شنبه ۲ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۷:۳۵:۲۵ بعد از ظهر

کار فرهنگی همان چیزی است که حاضرم جانم را فدایش کنم

کد خبر: 3662
تعداد بازدیدکننده: 833
تاریخ: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱

یادواره شهدا و کلامی جانانه شاید مخصوص زحمتکشان فرهنگی از مقام معظم رهبری (مدظله العالی ):
کار فرهنگی همان چیزی است که حاضرم جانم را فدایش کنم.
هر یادواره ای با هدف ترویج فرهنگ شهید و شهادت ، در کنار سخنرانی و میهمانان متعددی که دارد ، غرفه های متفاوتی نیز  در دل خود جای میدهد تا بتواند فاصله ی بازدیدکننده با شهدا را با قرار گرفتن در کنار لحظه ها و  حس کردن آنها کم نماید .
یادواره پنجم شهدای سنگ آهن مرکزی ایران و شهرستان بافق نیز غرفه هایی داشت :
 شیعیان ما از ما آغاز و به سوی ما باز می گردند ، شهدا بسوی مولا بازگشتند .
 مسئولان ما بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت ارواحنا فداه است.
اینها از جمله عباراتی بود که قصد تلنگر زدن به بازدیدکننده را دارد ، عباراتی هم از اسرا ماموریتی این چنینی داشتند :
“حالمان خوب است و هیچ نگرانی نداریم” ( نامه یکی از اسرا در زمان اسارت ).
بعد از آزادی می گفتند :
یک چراغ برای ۵۰ نفر در زمستان با هوای ۵ درجه زیر صفر
بیرون رفتن از سلول هر ۲۴ ساعت فقط نیم ساعت
یک پرتقال برای ۴ نفر چهار مرتبه در طول سال
۱ عدد نان برای هر نفر صبح و ظهرو شام
۸ لیتر نفت برای یک هفته در زمستان
جای خوابیدن هر نفر ۳۰ سانتی متر
اما از زبان پزشکی که آماده کمک رساندن به هموطن رزمنده اش است : “و کربلا را تو مپندار که شهری است میان شهرها ، کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران حسین راهی به آن نیست” .
رزمندگان جبهه نرم این گونه نگاشته بودند : “شهدا بزرگ لبیک گویان مکتب قرآن و ولایت هستند”
جان کلام ورزشکاران شهرمان این بود : ورزش تمرین تحملهاست .
از بازدید کننده جوانی خواستم دیدن غرفه ای را به من توصیه کند او آخرین غرفه را پیشنهاد کرد غرفه ای که نهال انقلاب با قرآن و ولایت و معرفت توسط جوان امروز در حال آبیاری است نهالی که هنوز دشمنانش امید دارند با ضربه های تبرهایی چون جنگ نرم و شیطان پرستی و بیحجابی ، قطع کننده اصالت ، شهامت ، ولایت مداری و .. آن باشند .
از طرفی پایگاهی بر آن شده بود تا اهمیت دادن به نماز حتی در صحنه نبرد را به صحنه بکشد اما میتوان به جرات گفت جایگاه کلام شهید آوینی بسیار خاص است که فرمود: شاید جنگ خاتمه یافته باشد ، اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت ، زنهار این غفلتی که من و تو را در خود گرفته است ، ظلمات قیامت است .
غرفه ای متفاوت تر از غرفه های دیگر عکس تمام شهدا را کار کرده بود ولی بر ورودیش نگاشته بود عملیات پیاده در جهاد اکبر (جنگ نرم) ، بحثشان مبارزه در هر لحظه حتی در همین یادواره شهدا بود از مجله و گاهنامه و لوح های فشرده که ابزار مبارزاتی این روزشان بود که بگذریم کلام زائر پیاده حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) ، سید علی اکبر ابوترابی با عنوان پاک باش و خدمتگذار ، خوانندگانی خاص داشت :
راز عظیم خلقت گنجینه بزرگ آفرینش و آنچه را عرفا و زهاد و اهل علم دنبال آن می گردند چیزی نیست به جز خدمت به خلق آن هم بدون چچشم داشتی. شخصی سوال کرد چقدر ؟ فرمود : آنقدر که خاک بشوی و مردم در رسیدن به خواسته های مشروعشان پا روی تو بگذارند .
اما شاید تکان دهنده ترین غرفه آن بود که  مادر جانبازی بود که هنوز با جنگ تحمیلی درکنار فرزند در بستر افتاده اش دست و پنجه نرم می کرد و تنها سخنش این بود که : پسرم هدیه جنگ به تو مرا صبورتر و استوار تر کرد .
اینجاست که می توان فهمید چرا بازدیدکننده ای نوشته بود :
خدایا ببخش ما را به خاطر تمام کوتاهی ها . شهدا دعا کنید شهادت نصیب ما گردد . خوش به سعادتتان
 محمد مهدی علیزاده فلاح

۲ نظر

  1. بافقی می‌گه:

    با احترام به اسرا و رزمندگانی که مخلصانه دفاع کردند وای واقعا بعضیها زیادی اغراق می کنند برای نمونه یکی از اسرا در یکی از زندانهای عراق از بدی امکانات وشنگنجه می گفت ودیگری چیز دیگری

  2. رضا می‌گه:

    یاد شهید و یادواره خیلی خوب است اما به شرطی که ارگان برگزارکننده اغراق نکند وسودجوییهایی در این میان پیش نیاید که نه تنها خدارا خوش نمی آید بلکه شهید هم راضی نیست.ما چقدر شهیدان را می شناسیم ماباید در این یادمانها اهداف عالیه شهدا را جویا شویم وبا استعانت از خدای متعال ریشه فساد وفحشا و جرائم در بافق را کوتاه کنیم