دوشنبه ۷ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۳:۴۸:۵۹ قبل از ظهر

هنگامی که مجبور می شوی بروی، چیزی نمی توانی گفت بجز “خدانگهدار”.

کد خبر: 35933
تعداد بازدیدکننده: 144
تاریخ: ۰۱ اسفند ۱۳۹۲

file_43295

به نام خدا. با سلام و عرض معذرت از تمامی خوانندگان و دنبال کنندگان عزیز سایت خبری-تحلیلی بافق نیوز، باید عرض کنم که از امروز پنجشنبه مورخ ۹۲/۱۲/۱ دیگر بنده بعنوان خبرنگار تمام وقت این سایت پرطرفدار نیستم. شاید لیاقتم این باشد که زین پس در هفته یکی دو تا خبر کار کنم.

اینجانب از اوایل مهرماه سال گذشته خبرنگار تمام وقت بافق نیوز شدم و اکنون دلنوشته های پراکنده و خودمونی بنده بعنوان مثلا گفته هایی در آئین تودیعم را لطف کرده و اگر حوصله داشتید، مطالعه فرمائید. این مطالب را در صبح روز چهارشنبه مورخ ۹۲/۱۱/۲۳ جمع آوری کرده ام.

* دلیل رفتنم از سایت بافق نیوز این بود که اگر گاز شهری نیامد، بزرگراه بافق-یزد به بهره برداری نرسید، فرماندار غیربومی انتخاب شد، مسئول ستاد مراسم و اداره صنعت افرادی جوان منصوب شدند، یک مسئول حرف ناخوشایند بعضی را گفت و انتشار دادم، حقوق سنگ آهنی ها با دیگر کارگران و کارمندان تفاوت چشمگیر دارد و غیره و غیره، برخی از مردم و مسئولان در خصوص اینها مرا مواخذه کردند که چرا چنین شده است. در صورتیکه هیچکدام به بنده یا یک خبرنگار ربطی نداشت و ندارد.
* شاید جالب باشه بدونید که من لیاقت نداشتم حتی در یکی از مراسم بزرگداشت اخوی مرحوم امام جمعه محترم حضور یابم. هربار هم بنا به دلایلی بود. در آئین چهلم ایشان، هنگامی که آماده رفتن به امامزاده بودم، مدیرمسئول تماس گرفت و گفت گزارش میدانی ۲۲ بهمن چه شد؟ و این بود که جهت تهیه گزارش رفتم. از این بابت و موارد مشابه پوزش می طلبم.
* کار به تفاوت میزان سختی و اهمیت حرفه خبرنگار رسانه مجازی و صدا و سیما ندارم ولی بنده در هر ماه به طور میانگین از ۱۰۰ تا ۱۴۰ خبر در سایت کار می کردم ولی به چشم کسی نیامد.
* اگر بنا باشد دیگربار پا در عرصه خبرنگاری بگذارم، یکی از خبرگزاری ها را انتخاب می کنم تا دردسری به همراهم نباشد.
* باید از همین جا از یک معلول توانمند که نتوانستم بعلت سهل انگاری یادداشتش را رسانه ای کنم و از یکی از مداحان که نتوانستم مدیحه سرایی اش را برای دانلود بگذارم و از همه موارد مشابه عذر بخواهم و حلالیت بطلبم.
* بعنوان دبیر خبری و چه و چه، گاهی نظراتی را تائید کردم که بعد از آن پشیمان شدم، چون به دروغ گماشته شده بود یا اغراق بود و یا غیره . از تمام افرادی هم که از این طریق رنجیده شده اند، معذرت می خواهم.
* از فرماندار همیشه خندان بافق که مرا مرد همیشه خندان –بافق نیوز- لقب داد (در صورتیکه هرگز اینچنین نبود!) متشکرم ولی کاش کمی بیشتر به بنده اطمینان داشت و اینقدر ضبطم را قطع نمی کرد، چون این کار را نوعی بی احترامی به خود تلقی می کردم و در همینجا به تمامی افرادی که چنین کاری را در طول مدت خبرنگاری ام کردند باید بگویم که خیلی احترام برایشان قائل بودم که محفل شان را ترک نکردم.
* در سوی دیگر قضیه، از امام جمعه معزز بافق سپاسگزارم که چندین بار اجازه ندادند ضبطم را قطع کنند و از من دفاع کردند. هرچند که ضبطم را مادر مرده خطاب می کردند و می خواستند برخی موارد رسانه ای نشود.
* احترام امام جمعه معزز به من که هیچ وقت نشد مرا در یک جلسه و یا حتی در صحنه ای احترام نکند و به قول خودمان نبیند، برایم حائز اهمیت بود. کاری که به جد می توانم بگویم دیگر مسئولی در این سطح انجام نداد.
