سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۰۹:۰۲:۱۱ قبل از ظهر

با پی گیری به خواسته های به حقمان برسیم

کد خبر: 34193
تعداد بازدیدکننده: 49
تاریخ: ۰۳ بهمن ۱۳۹۲

IMG_1491

چندی پیش برای پی گیری موضوعی به فرمانداری بافق مراجعه کردم صبح زود و اولِ ساعت اداری .

فرماندار و معاونش در اتاق فرماندار مشغول صحبت و رتق و فتق امور بودند از دفتردار اجازه ورود خواستم و او بعد از هماهنگی اجازه ورود داد.

پیرامون موضوع مد نظر با فرماندار و معاون بحث و تبادل نظری کردم و صحبتمان کمی طولانی شد در این اثنا دفتردار وارد اتاق شد و از مراجعه یکی از شهروندان بافقی آن هم برای چندمین باز به فرمانداری و دیدار با فرماندار شهر خبر داد خواستم خداحافظی کنم که فرماندار گفت نه شما هم هنگام مراجعه این شهروند باش .

این شهروند عزیز آقای ایزدی همان نامه رسان قدیمی و مسؤل پخش مطبوعات بافقی بود . همان آقای ایزدی که سالهای سال در امر رساندن روزنامه های و هفته نامه ها به ادارات و نهادها و گاه منازل تلاش کرده آن هم با یک موتور سیکلت و بدون هیچ ادعایی.ایزدی که همیشه خورجین موتورش پر از رونامه و مجله  و هفته نامه بود و مسافت بافق تا سنگ آهن را با همین مورتورش پیموده و حتی شنیده ام یک با نیک کار مدیر عمل شرکت سنگ آهن را با همین موتور پربرکت از معدن چغارت تا بافق آورده و مطئنم کمتر بافقی یا مسؤل اداره ای هست که او را نشناسد . ایزدی که در فرهنگ مطالعه در بافق نقش مؤثری داشته و دارد و تقریبا یک فرهنگی است.

این شهروند بافقی با بیان اینکه بارها به فرمانداری مراجعه کرده ولی نتوانسته با فرماندار دیدار کند ولی ناامید نشده و دوباره و چند باره آمده سخنانش را آغاز کرد و حرفهایی گفت از جنس دغدغه هایش برای آینده شهر.پیشنهادهایی هم داشت حتی از صنایع جوار معدنی و راههای اشتغال و کارگاههای زودبازده سخن به میان آورد و به فرماندار و معاونش پیشنهاداتی داد.

 انتقاداتی هم به پیشرفتهای کم شهرستان در جنبه های مختلف داشت ایزدی با همان زبان ساده و بی آلایشش آمده بود حرف دلش را رودر رو به متولیان امور اجرایی شهر بگوید و انصافا متین گفت و زیبا. فرماندار شهر هم روی حرفهایش صحه گذاشت و از این دغدغه ارزشمندش برای بافق تشکر کرد.

با خود گفتم براستی اگر همه مردم بافق ،پیر و جوان و زن و مرد اینگونه پی گیر  مشکلات شهرمان بودند و علاوه بر انتقادات بجا پیشنهادات قابل اجرا به مسؤلین می دادند آیا روند امور از آنچه هست بهتر نمی شد؟

 چه خوب است ما مردم که معتقدیم در بی عدالتی های موجود در استان، شهرمان به آنچه حقش بوده نرسیده پاشنه کفش پی گیری را بکشیم و از مسؤلین شهر و استان بخواهیم حرکتی بکنند و گزارش بدهند چرا که وقتی خواسته های به حق با چاشنی پی گیری مجدانه ممزوج شود تولد فرزندی به نام  تو سعه و پیشرفت حتمی خواهد بود. به امید آن روز

محمد علی قاسم زاده

۷ نظر

  1. فرهنگی می‌گه:

    ایوا به ایزدی خودمون

    ایول به این پیرغلام سیدالشهدا

    ایول

  2. سید امین رضوی می‌گه:

    یادم می آید هنوز ایزدی که ما را می بیند، می گوید فرهنگتون رو من باید درست کنم. شعار بدید: ما شده ایم بی فرهنگ، منتظرایزدی هستیم. همه روزنامه خونهای شهر بافق، به ایزدی مدیونند… ولی امروز می بینیم که روزنامه ها حتی روزنامه دولتی ایران در شرکت بزرگی مثل سنگ آهن پخش نمی شه… خیلی جالبه که تصمیم گرفته شده با یک ساعت اینترنت که در اختیار برحی از همکاران ما در شرکت است، صفحات روزنامه های صبح و عصر کشور رو ورق بزنند و بخونن… فرهنگ روزنامه خوانی و تیراژ چاپ آن در هر کشوری، به عنوان مبنا و معیاری برای توسعه یافتگی و تعیین سطح رفاه زندگی محسوب می شود. براستی چند نفر از ما، عصرها و یا شبها مثل فیلمها، بعد از شام یا ناهار، با نشستن روی مبل و چایی، روزنامه ورق می زنیم و مطلب می خونیم. کاری به این ندارم که رسانه های ما، رسالت قلم رو فراموش کرده و بیش از حد، در اختیار حزب و یا جناح خاصی هستند و نوشتن هر مطلبی، براشون، حکم نزدیکی یا دوری از اهداف رو داره که در اینصورت بازار اکاذیب و مطلبهای چرند داغه که فکر می کنم با این اوضاع برخی اوقات بهتره روزنامه نخونیم…. حرف بسیاره و درد دل رسانه ای ها مثل ایزدی، زیاده و البته برای بسیاری از مردم و مسئولین بی ارزش… اینم بگم، همه بر گفته های ایزدی صحه می گذارن، اما ….

  3. احمد می‌گه:

    جناب آقای قاسم زاده باسلام و درود فراوان خدمت جنابعالی به خاطر مطالب زیبا و بیطرفانه ، خواهشی دارم که اگر امکان دارد تیتری با عنوان بی رودرواسی گذاشته تا مردم فهیم بافق نظرشان را درمورد علت عدم پیشرفت بافق بنویسند

  4. رضا می‌گه:

    جناب آقای قاسم زاده باتشکرازمطالب زیبا و بیطرفانه جنابعالی ،موفق و موید باشید

  5. عباس ابراهیمی خوسفی می‌گه:

    آقای قاسم زاده تشکر تشکر
    تا نگرید طفل کی نوشد لبن
    تانگرید ابرکی خندد چمن

  6. مرتضی می‌گه:

    به به اقای ایزدی عزیز گل کاشتی دمت گرم

  7. رضایی می‌گه:

    خداوند شماو آقای ایزدی راحفظ کند.انشاالله