شنبه ۲ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۰۶:۱۴ بعد از ظهر

نقدی بر یادداشت «افق کویر ۱۵ ساله شد»

کد خبر: 34000
تعداد بازدیدکننده: 108
تاریخ: ۲۶ دی ۱۳۹۲

با عرض تبریک به این هفته نامه… و گله از دوستان و همکاران رسانه ای که ما رو خبر نمی کنند … نون قرض دادن رسانه های بافقی به هم اگر چه خوبه ولی نقد کردن آنهم سازنده بهتر است… به نظر بنده نشریه افق، دارای معایب بسیاری از لحاظ نوشتاری و صفحه آرایی است که خوبه مسئول محترم این نشریه، به آن بیشتر رسیدگی کند. فرستادن کارکنان این نشریه به کلاسهای خبرنگاری و آشنایی با قوانین صفحه آرایی روزنامه خیلی کار سخت و هزینه بری نیست. برخی از نوشته های این نشریه، از لحاظ آیین های نگارشی دچار مشکلات بسیاری است که باعث پایین آمدن سطح نشریه می شود. از انجاییکه در بافق دو نشریه امین و افق بیشتر نیستند و از آنجا که نشریه امین دارای سطح بسیار پایینی از لحاظ نوشتاری و صفحه آرایی و قوانین موجود در این علم آکادمیک است، بنابراین مسئله ای که باعث رقابت در این دو نشریه شود، وجودندارد. دیگر نشریه ای که توسط مرکز اطلاع رسانی شرکت سنگ آهن به چاپ می رسد یعنی آهن، را می توان در کنار مشکلات عدیده ای که دارد حداقل از لحاظ این دو موضوع نوشتاری و قوانین صفحه ارایی، برتر دانست اما در مواردی مانند دیر شدن اخبار، محدودیت های خبری و رسانه ای که این بولتن داخلی دارد و مشکلات دیگر که مجال گفتن آن نیست، بعث می شود رقابتی بین این نشریه داخلی و دو نشریه شهر ایجاد نشود. اگر سیستم نشریه آهن می توانست در مسایل شهر وارد شود و مانند دو نشریه فوق چاپ شود، می توانست بیشتر این سطح رقابت را ایجاد کند تا باعث بهبود در نشریات دیگر شود. به نظر بنده آنچه که به نشریه افق و امین، بیشتر از همه موارد لطمه میزند، پایین فرض کردن سطح شعور مخاطبان است… البته از پایین بودن سطح آگاهی علمی کارکنان و نویسندگان نیز اطلاعی در دست نیست اگر از نوشته به سطح علمی نویسنده برسیم، خیلی سطح علمی بالایی را برای خبرنگاران و نویسندگان رسانه ای این نشریات، نمی توان قایل شد.. به عنوان مثال یادم می آید در تیتر یک نشریه افق چند هفته پیش مطلبی چاپ شد از عباس ابراهیمی خوسفی بنام “کاش بافق سنگ آهن نداشت” همین نوشته و چاپ شدن آن در تیتر یک یک نشریه می تواند دلیلی بر پایین بودن سطح علمی و آکاهی نویسنده و دست اندرکاران نشریه، از نوشته رسانه ای، آیین نگارش، مفهوم نوشته، قوانین روزنامه نگاری و … دانست که به همین دلیل، بنده علت این همه نون قرض دادن و تعریف و تمجید از هم را نمی فهمم. آقای قاسمزاده که به شهادت خودش، در حال گذراندن فوق لیسانس  علوم ارتباطات اجتماعی است، (گرچه ترم اول است) باید بیشتر به این مسئله بپردازد که باید کاری کرد سطح علمی نشریات ، سایتها و رسانه های بافق، بالا رود. با تعریف از هم هیچگاه ارتقایی صورت نمیگیرد. نشریات بافق که سراسر آکنده از مشکلات رسانه ای و نوشتاری و روزنامه نگاری است را نمی توان نشریه ای مفید دانست. می توان در جلساتی با حضور نویسندگان قدر رسانه ای بافق، به مشکلات و عیوب نشریات و رسانه های بافق پرداخت تا در جهت بهبود آنها گام برداریم…. بنده به نشریه افق از بیست نمره یک نشریه محلی، در این ۱۵ سال، عدد ۴ را در نظر میگیرم… شاید بتوان با این نوع نوشته ها تلنگری به رسانه های بافق زد… گو اینکه دوستی چون آقای تشکری و یا آقای عباسی، گلایه مند باشند. اما نقد همواره مفید است. رقابت همواره مفید است. بافق نیازمند رسانه هایی است که بتوان آنرا در خارج از شهرمان نیز بیرون آورد. موفق باشید

سید امین رضوی

۴۵ نظر

  1. خدام افتخاری می‌گه:

    با سلام .وبلاگی در سایت شما مشاهده شده است که متعلق به امامزاده عبدالله (ع) بافق است . در شان و منزلت آستان مقدس نیست که وبلاگی داشته باشد که آخرین به روزرسانی آن به سال ۹۱ باشد در حالی که خود آستان وب سایت رسمی دارد. لطف کنید لینک این وبلاگ را از سایت خود حذف و در صورت صلاحدید آدرس سایت استان را قرار دهید .
    http://www.zahir.ir

  2. علی رضا می‌گه:

    با سلام/ممنون از نقدشما/به عنوان یک بی طرف، نقدی بر نقدتان می نویسم و یادآوری می کنم؛ گرچه مسایل مادی در جایگاه نخست نیست، اما بطور حتم تاثیرگذار است و اگر یک رسانه یا خبرنگار نتواند حداقل های درآمد برای تامین هزینه ها را داشته باشد، ناچار به کاهش هزینه ها از جمله در گام نخست، کاهش نیرو، آموزش و پژوهش می شود و این بطور قطع کاهش کیفیت را به دنبال دارد./البته مقایسه نشریات داخلی با پشتوانه و توان مالی خوب با نشریه هایی که با نسخه فروشی و جذب چند آگهی خصوصی و دولتی غیر مستمر کار می کنند ملاک درست و مناسبی نیست.