* در محافل پیچید که فرزند محمدرضا(بابای عزیزم) کارمند صدا و سیما شده و ماهیانه بالغ بر ۲ میلیون تومان حقوق می گیرد، در صورتیکه چنین نبود. باید بگویم که حتی یک روز هم بیمه خبرنگاری نبودم. حتی نتوانستم یک وام ساخت مسکن و یا خرید خودرو دریافت کنم چه رسد به این حرف ها.
* چند ماه اخیر هم که بدون دوربین عکاسی سپری کردم و هیچ مسئولی برایش اهمیت نداشت. چون به خبرنگار اهمیت نمی دادند، نمی دهند و نخواهند داد. تنها وقتی می خواهند خبر یا گزارشی ارائه دهند، خبرنگار را می شناسند.
* برای موقعیت سایت های بافق خیلی خرسندم. گاه در مجالس می دیدم که یک مسئول عین متن مرا دارد دیکته می کند و البته گاه با ذکر منبع و گاه بی ذکر. گاه دیدم برای یک خبر و یا حتی یک نظر تائید شده، نشست های کوچک و بزرگی برگزار شده و اینکه پس از گذشت پنج دقیقه از انتشار یک خبر خاص، تماس ها و نظرات ارسالی آغاز می شد، به خود و جامعه رسانه ای بافق از این بابت می بالم.
* به هر حال هر آمدنی یک رفتنی دارد ولی بنده زود رفتم چون نه توانسته و نه می توانم از زیر بار مسئولیت گفتار و کردار دیگران برآیم.
* خبرنگار، خبرنگار است، مسئول نیست، مدیرمسئول هم نیست. خطاب به مردم که خبرنگار را مسئول و جادوگر و خطاب به مسئولان که خبرنگار را مدیرمسئول می دانند عرض می کنم که لطفا این دیدتان را عوض کنید.
* در طول مدت خبرنگاری ام تمامی مساعدت هایی که از سوی مسئولان به من شد، از ۷۰۰ هزار تومان کمتر بود. ۳۰ تومان از مدیر آموزشگاه شهید دهستانی، ۵۰ تومان مدیرکل سابق ارشاد اسلامی، ۵۰ تومان جانشین پایگاه نبی اکرم(ص)، ۱۰۰ تومان فرمانده بسیج، ۱۰۰ تومان فرماندار و ۳۰۰ تومان مدیرعامل سنگ آهن مرکزی. البته مساعدت مسئولان نه دریافتی از مدیرمسئول محترم!
* افتخار می کنم که حتی یک ۵۰۰ تومانی ناقابل هم از نماینده مردم شریف در مجلس نگرفتم، اونوقت برخی خیال می کنند ایشان ماهیانه برامون پول به حساب واریز می کنند که اینقدر از ایشان خبر منتشر می کنیم!
* اگر موتور وسیله نقلیه ام نبود، مخصوصا در زمستان خیلی از سوژه ها را از دست نمی دادم. صرفا جهت اطلاع!
* شاید باور نکنید که بنده بخاطر دست تنها بودن، حتی یک روز هم در این یک سال و چند ماه مرخصی نرفتم. در حال و هوای انتخابات، بعد از هرگزی برای صله رحم به یکی از روستاهای بهاباد رفته بودم که در همانجا فرماندار خدوم با بنده تماس گرفت و گفت اسامی نامزدها را برایت ایمیل کردم. حال در نظر بگیرید؛ من در روستا…! ، دفتر ICT خدماتی در روز تعطیل…!! و سرعت عهد بوق اینترنت آنجا…!!!
* شاید در طول این مدت خیلی چیزها برای گفتن داشتم ولی بخاطر اوامر مدیرمسئول مبنی بر اینکه خبرنگار حرفه ای مقاله نمی نویسد؛ سکوت کردم.
* روزهای تلخ و شیرین؛ و سخت و سهل فراوانی سپری شد، به همراه خاطرات فراوان که باید بگویم، یادش بخیر…
* آن عطیه دو مسئول (تبلت و سفر به مشهد مقدس) را هم نمی خواهم. نه اینکه نخواهم ولی به منت و رو زدنش نمی ارزد، همچنانی که برای وام خودرو که پیشنهاد خود یک مسئول در جواب درخواستم بود، دیگر پیگیری نکردم. نوش جان خودتان ولی بیشتر به خبرنگاران بها دهید، بالاخص خبرنگاران نیمه وقت و تمام وقت!!!
* شاید که نه، حتما به خاطر فشار کاری که در هر شغلی هست و در خبرنگاری تمام وقت بیشتر، اخلاقم با خانواده و به ویژه همسرم با کاستی های فراوانی مواجه شد که جا دارد از آن ها بالاخص همسرم که در امر ارسال خبر نیز بهم یاری می رساند، قدردانی کنم.
* نمی توانم بگویم پایان صحبت هایم است ولی حکایت همچنان باقی است…

