یکشنبه ۳ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۳۹:۴۷ قبل از ظهر

کارگران مشغول اعتصابند!

کد خبر: 42149
تعداد بازدیدکننده: 171
تاریخ: ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

porfala

بیش از هفده روز از اعتصاب کارگران شرکت سنگ آهن مرکزی ایران _ بافق، در اعتراض به روند واگذاری این شرکت به بخش خودساخته شبه دولتی ها و بخش خصوصی می گذرد. حرف و حدیث ها و برداشت های متفاوتی از این رویداد مهم به شکل نوشته، پیغام، درخواست، اعلامیه، اطلاعیه و سخنرانی دارد خودش را نشان می دهد و هر کس از منظری به این کار می نگرد.

سعی خواهم کرد به عمده مسائل پیرامونی این رخداد، نگاهی بکنم.

اول: عده ای که بعضاً از دوستان و دلسوزان بافق هم هستند راه افتاده و نه بطور آشکار اما بصورت ضمنی و پوشیده، حرکت کارگران در تعطیلی شرکت بزرگ سنگ آهن را زیر سوال برده و می گویند کارگران باید به کار خویش برگردند تا با دل صبر نشست و راجع به موضوعات مورد اختلاف بحث کرد.

عده ای از این هم پا را فراتر گذاشته و با این استدلال _ که بعله دیدید ذوب آهن اصفهان با فلان معدن قرارداد بست و هیچ مسئولی از وزارت صنعت، زحمت حضور در جمع شما را بخودش نداد _ سعی می کنند اینگونه القاء کنند که مشتی که توسط کارگران پائین آمده اشتباه فاحش بوده و آنان مقصرند.

به هر دو گروه محترم باید گفت، چنین چیزی نیست.

همه می دانیم که برای بافق، راهی جز این باقی نمانده بود و این شهر کاری را کرد که می توانست و حتی، سالها هم راجع به آن فکر کرده و به این نتیجه هم رسیده بود که اگر روزی بنا شد چغارت عزیزدردانه اش به غیر واگذار شود، برایش آستین بالا بزند و گردش، جمع شود و در آغوشش بگیرد و اجازه دست اندازی به او را به کسی ندهد.

بنابراین کسانی که مخفیانه از کارگران بخاطر اعتصاب در شرکت سنگ آهن انتقاد می کنند یادشان باشد که اعتصاب و اعتراض قانونی، هم حق بافق بوده و هم انتظار آن را می داشتیم. به جای شماتت کارگران باید پرسید چرا از قبل برای این خواست عمومی، تدبیری اندیشیده نشد؟

می گویند چون برای مسئولان رده بالا، مهم نبوده ایم بنابراین کسی برای جواب نیامده و به ما بی محلی کرده اند.

این حرف را نمی پذیرم. چغارت و شرکت سنگ آهنش، برای همه مهم بوده و هست. ( حضور دو تن از بالاترین مقامهای رسمی کشور قبل و بعد از انقلاب در محوطه معدن چغارت نشان این اهمیت است). دوره افتادن عده ای برای بازگرداندن کارگران به کارهایشان هم نشان می دهد برخلاف ژستی که برخی مسئولان صنعتی گرفته اند تا بگویند لوتی نباخته اما از رنگ رخساره شان می توان فهمید که آبی به مورچه دان افتاده است. ذوب آهن اصفهان و سایر صنایع فولادی در ایران و جهان، از هر کجا و به هر قیمتی که مواد اولیه شان را تامین کنند، نمی توانند بافق و زمین های سرشار از فلزات گرانبهایش را نادیده بگیرند.(این همه اصرار در فروش سهام شرکت سنگ آهن به فولاد خوزستان و مقاومت در برابر خواست عموم بافقی ها برای لغو آن مزایده و فروش، نشان می دهد که هنوز هم پستانهای گاو شیرده چغارت، لبریز از شیره و طلاست).

دوم: با کارگروهی که از طرف بافق برای حل مشکل پیشنهاد داده شده است به این دلیل که بعضی از اعضایش از جناحی خاص هستند، دولتیان با آنان سر گِرانی کرده و به سرگردانی رسانده اند.

