سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۰۹:۰۱:۴۶ بعد از ظهر

گرفتند ((معدنی)) دزدانه از ما

کد خبر: 41393
تعداد بازدیدکننده: 194
تاریخ: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

مهدی زکی زاده

 

 

تقدیم به کارگران و کارکنان زحمت کش سنگ آهن بافق و مردم زجر دیده بافق

هوای شهر بافق  طوفان گرفته

درون سینه ها غم جان گرفته

خبر داری که شهر نخل و آهن

دلش از دردِبی درمان،گرفته؟!؟!

*

تنِ((وحشی)) درونِ قبر لرزان

دوچشمِ(بافقی) زین درد گریان

نه غمخواری که با او راز گویم

نه طاقت تا کنم این درد پنهان

*

دریغا زخممان رامرهمی نیست

غمِ بی همدمی دردِ کمی  نیست

ازآن بدتر ،عذابِ بی خیالی ست

که گوین:هرچه پیش آمد،غمی نیست!!

*

اگرچه اصفهان نصفِ جهان است

دلِ زاینده رودش خون فشان است

چه ربطی دردِپا را باشقیقه ست!!؟

گمانم این میان رازی نهان است!!

*

(چغارت) از ما خریداری نمودند

چه بد ظلمی،چه بد کاری نمودند

خریدِ بی فروشنده شنیدید؟!؟!

نه ما را،خویش را یاری نمودند

*

دلِ معدن نشینان خون ازاین ظلم

فضایِ((بافق)) دیگرگون ازاین ظلم

به طعنه گفت لیلی:پاشو ای مرد

چرا میترسی ای مجنون ازاین ظلم؟!

*

دلِ ما را هراس آلوده کردند

زمین را با تماس ،آلوده کردند

هوای عشق را ازما گرفتند

وخوبان را – خلاص – الوده کردند

*

به ما هر روز رنگی تازه دادند

خبر از نام و ننگی تازه دادند

گرفتند از سَرِما خوابِ آرام

و پامان را به سنگی تازه دادند

*

زمین از ما،آب و دانه از ما

جدایی از عیال و خانه از ما

چرا محصول سهمِ دیگران است؟!

گرفتند ((معدنی)) دزدانه از ما

*

خصوصی سازی اینان چوبازیست

وبی شک در پسی این پرده رازیست

امید از دولتِ تدبیر این است

که بر این قفل وقت چاره سازیست

*

وگرنه…ما و دستِ حضرتِ دوست

که هر تقدیرِ زیبا درکفِ اوست

و خُب البته ساکت هم نمانیم

که هر کاری به جای خویش نیکوست

.

.

.

واین هم ناله ای با یاد وحشی:

چیست قصدِ قتل من آن ترکِ کافر کیش را

ای مسلمانان نمی دانم گناه خویش را

آه((وحشی)) جان ببین این دوره همچون عهدِتو

میبرند یک عده دارا روزیِ درویش را

کفر شاید ماندنی باشد ولیکن ظلم نیست

حاکم آن بهتر دور از خود کند آتیش را

گرچه سربازیم و دربازی فدایی می شویم

بی وجودِ ما ببیند شاه زودی کیش را

برکویری زادگانی از دیار خاک و عشق

نیست ترس عقرب و افعیِ سمی نیش را

ظلم کمتر کن که از بیداری و از خواب خود

دور سازی ماتم و اندوه و غم،تشویش را

.

.

کویری زاده ای عاشق کویر

مهدی زکی زاده قریه علی

 

از اهالی خوب دهستان قریه علی کوهبنان ( معلم کرج )

۳۴ نظر

  1. ابی کار می‌گه:

    با سلام
    قشنگ بود،،مر۳۰

  2. ميرسليماني می‌گه:

    به به چشممان روشن دوست عزیزم جناب زکی زاده.خوشحالم که اینجا هم آثار فاخرتان را می خوانم و به وجودتان افتخار می کنم.
    هزاران درود به شرف و غیرتتان استاد. البته غیور مردان بافقی نخواهند گذاشت چنین شود ولی درد مردم ما اصفهان و اصفهانیان نیستند بلکه استانداران یزدی در طول سالیان گذشته است که در تاریخ عقب ماندگی بافق و البته استان یزد به نسبت استانهای همجوار گاه بیگاه بروز وظهور داشته است . نکته ای را خدمتتان بازگو می کنم تا بهتر متوجه شوید.
    به سال ۱۳۴۳ که احداث کارخانه ذوب آهن در شهر بافق در کنار چغارت با آوردن آب از زاینده رود و استفاده از سفره های غنی و جوشان زیرزمینی منطقه به تصویب دولت وقت رسید استاندار وقت و زعمای یزد به طمع احداث ذوب آهن در شهر یزد ، منطقه بافق را مستعد احداث کارخانه ندانستند و اصفهان زرنگ وبیدار از این فرصت استفاده نمود و ذوب آهن را به اصفهان برد تا روزگاری حتی با قدرت دست یزد را از آب زاینده رود هم قطع نماید که سال گذشته شاهدش بودیم !!!!
    دوباره به سالهای ۱۳۵۸ بعد از انقلاب منطقه آزاد تجاری و گمرکات مرکزی کشور را باز مصوبه دولتمردان رژیم سابق بود به طمع احداث در کنار یزد به اهمال و ان قلت در آوردن به بطالت گذرانندند و کرمان بیدارتر با حضور اقایان هاشمی و میرزاده سیرجانی از استان عقب افتاده یزد قاپیده و در سیرجان احداث نمودند و حالا هم قصه تکراری دیگری است که بی عرضگی مقامات استانداری یزدو بی جایگاهی آنان را می رساند که حتی مقامات پایین دست بورس هم برایشان تره خورد نمی کنندو می گویند استاندارتان برای چه جلسه می گذارد؟؟؟؟.
    ای کاش علیرغم میل باطنیان که صفای باطن و دل پاک قاطبه مردم یزد را چونان طلای نایابی باید به چشم کشید گوشه ای از استان کرمان بودیم که مطمئنا هم ذوب آهن داشتیم و هم منطقه آزاد تجاری و هم معدن وگاز و جاده و کارخانه و سروری وآقایی.البته هنوز هم دیر نشده و می توان به خواسته سالیان دور مردم شجاع بافق جامه عمل پوشاند.انشالله

  3. حسین می‌گه:

    احسنت برشما ممنونیم ازدلسوزیتان جناب اقای زکی زاده عزیزخداوندخیرتان دهدانشاالله

  4. 1402 می‌گه:

    ناز نفست مهدی جون واقا که خوب گفتی.

  5. فرهنگی می‌گه:

    خیلی خیلی زیبا بود

    احسنت

    واقعا کیف کردم

    ایول جناب زکی زاده

  6. ماشاالله شمس الدینی می‌گه:

    سلام
    زمین از ما،آب و دانه از ما

    جدایی از عیال و خانه از ما

    چرا محصول سهمِ دیگران است؟!

    گرفتند ((معدنی)) دزدانه از ما

  7. برزگری می‌گه:

    دستتان درد نکند شعر زیبایی بود هر کس در هرکجا برای این شهر دل بسوزاند از ماست

  8. تفکری می‌گه:

    سلام”معلم گرانقدر درود برشما .احسنت به شعربجا وزیبایتان
    .

  9. لوتی می‌گه:

    ماشاا… یه دفعه تمام شهر رو می نوشتی

  10. سبزدشتی می‌گه:

    خیلی زیبا بود همه مردم حتی از اطراف بافق و روستاهای دیگر مانند دهستان سبزدشت و خرم دشت نگرانند و با مردم بافق متحد هستند تا عاقبت به خیری برای مردم حاصل گردد

  11. بافقى می‌گه:

    سىد امین رضوى کجاىى

  12. ح-ا-ا می‌گه:

    جداظلم بزرگی درحق ساکنین بافق شد.چی بگم والله دستم بجایی نمی رسد.چطورمسئولین بالارتبه گفته بودندپاکتی دراین خصوص بازنخواهدشد!

  13. عباس ابراهیمی خوسفی می‌گه:

    این دوست عزیز من از اهالی دهستان ده علی می باشد و افتخار دارم با ایشان همکار و دوستم مهدی جان بنویش و بسر ا تا شاید تلنگری باشد برای غارتگران بیت المالمردم بافق

  14. بافقی می‌گه:

    احسنت به این قلم و فکر

  15. غیرت می‌گه:

    اگرچه اصفهان نصفِ جهان است

    دلِ زاینده رودش خون فشان است

    چه ربطی دردِپا را باشقیقه ست!!؟

    گمانم این میان رازی نهان است
    بنازم این غیرتتو…

  16. محمد می‌گه:

    بسیار زیباست

  17. hamid می‌گه:

    عالیییییییییییییییییی

  18. شادکامی می‌گه:

    احسنت .حرف دل همه ما بافقی ها را یکجا و بدون کم وکاست زدی منتظر اشعار زیبا و قشنتگتون هستیم.