رهبرم زنده باد، ایران پاینده باد!
با تشکر
ناصر فتاحی بافقی

۳۳ نظر

  1. عباس ابراهیمی خوسفی می‌گه:

    سلام ناصر جان اگر مغازه ی لباس فروشی باز می کردی الان سرمایه داری بود برو عزیزم به خانواده ات برس و به همه کسانی که ارزشی برای خبر و خبر نگاری قائل نمی شوند بگو همه ی خبرها مال شما نگارش مال من دستت مریزاد تا بودی عالی بودی

  2. علی می‌گه:

    اقا ناصر در بافق حق خوری زیاد است حق ما را در خیابان مسجد جامع خوردند ملک ما را به به ناحقی و با زور دادگاه گرفتند .گفتند شما زیاده خواه هستید.ولی تا خدا را داریم غم نداریم چون انشالله سرنوشت حق خوران را دیدیم و می بینیم .خدا ذلیلشان کند انهایی که چه لسانا و قلما و…ناحق گفتند

  3. ناصر فتاحی بافقی می‌گه:

    با سلام.
    فکر نمی کردم دوستان فردایی بنده رو اینقدر بالا ببرند!
    این رو هم فکر نمی کردم که این متن اشک کسی رو در بیاره!!! (تماس ها و پیامک های دریافتی این یک ساعت اخیر)
    البته نظرات بافق نیوز را دیگر مدیریت نمی کنم ولی خواندم شان.
    همه نظر لطف تان بوده و متشکرم.
    یک نکته هم اینکه شاید خبرنگار تمام وقت نباشم، ولی اگر خدا بخواهد، خبرنگار پاره وقت هستم.
    یاعلی.

  4. مظفری می‌گه:

    گاهی دلم لبریز می شود از چیزهایی که هیچ کجا نمی شود گفت و نوشت. امااینجا اتاق نوشته های تنهایی است. برای دلم. برای خودم و برای دیگران…دیگرانی که مظلوم واقع شده اند.درصورتیکه حق با آنهاست .جناب آقای فتاحی ؛منم زمانی خبرنگاربودم .به گمان من که فکر میکردم خبرنگار یعنی صدای مردم ؛زبان مردم و …گمانی بس واهی بود خبرنگار پلی برای ترقی و تملق دیگران است البته در نظر بعضیها.وااسفا!!اگر پا تو کفششون کنی وروی حرفشون حرف بزنی دیگه باختی .بهرحال براتون ارزوی موفقیت دارم در هر مسند و شغل دیگه که شروع خواهید کرد .

