شنبه ۶ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۴۷:۴۶ قبل از ظهر

امید بافق به چغارت باقیست و بس !!!

کد خبر: 42578
تعداد بازدیدکننده: 278
تاریخ: ۲۱ خرداد ۱۳۹۳

IMG_41841-300x225

چغارت یعنی کوهی برافراشته و سر به آسمان کشیده دردل کویر .
چغارت در بافق کوهی از عظمت و افتخار است که تمام مردم بافق و حتی بیشتر مردمی را در خود جای داده است همان طور که در این روزهای پرپیچ و خم ماندگار در تاریخ ، بیشتر مشخص شد ، مردم بافق نیز تنها چغارت را دارند و تنها امیدشان به چغارت است چراکه از خودشان است و تجربه ثابت کرده است مطمئنتر از هرچیز و هر کس و هر حزب و دولتیست ، همین است که نزدیک یک ماه است به همنشینیش نشسته اند و حاضر شده اند در محافلی برایش دعاهای مختلف بخوانند و طبیببان متفاوت بطلبند تا از رو به موتی خواندنش ، در آورند تا دوباره قدرت پیدا کند چرا که چغارت باید مثل و مانندی از خود برای مردم بافق جای گذارد و جانشینی داشته باشد . او نمی تواند مردم بافق را در این دنیای وانفسا تنها رها کند . پس مردم بافق فقط به او امید دارند و بربالینش نشسته اند تا بار دیگر چندین سال به عمر کاسته شده اش بیافزایند و وی فرصتی داشته باشد تا جانشینش را سرو سامانی دهد چرا که معتمد و امیدبخشی غیر او نیست زیرا که دیر زمانیست هرچه امید و اعتمادی به استانیان و مرکزیان داشته اند مافیای فولاد ربوده اند و با قطار و تریلی برده اند .
آری چغارت بافق ، نعمتیست که سالها در منظر طلوع هر روزه ایام مردم بافق قد علم داشته است و امید بخش ملت بوده است قرار بوده شهر خودش را از این گودال عمیق بیرون بیاورد و مسبب توسعه و پایداری شود . اما این کوه تا به امروز کمتر زمانی توانسته قدمی برای شهرخود بردارد چرا که همیشه ایام بودند مافیایی که آب را نیاورند و سنگ را ببرند ، گاز را ندهند و فولاد را نگه دارند ، توسعه و کارخانه ها را چشم اندازی از سراب کنند و اعتماد را نابود کنند و … .
اما امروز مردم بافق بر بالین چغارت چون چغارت ایستاده اند و می دوند و تلاش می کنند تا آنچه که چغارت و آفریده اش میخواسته رخ دهد آنچه که باعث شود مردم بافق پس از ۱۲۰ سال ، در نبود چغارت خوب زندگی کنند و در مجالس ترحیمش عالی شرکت کنند و او را بزرگ بدارند چون چغارت .
امید است که مسئولان و دلسوختگان این مرز پرگهر ، رسانه ها و خبرگزاران ایران اسلامی هر چه زودتر چغارتی را که مافیا پشت گودالی عمیق پنهان کرده اند و متروکه می خوانند ، ببینند و باعث شوند چغارت برای سالیانی دیگر همنشین بافقیان باشد تا جانشینانش توان گذراندن امورات مردم بافق را بدست آورند . البته این امید بسته به وفاق و همدلی و یکصدایی بافق و بافقی دارد .

محمد مهدی علیزاده فلاح

۱۳ نظر

  1. امیرحسین کارگران بافقی می‌گه:

    سلام نوشته ها ما را که نمی گذارند ولی تراژدی واقعا زیبایست که بعد ها می شود یک فیلم پر فروش مانند اخراجیها از روی آن ساخت
    به امید ایرانی آباد

  2. رضا می‌گه:

    زشته این حرف از یک مهندس مملکت
    باید به حال اون شهر گریه کرد که امیدش به یک معدن باشه
    این افتخار نیست … مایه بدبختیه

  3. ماشاالله شمس الدینی می‌گه:

    سلام
    مطلب زیبایی بود جناب آقای علیزاده بافق به همراهی و پشتیبانی از همه اقشار مردم نیاز داره چون عوارض زیان آور وجود نازنین معدن پرخطر با فاصله بسار کم با محل سکونت با شرایط یکسان بین همه تقسیم میشه پس باید با همراهی و همصدایی و به دور از هرگونه تند روی و ایجاد تنش و نفاق بین هم
    بافق رو به مرحله ای برسونیم که بشه الگوی نمونه بین شهرهای ایران بافقی آبادتر از همیشه.ماهمچنان منتظر شنیدن اخبار تازه از گروه اعزامی به تهران هستیم خدایارتان دست حق نگهدارتان .

