سه شنبه ۵ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۶:۳۵:۴۱ قبل از ظهر

اردیبهشتهای بافق، محک تدبیر حاکمان

کد خبر: 39388
تعداد بازدیدکننده: 123
تاریخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

IMG_1491

 

شاید گزافه نباشد اگر اردیبهشت را در بافق محکی بدانیم برای تدبیر حاکمان!

چند سالی هست که اردیبهشت، این بهشت ماه فصلها در بافق دیگرگونه آغاز می شود،گاه جهنمی می شود و گاه برزخی!! جهنمی از دود و گازاشک آور و به رخ کشیدن چنگ و دندان دولت و ملت در سال ۹۰ و برزخی از تصمیمات بجا و نابجا در اردیبهشت ۹۳ و اینکه اردیبهشت کی در بافق بهشت خواهد بود باید بود تا صبح دولتمان بدمد.

اریبهشت ۹۳ از راه رسید و چند سالی هست که این ماه دارد جزء تارخ ماندگار بافق می شود .

در اردیبهشت ۹۰ حس مطالبه گری مردم با تلنگری به خاطر نوعی بی تدبیری حکام وقت استان بیدار و دارالشجاعه خودی نشان می دهد ماندگار.اما در اردیبهشت ۹۳ انتظار حرکت طرفهای رودر رو مانند دو کشتی گیر خبره و گوش به زنگ، تعیین کننده شده و تا حدی ریسک وار!!

از حوادث اردیبهشت ۹۰ سه سال گذشت و تا امروز هیچ کس حاضر نشده در واکاوی چرایی وقوع آن ماجرا جلسه ای رسمی برگزار کند و درباره فرصت سازی و فرصت سوزی ای از آن واقعه برای بافق اتفاق افتاد سخنی به میان آورد اما آنچه مسلم است اینکه با روشی که حاکمان آن روز استان در دولت عدالت و مهروزی در پاسخگویی به مطالبات به حق مردم به کار بردند جز بد نامی برای آنها و بی اعتمادی به دولت آن روز چیزی بر جای نماند.

مسلما وعده های اجرایی نشده،محرومیتهای ناحق،گزارشهای غیر واقعی از اوضاع بافق و مسائلی اینگونه آتش زیر خاکستری بود که با وزش باد تغییر مدیریت در یک مجموعه معدنی شهر شعله ور شد و شد آنچه نباید.

و از طرفی حرکت مهار نشده مردم بهانه ای شد برای فضاسازی های مسموم در ذهن بالادستان تصمیم گیر و غارت طرحهای توسعه ای خصوصا صنعت ریلی شهرستان.

و امروز در حالی اردیبهشت دیگری از راه رسیده که دغدغه هایی مثل واگذاری کامل شرکت سنگ آهن مرکزی،تغییر در هیات مدیره این شرکت،شایعاتی مبنی بر تغییر قریب الوقوع مدیر عامل بومی،به سرانجام نرسیدن ملزومات زیرساختی توسعه و پیشرفت مانند جاده و گاز و …،نمایان نشدن قامت کارخانه های جوار معدنی، ،حل نشدن ماجرای مرزهای جغرافیایی و موضوع معدن D19 و به اینها اضافه کنید بازگرداندن تنها مدیر کل بافقی از استانداری به آموزش پرورش پس از انتصاب فرماندار غیر بومی برای شهرستان مانند یک هاله غبارآلود فضای فکری مردم بافق را مکدر نموده و دریغ از پاسخی قانع کننده از سوی مسؤلین چه استانی چه کشوری!!!

رفتار برخی از اعضای شورای اسلامی شهر در اطلاع رسانی از شرح ماوقع و انجام چند مصاحبه و تشکیل چند تجمع چند ده نفری و صدور بیانیه هم تنها برگ برنده مسؤلین بافق در هفته گذشته برای تنویر افکار عمومی و جلوگیری از هرگونه شایعه سازی بود که مسلما کافی نبوده و نخواهد بود.