بی تردید پرداختن به مسائل حزبی و جناحی در جای خودش بسیار خوب و مفید است. اصلاً لذت بازی با آتش سیاست در همین زیر و رویی قدرتمندان و گردش مدار قدرت است. عده ای از اسب می افتند و افتادگانی بر اسب سوار می شوند و دوباره و هزارباره تکرار همین قصه ی بی پایان. اما درحال حاضر، هرکس حرف حقی زد و راهکار درستی داد، باید طرف مشورت قرار گیرد.

کارگران شرکت سنگ آهن به بسیاری از بزرگان و بزرگواران جناح های سیاسی بافق اعتماد نکرده و ترجیح دادند معلمی را برای پیگیری قانونی خواسته هایشان مامور کنند و او هم به عنوان وکیل آنان، هم مسئولیت دارد و هم هر حرفی بزند، فصل الخطاب است. و اگر قرار است مشکل در پشت میز مذاکره حل شود باید با نماینده کارگران به توافق رسید. مگر آنکه آنان کسی دیگر را به عنوان وکیل خویش برگزینند. تشکیک در خط فکری نماینده کارگران یا نماینده شورای شهر بافق یا نماینده امام جمعه و یا خوش نیامدن از سخنان آنان، در حال حاضر محلی از اعراب ندارد. دوستان اصلاح طلب من ببینند چه کرده اند که نماینده و وکیل کارگران نشدند.

سوم: عده ای می گویند لغو فروش شرکت سنگ آهن غیرممکن است.

من اگر ایرانی نبودم و از احوال ایران به عنوان کشور غیرمترقبه ها اطلاع نداشتم باز هم می گفتم این کار غیرممکن نیست. چطور است که می شود برخلاف قول و قرار مسئولان رده بالا( آنطور که نقل است معاون رئیس جمهور دستور عدم انجام داده بوده است) شرکت به فروش برسد پس می توان فروشش را هم لغو کرد و مگر فسخ معامله در شریعت اسلام را برای کی و کجا گذاشته اند؟

سوم: عده ای می خواهند در دل کارگران و بافق، واهمه ایجاد کنند.

باید یادمان باشد که مامور به انجام تکلیفیم نه مامور به نتیجه. وظیفه امروز بافق این است که قانونی، از ظلمی که بر او رفته فریاد بزند و دارد می زند. این کار نه عیب است و نه در آینده موجب شرمندگی ما خواهد بود. این تنها کاری است که از ما برمی آید و سالها فکر می کردیم روزی باید انجامش بدهیم. قبلاً هم نوشتم، مهم نیست که صدای ما را بشنوند یا نه، به خواسته هایمان برسیم یا نه، مهم این است که در برابر تاریخ و نگاه پرسش گرانه بچه هایمان سربلندیم و با غرور به آنها می گوئیم هر کاری که از دستمان بر می آمد برای حفظ و بقاء و دوام و آبادی بافق و سرفرازی شما انجام دادیم.

خوشبختانه تحصیلکردگان بافقی، راهکارهای قابل اجرا و قابل مذاکره ای ارائه کرده اند. که هر کدام می تواند نقشه راه باشد. شاه بیت همه ی طرح ها هم این است.

چون دولت ایران در چهل ساله گذشته مدیریت شرکت سنگ آهن مرکزی را بعهده داشته و تنها متولی امر چغارت بوده است قبل از آنکه معدن چغارت را پیشکش بخش شبه دولتی و خصوصی کند و ویرانی زیرساخت های معیشتی در کنار فاجعه بزرگ خشکسالی، شیرازه بافق را از هم بپاشد، با راه اندازی چرخه صنعت در این منطقه _ که هنوز هم دهها معدن دست نخورده دارد _ بکوشد دست کم دغدغه و نگرانی ما را در مورد یک مسئله ( چگونگی زیست و تامین معاش) تسکین بخشد.

این تمام حرف حساب بافق و کارگرانی است که مشغول اعتصابند.

