پنج شنبه ۱۰ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۱:۵۴:۰۴ بعد از ظهر

چاپلوسی و تملق، نشانه ضعف نفس و اسارت روح انسان است

کد خبر: 36352
تعداد بازدیدکننده: 669
تاریخ: ۰۸ اسفند ۱۳۹۲

 DO3P0551-copy2-228x300

شاید بارها این گفته ها را شنیده اید:” همانگونه که مستحضرید در سایه توجهات، عنایات و مساعدتهای ویژه، ارزشمند و گرانبار مدیر و یا مسئول توانا، خدوم، تلاشگر، بی ادعا، مردمی ، جناب آقای …. که توانسته اند با درایت، گامهای سترگ، بسیار موثر و تحسین برانگیزی را در پیشبرد اهداف عالیه سازمان، تولید، توسعه و پیشرفت همه جانبه مردم همیشه در صحنه، فهیم، قانع، سختکوش و بردبار منطقه… بردارند، شاهد … بوده ایم که بی شک در هیچ زمان، عصر و دوره ای نمی توان چنین مدیریت برآمده از تفکر، تعقل ، تدبر و مردم داری را به مشاهده نشست!!!”

و یا جایی خوانده اید :” جناب آقای …. عزم و اراده بی همتایتان را در انجام اقدام ماندگار و اثرگذار … که نشان از درایت و تدبیر حضرتعالی داشته و می تواند برگ زرینی، نقطه عطفی و یا ستاره درخشانی باشد بر کارنامه، تاریخ و یا تارک آسمان توسعه و پیشرفت همه جانبه منطقه… به ستایش و نظاره ایستاده ایم. دستان بلند همتتان، استوار باد….!!!!”

بله. با پدیده ای روبرو هستیم به درازای تاریخ بشر، بنام تملق و چاپلوسی. حال که بازار تعریف ها و تمجیدها  و تشکرها و “فدایتان شویم” های تبلیغاتی بسیاری از افراد حقیقی و حقوقی، بر عملکرد مدیران باقیمانده از دولت قبل، در آستانه پاییز برگ ریز مدیریتی، گرم است، در مورد این پدیده مذموم و نکوهیده و ناهنجار، قدری کلنجار خواهیم رفت.

چاپلوسی زائیده ضعف نفس و اسارت روح انسان در برابر انسان دیگری ـ صاحب منابع ، قدرت و ثروت ـ است برای رسیدن به اهداف و منافع شخصی. تملق و یا چاپلوسی، سریعترین و کم هزینه ترین راه برای رسیدن به موقعیت اجتماعی و منزلت سازمانی دروغین است.

این هنر! در ذات انسانهایی است که بصورت طبیعی و شایسته و بایسته، لیاقت داشتن جایگاه اجتماعی و سازمانی فعلی خود را نداشته و با متوسل شدن به زبان بازی، خبرچینی، جاسوسی، دورویی، تعریف و تمجید بیش از حد، ضعف ها، کاستی ها و بی کفایتی های خود را پنهان می دارند.

وجود رابطه، بجای ضابطه و قانون و عدم شایسته سالاری زمینه های اصلی بروز این پدیده را فراهم می کند. هرچند وجود متملق ها ، آفت بسیار بزرگی در مدیریت کشور است، اما مدیران تملق پذیر نیز در این انحراف و آفت، به میزان چاپلوسان، مقصرند. از آنجاییکه تملق و چاپلوسی، مدیر تملق پذیر را سرمست غرور می کند، زمینه انحصارطلبی فکری وی را در اقدامات و تصمیماتش به گونه ای فراهم می سازد که دیگر زمان و فرصتی برای شنیدن نصایح مشاوران، دلسوزان، ناصحان، منتقدان و معتمدان نخواهد داشت. این خود بستر دروغ، فریب، انحراف، رکود، از دست رفتن فرصت، ایستایی در توسعه و رشد، دست اندازی به بیت المال، رانت و هزاران ناهنجاری مدیریتی را فراهم می کند. از اینرو است که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:” به صورت چاپلوسان، خاک بپاشید.”

بدیهی است مسئولان تملق پذیر، زمینه مناسبی برای حضور و ارتقای چاپلوسان بی کفایت را فراهم می کنند، بنابراین اگر در جایی بوی تملق، تعریف و تمجید بیش از حد و تبلیغاتی را فهمیدید، احتمال دهید که: این مسئول مورد مدح است که خود زمینه این اقدام را فراهم کرده و چه بسا، پنهانی به عوامل خود دستور چنین اقداماتی را داده است. حتی برخی اوقات شاهدیم برخی از تعریف و تمجیدها و تشکرها، با هزینه خود مدیر مربوطه، در روزنامه ها، سایتها و پیامکهای تلفنی منتشر می شود.