  3. محمد می‌گه:

    شما که خودرا برتر از همه می دانید چرا کلمه باعث بعث نوشته شده است؟
    به عنوان یک رسانه موفق چرا یک بار از ما کارگران گزارشی تهیه نکردید؟ چرا درد ما را به گوش مسئولین نرساندید؟ دست قطع شده، شعبانزاده ها، جعفری ها را چرا یاد نکردید؟ خواننده نشریات و سایت ها هستم. افق کویر در کنار معایب خصوصیت های ارزنده و قابل تقدیر هم دارد. دلتان از کجا داغ است؟

  4. تقی زاده می‌گه:

    آقای سید امین رضوی
    متاسفانه نشریه آهن که شما گرداننده آن هستید با این که سرتان به آخور شرکت بند است اما آن چنان خبری از صفحه آرایی اش نیست. اینقدر از خود راضی نباشیدل

  5. بهابادی می‌گه:

    جنا ب رضوی من به سطح علمی نویسندگان افق و امین کاری ندارم ولی به قول بی بی پیرزال من که می گفت اگر در خم نونی بسته میشد اون موقع مشخص میشد یک من آرد چند من پتیل می شه خدا به چاله ی چغارت برکت بده

  6. سید امین رضوی می‌گه:

    بنده این نوشته رو بعنوان یه نظر زیر نوشته اقای قاسمزاده نوشتم نه یک نقد درست و درمون. به دوست عزیزمون هم بگم تنها چیزی رو که نمیشه با مادیات درست کرد هنره. اونم نوشتن. شما روزنامه هایی مثل شرق و اعتماد رو ببین با روزنامه اصولگرایان که پول از سروکولشون بالا میره مقایسه کن. منظورم هنر روزنامه و نوشتنه نه ارزش نوشته هاشون خصوصن سیاسی و ازاین حرفا. نظر بنده سطح علمی و کاری اکادمیکشونه. رسالت و کیهان و ۹ دی و. .. بذارید پیش شرق و اعتماد و ارمان… مسشه این سه مورد اخری رو در دانشگاههای روزنامه نگاری درس داد. پول نمیتونه کاری بکنه همونطور که بی پولی دلیلی بر پایین بودن سطح یه کار هنری فنی نیس. موفق باشید

  7. رضایی می‌گه:

    ضمن تشکر از آقای رضوی نکاتی را بیان نمودید که قابل بررسی وتفکر هستند.البته نقدتان کمی بوی قشون وقشون کشی ویا کوبیدن وتخریب داشت .اگر بیطرفانه قضاوت میکردید مطمئنا تاثیرگذارتر بودوبیشتر بدل می نشست

  8. فاطی زاده می‌گه:

    وقتی رسانه ای همگانی شد متعلق به همه است و همه باید در بهبود آن کمک کنند.درسته که آقای تشکری خودش فوق لیسانس ادبیات داره …

  9. سید امین رضوی می‌گه:

    با سلام به خوانندگان عزیز… بنده این متن رو در نظرات زیر نوشته آقای قاسمزاده نوشتم. هدفم نوشتن نقدی بر این نوشته نبود. بهتر بود سایت بافق فردا آن را در زیر همان نوشته به عنوان نظری که به سرعت نوشته شده و دقتی در نگارش آن نشده است، می اورد. گرچه با اصل این نوشته موافقم. اما از دوستان تقاضا دارم به قول دکتر شریعتی در کویر:قبل از انکه بیندیشی که چه بگویی، بیاندیش که چه می گویم… اول نوشته را به دقت بخوانند و نظرنویسنده را دریابند و هدف را بعد نظر بدهند. جناب ابراهیمی خوسفی به بنده اس ام اس داده که سیخ خرما ریشه خرما را در میآورد/ یعنی بنده که خوسفی هستم چرا گفته ام نوشته ایشان تیتر یک افق بوده و نبایستی باشد؟ این همان معنی نون قرض دادن است. چون با هم رفیقیم و سفره ای هم پهن است و ادارات و شرکتها و … هوای رسانه ها را هم دارند آرام بیاییم و برویم و نگوییم که چه نقدی داریم و در بهتر شدن اوضاع نکوشیم. بافق فردا و بافق نیوز و افق و امین، و البته آهن، همه به نحوی می نویسند و می آیند و می روند که مبادا گربه ای شاخی بزند؟؟؟ دست برداریم . اینکه بنده انتقاد کردم خدای ناکرده اهانتی به نویسنده ای و یا شخصی نشده است. گفتم نوشته ایشان همانند بسیاری از نوشته های دیگر، از دید یک نوشته رسانه ای و یا از دیدگاه قوانین روزنامه نگاری و یا نشریه افق و یا امین و یا رسانه های دیگر، این مشکلات را دارد. این منافاتی با رفاقت ما و همشهری بودنمان ندارد. تنها بافق نیوز را می توان در نوشتن، رعایت قوانین، بهتر از همه رسانه های بافق دانست و نمره قبولی بیشتری می گیرد. اینکه دوست ما آقای علیرضا در نظر قبلی هم گفتند را بنده درست نمی دانم. پول نمی تواند در حیطه هنر آنهم نویسندگی حرفی داشته باشد. همانگونه که منابع مالی نمی تواند کسی را نویسنده کند و یا روزنامه نگار، فقر مالی هم نمی تواند بهانه ای باشد برای انتشار یک نشریه در سطح پایین مطبوعاتی. یک کم روراست باشیم. می توان هر نشریه افق یا امین و یا سایتی را و نوشته ای را ساعتها نقد کرد و ارتقا بخشید. از زمانیکه این اینترنت امده است همه نویسنده شده اند به گونه ایکه نویسنده ها کمتر می نویسند. باید دانست نوشتن برای یک رسانه فن ، علم و آگاهی می خواهد که ادبیات دانستن تنها لازمه آن نیست. بهتر باشیم چرا که می توانیم.

