دوشنبه ۷ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۷:۰۷:۱۰ بعد از ظهر

تکمله ای بر گفتار ناعادلانه بودن دستمزدها و نظرات خوانندگان و بازتاب آن

کد خبر: 34433
تعداد بازدیدکننده: 141
تاریخ: ۰۸ بهمن ۱۳۹۲

DO3P0551 copy

گفتاری که با عنوان “نادعادلانه بودن حقوق و دستمزد کارکنان و تاثیرات مخرب آن بر سازمان” توسط بنده نوشته شد، بازتابهای گوناگونی داشت و هرکس به فراخور کارسازمانی خود، آنرا به سیستم کاری سازمان خود، نسبت داد.

این نشان می دهد که سیستم پاداش و دستمزد در سازمانهای بویژه دولتی ما، که عموماً افراد نظردهنده را شامل میشود، دچار نقصها و مشکلاتی است که باعث شده، هرکس از دیدگاه حقوقی، گفتار فوق را تجلی درددل خود بداند.

بر خود لازم دیدم توضیحی بر این نوشتار بیاورم. نخست آنکه نوشته بنده، اثرات مخرب ناعادلانه بودن دستمزد را در یک سازمان، بررسی کرده و از دیدگاه کارکنان و کارفرمایان، به این معضل شغلی ـ روانی پرداخته است. از اینرو دیدگاه عزیزانی که حقوق و دستمزد نیروهای شرکت سنگ آهن مرکزی ایران را در سه نوع آن یعنی تبدیل وضعیت، قرارداد ماده ۱۶ و رسمی بر اساس گفتار بنده، مقایسه کرده اند مثال درستی زده اند. یعنی تفاوت بین دستمزدهای این سه گروه به عنوان کارکنان یک سازمان، اگر به حدی باشد که بر فاکتورهای مربوط به سابقه کار و تخصص بچربد، اثرات مخربی که در نوشته بیان شده بر سازمان مذکور، نیز مترتب بوده و سایه افکنده یا می افکند.

اما اینکه میزان دستمزد و حقوق نیروهایی در ارگانها، سازمانها و شرکتهای مجزا و گوناگون، با هم مقایسه شود و بیان شود که این توزیع، ناعادلانه است، جدای از اینکه منطقی به نظر نمی رسد و بخاطر نوع و شرایط کاری، در هیچ نظامی یکسان نیست، بلکه از هدف و دیدگاه نویسنده گفتار نیز بدور بوده و موضوع دیگری را شامل می شود که در ادامه اندکی به آن خواهم پرداخت.

با تاکید دوباره بر اینکه کارکنان یک سازمان، قوه تشخیص داشته و همواره خود را با کارکنان دیگر سازمان، بویژه هم رتبه ای های خود، و همچنین با دوره های گذشته شغلی خود، مقایسه می کنند، بنابراین اینکه اگر در نظرات کسی بر این مسئله در سازمان خود واقف بوده و نظر می دهد، گویای این است که دقیقا هدف و دیدگاه نویسنده را دریافته و تایید کرده است. گرچه نظر دهندگان اینچنینی، می توانند اثرات مخرب این اختلاف را در سازمانی خود، یافته و به عینه، آنچه را که در گفتار در این خصوص آمده است را تایید و مشاهده کنند.

اما در جواب به افراد دیگری که به اختلاف در دستمزد در سازمان های مختلف، معترض بوده اند نیز باید بگویم که : ارزشیابی مشاغل، که اختلاف در میزان دستمزد و حقوق را به دنبال دارد، دارای مزایای بسیاری از جمله ایجاد انگیزش، انتخاب کارکنان مناسب، معرفی و تعیین مسیر ارتقای شغلی، فراهم آوردن فضای آموزشی و مرتفع کردن نیازهای مربوط به آن و ایجاد انگیزه در کارکنان برای بالابردن سطح تخصص و مهارت از این طریق، توزیع و اختصاص وظایف تعریف شده به شغل، پرداخت متناسب با فاکتورهای شغلی، جلوگیری از حوادث شغلی، بهبود شرایط کاری و … است.

