جمعه ۴ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۳:۰۲:۳۶ بعد از ظهر

مؤلفین بافقی همکار بافق فردا تجلیل شدند

کد خبر: 31484
تعداد بازدیدکننده: 237
تاریخ: ۰۵ آذر ۱۳۹۲

باحضوراعضای هیئت تحریریه؛

نویسندگان بافقی همکار بافق فردا تجلیل شدند

هیئت تحریریه” بافق فردا” به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی در مراسمی از ۲ تن از نویسندگان و مولفین بافقی دارای کتاب که با این رسانه همکاری دارند تجلیل و تقدیر کرد.

سردبیربافق فردا، در این نشست، عنوان کرد: فرهنگ تجلیل و تقدیر از فعالین عرصه فرهنگ شهرستان بوِیژه نویسندگان و مولفین کتاب  بسیار با اهمیت  است.

محمدعلی قاسم زاده، ادامه داد: انجام این مهم باعث تشویق نسل جوان برای توجه بیشتر به زمینه های مختلفی چون تحقیق و پژوهش می شود.

وی افزود: بیان  بخشی از دانستنی ها، آگاه سازی و شفاف سازی در زمینه های مختلف برای مردم و جامعه از طریق نویسندگان چیره دست، خبره و آگاه میسر می شود.

عالیه نقیب الذاکرین نویسنده کتاب های؛ دل شکسته، اسب سفید، شهریاران و شاه و وزیر و سید محمد میرسلیمانی، نویسنده کتاب  مفاخر بافق، از همکاران و نویسندگان بنام شهرستان بافق هستند که با سایت خبری_تحلیلی بافق فردا همکاری دارند.

IMG_7772

IMG_7776

بدلیل عدم سکونت فعلی سیدمحمدمیرسلیمانی بافقی در شهرستان در این نشست ارتباط تلفنی از سوی هیئت تحریریه برقرار و مراتب تقدیر و تجلیل از وی نیز انجام شد.

۳ نظر

  1. ميرسليماني بافقي می‌گه:

    اعضای محترم و فرهیخته سامانه بافق فردا
    سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
    چون ذینفع بوده ام نمی توانم راحت چیزی بنویسم ولی به سهم خود از این حرکت زیبا؛ارزشمند؛فرهنگی؛ودر خورتحسین شمابزرگمردان گستره فرهنگ واطلاع رسانی که در تاریخ اجتماعی بافق سابقه ای از او ندیده ام نهایت سپاس و امتنان را دارم. گاهی بعض رویدادها وحرکتها انسان را شگفت زده می کند و این یکی از آنها بود که نشانگر فرهنگ و شعور والا وبالای فرهنگی و دید شکوهنده اعضاء محترم هیات تحریریه بافق فرداست که در جلسه مزبور حضور داشتند ودستان پر مهرشان را از راه دور مفتخرانه می فشارم، می باشد.در مقابل این عظمت پر شگوه؛ سپاس قابلدارودر خوری ندارم که تقدیم حضورتان نمایم و آنچه نوشته ام درس پس دادن به معلمین واساتید بافقی وادای دین نفس کشیدن در بین مردم نیکو بنیاد بافق بوده وبس. تنها قطعه شعری را با شرمساری فراوان از شما عزیزان به رسم یادگار تقدیم می نمایم:

    خواست شب گریه کند ،مست و خرابش کردم

    دل که بد خواب هوس بود به خوابش کردم

    شب نشست پــــــای غزلهایم وآتش بگرفت

    تا سر سفره فــــــردا که کبابش کردم

    تا به بـالای غمش نغمه تـر از ساز شدم

    لحظه ، تا کـرد خودش را و کتابش کردم

    زندگی رفت کــــــلاهی به سرش در بغلم

    هر چه اخم کرد مرا، خنده حسابش کردم

    تا به پایان ســرابش کشدم نای ِنی اش

    چشم ویــــران زده پابوس سرابش کردم

    زبرِِِِ ِدستان پـــــدر تازه نفس میرقصید

    ماند در خاطره برگی که به قابش کردم

    رفت “باران” شب شعری که نفس تازه کند

    آنقدر سوخت کـــه دیوانه خطابش کردم!

    ۳/۸/۹۲ مشهد

  2. بهرام می‌گه:

    از کسانی که این محفل تشکر را فراهم کردند تشکر میکنیم اما چه بهتر بود این تقدیر از طرف مسولین فرهنگی بافق نیز انجام شود مگر ما چند نمونه از این مفاخر داریم چرا قدرشون را نمیدونیم تا دلخور و گوشه گیر نشوند من هم به سهم خودم به خانم محترمه نقیب الذاکرین و آقای میرسلیمانی خدا قوت میگم

  3. ع.ا.حسین اباد می‌گه:

    خیلی ممنون که منم دعوت کردید.؟!@!@!!!!!