انواع چاپلوسی را نیز می توان به موارد زیر تقسیم بندی کرد:

۱ ـ تعریف ، تمجید و تحسین بیش از اندازه : فرد متلمق، هر اقدامی را از سوی مدیر خود تحسین و تمجید می کند.

۲ ـ لطف و مرحمت: فرد خودشیرین، در برآورده کردن اهداف و نیازهای مدیر خود، هرچند بر خلاف موازین اخلاقی و قانونی، نظیر جاسوسی و خبرچینی، از هیچ اقدامی فروگذار نیست و به این نحو مدیر خود را به نوعی مدیون خود می سازد.

۳ ـ هم سویی عقاید: چاپلوس ، تملق گوی مدیر است نه تملق گوی بادمجان. یعنی فرد چاپلوس، کلیه اقدامات، تفکرات و سخنان خود را بر حسب میزان خوش آمد مدیر خود از موضوع و یا شخص مورد نظر، تنظیم می کند. (یادم می آید در حضور مدیریت فقید شرکت سنگ آهن مرکزی، چاپلوسان تا می توانستند، گوی سبقت را در بدگویی و نمامی از رئیس دانشگاه آزاد اسلامی وقت، (بدلیل اختلافی که بین این دو نفر بود) از یکدیگر می ربودند).

۴ ـ خودنمایی: یعنی چاپلوس، در رفتار، آداب، زبان و قلم خود ، تنها و تنها رضایت مسئول خود را در نظر میگیرد به گونه ای که نزد وی لایق تر و با صلاحیت تر به نظر برسد.

البته در مقابل، یکی از بهترین و مناسب ترین روشهای برطرف کردن رفتارهای تملق آمیز، خاموشی و عدم پاسخ مثبت به رفتار آنان از سوی مسئول مربوطه است که باعث می شود افراد متملق، روش خود را برای رسیدن به اهدافشان، ناکارآمد بدانند و از تکرار آن بپرهیزند.

همچنین اهمیت دادن به نقد، احترام به منتقد، ارزش قائل شدن به رفتارهای مناسب کارکنان، اهمیت بخشیدن به توانایی و عملکرد آنان، در نظر گرفتن ملاکهای شایستگی از قبیل تجربه، تخصص و تحصیلات، و … می تواند ریشه تملق و چایلوسی را در یک سازمان بخشکاند.

یادمان نرفته است که حضرت امام خمینی (ره) دربرابر افراط در تعریف و تمجید نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی (حجازی)، سخت برآشفتند و جنین اظهاراتی را بر خلاف ادب و متملقانه دانستند.

همچنین حضرت علی (ع) امیر المومنین، در برابر سخنان تمجیدانه و لفاظانه یکی از سرداران خود که حضرت را می ستود، فرمودند:” من بزرگ تر از آنم که در دل داری و کوچکتر از آن که بر زبان.” پس در می یابیم که آنانکه به زبان، تعریف و تمجیدها راه می اندازند، چه بسا در دل، بدان اعتقادی ندارند.

اما گویا اکنون، برخی از مسئولان، تبعیت از راه حضرت امام(ره) و فرامین امیر المومنین (ع) را فراموش کرده اند که اینگونه نه تنها دربرابر تمجیدها و تعریف ها و تحسین ها و آفرین ها، سرمست غرور می شوند که خود زمینه و هزینه انجام چنین تبلیغاتی را نیز می پردازند. غافل از اینکه مردم و دولتمردان امروزی، فریب چنین تبلیغاتی را نخواهند خورد و خرد جمعی، همواره سره را از ناسره تشخیص داده است.

والسلام ـ سید امین رضوی aminrazzavi.blogfa.com

۱۰ نظر

  1. بابا برقی می‌گه:

    سلام:سید جان هدفت از این تفرقه اندازیها چیست؟…

  2. سید امین رضوی می‌گه:

    بابابرقی عزیز نمی دانستم که چاپلوسان و متملقان به صورت متحد و گروهی به اینکار دست می زنند که نوشته بنده تفرقه اندازی به حساب می آید. هر چه در این چند روز دراین باره تحقیق کرده و نوشته خواندم، به این نکته برنخوردم. جالب است. شاید در بافق، افرادی آگاهانه و متحدانه دست به تملق می زنند که در مذمت ان سخن گفتن، تفرقه اندازی است. شاید باز هم ما در چیزی سرآمد همه شده ایم و خود خبر نداریم.

