یکشنبه ۶ام فروردین ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵:۰۳ بعد از ظهر

فکر می کنند معامله خوبی با فرزند دختر رسول خدا داشته اند

کد خبر: 30420
تعداد بازدیدکننده: 68
تاریخ: ۱۸ آبان ۱۳۹۲

Arbaeen2

از منزل قطقطانه بیرون آمده ایم . به سرزمینی می رسیم که در همان ابتدای ورود دلهره ای سراسر وجودم را فرا می گیرد. قاصدکی را در آن نزدیکی می بینم .

–         سلام بر دوست خوبم . نام این سرزمین چیست؟

–         وسلام بر تو که در همراهی با امامت هستی . اینجا غاضریه است.

–         نام دیگری دارد؟

–         نینوا

–         و دیگر؟

–         کربلا…

از آسمان صدایی غریب به گوش می رسد: فریاد یا محمدا ؛ حسین رسید به کربلا . امام این اسم را که می شنوند، می فرمایند : “پیامبر(ص) راست گفت. همانا اینجا زمین کرب و بلا است. دشت اندوه و بلا. پدرم در عبور خود به صفین، که من نیز همراه او بودم، به اینجا گذر کرده و ایستاد و از نام آن پرسید. و چون از نام آن خبر دادند، فرمود: همین جاست محل کاروان آنان و همین جاست جاى ریختن خونشان. پرسیدند: از چه مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویید؟ فرمود: از بلاى سنگینى که براى آل محمد(ص) در اینجا فرود مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید.”

فدای تو و پدر بزرگوارت امیرالمومنین که به سرانجام کار تو در این دشت و جفای امت پیامبر عالم بودند !

اباعبدالله خم می شوند و  مشتى از خاک را بر می دارند و می بویند. فرزند رسول خدا ادامه می دهند : “به خدا سوگند این همان سرزمینى است که جبرئیل به رسول خدا(ص) خبر داد که من در آن کشته مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوم.”

باورم نمی شود که این صحنه عجیب را فراموش کرده باشم. یادم آمد زمانی که حسین بن علی کودک بود. روزی که او بر دامن ام سلمه و جبرئیل نزد پیامبر(ص) بود. حسین گریست، پیامبر(ص) فرمود: فرزندم را بگذار. ام سلمه او را گذاشت و پیامبر(ص) فرزند زهرا(س) را گرفت و بر دامن خود نشاند. جبرئیل پرسید: آیا او را دوست مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارى؟ پیامبر جواب داد : آرى. و جبرئیل گفت: امّت تو او را مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کشند! چنانچه خواسته باشى، خاک زمینى را که در آن کشته مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، به تو بنمایم؟ پیامبر خدا فرمود: آرى. پس جبرئیل بال خود بر دشت کربلا گشود و آن را به او نمایاند.

شصت سال قمری از هجرت رسول خدا گذشته است و وارد دوم محرم  شده ایم . امام(ع) محدوده ای از زمین های کربلا را  از مردم نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریدارى می کنند و آن را به ایشان صدقه می دهند . در ازای آن شرط می کنند تا اهالی ، عاشقانش را به مزارش رهنمون شوند و زائرانش را تا سه روز میهمانى کنند . آنها قبول می کنند، شاید در این فکرند که معامله خوبی با فرزند دختر رسول خدا داشته اند.

محمد حسین فیاض