شنبه ۵ام فروردین ۱۳۹۶ ۰۷:۰۳:۲۴ قبل از ظهر

یارب این بافق چه شهریست که صد یوسف دل /به کلافی بفروشند و خریداری نیست

کد خبر: 41390
تعداد بازدیدکننده: 324
تاریخ: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

99007

نمی دانم چرا وقتی جریان خرید بی فروشنده ی چغارت بافق را شنیدم بی جهت به یاد این ابیات مرحومه پروین اعتصامی افتادم  (مارا به رخت و چوب شبانی فریفته اند) به بزرگی خدا قسم هرچه بیشتر این ابیات را می خوانم بیشتر باورم میشه که گرگها به گله زده اند و گوسفندان چه مظلوم وار طعمه این گرگهای خون آشام می شوند و امان از یک هی هیه چوپان هرچه فکر کردم اصل چهل و چهار چیه و چی می خواد بگیه عقلم به جایی نرسید و فقط یک جمله پیدا کردم اصل چهل و چهار که یک اصل مترقی هست دربافق معنی دیگری دارد وقتی چهل و چهل را در کنار هم بگذاریم و بخواهیم معادله ی خصوصی خوری در بافق را حل کنیم فقط این جوری رمز گشایی می شود یعنی چغارت از چهل نفر بگیرید  بدهید به چهار نفر این یعنی اصل چهل چهار واقعا نمی دانم حالا که با  گرگهایی سیری ناپذیری  مواجه شدیم  چه کسی باید از گله مواظبت کند ؟ نمی دانم آنانی که در قضیه ی افتتاح سیستم موزیکال دریاچه ی آهنشهر یقه ها چاک کردند و جریده ها نوشتند و فریاد وا مظلوما ی آنان گوش فلک را کر کرده بود امروز ه ها در کدام سقیفه ها نشستند ؟و چرا سکوت  کردند ؟ چرا آنانی که برای رقص چند جوان ظاهرا خام و فریب خورده ایمانشان به قول ایرج میرزا به سرعت برق بر باد می رفت آیا امروز باور ندارند این سخن زیبای پیامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله (ص) که فرمود هرکس معاش  ندارد معاد هم ندارد آیا این سروران عزیز بنده نمی دانند یکی از فاکتور های توسعه ی شهرستان بافق اشتغال پایدار می باشد و شهرستان بافق با تکیه برهمین معدن چغارت   است که می تواند اشتغال نسبی داشته باشد بزرگان بافق ای کسانیکه امروز تقییه می کنید و مصلحت را در خاموشی می بینید به ما بفرمائید راه چیه و چاره کجاست ؟ اگر مردم خدای نکرده تجمع کنند فریاد بکشند و تظلم خواهی کنند محکوم به مخالفت با نظام می شوند و در مظان انواع تهمت ها قرار می گیرند اگر جریده ای و سایت روشنگری کند و دست های خون آلود گرگهای در کمین نشسته برملا کند عامل سیاه و موساد معرفی می شود و متهم به دریافت دلارهای آمریکایی می گرد وهزاران مارک دیگر حقیر این شب و روزهای بافق را بی شباهت به شب ها و روزهای دهه دوم رمضان سال چهلم هجری قمری  کوفه نمی بینم اگر در ان شب های ظلمانی  اشباح مرگ در کوچه های تنگ و تاریک کوفه در حال رفت و آمد بودند و مترصد فرصت بودند تا جان بهترین و مظلوم ترین محبوب خدا  را بگیرند بعد از گذشت هزار پانصد سال  اشباح مرگ در قالب عالیجنابانی در سقیفه های مجلل بافق دور هم می نشینند و برای غارت بیت المال مردم محروم بافق مبایعه نامه می نویسند  ولی افسوس در این شهر عمار و یاسری نییست ای کاش همین قدر که برای مردم مظلوم سومالی غصه خوار بودیم برای بچه های محروم باغ لردو /کیش خیرآباد/ قلعه ای هایی که از معدن چغارت فقط صدای وحشتناک قطار قسمت شان شده غصه می خوردیم یا قبل از اینکه غمخوار تامین خوراک برای فولاد مبارکه باشیم برای مردم نجیب مبارکه غصه می خوردیم که  در معرض تشعشعات رادیو اکتیو معادن اطرافشان هستند راستی چه کسی باید  پاشنه ی گیوه  ی همت  را را بکشد مردم ؟ یا کسانیکه حرفشان خریداری دارد ؟ بنده هیچ کس را متهم به کم کاری نمی کنم ولی اگر نمی ترسیدم و اگر برچسب نامسلمانی نمی خوردم اگر آشوبگر خطابم نمی کردند و اگر به جای عقل معاش اندیش  عقل معاد اندیش  داشتم و نمی ترسیدم از دو ریال حقوق آموزش و پرورش و در کل آدم بزدل و ترسویی نبود  می رفتم و بر بالای مناره های قبه و بارگاه پسر موسی بن جعفر و با صدای بلند فریاد می زدم مردم بافق شما تنهائید وغیر از تعداد معدودی از فرزندان شما کسی به فکر شما نیست می گفتم ای فرزندان دارالشجاعه آنان می توانند دل در گروه دنیایشان دارند و آنان که می خواهند دستشان کوتاه و خرما برنخیل  بسه زیادی هم فضولی کردم به قول شاعر  مهربون محمود کاشانی :