  4. سعید می‌گه:

    آقای علیزاده دستمریزاد،تنها دارایی بافق همین چغارت است وماتاکوتاه نمی آییم، مگر آقایان چندکارخانه یا اقدامی برای ماکردند که دست ازاین معدن برنمیدارن،یک کارخانه فولاد برای اینجا تصویب شد که آن را هم به برباددادند،گازکشیدند،جاده رادوبانده کردن، کارخانه های جوارمعدنی زدن،بیمارستان مجهزکردن،و،،،،،آقایان اول به کارهای مثبتی که برای این شهر کردن نظری بیندازن بعد فکر تاراج چغارت باشند،

  5. سعید می‌گه:

    آقای رضا، آقای علیزاده خیلی هم خوب و زیبا گفتن،شما نیازی نیست برای شهرما گریه کنی فکر خودت باش وبحال خودت گریه کن که نمیدونی معدن چغارت چه معدنی هسته،

  6. فرشاد می‌گه:

    اقارضا سلام,کاشکی می گفتی چکاره ای,اگر معدنی هستی پس بی خود این نظر را می دی که بعد از خدا نباید امید به معدن داشته باشیم و اگر کار ازاد داری اگر راست می گی مشتری معدنی قبول نکن تا ببینم امثال ادمهای مثل شما که اینجور حمایت می کنند مشتری از کجا میارن ,باز هم میگم بعد از خدا

  7. صادق می‌گه:

    سلام مهندس جان حرف ازجانشین چغارت زدی منظورت دی۱۹است که ان را هم بردند

  8. رضا می‌گه:

    مهندسین ما تو بافق به جای اینکه دنبال ابتکار و خلاقیت باشند بجای اینکه دنبال کار آفرینی باشند بجای اینکه به مردم بیاموزند که شهر نباید تکیه اش به یک معدن باشه یک فکری به حال روزی کنند که معدن تمام میشه یا اینکه از لحاظ نیرو اشباح میشه ، نشتند در باره خصوصی شدن معدن مطلب میزنند امثال شما در شهرهای دیگه خودشون کارآفرینند نه نویسنده

  9. محمد مهدی علیزاده فلاح می‌گه:

    باسلام خدمت تمام دوستان و تشکر از نظر دهندگان مخصوصا آقای رضا
    لازم شد در رابطه با جمع نظرات چند جمله ای بنویسم:
    ان شالله این سنگ و وضعیت از جلوی پای بافق برداشته شود . این واقعیت که بافق به چغارت امید دارد و بس!!! خوب نیست ولی وجود دارد . لذا باید جانشینانی داشته باشد از کارخانه جوار معدنی گرفته تا D19 و حتی کارخانه های بسته بندی و فرآوری خرما و … تا بافق بدون چغارت نیز زنده بماند .
    اما نویسندگی منافاتی با فعالیت های دیگر یک فرد و شهر ندارد .رسانه و مطبوعات چیزیست که یک شهر نیاز دارد همان طور که اقتصاد و شغلهای جدید و … می خواهد .
    لذا به اعتقاد بنده تنها چیزی به شهر ضربه می زند بی تفاوتی در هر امریست باضافه وابستگی به یک فعالیت یا کوه مثل چغارت
    سربلندتر باشید

  10. مجید شاهی می‌گه:

    یک لحظه درست بیاندیشیم

    بافق شهر مادری و زادگاه مردمی است که جز واژه وفادار ی به نظام هیچ واژه دیگری زیبنده این شهرنیست. مردم دیاری که عشق به خاک و سرزمین ایران گوشت و پوستشان ریشه دوانده و سال های متمادی دررشد و اعتلای اقتصاد این نظام با وجود برخی کمبودها و کاستی ها تلاش کرده اند.تلاش و کوششان در معادن شهرستان مثال زدنی و جدیت شان درکار قابل ستایش است .اما اینکه چرخه اقتصادی شهر که همان معدن چغارت می باشد از حرکت ایستاده است. یک سوال بی پاسخ است آن اینکه به راستی چرا   باید اینچنین بشود و این حرکت چه اثراتی ناخوشایندی ممکن است در پی داشته باشد؟