  10. انصاف می‌گه:

    سلام خدمت آقای رضوی // واقعا درست گفتید نشریات ما متاسفانه بیشتر مطالبشان کپی است و هیچ قواعد نگارشی هم رو رعایت نمی کنند..و فکر می کنند مردم نمی فهمن

    حرف حق تلخه

    جالبتر اینکه این آقا محمد هم به چی گیر داده به یک غلط املایی که ناخوداگاه بعث نوشته شده …واقعا ببین چه آدامایی پیدا می شن

  11. کارگران می‌گه:

    با سلام و احترام به همه دوستان و نویسندگان
    مطلبی که آقای رضوی نوشته اند در شان مردم فهیم بافق نیست چرا باید همدیگر را تخریب کنیم و عنوانی که شما می فرمایید پایین بودن شعور مخاطبان خیلی نابجا است. بنده خودم از ده سال پیش تمام روزنامه را خوانده و ارشیو آن را دارم. به عنوان یک بافقی به خود می بالم که افق و امین در سطح شهر جایگاهی را پیدا کرده و هر روز شاهد پیششرفت آن هستم.

  12. زمانی می‌گه:

    وقتی می توان برای شهر کاری کرد چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی ، همه خوب است هفته نامه محلی بافق با هزینه شخصی خودشان به این جا رسیده و دو نشریه باعث پرورش نویسندگانی شده که الان در شهرمان برای خودشان مستقل اند. آقای رضوی شما از نظر مادی می توانید نشریه آهن را چاپ کنید و نباید تلاش شبانه روزی دوستان اهلم قلم را اینگونه تخریب کنید ما همه شهروند بافق باید با اتحاد یکدیگر را حمایت کنیم جا داشت مسئولین سنگ آهن این دو هفته نامه را نیز حمایت کند و برای شما که حرف از برتری نسبت به دیگران می زنید به نظر من این نوشتن مطلب شما زشت است و بهتر است کار نشریه اهن را کنار بگذارید اقای عباسی و اقای تشکری تمام همت و تلاششان در جهت اطلاع رسانی به مردم است به هر حال ضعف هایی هست ولی باید نیمه پرلیوان را دید و به انها کمک کرد.

  13. تفکری می‌گه:

    رسانه متعلق به همه مردم است وقتی نشریه ای در بافق چاپ می شود و می تواند ۱۵ ساله شود این همت صاحبان است که آن را زنده نگه داشتند بنده به عنوان مخاطب همیشه این نشریه را دوست داشته و از مطالب ان به خصوص مطلب اقای ابراهیمی، قاسم زاده به خصوص صدای افق استفاده می کنم. این نقد اقای رضوی زیبا نیست می توان به گونه ای زیباتر افق و امین را نقد کرد نه درست در تولد آن.

  14. دانشی کهن می‌گه:

    خراب بشه این خوسف که به همشهری خودش هم امین رضوی رحم نکرد و جملات کینه توزانه ای نوشته

  15. دوست می‌گه:

    ببخشید جناب آقای محترم رضوی . شما که اینقدر داعیه ی ادب دارین و فلان و فلان خیلی از شما زشته که در مورد چیزی که به نظرم اصلا نمی دانید اینگونه رُک بیان می کنید . اتفاقا مقاله ی آقای ابراهیمی بسیار عالی بود و فکر کنم مشکل از شما باشد نه سطح کم سواد نویسندگان

  16. رضا می‌گه:

    آقای رضوی بهتر بود به جای توهین به نویسندگان کمی تامل کرده ومشکللات بافق را به گونه ای بیان می کردید که بر اسای واقعیت باشه و براستی اگه سنگ آهن نبود و خمره نون دونی برای شما ونشریه تان نبود هرگز چنین جسارتی نداشتین

  17. منتقد می‌گه:

    آقای دانشی کهن خراب بشه هرجایی ک جنابعالی زندگی میکنید هر خونه ای جای خوب داره جای بد هم داره اگرم دو همشهری به هم حرفی میزنن جنابعالی از آب گل آلود ماهی نگیرید آقای رضوی اگه رعایت ادب کنند هرگز مورد انتقاد کسی قرار نمیگیره

  18. حيران می‌گه:

    با سلام
    ۱- اینکه پیشنهاد کرده اید رسانه های بافق با حضور نویسندگان و صاحب نظران این حرفه جلساتی داشته باشند و معایب را رفع کنند، خوب است.
    ۲-بنده هم نظرم این است که هر مطلبی را رسانه ها(اعم از نشریات و سایتها)نباید درج کنند.مطالبی که دارای ارزش خبری است و یا مقاله ای که مفید است و نویسنده روی موضوع آن وقت گذاشته و زحمت کشیده باید درج شود.گاها دیده شده مطالب هیچ باری از نظر علمی،فنی و … ندارند.
    ۳-خوب است لحن نوشتن و نقدها همراه با دلسوزی باشد و به گونه ای نباشد که خود را برتر از دیگران بدانیم.حرفه روزنامه نگاری و سایتهای خبری دارای ابعاد و مهارتهای زیادی است که فکر نکنم کسی بتواند ادعا کند که در همه زمینه های این حرفه مسلط است.ضعف و قوت در همه رسانه های کشور مشهود است.مختص رسانه های شهر ما نیست.یادمان نرود که ما در بافق زندگی می کنیم.شهری که مستعدان زیادی دارد ولی به دلایل متعدد این استعدادها به فعلیت نرسیده.لذا بنده اعتقادم این است که اول نیاتمان را خالص کنیم.دوم ضعفهایمان را دلسوزانه یادآوری کنیم.سوم همدیگر را تقویت کنیم نه تخریب.

