دوشنبه ۱ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۳۹:۴۹ بعد از ظهر

آینده پژوهی؛ عرصه ای که باز هم عقب ماندیم

کد خبر: 33800
تعداد بازدیدکننده: 133
تاریخ: ۲۲ دی ۱۳۹۲

PHOTO

حرکت و سیر مادی و معنوی هر جامعه نشأت گرفته از نوع نگاه آن جامعه به جهان هستی و تحولات آن است.هر چه این نگاه عمیق تر، واقعبینانه تر و علمی تر باشد، دستیابی به مراتب پیشرفت سریعتر محقق خواهد شد و بالعکس هر چه نگاه به مسائل سطحی تر، به همان اندازه از قافله پیشرفت عقب خواهد ماند.

دنیای امروز با تمام پیچیدگی ها و عجائبش، دنیای رقابت است.هر جامعه ای در صدد است اثر بیشتری در معادلات جهانی داشته باشد؛جهان را تا حد ممکن تحت سیطره خود در آورد؛به هر طریقی از دیگران پیشی بگیرد.گاه اراده می کند بر اقصی نقاط زمین و فضا تسلط یابد گاه بر قلب ها و افکار.گاه متوسل به زور می شود، گاه به زر.گاه از بمب و موشک مدد می جویند؛گاه با امواج، دلها را مسخر خود می سازند. در این شرایط از هیچ عنصری غافل نشده اند.به عنصر زمان که می رسند علاوه بر حال، به آینده نظر ویژه ای دارند.همان زمانی که در هاله ای از ابهام است اما این ابهام مانع از اندیشیدن آنها به این زمان نمی شود. چرا که فرصت ها و تهدیدها در بطن اوست.همان فرصت ها و تهدیدهایی که می توانند سرنوشت یک جامعه را دگرگون کنند.

دریافته اند که آینده از آن کسی است که آن را قبلا پیش بینی و رصد کرده باشد.بر این باورند که تغییرات یا عدم تغییرات امروز، واقعیت فردا را رقم می زند. تحولات و فراز و نشیب های گذشته جوامع را با ریزبینی مطالعه و به روابط و الگوهایی دست یافته اند که به مدد آنها می توانند آینده را تصور و شبیه سازی کنند.عجیب آنکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد نیز آنها را ارضاء نمی کند بلکه این پیش بینی ها مقدمه ای است برای اینکه نقشه راهشان را به گونه ای ترسیم کنند که آینده، آنگونه که آنها می خواهند اتفاق بیفتد.

آری، امروز آینده پژوهی برای هر جامعه ای که اراده کرده قله های کمال را اعم از مادی و معنوی فتح کند امری حیاتی است.غفلت از این مهم به معنای هضم شدن در معادلات کسانی است که به آن همت گمارده اند.به قدری این عرصه مهم است که بعضی از جوامع وزارتخانه مستقلی به این امر اختصاص داده اند تا حرکت و مسیر تمام بخشهای جامعه شان را همسو کند و به سمت آینده ای واحد و مطلوب سوق دهد.

حال نگاهی کنیم به جامعه خودمان.چقدر این مقوله در لایه های مختلف تصمیم گیری جامعه اهمیت داده شده؟اصلا یک درجه پایین تر بیاییم.چقدر آینده نگری در تصمیم گیری ها لحاظ می شود؟مدیران و مسئولان در حوزه فعالیت خود چقدر توانایی تخمین آینده را دارند؟تخمین که هیچ ،چقدر دغدغه آینده را دارند؟

آنچه به شکل پدیده غالب در جامعه امروز ما در آمده ، حال نگری است نه آینده نگری.یعنی غرق شدن در زمان حال و غفلت از آینده.ثمره حال نگری پدید آمدن معضلات در طول زمان است.چرا که طبیعت معضلات به گونه ایست که بر اثر غفلت به طور نامحسوس تدریجا شکل می گیرد.مع الاسف درمان این معضلات نیز دفعتا امکان پذیر نیست و زمان می برد.مهمتر اینکه مشغولیت به حل این معضلات خود سبب بروز معضلات دیگر در حوزه ای دیگر می شود.چرا که تمرکز بر حوزه ای به معنای کم توجهی در حوزه های دیگر است.به عبارتی این دور و تسلسل مدام برقرار است.

