یکشنبه ۳ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۲۱:۴۳ قبل از ظهر

خانه ای با خشت کتاب

کد خبر: 34759
تعداد بازدیدکننده: 124
تاریخ: ۱۴ بهمن ۱۳۹۲

porfala

در خبری جالب و شگفت انگیز( چرائیش را می گویم) یکی از اهالی خوش ذوق و دگراندیش بافقی مبلغی پول برای کمک به کتابخانه عمومی شهر اختصاص داده است. تا جایی که می دانم پول چندان زیادی نبوده اما شعف دست اندرکاران را باعث شده است. دلیلش هم نادر بودن این پدیده است.

در عصری که تقریباً همه ی ما از نخواندن و ندانستن شادمانیم و اصلن دانستن را امری بیهوده می نامیم و هر مطالعه ای را که منجر به ایجاد درآمدی نشود و پولی به بار نیاورد، امری مهمل می پنداریم، پرداختن به کتابخانه اصلاً توجیهی منطقی نخواهد داشت. و در عصری که همه ی خیرین، راه نیکوکاری و آبادانی دنیای آخرت خویش را در ساختن خانه ای برای خدا و پرداختن به امور دینی و شعائر مذهبی و احتمالاً بنای مدرسه ای و دست گیری از یتیمانی می دانند، ساخت خانه ی جاوید آخرت با خشت کتاب، دور  از ذهن است. اما یکی این کار را کرده و راهی را رفته که کمتر به رفتنش عادت کرده ایم.

الان که این کلمات را می نویسم نمی دانم کدام بنا در نزد پروردگار عالم عزیزتر است. اما این را بی هیچ شکی می دانم _ که روزی که همه ی ما در برابر او خواهیم ایستاد _ این معما هم برای من و هم برای شما که خواننده این کلماتید، روشن خواهد شد و او قضاوت خواهد کرد که کدام ذره از عمل ما، پسند اوست و قابل پاداش.

این نکته را هم می دانم که با نوشته ی من و امثال من، قرار نیست چند باب کتابخانه یا چندین هزار جلد کتاب وقف گردیده و کار سامان پذیرد. اما نفس کار این خیر بافقی، ارزنده و شایسته تشکر است. دلیلش هم اینکه این حرکت وارونه می تواند گشاینده دری و آغازگر راهی باشد. همه ی ما وقتی برای بار اول با کاری یا حادثه ای رودرو می شویم دست و دلمان می لرزد. ترسمان از قضاوت مردم یا اطرافیانمان است. این یک امر  طبیعی است. همه ی آدمها علاقمند هستند که مورد تائید و تشویق قرار گیرند. البته معدود انسانهای تاریخ سازی هم هستند که برخلاف جریان آب می روند که حساب آنها جداست. بصورت عادی مردم علاقه ای به خرق عادت ندارند.

اکنون که فردی پیدا شده که بهشتش را در لابلای صفحات کتاب بجوبد می توان با برجسته کردن این کار، ترس معمولی آدمهای دیگر را هم از بین برد و این نظر را تعمیم داد که می توان با خشتی از کتاب هم، خانه ای آباد برای آخرت ساخت.

محمد علی پورفلاح

۹ نظر

  1. حامد می‌گه:

    آفرین . خدا عزتشو زیاد کنه .

  2. کتابداران می‌گه:

    سلام .سپاسگزاریم.

    • نادر می‌گه:

      برادر ارجمند اقای پورفلاح مگر چندین سال پیش مرحوم هاجرشاهی یکصد میلیون ریال جهت ساخت کتابخانه دانشگاه ازاد بافق کمک نکردند که متاسفانه بدلیل عدم اراده قوی در اتمام . ساخت ان بفراموشی سپرده شده است پس موردی را که ذکردید نادر نیست یادش گرامی باد.مردم شهید پور بافق همیشه در راه خیر صاحبقدم بوده اند.

  3. قلندر می‌گه:

    خشت هایم کمی فرسوده بود ناله هایم درون خانه بود
    بعد از عمری یکی بیدار شد حامی و چشم و چراغ راه شد
    کاش خیراتی ز بهر مردگان یا به یمن سر سلامت زندگان
    باز آید تا مرا نوساز کند شایدم یک باب دیگر باز کند

  4. سید امین رضوی می‌گه:

    کاش می شد علاقه به خواندن کتاب را برای مردم خرید. هر چه نیت این کار بوده، باشد. کار پسندیده ای است گرچه برخی، حکم بر تکفیرش دهند.

  5. رضايي می‌گه:

    جناب آقای پور فلاح بر باعث وبانی این اقدام درود به دو دلیل.اول اینکه کارپسندیده ای انجام داده دوم اینکه شما رومجبورکرده دست به قلم بشید.سالهاست که قلم شیوای شمارو دوست دارم

  6. محمد می‌گه:

    آقای پورفلاح ضمن تشکر از مقاله ی بسیار زیبایتان با یاد آور شوم در مرکز شهر کتابخانه که چند سال از افتتاح آن میگذشت فقط به جهت کسب در آمد بسته شد و هیچ یک از ما هیچ نگفتیم چرا چرا (کتابخانه امامزاده )

  7. سلام .
    کتاب را نخوانیم که بخوابیم
    کتاب را بخوانیم که بیدار شویم

    با سپاس فراوان از توجه شما به کتاب و کتابخوانی و هم چنین با تشکر از مقاله شما.

  8. کتابدار می‌گه:

    سلام
    خیل ممنون آقای پور فلاح از توجه شما به حوزه فرهنگ.