دوشنبه ۴ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۲:۳۵:۲۴ قبل از ظهر

سوال هایی که باید در داستان معادن بافق پرسید!

کد خبر: 42392
تعداد بازدیدکننده: 106
تاریخ: ۱۸ خرداد ۱۳۹۳

کارگران بزرگترین معدن سنگ آهن ایران مدتی است دست از کار کشیده اند. تلاش های مسئولان و بزرگان نیز تاکنون نتیجه بخش نبوده است. البته شاید منبع خبری شما صدا وسیما باشد و بی شک سکوت این رسانه باعث شده از داستان بافق بی خبر باشید. برای اطلاع از داستان، روایت زیر را بخوانید. به گزارش یزدی نیوز به نقل از هفته نامه پرگار؛ اگر اهل خبرخوانی از رسانه ای به غیر از صدا وسیما باشید بی شک می دانید این روزها در شهرستان بافق، شرایط خاصی حاکم است. کارگران بزرگترین معدن سنگ آهن ایران مدتی است دست از کار کشیده اند. تلاش های مسئولان و بزرگان نیز تاکنون نتیجه بخش نبوده است. البته شاید منبع خبری شما صدا وسیما باشد و بی شک سکوت این رسانه باعث شده از داستان بافق بی خبر باشید. برای اطلاع از داستان، روایت زیر را بخوانید.

سال ها پیش مقام معظم رهبری یکی از اصول قانون اساسی موسوم به اصل ۴۴ را به دولت وقت ابلاغ کردند. مضمون این اصل این است که دولت باید با واگذاری و فروش شرکت های خود به بخش غیردولتی ، خود را کوچک کند.علاوه بر این نکته ، اقتصاددانان دهه ا فایده دیگر را نیز از نتایج خصوصی سازی می دانند. به هرحال بعد از این ابلاغ، سازمانی به نام خصوصی سازی تشکیل شد و هر ساله بر اساس شرایط و آیین نامه های مشخص شده، تعدادی از شرکت های دولتی واگذار می شود. اگر به سایت این سازمان مراجعه کنید اطلاعات مختلفی از فروش ها دریافت خواهید کرد.

 

معامله های این سازمان

رقم های جالبی دارند به عنوان مثال وقتی قرار بود شرکت مخابرات ایران توسط این سازمان بفروش برسد رقمی معادل هشت هزار میلیاردتومان برآورد شد. این فروش ها به گونه ای نیست که هر کسی بتواند هوس خرید به سرش بزند. دولت هم قرار نیست به هر کسی بفروشد. طبق آیین نامه های فروش، باید صلاحیت فنی، مالی و امنیتی خریدار توسط مراجع تایید شود و رقابت هم به صورت حضور در بورس است.

از آنجا که معدن سنگ آهن بافق نیز جزو اموال دولت بود، سایه خصوصی سازی بالای سر این شرکت نیز آمد و غائله این روزهای بافق از اینجا شروع شد.

چندی پیش یکی از رسانه ها اعلام کرد شرکت سنگ آهن بافق به همراه معادن چغارت و سه چاهون که از جمله معادن بزرگ سنگ آهن کشور است براساس مصوبه ای به صندوق بازنشستگی فولاد و از جمله شرکت های زیر مجموعه های تامین اجتماعی واگذار شده است.  واگذاری این معادن به بخش خصوصی به قیمت ۳ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان آن هم در هشت قسط چهار ساله صورت گرفت. البته این رقم در ازای فروش بیش از ۷۲ درصد مالکیت معدن بود. مدتی بعد اعلام شد برای ۲۸ درصد باقی مانده نیز در فرابورس تصمیم گیری می شود وخریداران می توانند آنجا خرید کنند. مبلغی حدود ۱۸۰۰ میلیاردتومان اعلام شد که بر اساس شرایطی به خریدار واگذار میشود. در فرابورس شرکت فولاد خوزستان بود که برنده شد.

با انتشار این خبر واکنش ها آغاز شد. نمایندگان مجلس، شخصیت های شهرستانی و استانی حتی وزیر صنعت معدن نیز واکنش نشان دادند. تا اینکه چند روز پیش کارگران این معدن دست به اعتصاب زدند و رسما بزرگترین معدن سنگ آهن ایران تعطیل شد.