  3. رضادهقانزاده بافقی(رخصت) می‌گه:

    سلام بر سید بزرگوار
    ابتداعا به بابابرقی که خودرادرلفافه بابا و برق پیچیده عرض کنم که یکی از نشانه های شجاعت در گفتار این است که بقول قدیمیها سخنگومرد و مردانه حرفش را بزند وبا ایما و اشاره و درپشت القاب خودرابی هویت نکند ( استفاده ار اسامی جعلی). بنده در گفتار برادر بزرگوارم جناب آقای رضوی هیچ نشانها یی از تفرقه افکنی ندیده ام و به قلم شیوا و جسارت ایشان احسنت میگویم که بر خلاف رویه مرسوم خنجر ازپشت نمیزند و ازروی دلسوزی تذکر مشفقانه میدهد . کاش همه ما تذکر دادن رایاد میگرفتیم و به یکدیگر باتذکردادن یاری میرساندیم. امیدوارم خداوند منان درک صحیح مسائل را به همه ما عنایت فرماید
    تابعد…رخصت

  4. رضا می‌گه:

    جناب اقای رضوی بسیار خوب موضوعتان را انتخاب کرده اید اما شما با ید بدانید که در شرکت وحتی برخی افراد در بیرون از شرکت سنگ اهن رزق خود را از طریق چاپلوسی وخرا ب کردن دیگران بدست می اورند وفقط خبر چین برخی از روسا می با شند انشا ئالله با همت دولت جدید پرونده اینها جمع شود ومردم نفس راحتی بکشند انشا ئلله

  5. علی می‌گه:

    خدائیش منم موندم اینهمه پارچه زدن توی بافق واسه یه شخص خاص چه معنی میده با دادن القاب مهندس فلان و بهمان اونم از طرف کجاها مثلا هیئت فلان.مسجد قلان.شرکت فلان اداره بهمان وووو
    این بغیر از تملق و چاپلوسی میتونه باشه
    بابا برقی فکر کنم یه چراغ موشو هم نباشی!!!

  6. محمد علی فتاحی می‌گه:

    باسلام
    متن ارائه شده توسط سید بزرگوار نشان از وجود این آفت در جامعه بخصوص در بعضی از ادارات دولتی می باشد که شایسته است به این حدیث معصوم (ع) توجه کنیم و آن را از خود وجامعه دور کنیم
    هر کجا دیدید که انسان متملق تملق شما را میگوید به صورت او خاک بپاشید

  7. همکار می‌گه:

    جناب اقای رضوی.به یک نکته مهم توجه نکرده اید.میدانید که میگویند هر کس از مخلوق تشکر نکند از خدا تشکر نکرده است؟.حالا سخن من این است تمام انهایی که کلماتی مانند خدوم و مردمی و ..وانچه شما گفتیتد به کار میبرند ایا تملق است؟ایا نباید انرا که مردمی است و خدوم و.. نام برد که دیگران و از جمله شما او را متملق میخوانید؟بله عده ای در راستای تشکر زیاده روی میکنند و کار به چاپلوسی میانجامد و عده ای هم واقعا و فقط برای چاپلوسی تشکر میکنند نه برای خدا.اما همه اینطور نیستند.از همه اینها گذشته جامعه امروزی بسیاری از ملاکهای خدایی را از دست داده و شما اگر وزیر و وکیل و مدیر را با همین کلمات تحویل نگیرید یا در حل مشکل این شهر کوتاهی میکند یا اصلا کاری نمیکند.حال خود قضاوت کنید .بله مسئول باید برای خدا کارکند ولی همان مسئول خدایی هم نیاز به تشکر دارد و گاها انچه انرا شما تملق میخوانید

  8. ماشاالله شمس الدینی می‌گه:

    سلام وعرض ادب خدمت آقاسید دوست داشتنی
    بله فرمایشات شما درست وبجاهه ولی سید جان تشکر وقدر دانی هم به نوبه خود لازم وضروریه حالا اون دسته از ذینفان رو که همه میشناسن و با تغیرات محلی اونا هم روش خودشون رو تغیر میدن جای بحث ندارن اما برای مردم عام گاهی با ارسال پیامکی دلنشین و نوشته ای شیرین میتوان خستگی رو از تن خادمان دلسوز دیارمون بدر کنیم .
    البته نقد هم باید باشه که اینکار لازمه جبران اشتباهه. ممنون از مطالب زیبا ودلنشین شما.

  9. 777 می‌گه:

    سلام
    موندم ما بافقیها سر هر صحبتی که می شه یه طرفش باید بندسنگ آهن و کارکنان اونا باشه بابابذارین طرف حرف حسابشو بزنه

  10. سید امین رضوی می‌گه:

    احسنت آقا و یا خانم ۷۷۷… این یکی از نکات منفی وجود این شرکت معدنی در کنار شهره (_در کنار نکات مثبت زیادش) که همه چی رو تحت شعاع خود قرار میده