بر حقیم.

چهره اش چون ماه شب چهارده باز می شود و می گوید

–          پس ما را از مرگ چه باک!

پدر بر پیشانی علی بوسه ای می زند و با لبخند پاسخ می دهد

–          پسرم! خدا بهترین پاداشى که به فرزندى از پدرش مى رسد عطایت کند.

و من در این فکرم ؛ بهترین پاداش حسین برای علی اکبرش چیست؟

محمد حسین فیاض