محمد علی پورفلاح

۳۴ نظر

  1. عرفان می‌گه:

    واقعا گل گفتی
    دم خودت و قلمت گرم

  2. رها می‌گه:

    ممنون ازمقاله ى بیطرفانه ى شما قابل توجه اقاى رضوى اىنهم نظر همجناحى شماکهدرجلسه کذشته ىنخبکان حضورداشته ا

  3. اصل 27 قانون اساسی می‌گه:

    همشهریان عزیز به موارد زیر توجه بفرمایید :
    ۱-مراحل خصوصی سازی تقریبا به پایان کار خود رسیده است و هیچ یک از مسئولین شهرستان – استان و حتی مسئولینی در حد معاون رییس جمهور نمی توانند کاری انجام دهند.همانگونه که دیدیم مافیای مورد نظر به دستور معاون رییس جمهور نیز توجهی نکرد.
    ۲-عده ای از مسئولین شهرستان قصد دارند از طریق رهبری لغو خصوصی سازی را دنبال نمایند.بعید است این اقدام به سرانجامی برسد.
    ۳-عده ای از مسئولین مانند آقای مهندس جوکار-نماینده مردم یزد صحبت هایی در حمایت از شهرستان بافق می زند ولی همه ی ما نیک می دانیم این حمایت ها ظاهر سازی است و حربه ای برای تازیدن به جناح رقیب یعنی جناح اعتدال گرا و اصلاح طلب است.
    ۴-مردم بافق نباید به هیچ یک از جناح های اصول گرا یا اصلاح طلب اجازه دهند از این اعتصاب صورت گرفته به نفع خود سود برند.
    ۵-هدف مافیا فرسایشی کردن حرکت اعتراضی مردم بافق و ایجاد نا امیدی در بین مردم است.شاید در آینده ای نزدیک شایعه ای قوت بگیرد که حقوق کارگران سنگ آهن بپرداخت نخواهد شد و کارگران سنگ آهن هم اگر از حمایت سایر اقشار مردم بافق برخوردار نباشند و ببینند در این میان تنها آنان متضرر می شوند به اعتصاب پایان خواهند داد.
    ۶-هر نتیجه ای به جز لغو کامل خصوصی سازی و به کارگیری حداقل دو مدیر بومی در هیت رییسه ای که مدیر عامل آن بومی است شکست برای بافق محسوب می گردد.
    ۷-همه ی ما می دانیم در نقاط دیگر نیز اعتصاباتی به همین شکل برقرار است پس به نفع دولت است که اعتصاب مردم بافق را به همین شکل نگه دارد و آن را تحت کنترل قرار دهد زیرا اعتصاب سنگ آهن بافق ضرر مالی چندانی به دولت نمی زند.قابل درک است اعتصاب در سنگ آهن به اندازه اعتصاب در بخش نفت اهمیت ندارد.
    ۸-در داخل شهرستان نیز اسیر باند بازی های موجود نشویم باند بازی هایی که یک روز جواد عسکری را هدف قرار می دهد و روز دیگر مرحوم دهستانی و یا هر مدیر دیگر بافقی را.این بازی ها برای انحراف افکار عمومی و به حاشیه کشاندن حق خواهی مردم بافق است.
    ۹-ما نباید حق خواهی مردم بافق را به دعوای بین شهرستان ها بکشانیم.این نیز یک توطئه است و باید بدانیم ما هیچ مشکلی با مردم عزیز اصفهان-خوزستان و اردکان نداریم.
    ۱۰-عده ای می گویند مسئولین رده بالا از این اعتصاب خبر ندارند این دروغ محض است زیرا در دنیای امروز افراد عادی از خیلی از خبرها آگاهی می یابند چه رسد به مسئولین.سایت های خبری داخلی و شبکه ها محاواره ای بارها از اعتصاب خبر منتشر نمودند.البته از صدا و سیما انتظاری نداشتیم و نداریم.
    ۱۱-اگر ما به قانون اساسی اعتقاد داریم باید به همه ی اصول آن معتقد باشیم یکی از این اصول- اصل ۲۷ قانون اساسی است.حال که مردم بافق از اصول ۴۴ و ۴۵ نتیجه ای نگرفتند بهتر است اصل ۲۷ را مد نظر قرار دهند.ترس از اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی ترسی احمقانه است.

