پنج شنبه ۳۰ام دی ۱۳۹۵ ۰۴:۴۸:۱۲ بعد از ظهر

معادن سنگ آهن مرکزی، انفال است؛ ذوب آهن اصفهان نه!

کد خبر: 39527
تعداد بازدیدکننده: 286
تاریخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

بشارت نو نوشت:معادن شرکت سنگ آهن مرکزی یعنی چغارت و سه چاهون جزو انفال محسوب شده ولی شرکت ذوب آهن اصفهان این چنین نیست.

یاراحمدی، مدیر عامل اسبق شرکت سنگ آهن مرکزی در شهریور سال۱۳۸۷ انفال را سرمایه ملت خواند که اختیار آن به دست ولایت و رهبری حکومت اسلامی است.

وی در این راستا گفت: هر آنچه که انفال است از معادن و منابع طبیعی، پدیده‌هایی هستند که وقتی به چشم اقتصادی به آنها نگریسته می‌شود دارای خروجی بوده و ورودی ندارند و اینکه چگونه بتوان با قوانین فعلی آنها را خصوصی کرد.

۹ نظر

  1. دانشمند می‌گه:

    سلام آقای دکتر از شما کمال تشکر را دارم خداوند به شما و خانواده عزت بدهدآمین

  2. بافقی می‌گه:

    آقای دکتر دلت خوشه سیاست کشور به سمت کوچک کردن دولت است و این از سیاستهای اصل ۴۴ است که یاید اجرا بشه مثل خیلی از معادن دیگه کاری کنید خصوصی شد به سرنوشت فولاد دچار نشه و رکود بونه

  3. بافقی می‌گه:

    یادتان هست دو سال پیش همین داد الان شما را دکتر زد ولی کسی همراهی او نکرد.یادتان هست که سید رضی در امامزاده در مورد انفال می خواستند بگویند اما آقایان ….هو هو کردند.

  4. محمدجواد می‌گه:

    آقای دکتر سلام اگه قراربود این مسئولین حرف حق راگوش بدهند که اوضاع این نمیشد

  5. بافقی می‌گه:

    با سلام خدمت دکتر یاراحمدی
    این مردم حقشونه بدتر از اینم سرشون بیاد
    مگه ندیدین بعد از اینکه شما را به خاطر ریز بار نرفتن خصوصی کردن شرکت از مدیریت شرکت برکنار کردند بجز اندکی قلیل هیچ کس به حمایت از شما برنخواست .
    خلایق هر چه لایق

  6. بافقی می‌گه:

    اقای دکتر بازهم شما که در زمان مدیریت صادقانه استفعا دادی ولی…………………..

  7. حمید می‌گه:

    خدا امواتت را بیامرزد آقای دکتر یاراحمدی…. چرا رفتی ….

  8. جواد می‌گه:

    سلام آقای دکتر.
    اگه مسئولین شهر اینجوری پیش برن,بله!!!!!,معادن سنگ آهن عم انفال است

  9. منتقد می‌گه:

    سلام
    کاش مطلب مردم را شهید نمی کردید
    با یک جستجو متوجه شدم دکتر این مطلب را سال۸۷ به شکل زیر خطاب به رییس بورس که در مصاحبه ای گفته بود با ادغام سنگ آهن و ذوب آهن آنها را در بورس می بریم نوشته بود:
    رئیس بورس و اوراق بهادار، پیشنهاد ادغام شرکت سنگ آهن مرکزی به شرکت ذوب آهن را به وزارت صنایع و معادن یا بهتر است بگوییم سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ( چون انگار وزارتخانه اختیاری ندارد) را داده است . به نظر می رسد احتمالاً پایین بودن سطح سودآوری ذوب آهن برای خریداران، مشخص بوده است که پیشنهاد این ترکیب غیر معمول را داده اند . ایشان بدون اینکه از ماهیت هر یک از این شرکتها اطلاع دقیق داشته باشند ، ویژگی های فنی آنها را بشناسند، وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مناطق استقرار هر یک را بدانند و یا حداقل از برنامه های توسعه ای دولت در زمینه فولاد سازی در منطقه آگاه باشند، پیشنهاد خود را ارائه نموده اند. لذا به نظر می رسد ذکر چند نکته لازم و ضروری است : اولامعادن شرکت سنگ آهن مرکزی یعنی چغارت و سه چاهون جزء انفال محسوب می شوند ولی شرکت ذوب آهن اصفهان خیر . انفال، سرمایه ملت است و اختیار آن به دست ولایت و رهبری حکومت اسلامی است . هر آنچه که انفال است از معادن و منابع طبیعی، پدیده هایی هستند که وقتی به چشم اقتصادی به آنها نگریسته می شود دارای خروجی اند و ورودی ندارند و اینکه چگونه بتوان با قوانین فعلی آنها را خصوصی کرد . به طوری که غربی ها هم با تاریخچه فعالیت ۱۵۰ ساله حتی پس از اتمام مواد معدنی شان به شکلی که در دوره های گذشته و امروز خصوصی سازی در کشورمان اتفاق می افتد عمل نکردند . در مقابل ، شرکت ذوب آهن اصفهان کارخانه ای است که از یک طرف، سنگ آهن با ویژگی های مشخص وارد و فولاد مشخص از آن خارج می شود و تجهیزات مسیر نیز مشخص است . لذا نکته غیر قطعی و مبهمی در خصوصی شدن آن وجود ندارد. اما چرا خصوصی سازی شرکت های دولتی دوباره از انفال شروع شده است، جای نگرانی است.ثانیا معدن چغارت و معدن سه چاهون، اصلی ترین معادن تامین کننده محصولات شرکت سنگ آهن مرکزی می باشند. اگر از معدن سه چاهون و ذخیره آن که دارای سنگ آهن با عیار متوسط پایین و برای کنسانتره سازی نیازمند به فرآوری است و نمی تواند خوراک ذوب آهن اصفهان محسوب شود که بگذریم، طبق آمار سال ۱۳۸۶ هیئت مدیره شرکت سنگ آهن مرکزی از ۱۷۷ میلیون تن ذخیره قابل استخراج معدن چغارت، تنها ۶۰ میلیون تن با احتمال وجود ۷۵درصد باقی مانده است که از این میزان کمتر از ۳۰ میلیون تن آن از نوع BF یا سنگ کوره بلند یا قابل اگلومراسیون است و قابلیت خوراک دهی به ذوب آهن اصفهان را دارد. این میزان با توجه به نیاز فعلی این شرکت، تامین کننده حداکثر ۵ سال تولید پس از واگذاری خواهد بود. فلذا توجیه رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار مبنی بر اینکه جایگاهی نداشته و در ادامه آن که گفته اند شاید به نفع سهامداران باشد، ولی به نفع مردم نخواهد بود.ثالثا شرکت سنگ آهن مرکزی ایران در ۱۲ کیلومتری شهرستان بافق در حاشیه کویر و در کنار شهری واقع شده است که مظلومیت آن بر کسی پوشیده نیست. در مورد این شهر، تنها می توان گفت که از سال ۱۳۵۰- شروع بهره برداری معدن چغارت- تاکنون تنها یک کمربندی به تنها خیابان شهر اضافه شده که آن هم جهت حمل سنگ آهن، فسفات، سرب و روی و سنگ های ساختمانی بوده است. اما شرکت ذوب آهن در کنار شهر اصفهان واقع شده و بخش اعظم توسعه این شهر به وجود و برکت این شرکت است. برای رفع این نقیصه (عقب ماندگی شهر بافق) بارها تدبیر شد؛ ابتدا عنایت رهبر معظم انقلاب و تخصیص ۴ درصد از درآمدهای این شرکت به شهرداری شهر بافق، نوید بخش توسعه شهر شد. مجددا در سفر اخیر ریاست جمهوری به استان یزد و تخصیص ۲ درصد درآمد شرکت سنگ آهن مرکزی جهت آبادانی شهرستان اعلام نشده بود که زنگ خطر خصوصی سازی معدن به صدا در آمده است. از طرفی حرکت های سیاسی اتفاق افتاده در دهه اخیر در این شرکت مثل اعتصاب ها، تحصن ها و مخالفت ها با خصوصی سازی در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴، اعتصاب و تحصن های کارگری جهت پیمانی شدن بین سال های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۶ و غیره ، نشان از وجود نارضایتی دائمی پرسنل شرکت و مردم منطقه از سیاست گذاری های شتاب زده دولتمردان در جهت خصوصی سازی این معدن بوده است. رابعا در صورتی که دوستان ما در سازمان بورس ، برنامه های توسعه ای قبلی و مصوبات سفر ریاست محترم جمهور به استان را مطالعه فرمایند متوجه خواهند شد که بخش عمده صنایع مصوب استان، مربوط به صنعت آهن و فولاد بوده است که از جمله آنها می توان به فولاد میبد، آگلومراسیون بافق، فولاد ۸۰۰ هزار تنی بافق ، فولاد یک میلیون تنی اردکان ، گندله سازی اردکان و فولاد سازی های خصوصی در استان اشاره کرد. لذا محصول اصلی شرکت های سنگ آهن منطقه که کنسانتره می باشد، علاوه برفولاد مبارکه و خوزستان، تامین کننده خوراک این شرکت ها نیز خواهد بود. لذا تخصیص بزرگترین شرکت استخراج کننده سنگ آهن منطقه به شرکت ذوب آهن اصفهان جهت تضمین سهام خریداران، به نظر امری غیر معمول میآید و کما اینکه جدیدا شایعه خصوصی شدن فولاد ۸۰۰ هزار تنی بافق که طرح ملی بوده وجزء افتخارات دولت در سفر به استان یزد می باشد به این ظن قوت بخشیده است که برنامه جلوگیری از حذف فاصله حمل سنگ آهن در کشور که در سال ۱۳۴۸ شروع شد هنوز ادامه دارد. در آخر، پیشنهاد می گردد به جای خصوصی سازی شرکت سنگ آهن مرکزی، به علل مطروحه فوق وجهت رفع نیازهای آموزشی، پژوهشی و مشاوره مهندسی معادن دولتی وخصوصی روباز منطقه وکشور، این شرکت ومعادن تابعه به عنوان شرکت نمونه دولتی معدنکاری روباز، دولتی باقی بماند و با ایجاد پژوهشکده پیشنهادی برای سفر دوم به نام پژوهشکده سنگ آهن استراتژی معدنکاری روباز کشور از اینجا رقم بخورد. از طرفی بخشی از دغدغه های مسئولان خصوصی سازی مرتبط با تامین مواداولیه صنعت فولاد مرتفع و نهایتا از تاراج انفال به عنوان سرمایه های ملی جلوگیری شود.