در پرداخت دستمزد به مشاغل گوناگون، نوع و ماهیت کار، نسبت فعالیهای فکری و جسمی کار، هدف کار، شرایط تخصصی احراز شغل، و فاکتورهای بسیاری نظیر مهارت، تحصیلات، قوه ابتکار، استعداد، سطح مسئولیت، خطرات ناشی از کار و …. لحاظ می شود که این خود باعث عدم توزیع یکنواخت دستمزدهاست.

اینکه دوستی گفته بود درآمد شرکت سنگ آهن مرکزی ایران، باید در بین کارکنان تمامی سازمانهای شهر توزیع شود، تا مشکلات موجود مرتفع گردد، ناشی از همین عدم اقبال نظردهنده محترم، به بحث ارزشیابی مشاغل، تاثیرات آن و جایگاه های متنوع شغلی است. البته پرواضح است ارزشیابی مشاغل در یک سازمان، باید به گونه ای باشد، که پرداخت متناسب با کار (که هم عاملی انگیزشی و هم عاملی نگهدارنده در جهت ارتقای سطح رضایت کارکنان است) عدالت را رعایت کند.

از دیگر سو، از کسانی که در سازمانهای مختلف، منتفعان اصلی این اختلاف در دستمزدند و حقوق های بالا میگیرند (که تفاوت فاحش دستمزد آنها، نویسنده را بر نوشتن آن گفتار و نظردهندگان را بر نوشتن نظرات گوناگون وادار کرده است) درخواست دارم، برای توجیه دریافت دستزد بالای خود، نکته ای، نظری، صحبتی و یا دفاعی را در قالب نوشته ای در زیر همین مطلب، بنگارند که اگر ننویسند، چنین بر می آید که به این اختلاف، واقفند و نظرات معترضان به این اختلاف را می پذیرند!!

سید امین رضوی

۲۱ نظر

  1. علی می‌گه:

    باتشکر از شما سید بزرگوار
    که اینقدر روان مطلب رو نوشتین امیدوارم اون اشخاصیکه ادعای داشتن فرهنگ و مدرک و از اینجور مسائل دارند هم متوجه صحبتهای شما بشوند
    باتشکر

  2. رفیق می‌گه:

    آقای رضوی شما سنگ آهنی ها فکر میکنید خونتون رنگی تره ، بیشتر میفهمید ، واقعاً چی فکر میکنید که باید دو سه برابر ما حقوق بگیریرن ، فقط شما تو معادن کار میکنید . بچه های ما چه گناهی دارند که پدرشون سنگ آهنی نیست .
    آقای عسکری یکبار برای همیشه حقوق سنگ آهنی ها را همتراز معادن دیگه کنید تا اینا با این حقوقها بالا اینقدر براتون ناز نکنند. البته کارکنان پیمانکار سنگ آهن هم مثل ما حقوق میگیرن

  3. شوخ طبع می‌گه:

    آقای سید امین رضوی:شما هم کار دیگه ای نداشتید؟
    اینهمه مطلب جذاب و خواندنی است راست گیر دادی به حقوق!
    بابا ما همین یارانه ها را هم نمیتونیم خرج کنیم!
    اصلا تو بافق ما مشکلی وجود داره که ما بخوایم در موردش بحث کنیم؟واقعا چنین چیزی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

  4. سعید می‌گه:

    یه پیشنهادی دارم مدیرعامل یا مغاونت اداری بیاید شفاف سازی کند یک عدد فیش بدون اسم و مشخصات (پیمانکار، تبدیل وضغیت، ماده ۱۶ ، رسمی را رو سایت قرار دهند خود مردم قضاوت کنند

  5. علی می‌گه:

    رفیق عزیز یه کم آهسته تر چه خبرته ترمز بریدی برادر خدا رحم میکنه کاره ای نیستی وگرنه خدا میدونه ملت باید گشنگی میکشیدن از تنگ نظری تو. در ضمن اینجوریا هم نیست که شما میفرمائین خیلی از بچه هایی که سرکارن پدرانشون از سنگ آهن گذر هم نکرده اند و در آخر شما چه خبر از معادن دیگر دارین که به این صراحت حرف میزنید مگر اینکه معادن خصوصی که حق کار گر معدن رو میخورن وگرنه حق کارگر معدن حقوق یه کارمند نیست