  19. سید امین رضوی می‌گه:

    برای دوستان نظر دهنده متاسفم که هنوز فکر می کنند کینه توزانه نوشته شده و یا تحریبی در کار بوده… و یا از همه مبتذل تر خم نون دونی سنگ آهن باعث بالابودن ما و پایین بودن دیگران است!!!! کاش نویسندگان صاحبنظر بر نوشته و نظر بنده نیز رقمی می زدند و حاشیه ای/ که اگر یک نویسنده، آنچه را که بنده نقد کردم، نپذیرفت و اشکالات نشریات و رسانه های بافق را قبول نکرد و انصاف نداد، فقط و فقط یک نویسنده دست به قلم رسانه ای بتواند نوشته ای را که مثال زدم و مشکلات نشریات بافق را بعنوان مثال رنگهای نشریه امین و ستونها، تیترها، میان تیترها، عکسهای اندازه بند انگشت افق را، صدای افق را که دیده ام مثلن نوشته: “چرا شرکت …. به کارگران خود که در قسمت …. کار می کنند اضافه کاری نمی دهد؟” فقط یک نویسنده، نظیر آقای پورفلاح، قاسمزاده، و یا هر دوستی در این سایت و یا هر جای دیگر نظر بنده را رد کند، به دیده منت که می پذیرم. به دوستان عزیز هم خاطرنشان کنم که بنده از روی حسد و یا کینه و غرض یا پولداری سنگ آهن نظر ندادم، بنده در رشته روزنامه نگاری ، فوق لیسانس گرفته ام و سالها به عنوان خبرنگار و نویسنده برای روزنامه جمهوری اسلامی و آفتاب یزد کار کرده و سه سال بعنوان مدیر مسئول نشریه آفتاب یزد (نماینده روزنامه آفتاب در یزد) کار کرده ام. مجبور شدم که اینها را بنویسم. چونکه دوستان حداقل بدانند آنچه میگویم از سر دلسوزی است و البته تا حدودی تجربه و آگاهی. پاینده باشید

  20. امیر حسین می‌گه:

    سلام فکر کنم اگر آقای رضوی کمی فارسی را پاس بدارند و با آوردن کلمه آکادمیک خود رانخواهند برتر بدانند بهتر باشد. لطفاً غلط های املایی خود را در نظر بگیرید بعد به دیگران خرده بگیرید. میشه را نوشتید مسشه، نه به آکادمیک نه به خصوصن نوشتن شما. خیلی مودبانه تر می توانستید انتقاد کنید این نوشته تخریب است. اقای قاسمزاده و ابراهیمی خوسفی یکی از مردان شجاع بافق هستند مطالب شما ارزنده است بکوشید تا بافقی آباد داشته باشیم . نشریات کمبودهایی داردنه به قدری که آنان را تخریب کنیم.شما جای گرم و نرمی دارید. خودم ساکن مسکن مهر هستم کجا بودید ببینید چقدر این نشریات برای راه افتادن دوباره مسکن مهر کوشیدند.شما چرا یک دفعه از یک کارگر کم درآمد مصاحبه نکردید؟ شما خود را در جایگاه بالاتر می دانید پس چرا به درد دل نیروهای استخراج گوش ندادیدمگر کار شما انعکاس حرف های مردم نیست.افق کویر امین بافق زنده باشید و پایدار.

  21. میلادی می‌گه:

    در فرمایشات سید امین رضوی اشاره به این شده که – شما روزنامه هایی مثل شرق و اعتماد رو ببین با روزنامه اصولگرایان که پول از سروکولشون بالا میره مقایسه کن. منظورم هنر روزنامه و نوشتنه نه ارزش نوشته هاشون خصوصن سیاسی و ازاین حرفا. نظر بنده سطح علمی و کاری اکادمیکشونه. رسالت و کیهان و ۹ دی و. .. بذارید پیش شرق و اعتماد و ارمان… –
    متاسفانه باید به اطلاع نویسنده برسانم که همان روزنامه های شرق و اعتماد و آرمان مثل نشریه آهن که از بودجه میلیارد میلیارد میلیارد تومانی شرکت شریف سنگ آهن استفاده می کند، مانند بودجه باشگاه آهن در خصوص تیم فوتبال که بیش از ده میلیارد تومان خرج شد و آخر هم نام و نشانی از آن باقی نماند و کسی هم نگفت: فلانی خرت به چند! ان هم وصل به گروهها و بنگاههای اقتصادی هستند که هر کدامشان کیهان و جمهوری اسلامی و ….را در جیب مبارکشان می گذارنند.به عنوان مثال سردبیر فراری آفتاب یزد کسی نبود جزء رئیس دفتر کروبی و شرق که خودش وصل یک بنیاد خاصی است که از انجا ارتزاق می کند.
    بدک نیست که نویسنده سطح علم و اگاهی خود را ارتقاء بدهد و توجه به قیمت روزنامه ها هم بشود رورنامه شرق ۱۰۰۰ تومان ولی کیهان ۲۰۰ تومان . این کجا و آن کجا!!!!!

  22. موسوی می‌گه:

    من در تعجبم که آقای رضوی درباره نشریات و سایت ها اظهار نظر می کنند از ایشان چند نوشته تاکنون منتشر شده است. آیا تا به حال مطلبی از ایشان دیده ایم. بهتر هست کمی واقع بین باشید.

  23. جواد می‌گه:

    جناب آقای تقی زاده (کامنت شماره ۴)
    بنده بدون طرفداری از آقای رضوی عرض کنم شما که حود را اهل فرهنگ میدانید زشته با چنین ادبیاتی با آقای رضوی برخورد کنید تا جایی که ما میدانیم آخور ظرف غذای چهار پایانی مثل گاو والاغ وگوسفنده نه که آدمی زاد لطفا اصلاح فرمایید

  24. خواجه ای بافقی می‌گه:

    جناب آقای عباس ابراهیمی خوسفی خوب جواب زحماتت را گرفتی آنهم از دست یک همشهری ات ظاهرا آقای رضوی هم خوسفی هستند در هر صورت آقای ابراهیمی دست مریزاد و درود بر شرف و شهامت شما وآقای قاسم زاده/ دکتر ارجمند /پور فلاح و همه ی بچه های بافق فردا /افق کویر / امین بافق /بافق نیوز

  25. محمد می‌گه:

    از آقای تشکری می خواهیم که جشن تولد بعدی از آقای رضوی دعوت کند . به نظر می رسد اگر ایشان دعوت شده بود انگیزه ای برای انتقاد نداشت .