هفته نامه پرگار تلاش های زیادی را برای تهیه گزارش ویژه رویدادهای بافق کرد. هرچه در جستجوی پاسخ به سوالات بیشتر کنکاش می شود، به سوالات بیشتر بر خوردیم. سوالات زیادی در ذهن جستجوگر اهالی پرگار شکل گرفت و کسی نیز نیافتیم که پاسخ روشن و کاملی بدهد. لازم دیدیم این سوالات در این مجال منتشر شود و هر کس پاسخی دارد برای پرگار ارسال کند. بی شک در شماره های آتی پاسخ تمام این سوال ها را با رعایت جوانب حقوقی منتشر خواهیم کرد تا هم پرگار به رسالت خود عمل کرده باشد و هم کنه ماجرای بافق شناسایی گردد.

مخاطب بخشی از این سوالات، کارگران معدن، مدیران معدن، مدیران استان، مدیران وزارتخانه ها، نمانیدگان مجلس، رسانه ها و از همه مهمتر مردم هستند.

 

آیا اصلا و اصولا امکان واگذاری این منابع به بخش خصوصی وجود دارد؟ نحوه واگذاری معادن کوچکتری به افراد چیست؟ آیا با بیان اینکه صرفا بهره برداری از معدن واگذار می شود اصل ایراد مرتفع می شود؟!

روند واگذاری این معادن بر اساس

آیین نامه ها و قوانین بوده است؟ اشکالاتی که بعضا در فضای رسانه ای و برخی شخصیت ها مطرح

می شود تاثیری در ابطال این واگذاری دارد؟

آیااصلا سهام شرکت واگذار و فروخته شده متعلق به دولت بوده است؟

چه زمانی مسوولین استان از واگذاری مطلع شده اند؟

نظر کارشناسی مقام های استانی به عنوان مدیران و تصمیم گیران استانی درباره واگذاری چیست؟

آیا چنین واگذاری هایی برای توسعه استان(در قدم اول) و توسعه کشور (در قدم بعدی) مفید است؟

میزان نفع واگذاری  یا عدم واگذاری برای شهرستان بافق و استان چیست؟ به بیان دیگر اگر معادن واگذار شود چه عایدی یا ضرری نصیب می شود واگر مثل سابق واگذاری خاصی صورت نگیرد شرح دستاوردهایش برای شهرستان و استان چیست؟

آیا در طی سال های گذشته استان یزد و شهرستان بافق به طور عادلانه از این منابع که مرتب از استان خارج می شوند، منتفع  شده اند؟ لطفا شرح دهید.

آیا هیچ برنامه ای برای ایجاد صنایع مجاور و مرتبط و یا اقدامات دیگری که موجب ایجاد زیر ساخت های مناسب در آن شهر بشود در همه

سال های پیش انجام شده است؟

لطفا در مورد وعده هایی که در سال های گذشته به صورت رسمی بین مردم و دولت ها امضا شده ،گزارشی ارائه شود؟

آیا اصلا – بر اساس قوانین موجود – امکان لغو این واگذاری ها وجود دارد؟

آیا اگر روزی سنگ آهن بافق تمام شود چیزی از بافق باقی می ماند؟ این شهر چه مزیت نسبی دیگری دارد؟

ایجاد شرایط مشابه مثل معدن چادرملو چگونه ارزیابی می شود؟ آیا تشابهی وجود دارد؟

آیا برنامه دولت در کلان برای اینگونه منابع و معادن چگونه است؟ آیا الگوهای دیگری هم در کشور اجرا شده است؟ آیا اعتبار سنجی در این خصوص انجام گردیده تا معلوم شود کدام ارجح است.

این جمله که گفته می شود دولت برای کسری بودجه محبور به فروش معادن است تا چه میزان صحت دارد؟

وعده هایی که در مورد لغو این واگذاری ها از سوی مسوولین استان و برخی مسوولین کشوری داده شده ، واقعیت دارد یا برای آرام نمودن اوضاع فعلی گفته می شود؟

آیا این شلوغی ها دلیل موجهی دارند و یا فقط نوعی جنجال صنفی هستند؟

برخی مسوولین و افرادی محلی در افزایش شور احساسی این تجمعات نقش دارند. آیا بررسی شده است این افراد دنبال منافع مردم هستند یا گروه خود؟ آیا اصلا امکان بررسی برای یافتن پاسخ این سوال وجود دارد؟

آیا مسوولین استان به فکر ریشه یابی این اتفاقات هستند و یا اینکه دوباره به دنبال یافتن راه حل های موقتی و خاموش کردن آتش اغتشاش ها میگردند؟

علت تکرار مکرر این وقایع چیست؟ چه

فلسفه ی پیچیده ای وجود دارد؟

نقش رسانه ها در روند این ماجرا چیست؟ آیا توانسته اند نظر عموم جامعه و مسئولان را منعکس کنند؟