  5. مظفری می‌گه:

    گاهی دلم لبریز می شود از چیزهایی که هیچ کجا نمی شود گفت و نوشت. امااینجا اتاق نوشته های تنهایی است. برای دلم. برای خودم و برای دیگران…دیگرانی که مظلوم واقع شده اند.درصورتیکه حق با آنهاست .جناب آقای فتاحی ؛منم زمانی خبرنگاربودم و حرفاتونو خوب درک میکنم .براتون در هرجایی که شروع به کار خواهید کرد آرزوی موفقیت دارم .

  6. امیرحسین می‌گه:

    خدا قوت ناصر جان . ان شاالله موفق و موید باشی

  7. یزدانی می‌گه:

    جناب فتاحی عزیز
    خداقوت
    من را حتما حلال کن تصور میکردم شما هم مواجب خود را از …. میگیری با اینکه برادرت را خوب می شناختم و برایش ارزش زیادی قائلم باز هم تصور می کردم که جز حلقه آل …. هستی
    امروز این حلالیت طلبیدن هایت مرا شرمنده کرد
    به خودت ببال که کلا بافق نیوز بود و یک فتاحی
    و من غبطه می خوردم که چرا نمی توانستم شما در بین بافق فردایی ها ببینم برایت ارزوی موفقیت می کنم

  8. حبیبی می‌گه:

    جناب آقای فتاحی خبر رفتنتان دل آزرده مان کرد.
    انشاا… در هرکجای دیگر که هستید موفق و سربلند باشید.

  9. محمد علی پورفلاح می‌گه:

    با سلام
    از جناب فتاحی عزیز صمیمانه تشکر می کنم.از روراستی و صداقتش بیشتر.برایش آروزی موفقیت می کنم. بدلیل این قلم و نگارش شیوا و رسا،کاش بجای خبرنگاری، یادداشت نویسی و مقاله نگاری را برمی گزید. امیدوارم در این عرصه ها هم طبعی بیآزماید.وجود افراد جوانی چون ناصر خان فتاحی، موجب ارتقاء کیفی رسانه های بافق شده است و همین باعث دلگرمی است. البته این نکته را هم خدمت جناب فتاحی بگویم که خبرنگاری و اصولا کار مطبوعاتی، کار آدمهای پوست کلفته. نباید رنجید و رفت. ما به لبخند کسی نیامده ایم که با عتاب و خشم برخی برویم. امیدوارم باز هم فعالتر از گذشته در عرصه رسانه ای بافق حضور داشته باشید.

  10. رضايي. می‌گه:

    جناب فتاحی عزیز.با اینکه میدانم خسته ای وخسته ات کردند اما از تو میخواهم قلم ودوربینت را زمین نگذاری.شاید ما کار دیگری برای شهر مان همین شهر مظلوممان نتوانیم انجام دهیم.بافق فردا یا بافق نیوزفرقی نمی کند مهم جاری بودن است به زلالی چشمه های کوهساران.به زلالی شما.بقول ظریفی که میگفت گذشتن از سختیهای پیش رو چندان سخت تراز آنچه پشت سرگذاشته ایم نخواهد بود

  11. محمدحسام نصیرزاده می‌گه:

    خیلی بی سر و صدا فعالیت میکردی و آرام میرفتی و میامدی
    و هیچ جا بصورت علنی نام تو نبود
    اما هرجا خبری بود تو بودی

    عادت داریم تا کسی هست خوردش کنیم بعد نامه ی فدایت شوم بفرستیم

    با رفتنت حسابی دلگیر شدم

    بابت تمام اخبار بخصوص گزارش هایی میدانیت ممنون ناصر جان

  12. سيد كاظم عبا س زاده از گروه هنري رسا لت بافق می‌گه:

    اززحمات ارزشمند جناب آقای فتاحی درانعکاس به موقع خبرهای هنری وتعزیه صمیمانه تشکر می نمایم توفیق روزافزون ایشان را ازخداوند متعال خواهانم.