براستی چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید.مشغولیت به امور حال نباید سبب غفلت از آینده شود.فراتر از زمان اندیشیدن نه یک توصیه بلکه یک ضرورت در مدیریتهاست.ضرورتی که اهتمام به آن به معنای عدم انعقاد نطفه معضلات آینده است و بی توجهی به آن به معنای رفتن در کمین بحران ها.

علیرضا بلندیان بافقی

۴ نظر

  1. salim می‌گه:

    سلام
    خیلی فنی و دقیق است
    بعید میدانم کسی از خوانندگان این سایت بفهمد شما چه گفته اید!!!
    فراتر از درک همه است

  2. بزرگ مهر می‌گه:

    سلام بزرگوار
    خیلی خوب نوشتی اما اگر بتونی ساده تر بنویسی عالیه
    ادامه بده
    ازت ممنونم

  3. عليرضا بلنديان می‌گه:

    با سلام و تشکر از جناب salim و جناب بزرگ مهر
    راجع به تذکر جناب بزرگ مهر عرض می کنم که هر چند از وی‍‍ژگیهای یک مقاله یا یک مطلب خوب در هر رسانه ای گویایی و روانی همراه با زیباییهای ادبی است اما در بعضی موارد بسته به نوع موضوع،نویسنده مطلب هر چند تلاش می کند تا با واژه هایی مترادف و ساده مطلب را بنویسد اما بیم آن دارد که آن واژه ها نتوانند حق مطلب را ادا کنند.
    مجددا از شما تشکر می کنم که این موضوع را به بنده یادآوری کردید.

  4. سید امین رضوی می‌گه:

    از علیرضا بلندیان، نویسنده این متن که بسیار خوب و بهنگام در این زمینه مغفول مانده قلم زده، خصوصن در این عصری که مهمترین ویژگی اش سرعت تحولات و ارتباطات در این به قول “مک لوهان” دهکده جهانی است، تشکر می کنم. دکتر شریعتی در کتاب کوچک اما بسیار مهم “نگاهی به تاریخ فردا” نیز بر این مهم صحه مینهد و می نویسد: “تاریخ از آن کسانی است که زمان آینده حال خود را دریابند” . اکنون که نویسنده، به درستی اهمیت این بحث را بیان کرده است ، باید برخی از چالشهای موجود را نیز بیان و بررسی کرد تا دوستان دیگر همفکری کنند و بالتبع کم کم به چاره اندیشی بیانجامد:
    اولین مشکل را می توان در محدودیت های مالی دید که برای هر پژوهشی بروز می کند.
    دومین چالش موجود، خصوصن در کشورهای درحال توسعه ای نظیر ایران (بهتر است بگوییم در حال گذار به توسعه) شرایط نامناسب سیاسی و اجتماعی است که به دلیل نحوه و میزان تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی غیرنظام مند و غیر هدفمند دراین کشورها همراه با ناپایداری در سیاستگذاری به منصه ظهور می رسد.
    مشکل سوم، فقدان چهارچوب منسجم سازمانی بعلت عدم هماهنگی و همکاری بین کارکنان یک سازمان،و هم چنین ناتوانی ناشی از ناآگاهی و قصور مدیران ارشد سازمانی در سازماندهی و مدیریت، که لطمه بزرگی به تخصیص منابع فکری و مالی به بحث مورد نظر وارد می کند.
    و چالش چهارم را نیز به نظر بنده می توان در نبود پایه های علمی مناسب در این زمینه به دلیل عدم همفکری و فقدان روحیه نقدپذیری و تحمل دیدگاه مخالف و از طرفی انحصار اطلاعات در سازمان، ارگان و یا افراد خاص و عدم دسترسی اندیشمندان این رشته، به آنها جستجو کرد.
    این چهار مورد به نظر بنده رسید تا دوستان دیگر نیز بیاندیشند. باز هم لازم به ذکر است که بحث آینده پژوهی یکی از برجسته ترین و مهمترین مباحث علوم اجتماعی در دنیای ارتیاطات و سرعت امروزی است که نویسنده خوش فکر و تیزبین این نوشته، بدان اشاره کرده است. بهروز باشید