آیا مسوولین استان به برنامه ریزی بلند مدت و حفظ منافع استان می اندیشند و آیا برنامه ای در این خصوص دارند؟

آیا واقعا دغدغه امنیتی بلند مدت استان نباید در راستای حفظ منافع استان، ایجاد منافع و منابع پایدار، تولید و اشتغال پایدار باشد؟ اقدامات انجام شده در این خصوص را شرح دهید؟

آیا برپایی اینگونه تجمعات برای سوء استفاده گروهی و فردی نیست؟ آیا این تبدیل به یک رویه نشده است؟ آیا اگر برخوردی اصولی و پایه ای شده بود باز هم شاهد اینگونه موارد بودیم؟ آیا این

بهانه ای نیست که افرادی بتوانند در زمان های مختلف برای فشار آوردن روی افراد و مسوولین با ایجاد یک بلوا و جو امنیتی،  از این آب گل آلود ماهی می گیرند؟

آیا درست است که افرادی که مرتب در حال لابی کردن برای واگذاری معادن کوچکتر به افراد خاص بوده اند حالا سنگ مردم را به سینه

می زنند؟

اینکه مردم درخواست می کنند سهم باقی مانده به آنها واگذار شود از لحاظ شرعی و قانونی امکان پذیر است؟

میزان ریالی سهم ۲۸ درصدی چه قدر است؟ آیا مردم توان پرداخت آن را دارند؟ آیا دولت امکان بخشیدن آن را به مردم دارد؟

اعتصاب کارگران چه نفع یا ضرری برای معدن، کارگران، شهرستان بافق و استان یزد دارد؟

 

طرح این سؤالات با هدف ایجاد بستر مناسب و بدور از هیاهو و رفتار احساسی برای  رسیدگی درست و همیشگی به غائله بافق است. سوالات متعدد دیگر هم وجود دارد. ولی برای شروع یک بحث مناسب صرفا این سوالات منتشر شد.  از همه کسانی که دغدغه مردم بافق و مردم یزد و کارگران  معدن، مسئولان در بخش های مختلف و همچنین منافع دولت و ملت در نظر دارند برای ارسال پاسخ خود به پرگار دعوت می شود. راه های ارتباطی با پرگار در شناسنامه نشریه گنجانده شده است.

۲ نظر

  1. بسیج مردمی بافق می‌گه:

    امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند شعار ماندگار امام خمینی هنوز د ر اذهان مردم ایران نقش بسته است جه خوب گفت این پیر جماران
    اما ما باید بگوییم مافیای فولاد و خائنین بافق و بعضی از …. خوب بدانید ملت بافق بیدار هستند و حرکات و جلسات شما را رصد می کنند نگذارید دوباره این فنر تنفر از خیانتهای شما دوباره باز بشه و دستان خیانتکار شما رو بشود به چه جراتی در جلسات خانگی وبه تحریک بعضی کارگرها برای رفتن به سر کارر ا دارید؟ایا این خیانت به شهر بافق به شهروندان بافقی و شورای شهر بافق که در تهران به سر می برند نیست
    به چه جراتی اقایی که مافیای حمل سنگ اهن هست و خدا می داند چه درامد میلیاردی از حمل این سنگ اهن به جیب میزند خواستار عقب نشینی مردم بافق از حق مسلمشون می باشد؟
    اقای ….
    البته ما به نیات شوم پشت پرده سیاست شوم شما خبر داریم
    ؟۱
    ایا شما از جلوگیری از حمل سنگ اهن متضرر نمی شوید به خاطر اعتصاب مردم بافق کاسبی شما خوابیده است؟
    ۲-……………….!
    چرا الان که شورای شهر در تهران پیگیر مطالبات مردم بافق می باشند شما از پشت به شورا خنجر میزنید
    والله که ما جوانان بافق از این تاریخ به شما هشدار می دهیم که در برابر حرکات شما خاموش نمی نشینیم و شما را از عبور از خط قرمزهایمان هشدار می دهیم

  2. ندای بافق می‌گه:

    خدا میدونه الان تو این جریانات که ما مردم بافق پیگیر چغارت و سه چاهون هستیم که باید هم باشیم دارن موازی ما کار میکنن و کجا و کدوم معدن رو بایه روش و دسیسه دیگه از بافق جدا میکنن مسئولین شورای شهر و فرماندار غیر بومی مدیر عامل شرکت به گوش و تیز بین باشین باز سر شهر کلاه نرود و بیایید بگین ما خیانتی نکردیم