  4. رضادهقانزاده بافقی(رخصت) می‌گه:

    با سلام
    خدمت سرورگرامی و دوست عزیزم جناب آقای پورفلاح خداقوت میگویم. ای کاش همه کسانی که دل درگروخدمت به مردم بسته اند مثل شما بی تکلف و بی حاشیه مینوشتند و به این زیبایی حق مطلب را ادعا میکردند. احسنت برشما وقلم زیبایتان. امروز فقط و فقط وحدات همه اقشار وجناحهای بافق همراه بامتانت و صبر لازم است تا بهترین نتیجه حاصل گردد. خداوند به همه کسانی که بادرک وبینش صحیح درراه آگاه سازی مردم قدم برمیدارند طول عمرباعزت عنایت فرماید.
    تابعد…رخصت

  5. عرفان می‌گه:

    وقتی مسئولین ما کاری نمیکنن چرا ما خودمون اقدامی نکنیم چرا ما خودمون صدامون رو به گوش مقام معظم رهبری نرسونیم.
    بیاین همه با هم به سایت دفتر مقام معظم رهبری بریم و درد دلمون رو اونجا بگیم.
    من که رفتم واین کار رو کردم

  6. میرسلیمانی بافقی می‌گه:

    واقعا تعجب می کنم چرا شایعات دروغ می سازند.معادن آهن سنگ اهن خواف هنوز در مرحله اکتشاف و باطله برداری مقدماتی است!!!!سنگ آهنی ندارد!!!

  7. علیرضا می‌گه:

    محمد علی جای خالیت در بافق فردابه وضوح احساس می شد. فکر می کنم کارگران خسته سنگ آهن از این مقاله انرژی مضاعفی بگیرند که خواست نگارنده نیز همین بوده، پس خوشحال باش چون دل عده ای کارگر را که در شرایط سخت جهادی در حال تولید بوده اند شاد کردی که حتما انرژی مثبت آنها به تو و زندگیت خواهد رسید . ما به افرادی چون شما خصوصاً در این شرایط حساس بیشتر نیاز داریم. تنهایمان نگذار

  8. ابی کار می‌گه:

    باسلام
    احسنت به آقای پورفلاح!!بیایید بجای اینکه هر روز شایعاتی منفی داشته باشیم و ترساز آینده خراب ،،دست در دست هم دهیم و بر خواسته هایمان پافشاری کنیم و ب همدیگر روحیه مثبت بدهیم و به آینده خوش بین بوده ،،و انشاالله که خواسته هامون ب دست توانای نایب امام زمانمان یعنی رهبر عزیزمون خواهیم رسید!!

  9. سیدامین رضوی می‌گه:

    تشکر از محمد علی عزیز…. بنده هم به نشانه احترام و تایید حرفهای شما، با اجازه شما مطلب شما و مطلب جناب احمد برزگری را در بافق امروز قرار داده ام. البته با یک جمله ات محمد علی موافق نیستم (دوستان اصلاح طلب من ببینند چه کرده اند که نماینده و وکیل کارگران نشدند.) دوستان اصلاح طلب کاری نمی کنند اما اصولگرایانی که اکنون نماینده حقوق کارگران شده اند، خود تو محمد علی جان بهتر از همه می دانید که در حرف زد ن استادند. این جناح، به خوبی می تواند بر افکار طبقات عامیانه مردم، از جمله کارگران محترم و زحمتکش تاثیر بگذارند و بر موج آنها سوار شوند. احمدی نژاد نیز با استفاده از حربه هایی نظیر سهام عدالت، پخش سیب زمینی و ارد و یارانه توانست رای بگیرد و هنوز برخی از همین افراد، با او موافقند. مشخص است که اصلاح طلبان که از راه قانونی می خواهند کاری انجام دهند، نماینده کارگران نخواهند شد و بالعکس اصولگرایانی که به راحتی می گویند سفره را بتکانیدو همه را به مردم بافق بدهید و پولی هم نداریم و بالایی ها همه سهام دارند و در خودروسازی ها سهام دارند و دزدند و رفیق مافیاا هستند و اینها و …. همه مورد قبول کارگرانی است که دنبال حق خود هستند اما نتیجه، مهمتر است. باید دید آیا این سخنان به جایی هم می رسد. یا فقط استفاده از اعتصابات آزام و حقدار کارگران است برای کوبیدن دولت؟ به نظر بنده خود تو، بهتر از همه می دانی که برخی سخنان و خواستها، نوعی موج سواری از شرایط است. پس نگو که اصلاح طلبان چه گرده اند؟
    در ضمن، مطلبی که بنده سوال کردم از دکتر یاراحمدی و این کارگروه، حال که حداقل بسیاری از مردم، سه سوال بنده را خوانده اند و پاسخی دریافت نکرده اند، حمل بر این می کنم که استعفایی در کا رنبوده و متنی که نوشته شده، متنی نیست که در سازمان ایمیدرو و یا ایمپاسکو رفته باشد و در ثانی از این سکوت، چنین برداشت می شود که برکناری مدیران این دولت، اولین هدف کسانی است که علیرغم اینکه پیگیر حقوق مردم اند در کارگروه، اما یک بار از اتحاد و همدلی مردم و کارگران سخنی نمی گویند. کافی است به طرفداران این افراد، در فحاشی کردنشان به بنده در نظرات بافق امروز، و همچنین به نوشته های آقایان ضیایی، امیر حسین تفکری و دکتر یاراحمدی در بافق نیوز نگاهی کرد.

