سه شنبه ۵ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۷:۱۳:۵۸ قبل از ظهر

مبایعه نامه سنگ آهن چغارت بافق

کد خبر: 39416
تعداد بازدیدکننده: 273
تاریخ: ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

عکس خودم

فروخت به مبایعه غیر شرعیه ٰ  غیر صحییحه و غیرعرفیه  آقای ابن ابی  از مال خالص مردم محروم بافق و توابع همگی و تمامی موازی شش دانگ معدن سنگ آهن چغارت به مساحت شهرستان بافق که مساحت دقیق برای کاتب هنوز مشخص نمی باشد و به حدود اربعه  ی آن به شرح ذیل می باشد

شمالا به طول  ۱۰۰کیلومتر تا نزدیکی های ساغند و جنوبا به طول ۲۰ کیلومتر محدود به هتل نیکان که از قرار معلوم درآینده ی نزدیک به هتل زاینده رود یا هتل نیک کار تغییر نام داده می شود شرقا به طول خدا کیلومتر تا معدن چاه میر منتهی به روستاهای فروخته شده بشکان و خوسف غربا به طول ۲۵ کیلومتر به ریگ های صادق آباد و رود خانه ی شور با جمیع لواحق  شرعیه و عرفیه از قبیل طرح توسعه / انبارها /اموالها اعم از منقول و غیر منقول /اشجار /ابنیه اعم از قدیمیه و جدیدیه که قبلا به رویت خریدار رسیده  مشارالیه ها سال های سال حتی قبل از خریداقدام به برداشت محصول و درآمد می نمودند و در مواردی این ملک را ارثیه ی پدر خود می دانستند فی الحال در حین تقریر مبایعه نامه بشکن بشکن می زنند

خریدار : بنا بر اقاریر صریح فروشنده مثلث زر و زور و تزویر می باشد و منبعد در این مبایعه نامه مافیای قدرت و ثروت خوانده می شود

ثمن مورد معامله : آنچه از قرائن و شواهد بر می آید در دولت عدالت محور راستگویان به جهت رفاه حال خریدار و اینکه ثمن مورد معامله باید در راههای خیریه مورد استفاده قرار گیرد فقط ثمن اموال منقول از طرف مافیای قدرت که همان خریدار است پرداخت می شود و اصل ملک فروخته شد به یک گرم نمک طعام و یک ریال وجه المصالحه که مقرر شد مبلغ فوق پس از طی مراحل قانونی و غیر قانونی  عندالمطالبه پرداخت شود چون هم بایع و هم متبایع عاقل و بالغ و متدین به شارع مقدس بودند و در عین صحت و سلامت این عقود را منعقد کردند هر گونه حقی و غبنی برای بایع متصور باشد صلح نمود به ابقاء در هیئت مدیره برای مدت معدودی  و صیغه ی مبایعه در اتاق های بسته جاری گردید  واسقاط کافه خیارات خصوصا خیار غبن فاحش از طرفین بعمل آمد

شرایط و تعهدات بایع

۱– بایع متعهد گردید در شرایط امنیتی و دور از اطلاع مردم و شرکای واقعی که در این مبایعه نامه کارگران خوانده می شود نسبت به تحویل ملک اقدام نماید

۲- بایع متعهد گردید نسبت به اخراج بومی ها  ی بافقی از هیئت مدیره مبیع  اقدام کند و هیچگونه اقدامی برای جایگزینی فرد بافقی ننماید و گرنه معامله فسخ و مبلغی دوبرابر ثمن مورد معامله از بایع بابت حق الفسخ اخذ می شود

۳- بایع متعهد گردید در صورت مخالفت شرکاء آنان را یا با تهدید یا تطمیع و یا باتزویر سر جایشان بنشاند و هرگونه اعتراضی را به عوامل خارجی منتسب نماید

۴-بایع به متبایع قول مساعد داد به مرورو ظرف مدت یک سال نسبت به تعدیل شرکا ء اقدام نماید در غیر اینصورت متبایع قسمتی از ثمن مورد معامله را جهت انجام تعهدات نزد خود بلوکه می نماید

۵- متبایع متعهد گردید جهت رفاه حال سا کنین محله ی قلعه  و محله ی لرد رانندگان قطار را مجبور کند در سکوت کامل شبانه و بدون سوت زدن نسبت به جابجایی مواد معدنی  اقدام نماید و ظرف مدت سه سال آخرین بقایای سنگ آهن را حمل کند

۶- با همت والای و ایستادگی بایع  و پس از بکش و پسکش های فراوان متبایع تقبل نمود گودال حاصل از برداشت محصول سنگ آهن را برای شرکاء نگهدارد تا در صورت نیاز برای گیر انداختن شتران فراری از دست صنف قصاب مورد استفاده قرار گیرد و سالیانه یکصد شتر برای حق انتفاع از این گودال عمیق به متبایع تحویل داده شود امید است خداوند به طرفین خیر عطا کناد

وکان ذالک تحریرا  پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳

کاتب الاحقر و اقل الکتاب

قصه گوی غصه های شما

عباس ابراهیمی خوسفی

 

۲۳ نظر

  1. رضا می‌گه:

    سلام.خیلی زیبا و بسیار عالی انچه که باید گفته شود را گفتید. .