  13. سید حمید هاشمی بافقی می‌گه:

    سلام.
    بعضی وقت ها گفتن بعضی حرفها جرات میخواد؛ که خیلی ها اونو ندارن و بعضی ها ادعا میکنن که دارن ولی ندارن …
    حرفهای ناصر پر از درد بود، از مسئولین و مردم گرفته تا مدیر مسئول محترم…
    این روزها زیاد میفهمیم که مدیر فوتبال باید فوتبالی باشه؛ خلاصه بگم: مدیر سایت خبری هم خودش باید از جنس خبر و خبرنگاری باشه، چون فقط در همین صورت درد خبرنگار فهمیده میشه ولی افسوس که ناصر پر از درد بود و کسی دردش را نمیفهمید حتی مدیر مسئول محترم!
    آقا ناصر نمیدونم دیر فهمیدی که تو را نمیفهمن یا دیر سکوتت را شکستی به هر حال یه خورده …
    در هر صورت برات در تمام مراحل زندگی آرزوی موفقیت میکنم.

  14. محمود تقی زاده بافقی می‌گه:

    ناصر به عنوان یک دوست وهمکار رفتن برایم خیلی سخت است.تو مرد همیشه خندان چه دل پر دردی داشتی وما خبر نداشتیم. ببخش که با تو شوخی می کردیم. دوستت دارم .mtb

  15. مجید می‌گه:

    با عرض سلام خدمت برادر بزرگوارم جناب آقای فتاحی عزیز، حقیقت تلخ است این رسم طبیعته.
    ان شاالله همیشه در پناه خداوند ونایب برحقش موفق ومحفوظ باشید.

  16. ناخوش می‌گه:

    سلام ناصرجان خسته نباشی کارت هدیه باشگاه سنگ اهن چی کلایادت رفت ازروزای پرکاروپرشورت یادکنی اشکال نداره این رسم بدزمونس موفق باشی منتقدفوتبال دربافق وجوانان بافقی

  17. ناصر فتاحی بافقی می‌گه:

    با سلام خدمت دوستان عزیز و همراهان گرامی خودم.
    از لطف تمامی تان متشکرم.
    مخصوصا همه تون.
    نمی دونم چه باید بگویم، شاید بهتر باشه مظلومیت یک خبرنگار را در بخش یادداشت های بافق نیوز دنبال کنید.
    از آقای تقی زاده هم که همیشه سوژه عکس هاش بودم و بنده رو هر جا بهم می رسیدیم همراهی می کرد، متشکرم.
    البته بنده قصد دارم بصورت پاره وقت خبرنگاری کنم و پس از خبرگزاری تسنیم، اخبارم را به ۴ رسانه بافق بفرستم تا در صورت صلاحدید استفاده ببرند.
    البته شاید تعداد اخبارم به دو رقم در هفته نرسه ولی خب.. باید دوستان به بزرگواری خود ببخشند.
    حاجی محمود! همه دل پر درد دارند، اگه شوخی های روزگار نباشه داغونیم برادر!!!
    امید توفیق برای همه تان.
    یا حق.

  18. بافقی می‌گه:

    ناصرجان
    چرا خبر از بافق نیوز حذف شد

  19. سرباز می‌گه:

    گل گفتی برادر موفق و پیروز باشی انشاالله.

  20. سید محمد میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    با آنکه شما را نمیشناسم از اینکه برای شهر بافق نوشته اید و نامهربانی هارا چنین بر خود هموار نموده اید بشما مباهات کرده و به سهم خود از شما نهایت سپاس را دارم.برایتان از خداوند بزرگ آرزوی سعادت و سلامت و موفقیت دارم.