  10. ما می‌گه:

    سلام
    آقای پورفلاح عزیز ساده گفتی و کامل،دست مریزاد.
    آقایی که از زبان اصل ۲۷ سخن گفتی متن آقای پورفلاح جوابی ست به امثال شما،شما ۱۱ بند نوشتی و آخر مشخص نشد دنبال چه هستی.
    پس منه کارگر گوش دل به سخن پور فلاحی میدهم که میدانم به دور از جناح سیاسی ش غمه شهرش را دارد و تا آخر ایستاده ام…
    یا حق

  11. مردم بافق می‌گه:

    دمتون گرم اقای پور فلاح سخن شما به معنای اتحاد کارگران و بقیه است و خدا رو شکر شما فرا جناحی و مدبرانه سخن گفتید ممنون با اینکه ما طرفدار راستی ها هستیم ولی وقتی سخن شما حق است به چپی ها هم احترام می گذاریم ای کاش نویسنده بافق امروز و بافق نیوز هم مثل شما فکر کنند خیلی ممنون

  12. مجید می‌گه:

    جناب اقای پورفلاح معاون رییس جمهور هرگز نامه توقف خصوصی را ندادند دستور همفکری مسولین خصوصی سازی. با مسولین استان را دادند وروند خصوصی سازی از ان تعطیل نشده وروبه جلو رفتن هم بوده است وهیچ کار خلافی در روند واگداری صورت نگرفته ونمیتوان از این خصوصی سازی را لغو کرد…این عین صحبتهای اقای جوکار بود با شورای شهر بافق.
    .راستی طبق کدام انتخابات ان شخص معلم نماینده کارگران شدند ونماینده چند نفراز کارگران هست ایا امار دقیقی در دست هست

  13. 1404 می‌گه:

    ممنون از نظرتون
    واقا گل گفتین

  14. کارگر معدن می‌گه:

    دست شمادرد نکنه آقای پورفلاح یکی از بهترین نوشته هائی بود که در این مدت خواندم فقط این شماره ۳ بعضی از نظراتش همچین یه خورده….

  15. پشتیبان می‌گه:

    سلام
    اگر بناست از طریق عدم پرداخت حقوق بخواهندبه کارگران مظلوم فشار بیاورند
    پیشنهاد میکنم ستاد پشتیبانی ازکارگران در بافق تشکیل شود و به جمع اوریکمکهاینقدی و غیرنقدی برای این عزیزان اقدام کنند
    افتتاح یک شماره حساب و اعلان عمومی آن نیز ضروری است
    حتما بصورت فوری و سریع این کار را دنبال کنید
    ممکن است از این طریق بخواهند به اعتصا کنندگان فشار بیاورند
    همه مردم کمک کنند و به داد این کارگران برسند
    نباید احساس نا امبدی کنند

  16. هستی می‌گه:

    http://www.mimt.gov.ir/assistant این سایت و شماره همه مسئولین خصوصی سازی زنگ بزنید تا به هدفمون برسیم

  17. ولی الله می‌گه:

    آقای پورفلاح گل گفتید.ممنون

  18. مردی ازتبارشیخ محمدتقی بافقی می‌گه:

    بالاتراز سیاهی رنگی برایمان نیست بااتحاد وهمدلی تاگرفتن حق خود از پای نخواهیم نشست

  19. بالاتر می‌گه:

    ….اقای رضوی مثل اینکه بعد جوری تو این جریانات

  20. کارگران می‌گه:

    درجواب امین رضوی

    جواب شما خاموشی است

  21. موسی می‌گه:

    منهم موافق نظر تو هستم وبتو احسنت می گویم ولی روزی باید جلو حیف ومیل های کذائی را گرفت حالا به هر روش ممکن

  22. علیرضا می‌گه:

    ….کاش این آقای مجید شاهی و سید امین رضوی خودشون رو .