  26. رضایی می‌گه:

    بعضی ها مثل این آقا کور خود هستند و بینای مردم .

  27. مسعود می‌گه:

    آقای رضوی توشته اند: سالها به عنوان خبرنگار و نویسنده برای روزنامه جمهوری اسلامی و آفتاب یزد کار کرده و سه سال بعنوان مدیر مسئول نشریه آفتاب یزد (نماینده روزنامه آفتاب در یزد) کار کرده ام.
    من خودم از خوانندگان آفتاب یزد هستم؛ هیچگاه اسمی از ایشان ندیدم. آفتاب یزد فقط در بخش اگهی و نیازمندیها در یزد خوب کارکرده و اخیرا هم بازار کاغذی راه انداخته. احتمالا ایشان مسئول صفحات نیازمندیها بوده اند. نه نماینده روزنامه!!!!!!
    آقا یا خانم موسوی خوب گفته اند : من در تعجبم که آقای رضوی درباره نشریات و سایت ها اظهار نظر می کنند از ایشان چند نوشته تاکنون منتشر شده است. آیا تا به حال مطلبی از ایشان دیده ایم.
    پس نمیشه بیرون گود ایستاد و گفت لنگش کن. خودت با جیب خودت بیا تو میدون اگر این همه ادعا داری. امثال بافق فردا و بافق نیوز و امین و افق به کجا بند هستند. پول ندارند هزینه ها را بدهند. با کمترین ادعا دارند کار بزرگی انجام می دهند. انصاف داشته باشین. قربان جدت سید!

  28. سید امین رضوی می‌گه:

    هیچکس نقدی منصف بر نوشته بنده ننوشت. همه بجای آنکه به گفته بیاندیشند، به گوینده اندیشیده اند. کسی رسالت خبری افق و امین و دیگر نشریات و تاثیر آنها را در بهبود شرایط شهر، نظیر مسکن مهر، رد نکرد. کسی زحمت عباس ابراهیمی و دیگر نویسندگان را رد نکرد. نقد بنده بر مشکلات نوشتاری رسانه ای ، صفحه آرایی اعم از رنگ بندی، اندازه تیترها، متن و عکس و اولویت خبر در صفحه، قوانین روزنامه نگاری اعم از قوانین تیترنویسی، اجزای تیتر، روتیتر و زیرتیتر، عکسهای خبری و گزارشی، نوع مصاحبه ها از شروع و اتمام آنها، چینش موضوعی، خبرنویسی اعم از درستی، روشنی و جامعیت خبر، لید های خبری، درست نویسی و ترکیب واژه ها و رعایت آیین نگارش، ویژگی های قانونی یک گزارش، گرافیک خبری و … در این نشریات بود که هیچکس بر این اساس نظری نداده و بیشتر به اتهام و توهین می پردازند. نمیدانم در کجای نوشته بنده، برتر بودن نویسنده تداعی می شود. بنده در نقد خودم، گفتم که “نشریه آهن با مشکلات عدیده اش”… گفتم که روزنامه های شرق و اعتماد و آرمان را می توان در دانشگاه های روزنامه نگاری تدریس کرد همانگونه که تدریس می کنند و خوانده ایم. منظور من این بود که پول شاید بتواند در نوع کاغذ، رنگ و توزیع نقشی داشته باشد اما بطور قطع در آنچه که در مورد قوانین روزنامه نگاری و نوشتاری رسانه ای، می توان گنجاند نقشی ندارد. کاری به ارزش خوب و یا بد نوشته ها در این روزنامه ها را ندارم. بلکه منظورم فاکتورهای مهمی است که در یک رسانه باید رعایت شود. فکر نمی کنم در نقدی که نوشته شده، تخریبی صورت گرفته باشد. اینکه گفته می شود این نشریه این مشکلات نوشتاری را دارد در بحثهای مربوط به روزنامه نگاران کاملن حرفی عادی است. شاید هنوز خوانندگان سایتها و رسانه های بافق، به این نوع سخن عادت ندارند. بنده ننوشتم که نویسندگان این رسانه ها مثل آقایان قاسمزاده و ابراهیمی آدم بی سواد و منفعلی هستند، مثلن نوشتم سطح نوشته چاپ شده آقای ابراهیمی در تیتر یک افق، ازلحاظ یک نوشته رسانه ای در سطح مطلوبی نیست و بر اساس قوانین رایج، دلیلی بر بودن در تیتر یک نشریه را ندارد. همین. شاید بسیاری از دوستان با نظرات بنده موافقند اما تا کنون مجالی برای گفتن نبوده به دلایلی نظیر همین سوءتفاهم ها. اینکه گفته شود نشریه امین که با کلی تلاش چاپ می شود، باید بهتر از این باشد و یا افق، حرف بسیار خوبی است. نمیدانم چرا ناراحت می شوند دوستان. از این پس، کاش دوستان رسانه ای بجای تعریف از هم، هرشماره ای از نشریات افق، امین و یا آهن که چاپ می شود را نقد می کردند و با آنچه که برشمردم از یک روزنامه حرفه ای، مقایسه و نقد می کردند. اگر سایت بافق فردا مجاز بداند، این کار نیک و رو به جلو را از اولین شماره افق، و یا آهن و یا امینی که چاپ می شود، بنده شروع خواهم کرد تا دوستان بدانند که این نقدها در یک نشریه تا چه حد می تواند، مفید باشد. پاینده باشید