مسلما اگرچه آنچه امروز در اردیبهشت ۹۳ در بافق آن هم در پشت درهای بسته تصمیم گیری در حال رخ دادن است شفاف نیست و قدرت تصمیم گیری را از مردم گرفته، اما تاریخ بخوبی قضاوت خواهد کرد که دولت تدبیر و امید!! با تصمیمی که خواهد گرفت در آزمون تدبیر برای بافق سرافراز بوده یا خیر؟

امید آنکه فضای ایجاد شده در اردیبهشت ۹۳ بافق سناریوی از پیش نوشته شده ماهیگیران از آب گل آلود نا آگاهی و احساسات نباشد و مترصدان بردن فرصتهایی که امروز به بافق رو آورده دست از پا درازتر برگردند.

محمد علی قاسم زاده

۱۵ نظر

  1. علی می‌گه:

    هنوز زخم آن روز ها رو دوش جوانان این شهر مانده و زخمش خوب نشده آقای استاندار اشتباه استاندار قبلی را تکرار نکن شما یزدیها چه دشمنی با بافق دارید

  2. salim می‌گه:

    سلام
    زیبا و کامل نوشتی
    اصحاب رسانه و علمای اهل قلم و دوستداران وطن بیکار ننشینند
    یا علی
    همه برای جلوگیری از تاراج اموال بیت المال بسج شوید
    این موضوع باید به محضر رهبر انقلاب برسد
    آقای امام جمعه چه نشسته ای؟
    اداره اطلاعات چه میکنی؟
    سپاه پاسداران وبسیج کجایید؟
    خانواده های شهدا بیدار باشید
    یا علی….

  3. بافقی می‌گه:

    ای کاش بافق سنگ اهن را نداشت تامسولین شهرکمی به فکر مسائل دیگر شهرمان بودندهرکجا که برویم فقط حرف سنگ اهن هست

  4. mahdi می‌گه:

    فریاد تماشاگران بلند است همه دغدغه مسابقه پایانی را دارند این بازی را اگر ببازند کار تمام است و سقوط میکنند
    روزگاری در تیم ، دایی که پا به توپ و سر به توپ میشد خیال همه راحت بود اما امروز وی در زمین نیست
    امروز نکونامی داریم که خوب بازی می کند و خوب کار می کند ولی چه کنیم که باز مثل گذشته دفاع و
    چپ و راست خوبی نداریم ، دربازبانمان هم که عابدزاده نمی شود لذا اوضاع خوبی نداریم
    این است که دوباره تماشاگران و طرفداران فریاد بی تدبیری و کم کاری سر می دهند و از مسئولین باشگاه می خواهند که
    تیم قوی و درست حسابی بسازند ، بازیکن سازی کنند و از نیمکت نشینان بهره ببرند
    خدا کند بازی را ببریم که اگر نبریم دوباره تماشاگران به شدت نامید و عصبانی ازاین تیم و … می شوند و خدا مابقیش را بخیر کند

    منظور از:
    تیم همان بافق
    دایی همان دهستانی
    نکونام همان عسکری
    سایر بازیکنان همان مسئولان
    مسئولین باشگاه همان بزرگان
    تماشاگران همان فعالان و مردم
    مسابقه پایانی همان کسب امتیاز و جستن در راه توسعه بافق

  5. محمد می‌گه:

    ببخشید یه سوال آقای عباس یزدانی کجاست آقای یزدانی ما روی شما برا نماینده مجلس حساب باز کرده بودیم کجایی آخه بیا تو میدون نا امید نکن مردم رو از خودت

  6. محمد رضا می‌گه:

    سلام .بخاطر بی تدبیری برخی از مسئولین در آن زمان تمام جوانانی که در این صحنه بخاطر دفاع از حق بافق کتک خوردند از همه چیز فاصله گرفته اند .این گونه مدیریت ها به ضرر نظام تمام می شود .هر کس زورش بیشتر است او برای مملکت تصمیم بگیرد وهرکس نفوذش بیشتر است جلوتر است وعدالتی نیست .