  23. بافقی می‌گه:

    اقای رضوی میشه دست از این حرفهای خاله زنکی برداری وتوی هر سایت یا توی مطالب دیگر عزیزان کامنت های نابجا نذاری این رو بفهم ک حنای تو ن رنگی داشته ن داره.
    تو ک میگی تهمت نمیزنم پس چطور صباغیان رو ب هر حزبی ک بخوای میچسبونی در صورتیکه خودش ب صراحت اعلام کرده عضو هیچ حزب و گروهی نبوده و از حق جانب داری میکند.
    فکر میکنی همه مثل خودت مراقب باد هستن ک ببینن کدوم طرف می وزه همون طرف برن.
    فقط دعا میکنم خدا ب راه راست هدایتت کن

  24. امیر می‌گه:

    مازنده به آنیم که آرام نگیریم
    موجیم که آرامش ما عدم ماست

  25. علی می‌گه:

    اقای رضوی این نظر شخصی من است فکرمیکنم یه خرده ای ……چون مثل زن ها نظر میدی شایدهم …..

  26. مینو می‌گه:

    آیا اون معلم تحصیلکرده ۲ سال در یزد برای بافق چکار کرده که حالا سنگ کارگران را به دوش کشیده آیا جز این نیست که به دنبال پست هست یا طرفدار جمع کردن…

  27. چپ و راست می‌گه:

    فکر کنم در بین اعتصاب کننده ها هم چپی باشد هم راستی چرا منفعت شهرمان را رها کردیم و حزب و گروه تشکیل دادیم و هی از چپ میگیم و راست من امروز برای منافع شهرم قدم بر خواهم داشت و هیچ ربطی هم ندارد کدام دولت سر کار هست و به همه دوستان با همه نظراتشان احترام میگذارم چون با همین نوشته ها و نظرات حقایق روشن میشود پس فارغ از هر حزبی امروز منافع شهرم را در نظر میگیرم و بر آن پا فشاری خواهم کرد

  28. نتیجه می‌گه:

    قبل ازاین باید کاری میشد اکنون دیر است

  29. حسن می‌گه:

    با نظر آقای سید امین رضوی موافقم مشکل بافق احساسی عمل کردن است ولاغیر …. اعتصاب دردی را دوانمیکند فقط وفقط کار وتلاش وعدم ارسال سنگ وپیگیری درخواستهایمان طبق قانون حرمت افراد را نگه دارید این موصوع مربوط به دولت قبل بوده ومصوبه هست وکاری نمیشود کرد پس عاقلانه عمل کنیم وفقط به فکر امتیاز گیری باشیم وچرخه فولاد در بافق تکمیل شود

  30. کارشناس اقتصادی می‌گه:

    ایمیدرو باید در شرکت ملی فولاد ادغام شود .
    هزینه های دولت هم صدها میلیارد تومان کاهش مییابد .

  31. محمد110 می‌گه:

    همشهریان عزیز.مابافقیها یک خصلتی داریم که میخوایم برای ابادی شهرخودی چشم به دست غریبهاداریم.ومیخوایم انان برای ابادی بافق کارکنندکه نتیجه ای ان معلوم میباشدمابایدازگذشته عبرت بگیریم واین فکرباطل که ابادی شهروابسته به معدن می باشداگراین جوری بودشهرهای که ازنعمت معدن برخوردارنیستن بایدخرابی باشدولی می بینیم که درست برعکس ان است هم گاز.هم جاده خوب هم شهری اباددارندولی شهرما باداشتن این همه نعمت خدادادی هنوزخیابان اصلی شهرناتمام می باشد۹سال هست که دارند۱۰۰کیلومترجاده یزد بافق را دوبانده می کنندهنوز۴۵کیلومتران مانده است جاده ایکه تابه حال جان ده هاتن ازمردم راگرفته است.وبازهم میگیردکس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

    Reply