دل گفت  مرا  علم  لدنّی  هوس است       تعلیمم   کن   اگر  تو  را  دسترس  است

گفتم  که  الف  گفت  دگر  هیچ    مگو       درخانه اگرکس است یک حرف بس است

قصه گوی غصه های شما

عباس ابراهیمی خوسفی

 

 

۲۴ نظر

  1. ساسان می‌گه:

    کسانی که سکوت کردند منافعشان تامین شده است و باغ ویلا ها در خارج بافق خریدند
    من و تو باید داد بزنیم تا فقیر تر نشویم

  2. محمود می‌گه:

    جناب ابراهیمی عزیز.بسیاری از دلسوزان بافق هم مثل شما بغض در گلو دارند چه باید کرد.وقتی مدیری بومی که با زحمت و ایستادگی مردم به مدیریت سنگ اهن انتخاب شده و حاضر نیست در ملا عام حاضر شود و فقط میگوید من هیچ سند و مدرک و صورتجلسه ای را در باب خصو صی سازی امضا نکردهام نمی دانیم قسم حضرت عباس را قبول کنیم یا دم خروس را.جناب مدیر اگر واقعا شما هیچ دخالتی نداشتی و از قضیه خصو صی سازی بی خبر بودی چرا نمیایی و در جمع کارکنان یا در ملا عام افشاگری کنی.ما مردم بافق زحماتت شما را نادیده نمیگیریم و اگر ادعای خود را ثابت کنی تمتما مطیع شما بوده و هستیم.

  3. فرنود راستگو می‌گه:

    آب از آسیاب افتاد سر و کله بعضی ها پیدا شد.

  4. محمد می‌گه:

    عباس اقا گل گفت ولى بنده فروش سنگ اهن به صنوق ورشکسته وخوزستانیان را به فال نیک میگرم زیرا چهل سال است که اصفهانى ها براى تداوم خواب غفلت مسئولین بافق دعا کردند وخداوند دعاى انها را مستجاب کرده وحالا صندوق وخوزستانى ها دعا میکنند نکنى خدا با یکى از انها لج کند ان وقت برعکس میشه ومسئولین ما بیدار میشن و براى شهر بافق خوب میشه پس در ناامیدى بسى امید است

  5. بافقی می‌گه:

    آقای ابراهیمی اولا یا شما اخبار ندارید و یا آنکه غرضی دارید.خوشبختانه آنها برای منافع مردم شهرشان از هیچ تلاشی دریغ نکرده اند.بعش هم همانها که شما میگویید آبشار موزیکال زدند حالا …..د

  6. باران می‌گه:

    سلام عالی بود منم صحبتم با اون مسولی هست که وقتی تیم هنرمندان امده بودتد کنار دریاچه
    هول بود که خانواده و اقوامش زود بیایند با هنرمندان عکس یادگاری بگیرند
    حالا شما توقع داری اینها دلشان با مردم باشه یا به فکر مردم

  7. حسن می‌گه:

    واقعا گل گفتی ساسان

  8. سبزدشتی می‌گه:

    با سلام خدمت غصه خوار شهرمون آقای ابراهیمی
    امیدواریم این دفعه مردم بافق با اتحاد و همدلی فارغ از هر جناح و قبیله ای دست تعرض کنندگان به این شهر و ثروت خدادادی را قطع نموده و خود زمام امور را در دست بگیرند

  9. رضا می‌گه:

    جهت اطلاع برادر عزیزمون

    ۱-سند انفال بودن سنگ آهن بافق (امیر حسین تفکری در یزد رسا)
    ۲- اخطار جوکار در صحن علنی مجلس:
    اعتصاب کاری مردم بافق، از دغدغه توسعه این شهر است/حق و حقوق مردم بافق نادیده گرفته شد (یزد رسا)
    ۳- قابل توجه سازمان خصوصی سازی برای واگذاری سنگ آهن بافق؛
    پاسخ مقام معظم رهبری به «رئیس جمهور سابق» جهت واگذاری «سهام شرکت های دولتی» به اقشارکم درآمد (یزد رسا)
    ۴-
    به رغم قول سازمان خصوصی سازی برای توقف کار؛
    سهام شرکت سنگ آهن مرکزی بافق در فرابورس عرضه می شود (یزد رسا)
    ۵- در اعتراض به عدم شفاف‌سازی سهام سنگ آهن بافق
    کارگران سنگ آهن مرکزی بافق دست از کار کشیدند (یزد رسا)
    و——-
    پس برادر آنها هم پیگیر هستند .فقط اخلاقی که دارن اینه که توی بوق و کوس نمی کنند.
    یا علی

  10. ح-ا-ا می‌گه:

    جداظلم بزرگی درحق ساکنین بافق شد.چی بگم والله دستم بجایی نمی رسد.چطورمسئولین بالارتبه گفته بودندپاکتی دراین خصوص بازنخواهدشد!
    گویند:
    توراکیسه دادندچپق چاق کنی ندادندکه هرکار،دلت خواست کنی

  11. رنجبر بافقی می‌گه:

    عباس جان مهم اینه که در خانه کسی نیست بنویس و بگو که بعضی پول می گیرند که نفهمند

  12. گمنام می‌گه:

    بی خیال فامیل اشتباه نکن توی بافق برای شما وامثال ما کارکردن فایده ای ندارد بچسب به زندگیت در بافق که می گوید مهمه نه چه می گوید

  13. لوتی می‌گه:

    گفتم که رییس گفت دگر هیچ مگو
    درشهری که رییس به دنبال حل مشکل بود آینده پس است
    جهت اطلاع جوانان همبسته

  14. کوثر می‌گه:

    اینا از برکات دولت تدبیر و امیده…! روحانی مچکریم!!

  15. استقلالی می‌گه:

    سلام.اقای دخیل عباس که می گفتند تاشورش اجتماعی جلو می روند کجاست .بابابرودنبال کارخودت فقط بلدی شعاربدی

  16. مبارز می‌گه:

    آنانی که در قضیه ی افتتاح سیستم موزیکال دریاچه ی آهنشهر یقه ها چاک کردند می دونید کجان؟؟؟
    یا سرشون را مثل کبک کردن زیر برف یا سوراخ موش خریدن و توش مخفی شدند.ترسوهای بی لیاقت.

  17. ساده دل بافقی می‌گه:

    خدا قوت عباس جان فریادرسی نداریم
    همت بافقی ها شاید رهگشای بافق شود
    به قول ایرج بسطامی
    من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غمها حبیبم کو

  18. آریا می‌گه:

    مشکل اینجاست که چند نفری خود را بزرگ بافق میدانند , همان هایی که برای افتتاح فواره موزیکال طومار نوشتند ، آنها کجایند و چرا هیچ صدایی از آنها در نمی آید؟ یادتان نیست چه به سر دانشمند آوردند وآبروی بافق و بافقی را بردند ،آنها فقط بلدند زیراب مسؤلان بومی را بزنند و با این کار ها مانع پیشرفت بافق شوند

  19. غمگین می‌گه:

    با سلام آقای ابراهیمی عزیز خدا را شکر چند روشنفکر هتوز در شهر ما هستند یاد جمله ای افتادم (
    اینک در سرزمینی زندگی میکنم که دویدن حق کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمیدوند

  20. ما می‌گه:

    سلام
    عباس آقا همین که این حرفارو با علم به عواقب احتمالی بعدیش میزنی به قول جوونای امروزی لایک داری و بدان که عاقبت بخیر میشی اگه حرف دلته.
    برادرا ترس و ناامیدی رو از خودتون دور کنید همه چیز شدنیه.
    یا حق

  21. ولی الله رنجبر می‌گه:

    با سلام و عرض ادب
    به عنوان یک شهروند دیدگاه و قلم حضرتعالی را تحسین میکنم در پناه حق باشید

  22. متی می‌گه:

    انصاف انصاف انصاف فقط یک جو انصاف

  23. امیر می‌گه:

    وقتی سایه ها دربافق حکومت می کنند آفتاب ره به جایی نمی برد.

  24. روشنگر.بهاباد می‌گه:

    بنازم از عباس آقا ی ابراهیمی بهابادی از شهر خوسف خوب بود.عباس جون چرا حالا دیگه شهر خوسف استان نمی شه؟