    درجواب وقوع علت حادثه به مسائل مختلفی چون عدم امکانات کافی در شهرستان با وجود منابع طبیعی بی شمار اشاره کرد که بنده بدون شک این حق را به مردم شریف و صبور بافق می دهم که در شهرمان کمبودها و کاستی هایی وجود دارد .اما اگر نگاهی به عملکرد مردم این دیار بیندازیم باید بگوییم در سال های اولیه انقلاب اسلامی عده ای کج اندیش در زمان استقبال از شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی رفتارهایی از خودشان نشان دادند که نقطه تاریکی در عملکرد مردم شهرستان به شمار می آید ،هرچند که در سال های بعد در صحنه جنگ ودفاع مقدس مردم بارها وفاداری شان را به نظام وولایت ثابت نمودند اما این حرکت عده ای معدود نقطه سیاهی در کارنامه تابناک مردم ولایت مدار شهرستان به شمار می آید.

    روزهای گذشته با وجود تمام کاستی ها سپری گردید ومردم این دیار با تلاش و کوششان در حرکت رو به رشد نظام در عرصه اقتصادی،تمام تلاششان را به کار گما ردند و با استخراج سنگ های معدنی نقش مثبت وسازنده ای در این عرصه ایفا نمودند.

    امادرسال۱۳۹۰ مردم این دیار دست به یک سری اعتصابات زدند که منجر به یک نوع ناهنجاری اجتماعی گردید که هیچ گاه نمی توان اثرات مخرب آن بر چرخه اقتصادی شهرستان را نادیده گرفت.جابجایی بعضی طرحهای مهم وحیاتی شهرستان که اترات منفی ان سالهای سال بر پیکره بی جان بافق قابل مشاهده خواهد بود

    آری هر حرکت اشتباهی تاوانی دارد .اما فرزندانمان تا کجا باید تاوان اشتباهات مارابپردازند و ای کاش پس از این ماجرا واعتصاب فرزندانمان بیشترین ضرردیدگان این حادثه نباشند.به خود اییم وبیش ازاین راضی به تخریب خود وشهرستان عزیزمان نباشیم. دوستان ما بدون هیچ نتیجه ایی از پیگیریها به شهرستان بازگشتند اما چرا شهامت گفتن واقعیت را ندارند سوالی است که بلاخره بایدبرای ان پاسخی قانع کننده پیدا کنند بجای اینکه. بادروغ کارگران شرکت را سر کار بگزاریم بهتراست با گفتن واقعیت جلوی تخریب بیشترشهرستان وتضییع حقوق پرسنل را بگیریم ..انان که با گفتن واقعیت خود را در انظار مردم عزیز کنند صد ها مرتبه بهتر از کسانی هستند که با دروغ وساختن چهره ی پوشالی میخواهند خود را بزرگ جلوه دهند .. مجید شاهی

  11. اکبر می‌گه:

    سایت بافق فردا باسلام بهتر نیست که شعر بالای سایت را از سعدی انتخاب نمائید واین شعر را بنویسید بنی ادم اادای یک دیگرند که در افرینش از بد بدترند

  12. ح-ا-ا می‌گه:

    باسلام
    من که خبردرستی ازذخیره معدن چغارت ندارم ولی ازرفقا که می شنوم می گویندآن چنان خبری هم نیست ازش.بایدبه فکرچاره ای دیگربود.معادن همجواررابایدفکری بهینه تر وبه فکربرون رفت ازتکیه به معدن داشت.بافق نسبت به شهرهای همجوار،هنوزخیلی ازبی آبی رنج نمی برد.بایدکشاورزی پسته وخرماو…….باروشهای آبیاری جدیدباحمایت دولت رو آورد

  13. فتوحی می‌گه:

    درست است که اعتصابات سال ۹۰ نتایج بدی را برای شهر به دنبال داشت ولی این نکته را نیز باید در نظر گرفت که مردم بافق چهل سال در خواب غفلت بودند و شاید آنقدر سر به زیر و فروتن که کاری به کار کسی نداشتند ویک اعتراض لازم بود تا مردمی را که در رویای شهری اباد بودند بیدار سازد اما حیف که اغتشاش بافق همچون کبریتی بر زیر هیزمی بود که تمام رویا ها را سوزاند