  6. مختار می‌گه:

    آقای رضوی باسلام. شما اصلا آدم عادلی در نگارش مطلبتون نبودید چطوربه خودتون اجازه میدید صدها نیروی زحمت کش پیمانکار رو نادیده بگیرید و نیروهارو به رسمی و فصل۱۶ وتبدیل وضعیت ختم کنید. پس نیروهای پیمانکار…؟

  7. اکبر می‌گه:

    ما مردم بافق که راضی نیستیم و چشممان دنبال اینحقوق های الکی است انشاالله عدالت حکم فرما شود

  8. سید امین رضوی می‌گه:

    خدمت جناب مختار عرض کنم که منظور بنده نیروهای سازمانی بود که از لحاظ قانونی نیروهای شرکتی نیروی همان شرکت محسوب می شوند نه طرف قرارداد سنگ*آهن. گو اینکه بنده اعتقاد دارم زحمتی که شرکتی ها می کشن صد برابر است. و در مقابل کمترین میزان نسبت به حقشون رو دریافت می کنن. قصد توهینی نبود خدانکرده. مخلص هرچی نیروی شرکتی زحمتکشیم

  9. محمود می‌گه:

    من با رفیق موافقم من تو معدن دیگه ای کار میکنم میدونم
    اگه در یک سال به اندازه تمام حقوق یه کارگر بقیه معدنا به حقوق شما اضافه نمیشد حالا اینقدر …
    دوم علی عزیز فقط شما ادمین اگر شما هم مثل ما حقوق میگرفتین ما نباید جنس دوبرابر تو بافق میخریدیم

  10. علی می‌گه:

    محمود آقا مطالب رو بخون بنده خودم شرکتیم اگه شما تو معدن دیگه ای هستی و حقوقت پائینه من تو سنگ آهنم و وضعم اینجوریه

  11. حسنی می‌گه:

    آقای نویسنده معزز : اولا بفرمائید که یک کارمند شاغل در پست اداری در سنگ آهن با یک کارمند ادارات چه فرقی از نظر کارکرد دارند که کارمند سنگ آهنی حداقل سه برابر حقوق کارمند اداری دریافت میکند . دوما حقوق بگیر پایین و بالا هردو در یک شهر زندگی میکنند و از مغازه های یکسان ولی با توان خرید متفاوت . سوما مگر سنگ آهن ارث پدری عده ای است که آنها منتفع میشوند و دیگران در خانواده اشان سرکوفت میخورند .چهارما اغلب گرانی شهر بافق به خاطر حقوق های کلان و ناعادلانه است که دریافت کنندگان حقوق کلان از خرید های گران و گرانی ابایی ندارند و مغازه داران نیز از آنها استقبال میکنند و گاهی حتی استادکاران قبل از شروع کار از فرد متقاضی انجام کار سوال میکنند که در کجا شاغل است و در آخر باید بگویم که فساد و سرخوردگی و ناهنجاریهای اجتماعی در آینده گریبانگیر بافق و بافقی میشود که همه اش به خاطر نگاه و عملکرد ناعادلانه مسئولین سنگ آهن است که شهر را و مردمش را به روزگار سیاه میکشانند

  12. ممل می‌گه:

    نویسنده گرامی : شما که اقتصاد خوانده ای و مدعی دانش اقتصادی و نگارنده بحث عدالت هستی آیا فرق سقف حقوق هفتصد هزار تومان با کف حقوق چهارمیلیون تومان را میدانی و آیا رشد اختلاف طبقاتی و تبعیض ویرانگر و بغض های فروخفته را می بینی یا اینکه سر در لاک سازمان خود فرو برده ای و برای تنور خود گرما طلب میکنی … وای بر ما و بر آیندگان ما

  13. محمد رضا می‌گه:

    کارکنان معادن را هر چه بدهند حقشان است ،برخی از معادن مثلاً مس سرچشمه حقوقشان بالاتر است ،انشاا… حقوق کارگران شرکتی هم بیشتر شود وبا احترام بیشتری با آنها رفتار شود .به گفته امام راحل مسئولین خادم مردم هستند .حقوق رئیس آموزش وپرورش از حقوق یک کارگر معادن کمتر است که این باید اصلاح شود ،باید برای علم ارزش قائل شد ،اگر می خواهید دانش آموزان درس بخوانند وبه دانشگاه بروند باید به حقوق معلم توجه شود ،باید به مدارس بیشتر کمک شود .

  14. هاشم می‌گه:

    این چه حرفی میزنی آقای رضوی
    صد رحمت به یهودیها اونا تو یه کشوردیگه هستند میگن ما نژاد برتریم شما تو شهر خودمون فکر میکنید نژاد برترید . زندگی شما باید با بقیه زندگی ها فرق بکنه
    من موندم شما چکار میکنید که کارکنان ادارات معادن و کارخانجات دیگه نمیکنند

  15. همشهري می‌گه:

    واقعا با دوستان موافقم که گرانی بافق بخاطر حقوق های نجومی سنگ آهنی هاست . واقعا یک کارمند دولتی با یک کارمند سنگ آهن چه فرقی میکند . تازه اگه به اینها بگویی بالای چشمتان ابروست ببین که چه غوغایی به پا نمیکنند .

  16. بافقي زاده می‌گه:

    خیال همه تون رو راحت کنم . با این برداشتی که از سنگ آهن میشه تا چند سال دیگه اصلا دیگه معدنی وجود نداره که بخاد حقوق بالا بده .
    همه چی تموم میشه میره پی کارش 😀

  17. حقگو می‌گه:

    دوستان می خوام حرفی بزنم که همه حتما بخونید و اینو بگم حرفام کاملا از روی مدرک و سند و شواهده. طرح طبقه بندی از زمان مدیر قبلی شرکت سنگ آهن شروع شد و گفتن قراره حقوق نیروی شرکتی، تبدیل وضعیت و فصل ۱۶ بالا برده تا فاصله اشون با رسمی ها کم بشه. در حالیکه امسال اول تبدیل وضعیتها رو به مقدار ناچیزی اضافه کردن و بعد فصل ۱۶ ها یه مقدار بیشتر و رسمی ها یه دفعه از ۱/۵ میلیون تا ۵ میلیون اضافه شد. برای روشن شدن موضوع مثالی بزنم: یک تبدیل وضعیت با مدرک لیسانس فوقش میگیره ۱/۷۰۰/۰۰۰ تومان. مدرکش هم موجوده! یک رسمی دیپلمه در قسمت اداری مثلا بازرگانی اگر ۱۱۰ ساعت اضافه کاری بگیره که میگیره، میشه ۱/۷۶۰/۰۰۰ تومان . یعنی ساعتی حول و حوش ۱۶۰۰۰ تومن. اینم مدرکش موجوده. یعنی کل حقوق یه تبدیل وضعیت لیسانس برابره با اضافه کار ماهیانه یه دیپلمه رسمی کاملا جزء. خلاصتون کنم : حقوق رسمی ها در شرکت از ۴/۵۰۰/۰۰۰ تومان شروع میشه، و یک لیسانس معمولی در یک قسمت معمولی بدون حکم سرپرستی و فقط کارشناسی جزء میگیره ۶تا ۶/۵۰۰/۰۰۰ تومان. مدیران شرکت بالای ۷ میلیون تومن و معاونین و مشاوران بین ۷ تا ۱۱ میلیون تومان. فصل ۱۶ ها هم مصل تبدیل وضعیتی ها وضعشون خیلی خوب نیست. یعنی از ۱/۶۰۰/۰۰۰ تومان شروع می شه تا نهایتا ۲/۵۰۰/۰۰۰ تومان در رده مدیریتی. تبدیل وضعیتی ها هم از ۸۰۰ تومان تا ۲/۰۰۰/۰۰۰ تومان نهایتش هست. نیروهای شرکتی هم که مثل اداره کار از ۵۰۰ تومان داریم تا نهایتا ۱/۱۰۰ که تعدادشون هم بد نیس. یکبار دیگه خلاصتون کنم. معاون مالی شرکت گفته که ما در ماه ۶ میلیارد تومان حقوق می دهیم . با حساب سرانگشتی اینطوری میشه: ۳ میلیارد تومان یعنی تقریبانصفش می رسه به نزدیک ۶۲۰ نفر رسمی (با متوسط حقوق ۴/۸۰۰/۰۰۰ تومن تازه دست پایین گرفتم) و ۳ میلیارد بقیه میرسه به بیش از ۳۵۰۰ نفر نیروی شرکتی، تبدیل وشعیت و فصل ۱۶ (با متوسط ۸۵۰ هزار تومن)/ سرتون سوت کشید نه؟ یعنی ۶۲۰ نفر هستند در این شرکت که بیشترشون هم توی ساختمان اداری از صبح تا ظهر نشستن در بهترین هوا ، بعله ۶۲۰ نفر در این شرکت به اندازه ۳۵۰۰ نفر حقوق می گیرن. تازه اینهایی که گفتم بدون پاداشها و ماموریتهاست. یه چیز دیگه: پارسال که داد بعضیها در این مورد ناعدالتی دراومد، مدیرعامل بعضی از کارکنان رو جمع کرد و گفت: “فیش حقوقیتون رو به فامیلها و اقوام نشون ندین. چرا می رین به باجناقتون میگین. به همسرتون بگین اینور و اونور جار نزنه که شوهرم چند میگیره!!!!! به روابط عمومی مون گفتم دوتا گوسفند بکشه که یه وقت شرکت چشم نخوره” بهمقدساتم قسم می خورم اینایی که نوشتم حقیقت داره. اینکه این سید بزرگوار رفیق مدیر عامل هم داره از ناعدالتی حرف میزنه، خودش نشون می ده که ناعدالتی تا کجاها که رخنه نکرده. یکی میگفت: مدیرعامل از پیمانکار و تبدیل وشعیت و فصل ۱۶ که نمی ترسه، زرتی اخراجشون میکنه اگه حرفی زدن یا اعتراضی کردن، رسمی ها رو هواشون باید داشت تا ضداشون درنیاد. وقتی یه راننده معمولی از پارسال تا حالا حقوقش بوده ۱/۶۰۰/۰۰۰ تومان و حالا میگیره ۳/۵۰۰/۰۰۰ دیگه اعتراضی نداره. مدیرها و … که حسابشون جداست. من نمیگم توزیع دستمزد توی کارکنان شهر بافق بده، اگر ندیم میره تهرون… می گم چرا باید رسمی ها یهو اینجوری تو کهکشون سیر کنن و بقیه تو ….!! آقای مدیرعامل یه مقدار هم مردم دار باش. همش نمیشه هوای رسمی ها رو مخصوصا مخالفاتو داشته باشی که…..!!!!!!!!!!

  18. fg می‌گه:

    بابا دمت گرم حقگو

  19. حامد می‌گه:

    و خدایی که در این نزدیکیست . . .

  20. ک. عسکری می‌گه:

    مقاله متفکرانه و چالشی شما قیاسی واقع بینانه از آسیب شناسی درون سازمانی است که شرکت با داشتن زنجیره ای از واحدهای متفاوت، مدیریت منابع انسانی ،کنترل کیفیت و ……مثلآ سعی در تکریم پرسنل که سرمایه های واقعی هر سازمانند می کند!!! و جای تاسف است که در هزاره سوم میلاد و عصر ابرتکنولوژی ها و با ادعاهای شرعیشان(باضافه چاشنی ۱۰۰%خساست) هنوز دسته بندی انسان ها با پررویی صورت می گیرد و آفریده های خالق متعال به درجه ۱و۲و۳ تقسیم بندی می شوند.

  21. همشهری می‌گه:

    درود به شرفت آقای حق گو . ای کاش همه مثل شما بودند . خیلی مردی .