  21. عبدالله می‌گه:

    آقای فتاحی انشاالله هرکجاهستی موفق ومنصور باشی. باخواندن درد دلت دلم شکست واشکم جاری شدباورنکردم درزیر لبخندت اینقدر غم وجود داشته ومافقطشادبودنت را میدیدیم. قلم زیبایی داری.کمی هم برای غربت قران درجامعه بنویس شاید تلنگری بردل کسانی باشه که میخوان اسمشون را فقط روی منبرها ببرندکه فلان آقا اینقدر کمک داده…..!!!فکرآخرتشون نیستند.به امید روزی که قران و اهل بیت باهم بها داده شوند.

  22. sajad می‌گه:

    سلام آقای فتاحی
    بسیار از رفتنتان ناراحت شدم.اینجانب بعنوان یک شهروند بافقی از زحمات شما تشکر و قدردانی میکنم انشاالله در تمام مراحل زندگی،موفق و موید باشید.

  23. تفکری می‌گه:

    سلام:دیروز صبح به هنگام رفتن سرکارصبحانه ام که در دستم بودبه علت سکندری خوردن داخل چاهی که در مرکز شهر (کنار زرگری ،رروبروی داروخانه دکتر زینلی)افتاد.تعجب کردم این چاه باقطر حدود۲۰سانتیمتر چگونه از دید خبرنگاران دور مانده؟امروز صبح شماره موبایل اقای فتاحی را از دوستان گرفتم تا این خبر را به ایشان بدهم،ولی متاسفانه امشب مطلب ایشان را در موردرفتن مشاهده میکنم.به هرحال به این بزرگوار خسته نباشید گفته وضمن ارزوی سلامتی،امید برگشتشان را دارم.

  24. ناصر فتاحی بافقی می‌گه:

    با سلامی دوباره.
    نکته ای که مغفول مانده این است که بنده هیچ مشکل و گلایه ای با مدیرمسئول سایت بافق نیوز نداشته و ندارم.
    خطاب دل درد هایم هم مردم و مسئولان بودند و اصلا کار به آقای میرهدایی که پسرخاله بنده نیز هست نداشته و ندارم.
    اتفاقا بنده از ۴ ماه پیش بود که میخواستم بروم ولی ایشون با گفتارش، رفتنم را به تعویق انداخت و همیشه در این تنگناها دل داری ام می داد و پشتیبانم بود.
    شاید بهتر باشه بدونید اگر آقای سید منصور نبود، ناصر فتاحی خبرنگار نمی شد.
    این مدیرمسئول بود که با راهنمایی هاش و مطرح نمودن نکات ریز و درشت، بنده را به این حد رساند که البته این عمل قابل ستایش است چون چند نفر مثل ایشان که باشند، خبرنگاران متعدد پرورش می یابند.
    در پایان باز هم میگم، بنده هنوز خبرنگار پاره وقت هستم و اینجور نیست که دیگر خبرنگاری نکنم.
    متشکرم.

  25. مجتبی می‌گه:

    با سلام وخدا قوت به آقای فتاحی ای نجا میدون جنگه این میدون جنگ رو ترک نکن بمون میونیم سخته ولی اگه را دار برگدد

  26. بیکس می‌گه:

    سلام.خداقوت خسته نباشی.لیاقت بافقی ها همینقدره

  27. اگاه می‌گه:

    اقای شاهی از این ۱۰ طرحی که گفتین به جز یکی از انها بقیه فقط کلنگش خورده هیچ کدوم اجرایی بوده رک بگم بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته اون هم اب شیرین کن بوده وگرنه هتل ۷ ساله داشته اخته میشده الان تو نازک کتری بوده تمتم شده ۲ – اگلومره که اقای عسگری پارسال قوا استارت دادند هنوز شروع بکار نکرده ۳-کمک به تجهیز این کمک ها در تمام ادوار مدیریت های قبلی بوده ۴-کارخانه گندله که فقط شده ۲ تا سوله۶ کارخانه کنستانتره که فقط شده ۵تا کانکست شرکتی ۱۳۰ روز دیگه باید افتتاح بشه ۳۰۰ روز گذشته ولی خبری نیست۷- بافق پیشرفت نمیکنه فقط به خاطر پاچه خواری و تقدیرهای بیجا از یک مدیری که …………متاسفم از خبرنگارانقلم فروش با اینکه می دانیم نمی زنید واین مطلب چاپ بشه فقط این را گفتیم که مردم…نیستند همه نجیب هستند؟!

  28. منتقد می‌گه:

    سلام
    سلام
    خلقیات و روح بلند ناصر آقا از ابتدا هم با فضای رسانه مجازی شهرستان هم جوشی نداشت ولی به دلایلی که نمی دانیم، پای بافق نیوز ایستاد و از همه چیز گذشت و سربلندشد.
    اما لحظه ای از یاد نبریم که تکلیف امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر شخص با شناخت و معرفت است بخصوص خبرنگاران. لذا کسانیکه خبرهایشان درز نمی کند یا خبرهایشان آکنده از دروغ است یا خبرهاشان اقتصادی است و بوی چاپلوسی می دهد شاید نوع نگاهشان استحماری است و حتی به زبان می آورند که کسی چیزی نگوید. خبرهایشان دارای انحراف و ناهمسانگردی است یعنی گهی به نعل کوبند و گهی به میخ و… این ها باید حساب خودشان را از ناصر جدا کنند و از همین امروز با عذرخواهی از مردم خودشان را پاک کنند.

  29. جلال می‌گه:

    سلام داداش ناصر
    ما نیامدیم که شما بری … 😐 هرجا با آقای عبداللهی میرم گزارش قبل از همه دنبال تو میگردم تا به بهونه ی خبر هم که شده با دیدن خنده های انرژی بخش تو انرژی بگیرم کجا گذاشتی رفتی مومن!!!

  30. عادل می‌گه:

    اقای فتاحی شما از محدود خبرنگارانی بودید که همیشه با خلوص نیت کار کردید ومن خود شاهد فعالیتهای خوب شما بودم صداقت وادب واحترام شما همیشه خاص بودخصوصا در انتقال خبرهای ورزشی وکارخانجات .انشا…باز شاهد حضور شمادر این کار خطیر باشیم کوچک شما ح

  31. حسین می‌گه:

    سلام اقای فتاحی خسته نباشید

  32. ب-م می‌گه:

    باسلام : آقای ناصر فتاحی ما هم به نوبه خود از شما و اطلاع رسانی سریع و به موقع تشکر می کنیم .و برای شما آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی رااز خداوند متعال مسئلت داریم . پیروز و سربلند باشید .

  33. عین.الف.حسین اباد می‌گه:

    سلام آقا ناصر خوش اخلاق و خوش برخورد.من خیلی از رفتار و اخلاق پسندیده ات خوشم اومد اولین باری که دیدمت.میدونم شاید منو نشناسی ولی من هم یجورایی عین خودت دارم ناامید میشم.هرچند بجز چند نفر کسی هویت اصلی من رو نمیدونه ولی از نظرات باحال بعضی ها دلم خونه.از این که مینویسم فلان کمبود هست ولی میبینم نظر دادن که چقده کوته بین هستم.از این که درد مردم بافق را در قالب طنز براشون مینویسم ولی فقط میخونند و میرند و هزار از اینهای دیگر.امیدوارم موفق باشی.ولی این رو بدون که اگه واقعا برای رضای خدا کار کرده باشی پس روزی رسون خودش هست.انشاءالله بزودی زود توی یکی از روزنامه و سایتهای معروف کشور خبرنگار بشی.موفق باشی