  29. تفکری می‌گه:

    سلام:کامنت شماره ۱۹اقای رضوی فرموده انداگریک نویسنده ماننداقای پورفلاح یا اقای قاسمزاده نظر مرا ردمیکردند به دیده منت انرا قبول میکردم.خب بزرگوارنظرت را به همین دونفر میگفتی دیگه چرا جوسازی میکنی؟از چی دلت پره؟

  30. فرهنگی می‌گه:

    سلام

    ازینکه آقای رضوی نقد کردید ممنونم که جسارت خرج داید ولی اگر شما اینقدر از وضعیت حال رسانه های بافق نا راضی هستید شما هم دست بکار شوید

    یادمان باشد تا ۱۵ ؛ ۱۶ سال پیش اصلا بافق رسانه ای نداشت و نباید توقع داشت افق کویر مثل روزنامه کیهان باشه و بافق فردا مثل خبرگزاری مهر

    با این بی امکاناتی و سنگ اندازی ها و کم بودن خبرنگاران و نویسندگان در بافق همین هم عالیه

    اگه هم شما میگی اصلا امین بافق و افق کویر و بافق فردا خوب نیستند شما هم دست بکار شو و مطلب بنویس نه تخریب رفیق

    ممنون از آقای عباس ابراهیمی و قاسم زاده
    دربابت ای کاش بافق چغارت را نداشت حقا درست است میدانید چرا؟؟؟؟

    وقتی با هرکدوم از دانش آموزان بافقی صحبت مبکنم و علت درس نخواندن اونا رو جویا میشم جواب مبدن مگه ما دیوانه شدیم که درس بخونیم…!!!!!!

    همین دانشگاه آزاد بافق میخونیم و بعد سربازی بعدش هم جای بابام میرم معدن سرکار و دوملیون حقوق میگیرم

    یا پارتی داریم تو معدن یا جای بابامون میریم سرکار

    و هزار دلیل دیگه ….

    یک معلم

  31. فلاح بافقی می‌گه:

    ضمن تشکر از همه ی کسانی که ساده و غیر حرفه ای هم که شده چراغ هفته نامه ها و سایت ها را روشن نگهداشتن می خواستم از رضوی سوال کنم شما که فوفق لیسانس روزنامه نگاری خواندید اساتید شما نگفتن برای حفظ حرمت مردم و اشخاص نباید در نوشته ها مستقیما نام آنها ذکر گردد؟ آقای رضوی می دانید حق شکایت برای آقای ابراهیمی خوسفی محفوظ هست ؟ کاش کمی از برج خود بزرگ بینی پایین می آمدید

  32. علیرضا م می‌گه:

    بنده به نشریه افق از بیست نمره یک نشریه محلی، در این ۱۵ سال، عدد ۴ را در نظر میگیرم… شاید بتوان با این نوع نوشته ها تلنگری به رسانه های بافق زد / آقای رضوی شاید شما تا ۴ بیشتر بلد نیستید بگید …

  33. محمدحسن تشکری می‌گه:

    سلام به همه عزیزان و دوستان.
    به ذکر یک نکته بسنده کنم و خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل.
    افق را در روزهای اول با یک رایانه و یک جاپگر اپسون راه انداختیم و بسیاری از نویسندگان این روزهای بافق ثمره تلاش سالهای این هفته نامه اند. پشتوانه مالی افق درآمد آقای تشکری بود و بس . از جسباندن مطالب شروع کردیم تا صفحه آرایی دیجیتالی. به همه فرصت نوشتن دادیم و ابراز نظر جه دوست جه دلسوز. شجاعانه اخبار سال ۷۹ را نوشتیم و مدیر مسئولمان در حماسه سال ۹۰ تهدید شده دیدیم. به ادارات امنیتی آماری ندادیم و امانتداری کردیم. زنده ایم به لطف مردم. قلم می زنیم به عشق مردم. خواهیم ماند با عنایت حضرت حق. تا مردم بخواهند قلم می زنیم هرچند به مذاق بعضی ها خوش نیاید. نوشته همه را درج می کنیم چه محاوره ای باشد چه فنی. چون برخاسته از مردیم و مال آنها. حق یاور همه باشد انشاالله.
    مدیر اجرایی

  34. ع.الف.حسین اباد می‌گه:

    باسلام.آقای سید امین رضوی:داشتن مدرک فوق لیسانس روزنامه نگاری دلیل بر این واقعیت نمیشه که شما بیشتر از همگان روزنامه نگاری میدونید!!بعضی ها تو همون معدنی که شما کار میکنید دارای مدرک مهندسی هستند ولی با قاطعیت میتونم بگم اندازه ای که یک دیپلم یا فوق دیپلم اطلاعات فنی داره اون مهندس نداره.امیدوارم منظور بنده را گرفته باشید.موفق باشید.

  35. سید امین رضوی می‌گه:

    هیچکس نقدی منصف بر نوشته بنده ننوشت. همه بجای آنکه به گفته بیاندیشند، به گوینده اندیشیده اند. کسی رسالت خبری افق و امین و دیگر نشریات و تاثیر آنها را در بهبود شرایط شهر، نظیر مسکن مهر، رد نکرد. کسی زحمت عباس ابراهیمی و دیگر نویسندگان را رد نکرد. نقد بنده بر مشکلات نوشتاری رسانه ای ، صفحه آرایی اعم از رنگ بندی، اندازه تیترها، متن و عکس و اولویت خبر در صفحه، قوانین روزنامه نگاری اعم از قوانین تیترنویسی، اجزای تیتر، روتیتر و زیرتیتر، عکسهای خبری و گزارشی، نوع مصاحبه ها از شروع و اتمام آنها، چینش موضوعی، خبرنویسی اعم از درستی، روشنی و جامعیت خبر، لید های خبری، درست نویسی و ترکیب واژه ها و رعایت آیین نگارش، ویژگی های قانونی یک گزارش، گرافیک خبری و … در این نشریات بود که هیچکس بر این اساس نظری نداده و بیشتر به اتهام و توهین می پردازند. نمیدانم در کجای نوشته بنده، برتر بودن نویسنده تداعی می شود. بنده در نقد خودم، گفتم که “نشریه آهن با مشکلات عدیده اش”… گفتم که روزنامه های شرق و اعتماد و آرمان را می توان در دانشگاه های روزنامه نگاری تدریس کرد همانگونه که تدریس می کنند و خوانده ایم. منظور من این بود که پول شاید بتواند در نوع کاغذ، رنگ و توزیع نقشی داشته باشد اما بطور قطع در آنچه که در مورد قوانین روزنامه نگاری و نوشتاری رسانه ای، می توان گنجاند نقشی ندارد. کاری به ارزش خوب و یا بد نوشته ها در این روزنامه ها را ندارم. بلکه منظورم فاکتورهای مهمی است که در یک رسانه باید رعایت شود. فکر نمی کنم در نقدی که نوشته شده، تخریبی صورت گرفته باشد. اینکه گفته می شود این نشریه این مشکلات نوشتاری را دارد در بحثهای مربوط به روزنامه نگاران کاملن حرفی عادی است. شاید هنوز خوانندگان سایتها و رسانه های بافق، به این نوع سخن عادت ندارند. بنده ننوشتم که نویسندگان این رسانه ها مثل آقایان قاسمزاده و ابراهیمی آدم بی سواد و منفعلی هستند، مثلن نوشتم سطح نوشته چاپ شده آقای ابراهیمی در تیتر یک افق، ازلحاظ یک نوشته رسانه ای در سطح مطلوبی نیست و بر اساس قوانین رایج، دلیلی بر بودن در تیتر یک نشریه را ندارد. همین. شاید بسیاری از دوستان با نظرات بنده موافقند اما تا کنون مجالی برای گفتن نبوده به دلایلی نظیر همین سوءتفاهم ها. اینکه گفته شود نشریه امین که با کلی تلاش چاپ می شود، باید بهتر از این باشد و یا افق، حرف بسیار خوبی است. نمیدانم چرا ناراحت می شوند دوستان. از این پس، کاش دوستان رسانه ای بجای تعریف از هم، هرشماره ای از نشریات افق، امین و یا آهن که چاپ می شود را نقد می کردند و با آنچه که برشمردم از یک روزنامه حرفه ای، مقایسه و نقد می کردند. اگر سایت بافق فردا مجاز بداند، این کار نیک و رو به جلو را از اولین شماره افق، و یا آهن و یا امینی که چاپ می شود، بنده شروع خواهم کرد تا دوستان بدانند که این نقدها در یک نشریه تا چه حد می تواند، مفید باشد. پاینده باشید

  36. سیدامین رضوی می‌گه:

    فلاح بافقی در کامنت ۳۰ نوشته:”شما که فوفق لیسانس روزنامه نگاری خواندید اساتید شما نگفتن برای حفظ حرمت مردم و اشخاص نباید در نوشته ها مستقیما نام آنها ذکر گردد؟ آقای رضوی می دانید حق شکایت برای آقای ابراهیمی خوسفی محفوظ هست ؟” این دیگر از ان حرفاست. مگر بنده به آقای ابراهیمی چه اتهامی زده ام که شکایت کند؟!!! اینکه گفته ام نگارش رسانه ای ندارد اشکالی دارد؟؟!! نقد نوشته یک نفر، از اوجب واجبات است تا باعث پیشرفت در نوع نگاه و نوشته و دانش نویسنده شود. مگر کتاب کسی را نقد می کنند نامش را نمی نویسند.!!! دوستان کاش بیشتر می اندیشیدند و یکبار دیگر نوشته های بنده را می خواندند.

  37. بابا برقی می‌گه:

    مرحبا به اونهایی که اصالت خود را حفظ میکنند.من یادم نمی اید اقای ابراهیمی، جایی خود رامعرفی کند وپسوند خودراذکر نکند؟همیشه درپایان نکته های زیبا ودلنشینش مینویسدعباس ابراهیمی خوسفی…

  38. بافقی زاده می‌گه:

    مشکلات عدیده نشریه اهن چیه؟ماشاالله دفترشون که یک خانه بامبلمان امروزی در اهنشهر،اسپلیتهای متعدد وتعداد زیادی کارمند باحقوق چند میلیونی،برای خبر هم که بی ماموریت نمیروند.حالا دفتر نشریه افق اگرسرت رابیاری بالا میخوره به سقف چون پشتوانه ندارند ومجبور شدند بروند بالای یک مغازه.حقوق تمام کارمندان وخبرنگارانش مساوی با حقوق همین اقا.دراخر این دو نشریه(افق کویر وامین بافق) بدون پشتوانه وبا تمام مشکلاتشون توانستند خودشون را در دل مردم جا کنند خبر هاشون هم تقریبا به روز است.