  7. ماماشاالله حاجی شمس الدینی می‌گه:

    سلام
    فعلا که همه دارن سعی میکنن جلوی این کار غیر قانونی به این شکل رو بگیرن همه ما به اوامر حکیمانه حضرت آیت الله امام خامنه ای سر تعظیم فرود می آوریم و در اجرای اصل ۴۴ هیچ گونه جای بحثی نیست جایی که قابل تامل و بحثه نحوی اجرای آن و ۱۰درصد قانونی حق شهره و الا اگه از مسیر قانونی دنبال شه کسی متضرر نمیشه.
    امیداست با توکل به خدا و حفظ همدلی به نتایج مطلوب و راضی کننده ای برسیم.

  8. مبارز می‌گه:

    اون آقایونی که کاسه داغ تر از آش شدن و مجلس سخنرانی حجت الاسلام دانشمند رو به هم زدند کجان…
    اگر به خیال خودتون خیلی شهامت دارین الان
    بیاین رگ گردنتون رو سیخ کنید و برای دفاع از حق مردم فریاد بزنید.
    پس چرا ساکت نشستین…… شاید هم حق السکوت گرفتین.

  9. محمد می‌گه:

    دوستانی که درقضیه آب نمای آهنشهریقه پاره می کردند که اسلام ازدست رفت حالا کجانشستند چراازحق قانونی وشرعی بافق دفاع نمی کنند اون روزنامه یزدی که برای قضیه آبنمای آهنشهرغوغا به پاکرده بود الان کجاست
    چرادرمقابل حق این شهرغارت زده حرفی نمی زنید مردم به امید دخیل عباس وجوکارننشینید همه اینها درجریان خصوصی سازی بودند مگرمی شورقضیه آبنمای آهنشهردرعرض چندساعت تاپایتخت خبردارشوندامانماینده این حوزه از خصوصی کردن معدن سنگ آهن خبرنداشته باشد خوش باورنباشید که کلاه برزگی برسرتان رفته

  10. محمد می‌گه:

    دوستانی که درقضیه آب نمای آهنشهریقه پاره می کردند که اسلام ازدست رفت حالا کجانشستند چراازحق قانونی وشرعی بافق دفاع نمی کنند اون روزنامه یزدی که برای قضیه آبنمای آهنشهرغوغا به پاکرده بود الان کجاست
    چرادرمقابل حق این شهرغارت زده حرفی نمی زنید مردم به امید دخیل عباس وجوکارننشینید همه اینها درجریان خصوصی سازی بودند مگرمی شودقضیه آبنمای آهنشهردرعرض چندساعت تاپایتخت خبردارشوندامانماینده این حوزه از خصوصی کردن معدن سنگ آهن خبرنداشته باشد خوش باورنباشید که کلاه برزگی برسرتان رفته

  11. عزیز می‌گه:

    اقا چه حرفهایی می زنی اگر مدیر مسول هستی نباید هر حرفی بزنی مردم را به وحدت دعوت کن مسئوولین حواسشان است پیگیر مسا ئل هستند

  12. عزیز می‌گه:

    باز هم می گویم مسئولین حواسشون است موضوعات را در حال رصد کردن هستند مطمئن باشید منافع بافق را بر هر جایی دیگر ترجیح خواهند داد

  13. محمد می‌گه:

    دوست عزیز جناب عزیز
    تا حالا هم به امید همین مسئولان نشسته ایم که بر سرمان آمده آنچه دیدید و بهتر میدانید.
    بیاد داشته باشیم حق گرفتنی است نه دادنی!
    همین که مردم پیگیر مسایل خود باشند و از ناکارآمدند حساب بخواهند در قدم اول کافی است.
    امید است نیاز به قدمی محکمتر نباشد.
    یا علی

  14. عزیز می‌گه:

    محمدجان تاریخ گواه این است که حق خوردنی است اگر داد هم بزنی حقت را می خوردند

  15. حامداقا می‌گه:

    اقای قاسمزاده مطالب خوبی نوشتی ولی کو گوش شنوا .