شنبه ۵ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۴:۳۹:۱۹ بعد از ظهر

برپایی نمایشگاه کتاب

کد خبر: 298
تعداد بازدیدکننده: 138
تاریخ: ۱۲ دی ۱۳۹۰

نمایشگاه کتاب با موضوعات مختلف مذهبی، ادبی، تاریخی، روانشاسی، کودک و نوجوان و غیره در سالن والیبال شهرک آهنشهر بافق از دهم تا بیست و پنجم دی‌ماه برپا شد. برگزاری این نمایشگاه از سوی معاونت منابع انسانی با همکاری روابط عمومی شرکت سنگ آهن مرکزی بافق در شهرستان بافق صورت گرفته در نخستین روز بازگشایی با استقبال خوبی مواجه شد. در این نمایشگاه آثار و کتب۱۲۰ ناشر از جمله انتشارات؛ امیرکبیر، افق، پنجره، سوره مهر، پیام عدالت ، نگاه، تهران و غیره درقالب۵۰۰۰عنوان توسط انتشارات پخش کتاب تهران به معرض نمایش عموم گذاشته شده است. معاون انسانی و اموراجتماعی شرکت سنگ آهن مرکزی بافق، به تخفیف۵۵ درصدی کتب برای پرسنل شرکت سنگ آهن با ارائه بن کتاب و تخفیف۲۵درصدی برای عموم اشاره و اظهارکرد: هدف از برگزاری این نمایشگاه ترویج و گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی و در دسترس قرار دادن منابع و کتب مورد نیاز عموم و بویژه شاغلین در شرکت سنگ آهن بافق و فرزندانانشان است. محمدحسین میرزایی، با بیان جملاتی از بزرگان، به اهمیت کتابخوانی و دانسته های ناشی از این عادت پسندیده تاکید نمود و ادامه روند برپایی این قبیل نمایشگاه‌ها در آینده را معطوف به استقبال علاقه مندان دانست.

۵ نظر

  1. میزان می‌گه:

    متاسفانه کتابها و لوازم و وسایل ارائه شده در نمایشگاه بسیار گرانتر از بازار می باشد و حتی با تخفیف ۲۵درصد و ۵۵ درصد نیز گرانی آن جبران نمی شود.
    در ضمن قیمتها و کسر درصد تخفیف به صورت صحیح انجام نمیشود
    برخوردها نیز مناسب نیست
    فرشنده فاکتور ارائه نمیدهد.
    از مسئولین امر درخواست رسیدگی داریم.

  2. عدالت می‌گه:

    جناب آقای دکتر یاراحمدی
    دستور فرمائید موضوع نمایشگاه بررسی شود
    تا بیشتر ازاین کارکنان شرکت کوچیک نشوند

  3. ققنوس می‌گه:

    به نظر من عالی بود…خیلی فکر میکنند قیمت کتاب با چند سال قبل فرق نکرده…ممنون آقای دکتر یار احمدی

  4. منتقد می‌گه:

    با سلام
    من معتقدم موضوعات کتب موجود در نمایشگاه همه جانبه نیست بطور مثال کتب اخلاقی و عرفانی، کتب دانشگاهی، کتب کمک آموزشی، رساله تمام علمای شیعه و … ولی ایده بسیار زیباست همین که مردم با عناوین کتب آشنا شوند خوب است. مگر در سال چند سطر کتاب می خوانیم. به قول دوستی می گفت کمی هم غذای روح آخر چقدر فکر شکمیم!