  2. kamran می‌گه:

    عباس نمی دانم بخندم یا گریه کنم

  3. بافقی می‌گه:

    یکسال بعد :مدیر عامل شرکت خصوصی سنگ آهن بافق از تسریع در صنایع جوار معدنی خبر داد و……

  4. دلسوز می‌گه:

    واقعا اینکه در لوای اصل ۴۴ ۱قانون اساسی برای رفع دیون اموال مملکت به تاراج رود خیلی جای تاسف است اگر به واقعی این اصل قانونی اعمال شود کشور متحول خواهد شد اقتصاد رشدکرده تولید افزایش می یابد و بیکاری کاهش.

  5. حسین ارجمند می‌گه:

    سلام اقای ابراهیمی.عالی بود .موفق باشید.
    تا بوده این چنین بوده و خواهد بود وبه تعبیری:
    برای قصه ها بایانی نیست چون نه گوسفندها عاقل می شوند و نه گرگ ها سیر!!!

  6. اشنا می‌گه:

    یک پیشنهاد :
    برای رفع بدهی های دولت می توان قسمتی از درامد سنگ آهن را به بنگا هاداد تا در عوض آن صنایع جوار معدنی در این شهرستان ایجاد کنند و اینگونه بدهی آنها پرداخت می شود و هم مشکلات بیکاری ، خام فروشی و حتی تولید داخلی حل خواهد شد. چرا ما همیشه راه اسانتر را انتخاب می کنیم ؟

  7. الی می‌گه:

    فوق العاده بود.

  8. ع.الف.حسین اباد می‌گه:

    سلام استاد گرامی.واقعا عالی.مرحبا به این قلم.لذت بردم استاد.واقعا مرحبا

  9. محمد رضا می‌گه:

    سلام .من از داروخانه قرصی خریده ام وخورده ام که بسیار آدم را بی خیال می کند ،عباس جان توهم آن را بخور زیرا طولی نمی کشد که مانند من دیوانه می شوی .بافق را ول کن ،بی خیال باش .معدن را می برند ،حالا یا اصفهانیا یا تهرونیا .

  10. داود می‌گه:

    چه مبایعه نامه تلخی !!!
    خدایا پس کی؟؟ ظهور مولایمان را برسان………

  11. بصیر می‌گه:

    این بود نتیجه درخواست مدیر سنگ آهن مبنی بر سکوت و آرامش مردم برای ۳ سال تا چه ها کنیم و چه ها شود و کارخانه ها می سازیم و رونق و توسعه می آوریم. رونق و توسعه برای چه کسی و کجا؟
    برای مردم و بافق؟
    یا برای …؟
    این بود وعده شما برای ۳ سال!!!
    که هنوز ۲ سال نشده، شرکت به ثمن بخس می رود!!!!
    چه شده است…………….

  12. سید امین رضوی می‌گه:

    عباس …. بسیار قلم، شیوا و زیبا بود. مرحبا…. این یک طنز اساسی است که خواننده در عین حال که به نوشته می خندد، می گرید. این طنز سیاه است و قلم توانای یک طناز… این هم شاه جمله نوشته ات ( صلح نمود به ابقاء در هیئت مدیره برای مدت…)

  13. فرنود راستگو می‌گه:

    جناب دکتر ارجمند
    تا وقتی گوسفندها عاقل نشده اند و گرگ ها هم سیر نشده اند وظیفه چوپان چیست؟

  14. حیدری می‌گه:

    عباس جان خدا رحمت کنه مرحوم حاج ملک ومرحوم آسید عبدالله طباطبایی رو پیشنهادمی کنم دفتر قباله نویسی بزن من اولین مشتری ات هستم

  15. امیر می‌گه:

    واقعا” که خود کرده را تدبیر نیست

  16. پسرخاله مدیر می‌گه:

    خدمت همه کسانی که نظر دادن سلام.هنوز هیچی نشده شما دارید خودتونو نشون میدید.من نمیدونم شما فقط چیزی را درست میدونید که به نفع خودتونه .یادتونه

  17. احمد می‌گه:

    عباس جان آفرین به این قلم مسئولین و بزگترهای بافق کاری نکنند که اتفاقات سالهای گذشته تکرار بشه .بابا به خدا این مردم بافق هم حقی دارند یک وقت می بینی که……….

  18. محمدجواد می‌گه:

    الغوث الغوث الغوث العجل العجل العجل….

  19. بافق می‌گه:

    افرین به قلمت عباس اقا

  20. الجاسم می‌گه:

    ای کاش چند سال پیش برای مدیر بومی داشتن اینقدر زحمت و رنج نکشیده بودیم. حداقل اگر در زمان یک مدیر عامل غریبه این خصوصی سازی انجام شده بود؛دلمان اینقدر نمیسوخت. ا ….

  21. محسن می‌گه:

    کاشکی کمی راستی بود

  22. محم نیس می‌گه:

    دوباره اتفاق های چند سال پیش نیاد