  19. علی می‌گه:

    بنام خدا خیلی سال از زمان فارغ التحصیلی وجذب بنده در سنگ اهن مرکزی میگذارد ان زمان بیشتر کارهای کلیدی در دستتان پرسنل غریبه بود. درقسمتی مشغول بکار شدم که مدیرش غریبه وبیش از حد قبول رشد وترقی کرده بودفردی غریبه چطور ممکن بود به این درجه برسد وقتی علت را دراو جستجو کردم به این قانون رسیدم که تفرقه بیانداز وحکومت کن برادران عزیز الان زمان ان نیست که بگوییم که مرحوم مهندس دهستانی یا اقای دکتر یاراحمدی ویا حاجی اقای عسکری چه کار انجام داده اند هر سه عزیز هر چه در توان داشتن انجام داده والحق والانصاف اگر واجدان داشته باشیم کارنامه هرسه درحد بسیار بسیاربالایی استوخدمات هر یک از این سه عزیز معادل تمام مدیران عاملی که قبلا بوده اند شما همکاران بهتر است بجای فرا فکنی با ایجاد یک شرکت که سرمایه گذاران ان تمام مردم بافق باشنداگر ان هم امکان داشته باشد نسبت به خرید ۲۸٫۵در صداز سهمی که توسط فولاد خوزستان. خریداری شده اقدام شودوقت ان رسیده که نگذارید یک مشت افراد سود جو که به دنبال منفعت خودشان هستند از این جریانات استفاده کنندوا این وضعیت پیش امده را به نفع خود استفاده کنندوالسلام. کن

  20. علی بهابادی می‌گه:

    کوتاه بیاید باختید راه اهن

  21. ابراهیمی-سبزدشت می‌گه:

    امام محمدباقر:خوبی دنیا،جزدرپیوندبابرادران واشنایان نیست.
    عالی بود.برادریت واشناییت متداوم.

  22. بىنوا می‌گه:

    ازبس همه حسرت حقوق اىن سنگ اهنى ها را خوردند

  23. رضایی می‌گه:

    آقای زکی زاده ممنون از شما.خداوندبخشکاند ریشه ظلم را

  24. متی می‌گه:

    کدام غارت کدام دزدی منصف باشید.

  25. عرض سلام و ادب و احترام خدمت تمامی برادران و خواهران همشهری ام…از کودکی هرگاه می خواستیم به ده علی برویم یا از ده برگردیم خاطره ی توقفی هرچند کوتاه در بافق برایم دلچسب بوده و هست…آبادانی و سربلندی این خاک پربرکت را از درگاه حضرت حق خواهانم….شک نکنید که آبادانی بهتر و بیشتر شهر بافق در گرو اتحاد و یکدلی اهالی و اهتمام مسئولین خواهد بود.دراین راه از هیچ کوششی نخواهیم ایستاد.از عنایت خاصه ی برادر بزرگوار و همکار فرهیخته ام جناب استاد عباس ابراهیمی سپاسگذارم.برقرار باد خاک وطنم…آباد باد جای جای ایران عزیز.مستدام باد شادی مردم بافق و دوستی شان با روستاهای همجوار خصوصا خاک گهربار و سبز سبزدشت(ده علی)

  26. مختار می‌گه:

    کاش ام …. محترم شهرمان با این مردم همراه میشد . کاش جهت حمایت از مردم شهری که سالیانی است که سرمایه شهرشان چپاول شده و هنوز نه جاده دارن نه گاز و نه آب یک هفته به نشانه حمایت از این شهر همراه این دلسوخته گان میشد. کجایید غیرتمندان ؟ ؟

  27. حامد بافقی می‌گه:

    دست مریزاد مهدی جان با این شعر ناب و بجایت جانها را تازه کردی .مرحبا به غیرتت

  28. رنجبر می‌گه:

    جدا دست مریزاد استاد معزز خدا قوت

  29. شهرياري می‌گه:

    خواهش میکنم درارائه نظریاتتون واقعیات رادرنظربگیریدوبدون سندومدرک برکسی برچسب نزنید ومدیران بومی راکه بادلگرمی وپشتوانه مردم کارمی کنند

  30. مرزا می‌گه:

    بسیار زیبا بسیار منتظر بعدیشیم تشکر

  31. ناصر -قطرم می‌گه:

    با سلام وخسته نباشید خدمت استاد عزیز زکی زاده
    خدا را شکر که هنوز هستند کسانی که در دیار غربت به یاد دیار خود هستند .انشاالله خدا نگهدارشان باشد و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند
    مردم و مسئولین بافقی حق گرفتنی است نه دادنی پس یک یا علی محکم

  32. راستگو می‌گه:

    عالی بود مخصوصا
    واین هم ناله ای با یاد وحشی : چیست قصدِ قتل من آن ترکِ کافر کیش را
    ای مسلمانان نمی دانم گناه خویش را
    آه((وحشی)) جان ببین این دوره همچون عهدِتو
    میبرند یک عده دارا روزیِ درویش را
    کفر شاید ماندنی باشد ولیکن ظلم نیست
    حاکم آن بهتر دور از خود کند آتیش را
    گرچه سربازیم و دربازی فدایی می شویم
    بی وجودِ ما ببیند شاه زودی کیش را
    برکویری زادگانی از دیار خاک و عشق
    نیست ترس عقرب و افعیِ سمی نیش را