  39. یک فرهنگی می‌گه:

    جناب رضوی کاش به جای فوق لیسانس روزنامه نگاری و ایراد گیری از دیگران می رفتید املای کلمات عربی را یاد می گرفتید تا مثلایا کاملا را مثلن و کاملن نمی نوشتید هرچند چند سالی هست می گویند در املای دانش آموزان غلط نگیرید ولی در روزنامه نگاری و فوق لیسانس روزنامه نگاری برازنده نیست

  40. سید امین رضوی می‌گه:

    از آقای تشکری عزیز (محمد حسن) ممنونم که حداقل مانند نظردهندگان بسیاری، به نویسنده منتقد توهین نکرده است. بنده نیز همانند ایشان، روزنامه افتاب یزد را با اقای منصور مظفری مدیر مسئولش، به همین صورت یعنی تایپ در وورد و پرینت و اسکن کردن و چسباندن و فیلم وزینگ کار کردیم تا اکنون که در برنامه های کورل و پیج میکر ساخته می شوند و به راحتی، کسی منکر زحمات نشد. تنها از ایشان گله مندم که بر خلاف یک نشریه رسمی جله ای نوشته است در نظرش، ( نوشته همه را درج می کنیم چه محاوره ای باشد چه فنی. چون برخاسته از مردیم و مال آنها) همه می دانیم یک نشریه وقتی رسمیت می گیرد و بنام مدیرمسئولی حق انتشار می یابد، این جمله را نمی تواند بگوید. چرا که یک نشریه رسمی و یا روزنامه و یا هر مطبوعه ای به دلیل اینکه مخاطبش مردم اند باید در نگارش و انتخاب متن دقت کند تا متنی بر خلاف ادبیات، نگارش و آیینهای موجود در زبان فارسی، چاپ نشود. چرا که خوانندگان، یک نشریه را به واسطه رسمیت داشتن آن، مرجع قرار می دهند. بنابراین اینکه ایشان در نظرش گفته ( نوشته همه را درج می کنیم چه محاوره ای باشد چه فنی. چون برخاسته از مردیم و مال آنها.) بر خلاف رویه اصلی یک مطبوعه است و اصولن مدیر مسئول و سردبیر، کار اصلی اش، ویرایش کردن همین نوشته های محاوره ای و خلاف آیینهای نگارشی و نوشتاری است. مگراینکه وجود یک سردبیر را در نشریه افق، منکر شویم و آنرا نادیده بگیریم. بی شک آقای تشکری عزیز که دیرزمانی است می شناسمش، با تحصیلات عالیه ای که در رشته ادبیات و سابقه زیادی که در روزنامه نگاری دارد، می تواند سردبیر موفقی باشد، اگر هم مشکلی در نوشته های این نشریه است، بر میگردد به وقت کم و شاید بی مبالاتی و … که امیدوارم مرتفع گردد. با سپاس

  41. عاصي می‌گه:

    سخنی با آقای رضوی دارم وسخنی با کسانی که کامنت گذاشته اند.
    آقای رضوی؛ای کاش یک عنوان برای نوشته خود انتخاب کرده بودید.مثلا “نقدی بر اصول روزنامه نگاری رسانه های بافق” و یا”تاملی برایرادات فنی رسانه های بافق” که مخاطبان از همان اول دریابند که شما رسانه های بافق را از نظر فن روزنامه نگاری دارید نقد می کنید نه جنبه اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و …
    اما سخنی با مخاطبا مخصوصا کسانی که کامنت گذاشته اند:
    برادران عزیز،به نظر می رسد سطح تحملمان در برابر کسانی که هم نظر ما نیستند خیلی پایین است.ما که خود انتقادپذیر نیستیم چگونه از مسئولین توقع انتقادپذیری داریم؟بعضی از ایرادات فنی که آقای رضوی گرفته اند کاملا درست است.اگر کسی ایراد نابجایی می بیند با منطق،با علم و آگاهی جواب دهد نه با احساسات.ایراد فنی را کارشناسان این فن باید جواب بدهند نه هرکسی که به مذاقش خوش نیامد.اگر منتقدین را تحمل نکنیم معایبمان اصلاح نمی شود.
    برای همه آرزوی موفقیت دارم.

  42. رضوی می‌گه:

    با سلام همه این نظرها با اسم مستعار است وای به حال جامعه ای که از شنیدن نقد میلرزند و به هر حربه ای دست میزنند

  43. MSH می‌گه:

    سلام!
    خدمت همه ی دوستان عرض کنم که کمی انصاف داشته باشید!
    اینکه بیایید بنویسید”آقای رضوی شما “باعث” را “بعث” نوشته اید” نهایت بی انصافی است!
    املا تنها قسمتی از نگارش است!
    باید به نقد ایشان توجه کرد و برای ارتقاء نشریه ها بیشتر تلاش کرد!
    کسانی که چشم دیدن این نقد منصفانه را ندارند(متنی که فقط یک نقد است با رعایت ادب و احترام و بانیتی خیرخواهانه!)برای اینکه بی نقص بودن خودشون رو بالاجبار تحمیل کنند، حتی روابط دوستانه و شاید فامیلی را در نظر نمی گیرند!
    این خصوصیت متاسفانه در جامعه ی ما تنها باعث آن می شود و البته شده است که نتوانیم مشکلات خود را ارزیابی کنیم و برای حل آنها بکوشیم و خود را در بهترین وضع ممکن بدانیم!
    واقعا اگر نشریه مشکلی نداشت (بــــــــــــــعـــــضــــی ها!) اینقدر عصبانی نمی شدند و به ایشان “توهـــین” نمی کردند!
    واقعا برای شما متاسفم که از اینگونه انتقادات میترسید و به این شدت عصبانی می شوید!
    امثــــال شما کسانی هستند که نمی خواهند جامعه ما پیشرفت کند!
    از همین نشریه ی کوچک محلی گرفته تا…!و فقط به منافع خویش می اندیشند!
    اندکی انصاف….!
    آقای رضوی در تمام کامنت های خودشون به کرات سعی در تفهیم موضوع داشته اند ولی خیلی ها با توهین به ایشون جواب دادند!که البته با توجه به سطح فهم خودشون نظر میدن!
    ادامه دادن این بحث فایده ای ندارد!(در نیابد حال پخته هیچ خام!)
    به نظر من آقای رضوی تمام تلاششون رو در شفاف سازی انجام دادن!
    (پس سخن کوتاه باید والسلام!)
    یا علی!

  44. بافقی می‌گه:

    باتشکر فراوان از مطلب اقای تشکری

  45. بافقی می‌گه:

    جا دارد این بحث نقد را تمام کرد به نظر مدیر سایت باید بیشتر در ارسال مطالب بر روی سایت دقت داشته باشد