جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۲:۵۲:۰۳ قبل از ظهر

نکند از کاروانش جا بمانم

کد خبر: 29708
تعداد بازدیدکننده: 126
تاریخ: ۰۸ آبان ۱۳۹۲

“اینها دست از من برنمى دارند مگر خون مرا بریزند ولى پس از این عمل ننگین ،خداوند کسى را بر آنان مسلط خواهد نمودکه طعم تلخ ذلت را به شدیدترین وجه به آنان بچشاند و از همه ملت ها ذلیل ترشان بگرداند.”

اینها جواب مولایم حسین بود به شیخی از بنی عکرمه که او نیز از خلیفه خدا خواسته بود تا به سمت کوفیان نرود.

به گمانم سرزمین عراق و سوریه تا روز آخر ، نفرین و ذلت را بر خود خریده اند اگر اینگونه عمل کنند . چه بر سر قاصدکهای آن سرزمین می آید اگر مردمانش این کنند که امام می گویند؟ اما نه ؛ آنان دوستدار رسول الله و محبان اهلبیت اویند .محال است که خون فرزند رسولشان را بریزند . محال است .

ولی چه گویم که نشانه ها حاکی از چیز دیگری است . همین دیروز بود که وقتی به بطن عقبه وارد شدیم ؛ فرزند رسول خدا – حسین بن علی –  به یارانش فرمود:

–         من خود را کشته شده می‌بینم

–         چرا یا ابا عبدالله؟

–           زیرا در خواب دیدم .

–         آن چه رویای صادقه ای بود؟

–         دیدم که سگانی چند به من حمله نمودند و بدترین و شدیدترین آنها سگى بود سیاه و سفید.

سخت است. عجب زمانه ای است فتنه گون! قضاوت و انتخاب آسان نیست . نمی دانم سفارشهای رسول الله در غدیر را ببینم و یا سقیفه شیطان را؟

 “علی مع الحق و الحق مع علی” را ببینم یا محراب خونین مسجد کوفه را؟

 “فاطمه بضعه منی” پیامبر خدا را و یا …

خدایا! “شباب اهل الجنه” را به خاطر بسپارم یا تیرهای به پیکر نشسته را ؟

و اکنون هزاران نامه دعوت امت پیامبر را ببینم و یا رحیل انالله و انا الیه راجعون مولایم را؟

خدایا! هرچه تو کردی و مولایم در این سفر ، نکند تنها بماند و هرچه تو کردی و من نکند از کاروانش جا بمانم .

 محمد حسین فیاض