چهارشنبه ۶ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۳:۲۵:۴۲ قبل از ظهر

دمیدن روح خودباوری یا تلقین خودبزرگ بینی؟

کد خبر: 32190
تعداد بازدیدکننده: 78
تاریخ: ۲۲ آذر ۱۳۹۲

PHOTO

هر جامعه ای اهداف و آرمانهایی دارد که حاکمان آن جامعه به کمک صاحبنظران،متفکران و نخبگان مولفه های رسیدن به اهداف را تعیین و حرکت جامعه را به مسیر های مورد نظر سوق می دهند.هرگاه این مولفه ها درست و صحیح تعریف و تبیین شود، رسیدن به اهداف قابل پیش بینی است.آنگاه که مولفه ها بر اثر غفلت حاکمان و نخبگان و آنها که بر قلوب و اذهان مردم اثر گذارند صحیح تبیین نشود، بدیهی است که جامعه نه تنها به آرمانهایش نمی رسد بلکه مسیر طی شده آنها را به سمت اهداف غیر قابل پیش بینی ، مبهم و تاریک هدایت می کند.چرا که تبیین نادرست مولفه ها یعنی رفتن به بیراهه. هر چه نگاه به مسائل سطحی تر، زاویه این بیراهه با شاهراه بیشتر.

در جامعه ما، جامعه ای با آرمانهای متعالی و الهی ، جامعه ای که هدف غایی آن فراتر از اهداف جوامع دیگر است، مسلما یکی از این مولفه ها خودباوری است.جامعه خودباور جامعه ای است که خود را عمیقا مورد ارزیابی قرار داده، نقاط ضعف و قوت خود را دقیقا مطالعه کرده، با یک چشم به خود می نگرد و با چشمی دیگر به آرمانهایش.در این مسیر نه خود را ضعیف می داند و نه بزرگ.متناسب با هدفش اراده می کند تا خود را قوی سازد.

مع الاسف گاهی این مولفه سرنوشت ساز جور دیگری تعریف می شود و آن هنگامی است که خودباوری جای خود را به خودبزرگ بینی می دهد.این خطای بزرگ مسیر را به کلی عوض می کند.

خودباوری استعدادهای خفته را بیدار می کند در حالیکه خودبزرگ بینی نه تنها استعدادهای خفته را بیدار نمی کند بلکه استعدادهای بیدار را با نوازش به خواب فرا می خواند.

خودباوری یعنی رسیدن به هدف شدنی است اما مشروط. خودبزرگ بینی یعنی رسیدن به هدف قطعی است.

جامعه خودباور درک کرده که دنیا، دنیای علت و معلول است.قانون علیت بر جهان حاکم است.سنتهای الهی تغییرناپذیرند.لذا به خوبی می داند که آرمانهای بلند، همت های بلند می طلبد.اما جامعه خودبزرگ بین جامعه ای است که خوش باوری در لایه های مختلف آن رسوخ کرده.آرزوهای بزرگ در سر دارند اما در میدان عمل تن پرورند.فراموش کرده اند که “و ان لیس للانسان الا ما سعی”.

خودباوران روح پرکاری،تلاش و مجاهدت را برای نسلهای بعد به ارث می گذارند.اما آنچه از نسل خوش باوران بر جای می ماند چیزی نیست جز جامعه ای عقب مانده.

آری، تلقین خودبزرگ بینی به معنای پایان دادن به حیات خودباوری و تولد خوش باوری است. این مولود نامبارک، مبدا تغییر جهت جامعه به سمت عقب ماندگی است.

نگاهی کنیم به جامعه خودمان.در هر عرصه ای خودبزرگ بینی حاکم شد، همان عرصه را رکود و ایستایی فرا گرفت.بالعکس هر جا با چشمان واقع بین به خود و جهان نگریسته شد و روح خودباوری دمیده شد، رودخانه استعدادها به حرکت در آمد و پویایی حاکم گردید.تزریق خودبزرگ بینی کار بسیار سهلی است.اما دمیدن روح خودباوری کار ساده ای نیست.تنها کسانی از عهده اش بر می آیند که مجهز به علم و هنر و اهل مجاهدت باشند.

مسئولان، نخبگان، فرهیختگان، معلمان، اصحاب رسانه وهمه آنهایی که برافکار و اذهان تاثیرگذارند، اگر به این مهم توجه نکنند و ناآگاهانه بر طبل خودبزرگ بینی و خودپسندی بکوبند بدیهی است نه تنها خدمتی نکرده بلکه ظلم کرده اند.چرا که با دمیدن روح خودبزرگ بینی حجابی مقابل چشمان جامعه ایجاد می شود که جامعه نمی تواند دریابد که در کجا و چه مسیری واقع شده است و این یعنی حرکت به سوی سرنوشتی تاریک.

علیرضا بلندیان بافقی

۴ نظر

  1. رنجبر بافقي می‌گه:

    مهندس جان
    سلام
    بسیار زیبا و دقیق نگاشته اید

    از همه بافقیهای عزیز دعوت می کنم با نوشتن مطالب زیبا بر تنوع مطالب سایت بیافزایند
    ممنونم

  2. زیباشناس می‌گه:

    زیبا بود نمره شما بیست

  3. جواد می‌گه:

    سلام
    بازهم باظرافت و دقتهمیشگی قلم زده اید به شما تبریک میگویم
    ازخوانندگان عزیز هم میخواهم درنظرات خود مصداق های عینی این خطای اجتماعیرا بیان کنند و این خطاها را به چالش بکشند
    اینکه ما دربافق کجاها را خود بزرگبینی و کجاها خودباوری را حاکم کرده ایم

  4. رضايي می‌گه:

    عالی بود .جناب آقای بلندیان دست شما دردنکنه.اگر هرکس به اندازه توانش برای بهبود فرهنگ شهرمون تلاش کنه مطمئنادردراز مدت اثرات خوب آنرا خواهیم دید.بعضیهااشکالات را میبینند ومیدانند. درجمع دوستان وفامیل هم خوب صحبت میکنند.اما؟؟ایکاش قلم دردست میگرفتند ومینوشتند تاتذکری باشد برای همه.برای من وما
    آنکس که بداند ونداند که بداند بیدارش نمائید که بس خفته نماند
    وخلاصه مطلب اینکه..
    دست در دست هم نهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد